مطلب منسوب به نعيمه اشراقي در فيسبوك و واكنش گسترده نيروهاي انقلاب اسلامي و خصوصاً خانواده و فرزندان معظم شهدا باعث گرديد بالاخره پس از يك هفته جناب انصاري به ميدان رسانه بيايد و موضوع را محكوم كند اما به جاي توضيح درباره ورود ديرهنگام به صحنه، منتقدان و خانواده شهدا را با هويت «جناح خاص» و «نهاد خاص» معرفي كرد. اگرچه اقدام ايشان ديرهنگام بود اما از آقاي انصاري بابت ابراز برائت تشكر ميكنيم. اميد است واكنشها به سكوت مؤسسه نشر آثار امام (ره) تجربهاي باشد كه مسئولان محترم اين مؤسسه اولين واكنشدهندگان باشند و فرصت را از دست ندهند كه بعداً بخواهند در چند جبهه پاسخگو باشند.
اين روزنامه نيز به عنوان يك نشريه ارزشي و همتراز انقلاب اسلامي وظيفه خود ميدانست بدون پرداختن به عين مطلب مشمئزكننده خانم اشراقي، به موضوع بپردازد. نقد اين روزنامه و نگارنده به مؤسسه امام دقيقاً از سيره امام اخذ شده بود و در سرمقاله «خط امام، ژنتيك امام» كه مورد نقد جناب آقاي انصاري است، ماجراي حمله امام (ره) به نهضت آزادي به خاطر عملكرد جبهه ملي در قضيه لايحه قصاص متذكر شده بود، چرا كه توقع از متدينين اين است كه در چنين مواردي، حداقل ابراز برائت كنند. جناب آقاي انصاري به جاي فهم سياسي صحنه بايد به پيشينه انباشته شده و عقدههاي در گلو مانده نيروهاي انقلاب توجه كند و علت اين واكنشها را عميقتر بجويد. روزنامه جوان به كدام جريان خاص وابسته است؟ كدام سند را ميتوانيد ارائه دهيد كه مسئولان اين نشريه با فلان آدم جناحي حشر و نشر داشته باشند؟ يا فلان فرد و حزب را بستايد. روزنامه جوان در تراز انقلاب اسلامي است. به همين دليل دهها سند علني در كارنامهاش وجود دارد كه از نقد و تقدير از احمدينژاد تا نقد و تقدير از روحاني را مورد توجه قرار داده است و توهينكنندگان به حجتالاسلام سيدحسن خميني در 14 خرداد سال قبل را شماتت كرد و آن را نكوهيده دانست. اين قدرتطلبان هستند كه بايد عينك خود را از جريانات بگيرند. ما بر اساس فهم خود صراط انقلاب را با قرائت امام ميپيماييم، حتي اگر در اين مسير اشتباه كنيم.
تلقي « جناح خاص» از آن اشتباه، صرفاً ذهن قطببندي شده مواجههكنندگاني چون شما را لو ميدهد. جناب آقاي انصاري مشكل و محل منازعه كجاست؟ آن نقطه را پيدا كنيد و همانجا بايستيد.
گلايه كردهايد كه چرا در روزنامه توصيه به جدايي خط امام و ژنتيك امام شده است. حتماً جناب آقاي انصاري ميپذيرندكه حرمت امامزاده بايد ابتدا توسط متولي آن حفظ شود وگرنه زيارتكنندگان كمكم از اطراف آن پراكنده خواهند شد. موارد ذيل را به دقت بنگريد: يك نفر به عنوان «نوه امام» و به قول بيبيسي «نوه آيتالله خميني» مروج گوگوش و... ميشود، ديگري امام را بذلهگو و از زبان امام به همسران شهدا توهين ميكند، ديگري درجايي موضع ميگيرد، اما در اين داستان موضعي اعلام نميكند، حال از شما ميپرسيم نسل سوم انقلاب كه امام، جنگ و انقلاب را نديده است، چه شعاعي از تأثيرگذاري امام براي خويش ترسيم ميكند؟ آيا ميتوانند با اين مسير حقيقت امام را بشناسند؟ آيا با ارجاع نقادان موارد فوق به يك جناح و جريان مشكل را حل ميكنيد؟ اكنون كه وارد اين گفتوگوي برادرانه شدهايم ضمن تشكر از زحماتي كه شما براي نشر انديشه امام كشيدهايد به مورد ذيل توجه كنيد.
