توقيف روزنامه بهار توسط هيئت نظارت بر مطبوعات و انتقادات صريح علي جنتي، وزير ارشاد از محتواي سرمقاله اين روزنامه كه روز قبل عيدغدير به چاپ رسيد، در واقع اولين تقابل دولت يازدهم با ديدگاهي بود كه روزگار اصلاحات بر مطبوعات زنجيرهاي حاكم بود و وقتي پاي مقدسات مردم به ميان ميآمد، همه چيز حتي خود خدا را نيز قابل نقد و اعتراض ميدانستند و با هر برخوردي هم سريعاً ژست روشنفكري ميگرفتند كه چرا تاب شنيدن نظرات مختلف و مخالف را نداريد.
اما نوع مواجهه اصلاحطلبان با اين برخورد و تقابل جديد هيچ نشاني از نوع برخوردشان با توقيف مطبوعات توسط قوه قضائيه در سالهاي اصلاحات نداشت؛ اين بار اصلاحطلبان تقريباً آرام و منطقي با قضيه كنار آمدند.
در حالي كه موضوع هيچ تغييري نكرده بود و در هر دو مورد، رسانهاي اصلاحطلب به خاطر زير سؤال بردن مقدسات توقيف شده بود. اين تفاوت واكنش در قبال عملكردي يكسان چه دليلي داشت؟
كينه ديرينه اصلاحطلبان از قوه قضائيه
از همان روزي كه با دستور دادستاني وقت تهران 16 روزنامه اصلاحطلب توقيف شد تا همين امروز كه بيش از 13 سال ميگذرد، انتقادات بابت آن توقيفها به نظام و قوه قضائيه از سوي اصلاحطلبان وجود داشته و آنان همواره تعطيلكنندگان را به نقض آزادي بيان و نداشتن تحمل شنيدن صداي مخالف متهم ميكردند. آنها البته هيچگاه اشاره نميكنند كه در فضاي پس از به قدرت رسيدن اصلاحطلبان در سال 79 چه اتفاقي در روزنامههاي زنجيرهاي افتاد كه از سوي رهبري، برخي مطبوعات پايگاههاي دشمن لقب گرفتند و ايشان گلايهشان از اين جريان را آنچنان كه خود گفتهاند، به عنوان درددل و شكوه با فرزندانشان (در ديدار با جوانان) در ميان گذاشتند.
آقا در ارديبهشت 79 ميفرمايند: «من وجود اين جريان تبليغاتى و مطبوعاتى را به حال كشور، به حال جوانان، به حال آينده، به حال انقلاب و به حال ايمان مردم مضر مىدانم. اين جريان، دائم درصدد قداستشكنى از مسائل اساسى اسلامى است.
مباحث اسلامى را زير سؤال مىبرند؛ انقلاب را زير سؤال مىبرند؛ نه با بيان منطقى، با روشهاى بسيار غلط كه جز در مطبوعات ناسالم در دورههايى كه بوده، انسان نمىتواند نظير و شبيهش را پيدا كند!» آن روزها چه شده بود كه عتاب و درددل رهبري را در پيش داشت و پس از آن 16 روزنامه توقيف شدند؟! همه شكوههاي آن روزها پاي سياه نماييهاي تعدادي از مطبوعات از وضعيت كشور و سيل زير سؤال بردن اعتقادات مردم و شبههافكنيها در باب مقدسات ديني مردم بود.
هر روز مقالهاي از روزنامههاي زنجيرهاي سربرميآورد و به گوشهاي از باورهاي ديني مردم زخم ميزد؛ روزي ولايت اميرالمومنين... روزي معصوميت ائمه... روزي معجزه بودن قرآن... و خلاصه هر روزي باوري ديني تحت سؤال و شبهه قرار ميگرفت و در ميانه چنين رويكردي كه صداي اعتراض ملت مومن و انقلابي ايران بلند شده بود، رهبري نيز شكوه خود را پس از طرح با رئيسجمهور وقت، با مردم نيز به طور علني در ميان گذاشتند.
اصلاحطلبان كه پايگاههاي رسانهاي خود را از دست رفته ديدند، هيچگاه بابت اين برخورد با مطبوعاتي كه مقدسات ديني را زير سؤال ميبردند، دلشان با نظام صاف نشد و از سويي بهانه لازم براي زدن تهمت و برچسب به حاكميت را مغتنم شمرده و حتي در همين سالهاي اخير، با واقعه كهريزك بهانه لازم براي انتقام از دادستان آن روزهاي تهران را كه حكم تعطيلي اين روزنامهها را صادر كرد، مغتنم شمرده و بر آتش كينه قديمي خويش مرهمي نهادند!
توقيف بهار به نفع همه!
در روزهاي اخير اصلاحطلبان با توقيف ديگري از مطبوعات مواجه شدند؛ توقيف روزنامه بهار. توقيفي كه بيدخالت قوه قضائيه و با رأي هيئت نظارت بر مطبوعات كه زيرمجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است، صورت گرفت. اين در واقع اولين توقيف روزنامه در دولت تدبير و اميد و اعتدال بود كه توسط نهادهاي خود دولت صورت گرفت و بر خلاف توقيف توسط دادستاني صداي اعتراض چنداني را از ميان اصلاحطلبان بلند نكرد.
آنها نميتوانستند دولت متبوع خود را هم افراطي بنامند و در اعتراض به بسته شدن بهار آن را ناقض حق آزادي بيان بنامند و اين گونه در رودربايستي با دولتي كه از آن خود ميدانند، ماندند!
بهار به همان دليلي توقيف شد كه ارديبهشت 79 آن روزنامههاي فوقالذكر توقيف شده بودند؛ زير سؤال بردن مباحث ديني و مقدسات مردم؛ و واقعيت آن بود اين بار كه در آستانه عيد غدير ولايت اميرالمومنين عليه السلام در سرمقاله روزنامههاي اصلاحطلب زير سؤال رفت، در واقع امر آش آنقدر شور شد كه صداي خود اصلاحطلبان نيز درآمد و محمدرضا عارف كه بهار منسوب به وي است، آن سرمقاله كذايي را متأثركننده خواند و حتي دفتر وي ارتباطش با روزنامه بهار را تكذيب كرد! بيشتر روزنامههاي اصلاحطلب خبر توقيف بهار را پوشش قابل توجهي ندادند و كوشيدند خيلي بيسر و صدا از كنار آن بگذرند... ميتوان پيش بيني كرد كه اگر اين توقيف توسط قوه قضائيه صورت ميگرفت، چه هجمه رسانهاي عليه دستگاه قضايي راه ميافتاد و تا چند سال توقيف بهار بهانه اين جماعت ميشد!
دولت نيز نميتوانست در قبال اين حرمتشكني با مسامحه برخورد كند و طبيعتاً نميتوانست ميان حمايت از روزنامه بزرگان اصلاحطلب و خدشهدار شدن وجهه اعتدالياش در ميان مراجع قم و مردم متدين، گزينه اول را انتخاب كند و براي همين هم توقيف بهار به نفع دولت بود! اصلاحطلبان نيز ترجيح دادند در اين زمينه، شرايط دولت را درك كنند و حتي دامن خويش را از اين ننگ پاك بدانند! به ويژه عارف كه پس از كنار زده شدن توسط اصلاحطلبان در انتخابات رياست جمهوري، حال چشم به انتخابات مجلس دوخته است و لاجرم تمايلي ندارد كه در حافظهها باقي بماند كه روزنامه عارف ولايت اميرالمؤمنين را زير سؤال برده است.