يكي از مشاغلي كه پيشينه آن به زمان آدم ابوالبشر (ع) ميرسد، شغل چوپاني است. چوپان به نوعي نگهبان حرفهاى است در امور تغذيه، نگهدارى و بهرهبردارى از فرآوردههاى دامهاى اهلى كوچك (گوسفند و بز) كه در روزگار گذشته با شرايط معينى به استخدام صاحب يا صاحبان دامها در ميآمدند. آنها موظف بودند در طول روز گلههاى بز و گوسفند را براي چرا و چريدن به بهترين و سرسبزترين مراتع ببرند و در مقابل دستمزد بگيرند. اين روند به ظاهر ساده زنجيره پيچيده و بسيار خطرناكي، چون حمله گرگ و دزد به گله يا تلف شدن به وسيله سيل و مار را در پي داشت و خطر مدام در كمين دامها بود. جالب است كه تمام اين خطرها و تحمل اين سختيها تنها با اين هدف صورت ميگرفت كه احشام گله از گوشت و بعضاً شير طبيعي و سالمي برخوردار باشند؛ موردي كه در روزگار ما به كلي به فراموشي سپرده شده است و گوشت دامهاي امروزي تنها نام گوشت را به ميراث بردهاند!
اين روزها قيمت گزاف گوشت گوسفند، توليدكنندگان را بر آن داشته كه با حذف تمام ريسكها و خطرها، احشام پرورده خود را در آغلها نگهداري كنند و با خوراندن كاه و كاغذ و شايد گاهي علوفه خشك به دامها و اعمال فوت و فنهاي دامداري به سرعت احشام را پروار كرده و گردنشان را به كارد بسپارند، تا سود خود را با گوشت مصنوعي كيلويي 28هزار تومان به جيب بزنند و اين چرخه معيوب را به دور از اصول اخلاقي بگردانند و زندگي مردم را فداي سوداندوزي خود كنند. اين در حالي است كه مصرفكننده از همه جا بيخبر، نميداند كه در ازاي پول هنگفت و روز افزوني كه در ازاي خريد گوشت پرداخت ميكند، چه عايدش ميشود و آيا با مصرف چنين گوشتهايي نيازهاي تغذيهاي خانواده خود را تأمين خواهد كرد يا خير؟
گوشت گوسفندي كه در محيط سربسته نگهداري شود، مثل شيوهاي كه امروزه متداول شده است، گوشت بدون طعم و مزهاي خواهد بود. چراكه به واسطه محيط محدودي كه گوسفند در آن نگهداري ميشود، گوسفند نميتواند هيچ تحركي داشته باشد. در حالي كه خود چرا و چريدن و چرخيدن احشام به دنبال علوفه و پيمايش راه روستا تا مرتع كه توسط دامها طي ميشود، روي مزه و ترد بودن و مرغوبيت گوشت تأثير مستقيمي دارد. يكي از مشكلات گوشتهاي غير ارگانيك، اين است كه احشام غير ارگانيك همان طور كه اشاره شد از كاه، كاغذ و گاهي علوفه خشك تغذيه ميكنند. آنهم علوفهاي كه از خارج كشور تأمين ميشود و هنوز هيچكس نميداند كه اين علوفه چگونه تهيه و توليد ميشود. در حالي گوشتهاي ارگانيك به شيوه سنتي تهيه ميشوند، با علوفه تازه تغذيه شدهاند و همين اصل ساده، يعني تغذيه با علوفه و گياه تازه تقريباً تمام امتيازهاي گوشت ارگانيك را در خود دارد كه به هيچ عنوان نميتوان آن را با گوشتهاي غير ارگانيك مقايسه كرد.
مشكل ديگر اين است كه گوشتهاي غير ارگانيك به واسطه نگهداري احشام در فضاي سر بسته و محيط محدود، از چربي زيادي برخوردارند و اين مسئله براي توليدكننده مسئله قابل توجهي نيست؛ چراكه توليدكننده وزن حداكثري دام را دنبال ميكند و از آنجايي كه احشام در اين شيوه هيچ فعاليتي ندارند، انرژي كمتري مصرف ميكنند. از اين رو در زمان كمتري پروار و قابل كشتار ميشوند. در حالي كه اين مسئله تماما ً به ضرر مصرفكننده است؛ چراكه مجبور است هزينه گزافي بابت چربي و دنبه بپردازد و بعد آن را دور بيندازد.
يكي ديگر از ترفندهايي كه براي تغذيه دامهاي غير ارگانيك به كار ميرود اين است كه صاحبان دامداري با خريد سيبزميني و صيفيجات مانده و غير قابل استفاده آن را با دستگاههاي مخصوصي رنده و خرد ميكننده و با مخلوط كردن آن با كاه به دامها ميخورانند. در اين شيوه دام پروار نميشود و تنها اضافه وزن پيدا كرده و در نهايت سود بيشتري عايد توليدكننده آن ميشود. ضمن آنكه احشامي كه در آغل و محيطهاي سربستهاي نگهداري ميشوند به سرعت به بيماريهاي داخلي و عفوني ، انگلي، باكتريايي، ويروسي و بيماريهاي متابوليك و مسموميتها مبتلا خواهند شد. در نتيجه اين ميشود كه گوشت غير ارگانيك نه طعم و مزهاي دارد و نه از ارزش غذايي مشخصي كه براي گوشت گوسفند برشمردهاند، برخوردار است. ضمن آنكه در زمان خريد، مصرفكننده هزينه گوشت طبيعي و سالم را ميپردازد و در نهايت تمام ضرر و زيانهاي مالي و جاني متوجه خريدار خواهد شد !
با اين اوصاف جالب است كه مراجعي همچون سازمان تحقيقات و استاندارد، وزارت بهداشت، اداره دام و طيور و ساير متوليان نظارت بر توليد گوشت قرمز، نظارتي كافي و وافي بر نحوه توليد صحيح گوشت قرمز ندارند.