لذا رهبري كه به واسطه مثلاً خبرگان منتخب مردم ايران انتخاب شده است نميتواند بر مسلمانان كشورهاي ديگر حكم براند مگر اينكه آنان نيز او را به رهبري انتخاب كنند» آيا اين نظر امام است؟ نظريه « انتخاب» را از كجا آوردهايد و در كتاب امام به خورد مردم ميدهيد؟ آيا اين نظر جريان متبوع شما نيست؟
در ادامه نگاه دوم آورده ميشود:«اين در حالي است كه بر اساس نظريه نصب، دليلي بر محدود ساختن ولايت به منطقهاي خاص نيست، چرا كه اگر روايات مورد قبول طرفداران اين نظريه مورد نظر باشد، عموم آنها جعل ولايت فقيهان را بر همه شيعيان قرار داده و آنها را وارث پيامبر دانستهاند» ضمن اينكه هيچ ارجاعي در دو مطلب فوق در پايين صفحه نسبت به صاحب اين نگاه نشده است، اتفاق جالبي ميافتد. نويسنده كه خود (يعني آن مؤسسه و جناح اصلاحات) معتقد به انتخابي بودن ولي فقيه هستند سعي ميكنند امام را با مدل اول تطبيق دهند، لذا به خاطر اينكه خواننده را به مدل مدنظر خود ارجاع دهند، دست به كار ظريفي ميزنند و براي اينكه در قافيه گير نكنند و خواننده مدل دوم را به امام نسبت ندهد، ذيل صفحه نسبت به مدل دوم، ارجاعي داده ميشود كه قابل توجه است:«البته برخي گفتهاند كه نصب نمايندگي از سوي امام خميني در كشورهاي اسلامي ديگر (مانند پاكستان و لبنان) عموماً به عنوان وكيل در امور حسبيه قلمداد شده است» تا به خواننده القا شود، امام «وارث پيامبران» و رهبر مسلمانان ديگر كشورها نبوده و ولايت وي «در محدوده يا منطقه خاص» محصور است. محدودهاي كه مردمش به ولي فقيه رأي دادهاند. وقتي امام ميفرمايد «ولايت فقيه همان ولايت رسولالله است» از آن مؤسسه بايد تعجب كرد كه آوردن اين دوگانهها در كتابي كه قرار است انديشه امام را معرفي كند، چه معنا دارد؟ آيا ولايت رسولالله مرز جغرافيايي داشت؟ آيا امام در مبارزه به مرز و جغرافيا معتقد بود؟ با صراحت بفرماييد كدام يك از آن دو ديدگاه مربوط به امام است؟ يا امام با كدام ديدگاه رهبري كردند؟
آقاي انصاري! كار از گرفتن يك موضع گذشته است. امام يك شخص نيست كه فرمودهايد توليگري وي به سيد حسن خميني يا جنابعالي سپرده شده. امام بسان دريايي است كه هر كس به قدر تشنگي از آن ميچشد. لذا اگر نگارنده توليگري خبرگان را پيشنهاد داد به جهت قرابت و سنخيتي است كه اين مجلس با حيطه رهبري دارد. غرض اين نيست كه حجتالاسلام سيد حسن آقا يا جنابعالي خلع يد شويد. وقتي حدود 80 مجتهد در مجلس خبرگان ناظر رهبري هستند، چرا محتواي امام بايد در سيستمي بدون نظارت چاپ، توليد و خصوصاً تفسير شود؟
چرا اين موضوع را كه صيانت از انديشه امام نبايد به افراد سببي و نسبي محصور باشد، غيرمنطقي ميدانيد؟ هر موقع جنابعالي و دوستان آن مؤسسه شاقول امام را روي رفتار همگروهان و همفكران خود گذاشتيد و انحراف معيار آن را به مردم اعلام كرديد، ما دست شما را خواهيم بوسيد. در غير اين صورت ذرهبين حزبالله در فضاي عمومي كشور حافظ مسير امام خواهد بود. كدام امام؟ امامي كه ما ميشناسيم سال 1367 انقلابيتر از سال 1357 بود. اگر به پيامهاي 29/4/67 و 3/12/67 مراجعه كنيد به اين اعتراف ميكنيد. آيا بعضي اطرافيان امام هم روز به روز به جوهره انقلابي خود ميافزايند؟ يا سخنان نتانياهو و بيبيسي و العربيه را مبناي قضاوت درباره نظام به يادگار مانده از امام ميدانند؟
عدهاي از 21 جلد صحيفهاي كه شما بهتر از ما بر محتوايش اشراف داريد غير از اين جمله كه «ميزان رأي ملت است» جمله ديگري را به نسل سوم انقلاب منتقل ميكنند؟ موضع شما در اين باره چيست؟