
به گزارش خبرنگار ما، ارديبهشت ماه امسال زن جواني به اداره پليس رفت و از خواستگارش به اتهام سرقت طلا و جواهراتش شكايت كرد. وي گفت: چند سال قبل از شوهرم طلاق گرفتم و در اين مدت تنها زندگي ميكردم تا اينكه مدتي قبل با مردي خوشتيپ به نام منصور كه ادعا ميكرد پولدار است آشنا شدم. به گفته خودش او هم سرنوشتي مشابه من داشت و چند سال قبل از همسرش جدا شده بود. ارتباط ما با هم ادامه داشت و منصور كم كم خودش را به من نزديك كرد. او هر چند وقت يك بار با ماشين مدل بالايش به دنبال من ميآمد و با هم به خريد ميرفتيم. بعد از مدتي از من خواستگاري كرد و قول داد زندگي خوبي را برايم فراهم كند. روز حادثه منصور با من تماس گرفت و مرا به خانهشان دعوت كرد تا با مادرش آشنا شوم. او گفت به مادرش گفته كه من زن پولداري هستم و به همين خاطر خواست تا لباسهاي گران قيمتي بپوشم و طلا و جواهراتم را با خودم ببرم. ساعتي طول نكشيد كه منصور با ماشينش به سراغم آمد. وقتي سوار ماشينش شدم به من گفت كه قرار است مرا شگفت زده كند و برايم مانتوي گرانقيمتي بخرد. بعد از دقايقي جلو فروشگاه مانتوفروشي توقف كرد و از من خواست تا كيف دستيام را در صندوق عقب ماشين بگذارم و با او به داخل مانتوفروشي بروم. در فروشگاه چند مانتو را انتخاب كرديم و به اتاقك پرو رفتم تا بپوشم. وقتي از اتاقك بيرون آمدم، منصور نبود. وقتي از فروشگاه بيرون رفتم متوجه شدم ماشينش جلوي مغازه نيست. سپس با تلفن همراهش تماس گرفتم اما تلفنش هم خاموش بود. تازه فهميدم كه منصور مرا به اين بهانه به فروشگاه كشاند و طلا و جواهراتم كه 15 ميليون تومان ارزش دارد، سرقت كرد.
با طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي شاهنگيان بازپرس شعبه 14 دادسراي سعادتآباد براي شناسايي متهم در اختيار تيمي از مأموران پليس آگاهي قرار گرفت.
پليس در نخستين گام از تحقيقات با چندين شكايت مشابه روبهرو شد كه نشان ميداد متهم به همين شيوه طلاها و جواهرات چند زن جوان ديگر را سرقت كرده است. در بررسي بعدي مشخص شد وي بيشتر سوژههاي خود را از بين زنان مطلقه پولدار انتخاب ميكند و بعد از پيشنهاد خواستگاري در فرصت مناسب دست به سرقت اموال گرانقيمت آنها ميزند. يكي ديگر از شاكيان زني 35 سالهاي به نام مهين بود. وي در شكايت خود گفت: اسفند ماه سال قبل در يك مهماني با منصور آشنا شدم. او لباس گرانقيمتي پوشيده بود و خودش را مديرعامل شركتي معرفي كرد. وقتي به او گفتم كه از همسرم جدا شدهام، با چرب زباني خودش را به من نزديك و از من خواستگاري كرد. مدتي گذشت تا اينكه روزي مرا براي ناهار به رستوراني دعوت كرد. قبل از خوردن غذا براي شستن دستهايم به سرويس بهداشتي رفتم و وقتي برگشتم منصور نبود كه متوجه شدم او طلاها و جواهراتم را از داخل كيفدستيام سرقت كرده است. سرانجام پليس با رديابيهاي تخصصي و فني خود موفق به شناسايي خواستگار كلاهبردار شد. متهم در بازجويي وقتي با مدارك و دلايل روبهرو شد، چارهاي جز اقرار نداشت. وي به كلاهبرداري از هفت زن جوان اعتراف كرد و گفت: معمولاً در مهمانيها و مراكز خريد و تفريحي طعمههاي خودم را انتخاب ميكردم. بعد از اين به بهانه خواستگاري به آنها نزديك ميشدم و با چربزباني اعتمادشان را جلب ميكردم تا در فرصت مناسب نقشهام را اجرا كنم. وي در پايان گفت: من تمام طلاها و جواهرات طعمهها را ميفروختم و با پول آن خوشگذراني ميكردم و همچنين لباسهاي گرانقيمت ميخريدم تا بتوانم نظر طعمههاي بعدي را به خودم جلب كنم. متهم با صدور قرار بازداشت از سوي قاضي شاهنگيان روانه زندان شد. تحقيقات براي شناسايي طعمههاي احتمالي ديگر متهم از سوي پليس ادامه دارد.