کد خبر: 617857
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۹۲ - ۲۳:۰۱
روزي كه بيژن نامدار زنگنه به عنوان عالي‌ترين مقام نفتي كشور از مجلس رأي اعتماد گرفت، بسياري از صاحبنظران و كارشناسان نفتي، انتخاب وي را به فال نيك گرفتند و تغييرات احتمالي وي در مديريت‌هاي كلان و خرد اين وزارت خانه را پيش‌بيني كردند.
امروز آن پيش‌بيني‌ها به واقعيت پيوست و افرادي در رأس كار قرار گرفتند كه چه به لحاظ تجربه مديريتي و چه از نظر راندمان كاري و عملكردي از «خوب»‌هاي نفتي به شمار مي‌روند اما به نظر مي‌رسد در تعدادي از احكام صادر شده، اين دو شاخص ناديده گرفته شد.
1 ـ به عنوان نمونه يك عضو كميسيون انرژي مجلس هشتم در سمت معاونت امور مهندسي وزارت نفت منصوب شد. وي گرچه از اعضاي فعال كميسيون انرژي مجلس بود اما به دليل نداشتن احاطه اطلاعاتي كامل در اين حوزه با راه‌اندازي ماهنامه‌اي در حوزه نفت و انرژي بسياري از اقدامات غيرقابل دفاع گذشته را مي‌ستايد. نقش ويژه اين نشريه در مناسبات نفتي قابل كتمان نيست، لذا بسياري از كارشناسان با محتواي آن مخالف هستند. وي در شرايطي به معاونت وزارت نفت برگزيده شد كه سابقه‌اي در مديريت نفت نداشت و شايد به دليل مخالفت با برخي سياست‌هاي سيد‌مسعود ميركاظمي پس از بركناري وي به اين سمت گمارده شد تا جمله معروف «دشمن دشمن من، دوست من است» به اذهان متبادر شود. هرچند تحصيلات وي در حوزه تخصصي نفت قابل ستايش است اما نبايد از عدم‌تجربه مديريتي به سادگي عبور كرد. سيدعماد حسيني در امور پژوهشي سابقه درخشاني دارد، لذا مي‌توانست در مناصب پژوهشي و مطالعاتي به كار گرفته شود.
2 ـ با حكم وزير نفت حميدرضا كاتوزيان رياست پژوهشگاه صنعت نفت را بر عهده گرفت. كاتوزيان در كميسيوني كه سيد‌عماد حسيني عضو آن بود «رياست» را برعهده داشت. نايب رئيس كميسيون صنايع مجلس هفتم و رئيس كميسيون انرژي مجلس هشتم هم در روزهاي معرفي زنگنه به مجلس، تمام‌قد از وي دفاع كرد. وي از جمله منتقدان هميشگي ميركاظمي در نفت بود كه البته بيشتر اين انتقادات منطقي بود اما حضور وي در يكي از فني‌ترين سازمان‌هاي نفتي كمي دور از پيش‌بيني‌ها بود. وي بيش از آنكه شخصيتي فني محسوب شود، داراي وزن سياسي است كه حيطه كاري‌اش تناسبي با سمت فعلي وي ندارد. وزير نفت در شرايطي وي را راهي پژوهشگاه صنعت نفت كرد كه متأسفانه طي سال‌هاي اخير فضاي سنگيني در اين سازمان حاكم شده و سياسي‌كاري و چند‌دستگي در پژوهشگاه، مانع بزرگي در كار اين سازمان ايجاد كرده است، به همين دليل بسيار بهتر بود به جاي بهره‌گيري از يك چهره سياسي، شخصيتي علمي به رياست پژوهشگاه برگزيده مي‌شد تا روند حاكميت فضاي سياست در پژوهشگاه برچيده شده و بهره‌وري آن به اهداف در نظرگرفته شده نزديك‌تر شود.
3 ـ سعيد حافظي به مديريت شركت نفت فلات قاره برگزيده شد.
وي مجري طرح افزايش توليد ميدان مسجد سليمان بود كه نظارت فني و مهندسي بر عملكرد چيني‌ها جزو وظايف ذاتي وي محسوب مي‌شد. در آن پروژه قرار بود چيني‌ها توليد روزانه ميدان را به 25 هزار بشكه در روز رسانده و تمامي تجهيزات مورد نياز براي اين مهم را تأمين كنند اما ضعف نظارت بر كار چيني‌ها باعث شد نه تنها كلاه بزرگي بر سر منافع كشور برود بلكه بيشتر تأسيسات و خطوط لوله به كار گرفته شده در آن پروژه، پس از مدتي اندك از كار افتاده و خطوط لوله انتقال نفت غيرقابل استفاده شوند. به طور قطع اگر نماينده كار‌فرما نظارت دقيقي روي كار داشت، اين ضرر و زيان دامان كشور را نمي‌گرفت. مديري در يك شركت بهره‌بردار به كار گرفته شده است كه سابقه يك روز كار بهره‌برداري را نداشته و نگاه غالب آن توسعه‌اي و اجرايي است.  اگر سياسي‌كاري و عدم به‌كار‌گيري چهره‌هاي مناسب با هر سمت، سكه رايج نفت شود، اوضاع مانند گذشته خواهد شد.
بدون ترديد هر وزيري با توجه به روحيه كاري خود و اهداف مدنظرش، اقدام به چينش تيم اجرايي خود مي‌كند كه هيچ «حرجي» به آن وارد نيست ولي انتظار مي‌رود وزير به وعده‌هاي خود در انتصاب مديران عمل كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار