
درآمد:
عبدالفتاح مورو یکی از اسلامگرایان فعال تونس است. او از مدرسه «الصادقیه» یکی از شعبههای دانشگاه تونس در رشته حقوق فارغالتحصیل شده و بیش از 50 سال است که فعالیتهای اسلامی خود را دنبال میکند. در سال 1969م. با راشد الغنوشی آشنا شد که به همکاری آنها انجامید. در سال 1973 او و غنوشی بازداشت شدند. آنها در زندان تصمیم گرفتند سازمان جماعت اسلامی را تأسیس کنند که در سال 1981 به «حرکه النهضه» تغییر نام داد. مورو در سالهای 1991 و 1992 چند نوبت بازداشت شکنجه شد و نظام بنعلی از او تعهد گرفت که عضویت خود را در النهضه به تعلیق درآورد. در سال 2011 پس از آغاز بیداری اسلامی در تونس و بازگشت راشد غنوشی، مورو همکاری خود را با حرکه النهضه از سر گرفت، اما در انتخابات مجلس مؤسسان، با تشکیل مستقل خود به نام «همپیمانی دموکراتیک مستقل» وارد انتخابات شد و نتوانست به مجلس راه یابد. در سال 2012، پس از انتخابات بهطور رسمی به جنبش النهضه بازگشت. او اکنون عضو شورای مرکزی جنبش النهضه و معاون آقای راشد غنوشی است. عبدالفتاح مورو همواره به عنوان یک اسلامگرای معتدل، تقریبی و وحدتطلب شناخته شده و به همین علت مورد تهاجم نیروهای افراطی سلفی قرار داشته است. در ماه مبارک سال گذشته، مورو در هنگام سخنرانی در یکی از مساجد شهر قیروان که پایگاه اصلی سلفیهای تونس بهشمار میآید، مورد حمله سلفیهای تکفیری قرار گرفت و مضروب شد، اما پس از این واقعه اعلام کرد که همچنان مبلّغ اسلام میانهرو خواهد بود.
شیخ عبدالفتاح مورو، نایب رئیس جنبش نهضت اسلامی تونس در این گفتوگو در باره رویدادهای جاری مصر امکان تکرار سناریوی مصر در تونس اختلافات داخلی این جنبش و دیگر مسائل این کشور سخن گفته است که متن آن را در ذیل خواهید خواند.
نظرتان در باره رویدادهای جاری مصر چیست؟
آنچه در مصر اتفاق افتاد، نتیجه عدم توافق بین نیروهای سیاسی در این کشور است. واقعیت این است که مصر و تونس دچار عقبماندگی اقتصادی، از هم پاشیدگی اجتماعی و مشکلات سیاسی شدهاند. به نظر من سیاستمداران در تونس و مصر پس از انقلاب به دلیل نداشتن تجربه وعدههای زیادی دادند، اما دستاوردها در حد وعدهها نبود.
سیاستمداران مصری با مردم صداقت نداشتند و خطرات را پنهان نگه داشتند. به این ترتیب باعث شدند جامعه مصر به دو بخش تقسیم شود. ممکن است این وضعیت به دیگر کشورهای حوزه بیداری اسلامی از جمله تونس سرایت کند. امروزه تونس آمادگی دارد که دچار چنین وضعیتی شود و زمینه آن وجود اختلافات و رقابت بین حکومت و مخالفان در چند ماه اخیر است. انتظار داشتیم در مصر دو طرف به یکدیگر امتیاز بدهند، اما به نظر میرسد این توافق صورت نخواهد گرفت. من از سرایت این وضعیت به تونس و از بین رفتن دستاوردهای انقلاب بیمناک هستم.
آیا پیش از آن که نهادهای نظامی در مصر نقشه راه اعلام کنند، با حزب آزادی و عدالت شاخه سیاسی گروه اخوانالمسلمین در این کشور تماس برقرار یا مشورت کردید؟
ما پیگیر برای رسیدن به راهبرد مشترک، پیگیر تحولات بودیم، اما چنین تماسهایی برقرار نکردیم. رویدادها و تحولات خیلی سریع صورت نگرفت و این وضعیت باعث شد نتوانیم با گروه اخوانالمسلمین مصر مشورت کنیم. البته برخی از افراد ما به مصر سفر کردند تا از اوضاع این کشور آگاه شوند، اما این اقدام در حد کسب شناخت و اطلاع از اوضاع بود.
آقای عبدالفتاح مورو! شما به دلیل اختلاف با راشد الغنوشی، رئیس جنبش نهضت اسلامی تونس چند بار و در چند مناسبت امکان استعفا از جنبش نهضت را مطرح کردید. آیا هنوز بر این عقیده هستید؟
من در جنبش نهضت خود را به فردی تشبیه میکنم که در خانهای زندگی میکند که درهای آن کاملاً بسته است و هوا و اکسیژن به آن نمیرسد. این فرد در جستوجوی پنجرهای خواهد بود تا از خانه خارج شود، اما اگر پنجرهها کاملاً بسته باشند، تلاش خواهد کرد به هر نحو از این ا بتواند هوای تازه را تنفس کند، اما این به آن معنی نیست که به این نتیجه رسیدهام که از جنبش نهضت خارج شوم.
گفته میشود یکی از دلایل اختلاف شما این است که برخی از گروههای تندرو شما را تکفیر کردند، درحالی که جنبش نهضت از شما حمایت نکرد.
بله، این یکی از مهمترین دلایل اختلاف است.
نظر شما در باره یکی از گروههای تکفیری که در کوه «الشعانبی» تحصن کردند، چیست؟ شما آنها را «تکفیریهای بسته» توصیف کردید. این گروههای تکفیری که رو در روی ارتش و نیروهای امنیتی قرار گرفتند، جانبداری خود را از برنامههای غیر ملی اعلام کردهاند؟
بله، من این سخن را مورد تأکید قرار میدهم. آنها ادعا میکنند سلفی هستند و من این صفت را رد میکنم. به نظر میرسد برخی از جوانان ما مسائل گذشته را که در قرن دوم و سوم هجری مطرح شده است و در مورد آنها اختلاف نظر وجود دارد، از دل تاریخ بیرون کشیدهاند و مطرح میکنند. این جوانان مسائل گذشته تاریخ را مجدداً مطرح میکنند تا مورد بحث قرار گیرد؛ گویی نمیدانند مسلمانان در آن هنگام رو در روی هم قرار گرفتند و نباید این مسائل تکرار و اختلاف بر سر آنها بار دیگر مطرح شود. این افکار زمانی مطرح شدند و هر طرف در قبال آنها موضعگیری کرد. هر کس که خواهان پیروی از خط مشیای است، باید بدون تقسیم مسلمانان به دو بخش کافر و مسلمان یا سنی و شیعه پیرو خط مشی مورد نظر خود باشد. اسلام که امروز نیامده است! این سخنان باعث شعلهور شدن اختلاف بین مسلمانان در زمینه مسائل کسانی میشود که از دنیا رفتهاند. عاقلانه نیست که امروز مجدداً آنها را مطرح کنیم.
راشد الغنوشی رهبر حزب نهضت تونس، سلفیهای جهادگر را خوارج زمانه توصیف کرد. منظور او از این توصیف چیست؟
منظور وی این است که امت گرفتار گروهی از تندروهایی شده است که از دین خارج شدهاند. اینها ابتدا از اطاعت امیر و سپس از صفوف امت خارج شدهاند و دیگران را به کفر متهم میکنند و هیچ دلیل و توجیهی برای اقدام خود ندارند. اینها میدانند اگر جنبش نهضت از طرح اسلامی دفاع نمیکرد، نمیتوانستند آزادی کنونی را کسب کنند. اینها هر چه میخواهند، میگویند، اما به جنبش نهضت فحش میدهند. آیا متوجه خواهند شد که اگر دوره تجربه انتقالی به پایان برسد چه بلایی سرشان خواهد آمد؟
امروزه تکفیریها هر کس را که با آنها مخالفت کند، مهدورالدم میدانند. اکنون پایگاههای اینترنتی پر از صحنههای سر بریدن همراه با ندای «اللهاکبر» است. شما بارها نسبت به این رویه هشدار دادید. پس چرا آنها محکوم نشدند و روحانیون در این زمینه مواضع جدی اتخاذ نکردند؟
من از سرسختی و اصرار فاسق و ضعف مؤمن در تعجبم! دانشپژوهان خود را در انزوا قرار دادهاند و واقعیت را آشکار نمیکنند، اما کسانی که دارای افکار غلط هستند، در جهت خدمت به آرمان خود اصرار میورزند. ما امروز نیازمند دانش صحیح هستیم تا واقعیت و حقیقت دین را به مردم بفهمانیم. دانش صحیح باید همانند صدر اسلام از قرآن کریم و سنت ارائه شود. این جوانان فقط حباب هستند و نتیجه کارهای ناپسند خود را خواهند دید، زیرا مردم را به قتل میرسانند و ریختن خون بیگناهان را مجاز میدانند. آنها به این واقعیت پی خواهند برد که راه خطا را در پیش گرفتند که به جایی نمیرسد.