15 سال پيش در اوج قدرت جريان اصلاحات كه همه آموزههاي ديني مورد نقد و ترديد قرار ميگرفت و برخي اساتيد لائيك در دانشگاهها ديگر ابايي نداشتند نسبتهاي دروغ به پيامبر مكرم اسلام (ص) و ائمه معصومين (ع) ببندند و در بستر انديشههاي ليبراليستي همه چيز مجاز و مباح شمرده ميشد، در كلاس درس «فقه سياسي» با استاد اين درس كه از قضا در پرونده خويش سابقه روحانيت ثبت و به جهت رفتارهاي خارج از مباني دين،خلع لباس شده بود، روي يك نسبت دروغ بستن به پيامبر اسلام (ص) بحثمان بالا گرفت و بگذريم كه تاوان اين بحث محروميت از امتياز دنيوي برخي عزيزان دلسوز دين شد ولي خرسند از آن بوديم كه نگذاشتيم به عزيزين و پاكترين موجود عالم هستي نسبت دروغي بسته شود و سيره آن حضرت با رفتارهايي از جنس جاهلين قريشي كه هيچ تقيدي به حرمت ارتباط زن و مرد نداشتند و فقط از اميال شيطاني پيروي ميكردند، يكسان تلقي شود. موضعگيري حجتالاسلام سيد حسن خميني را كه در خصوص برخي اتفاقات روزهاي گذشته به ويژه حرمتشكنيهايي كه توسط زهرا و نعيمه اشراقي در باب حجاب و موسيقي ديديم، هر چند اين موضعگيري را ديرهنگام فرض كنيم ولي از آنجا كه حرمت امام (ره) توسط يادگار آن يار سفر كرده حفظ شده بر چنين اقدامي تحسين گفتيم و به ياد دوران دانشجويي و ايستادگي در مقابل انحرافي كه نسبت به شخصيت پيامبر مكرم اسلام (ص) در آن مقطع صورت ميگرفت و بدون واهمه از عواقب آن، دفاع از پيامبر را فرض واجب براي خويش ميدانستيم، افتاديم.
اما به نظر ميرسد چند نكته در خصوص چنين رفتارهايي آن هم توسط كساني كه خود را به نوعي منتسب به بيت امام عظيمالشأن ميدانند و واكنشي كه درباره آن بايد انجام بگيرد، وجود دارد:
1- دوستداران خميني عزيز بايد بدانند معيار تشخيص در سيره و عملكرد امام، آثاري بوده است كه از آن حضرت به يادگار مانده است. وقتي ما به صراحت در رساله عمليه آن حضرت از حكم حرمت حجاب و موسيقي اطلاع داريم،چرا بايد چرنديات برخي افراد هر چند منتسب به بيت امام راحل كه فقط و فقط به جهت ژنتيكي با امام راحل نسبت دارند،ما را برآشفته كند. يقيناً زهرا و نعيمه اشراقي نه در زمان امام (ره) مقلد آن حضرت بودهاند كه زندگي فردي، اجتماعي و سياسي خود را براساس آن تنظيم كنند و نه امروز تابع نظرات روشنگر امام راحل هستند. اين جماعت لمپن بيش از آنكه از نظرات امام تبعيت كنند، مقهور انديشههاي ضدديني و سكولاريستي جريانهاي سياسي هستند.
اشراقيها يقيناً بيش از آنكه متأثر از انديشهها و سيره امام باشند، متأثر از تفكر جريان لائيك جبهه اصلاحات و تابع سيره همسران خويشند كه مصداق اين سيره غلط و ضد دين را در مقطع مسئوليتي آنها بر كرسي نمايندگي مجلس شاهد بودهايم.
بنابراين با اين پاسخ سيدحسن خميني روشن شد اين دو خواهر هيچ قرابت فكري با سيره و نگاه امام راحل به ويژه نسبت به مباني دين ندارند.
2- فراتر از رفتارهاي ساختارشكنانه زهرا يا نعيمه اشراقي، صيانت از انديشههاي تابناك معمار بزرگ انقلاب اسلامي است. به نظر ميرسد آنچه اين دو خواهر انجام ميدهند، بازي در پازل دشمن براي قبحشكني از قداست و حرمت امام عظيمالشأن است و پربيراه نخواهد بود اگر بگوييم انديشكدههاي ضدديني غرب با كمك سرويسهاي جاسوسي و خبري، اين تور را پهن كردهاند تا در شرايط حاضر كه مباني انديشهاي و سيره خميني كبير منشأ تحول در جهان و منطقه شده است، اين مباني و سيره را در آماج حملات خود قرار دهند. انجام مصاحبه زهرا اشراقي با شرقالاوسط مؤيد اين نگاه است. از همين روست كه انتظار ميرفت بدون فوت وقت سيد حسن خميني به عنوان متولي صيانت از آثار و انديشههاي امام در همان آغازين لحظههاي انتشار اين اخبار در رسانهها واكنش نشان داده و از گسترش و سوءاستفاده ممانعت به عمل ميآوردند. اما در وهله اول اين وظيفه بر دوش آحاد ايرانياني است كه دل در گرو امام و انقلاب دارند. از اين منظر نه تنها نبايد واكنش روزنامه «جوان» و خبرگزاري فارس مورد سرزنش مؤسسه حضرت امام (ره) قرار گيرد، بلكه اين موضعگيري بجا، بموقع و منطقي ميبايست مورد تقدير متوليان مؤسسه و شخص حاج سيدحسن خميني قرار ميگرفت.
3- امام راحل متعلق به جناح خاصي نيست كه در صورت مواجهه با رفتاري دون از شأن امام توسط يك جريان، چوب نقد و برچسب سياسي به دلسوزاني كه معترض به شكستن حرمت امام هستند، زده شود. امروز انتظار داريم همانگونه كه حاج سيدحسن در مقوله حجاب و موسيقي بيپرده و با شهامت نگاه امام را منعكس كردند و كيد بدخواهان و برخي نزديكان همسو با دشمن را برملا كردند، نسبت به انديشههاي امام راحل در بحثهاي ديگر نيز همين حساسيت را داشته باشند و نگذارند برخي با نقل خاطرات مجعول از امام، ذهن نسل جوان كه حيات آن بزرگوار را درك نكردهاند، دچار لغزش شود و راه پرفروغ پير خوشضمير جماران به انحراف يا فراموشي سپرده شود. قطعاً اينجا تكليف سيدحسن و بيت شريف امام سنگينتر خواهد بود. هرچند مسير خميني عزيز آنچنان روشن است كه هيچ غباري نميتواند مانع حركت پرشتاب آن شود.