کد خبر: 617312
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۲ - ۱۸:۴۹
دو زن كه به طور تصادفي از سوي دوست مشتركشان هدف سرقت قرار گرفته بودند با كارآگاه بازي موفق شدند او را به مأموران پليس تسليم كنند.

دو زن كه به طور تصادفي از سوي دوست مشتركشان هدف سرقت قرار گرفته بودند با كارآگاه بازي موفق شدند او را به مأموران پليس تسليم كنند.

به گزارش جوان آنلاين، چندي قبل دو زن جوان در حالي كه نوار ضبط شده‌اي در دست داشتند به دادسراي سعادت آباد رفتند و از دوست مشتركشان به نام مهين به اتهام سرقت طلا و جواهراتشان شكايت كردند.

يكي از شاكيان كه با كارآگاه بازي و استفاده از ترفندهاي پليسي با كمك شاكي ديگر توانسته بود دست دوست سارق خود را رو كند، به قاضي شاهنگيان بازپرس شعبه چهاردهم دادسراي سعادت آباد گفت: در ساختماني حوالي سعادت آباد زندگي مي‌كنم. چندي قبل به مسافرت رفتم. وقتي از مسافرت برگشتم متوجه به هم ريختگي خانه ام شدم كه نشان مي‌داد سارق يا سارقان در نبود من به خانه ام دستبرد زده‌اند. وقتي به سراغ صندوقچه جواهراتم رفتم شوكه شدم چون تمام طلا‌ها و جواهراتم كه 30 ميليون تومان ارزش داشت سرقت شده بود. سپس براي شكايت به اداره پليس رفتم. در تحقيقات پليسي با توجه به سالم بودن در خانه مشخص شد كه سارق يا سارقان افرادي آشنا بوده‌اند و با ساختن كليد يدك در فرصت مناسب طلا و جواهراتم را سرقت كرده‌اند. وي ادامه داد: چند روز پيش براي پيگيري شكايت دوباره به اداره پليس رفتم. آنجا زن جواني كه اكنون با من است براي طرح شكايتي به اداره پليس آمده بود و شكايت مشابهي را مطرح كرد.
 
 وي به افسر پرونده گفت كه چند روزي به مسافرت رفته وقتي برگشته متوجه شده 15 ميليون طلا و جواهراتش از خانه‌اش سرقت شده است. وقتي حرف‌هاي او را شنيدم حساس شدم و بيشتر به حرف‌هايش دقت كردم. شاكي كه دنيا نام داشت در شكايتش به يكي از دوستانش به نام مهين مظنون بود. وقتي نام مهين را شنيدم تعجب كردم چون او دوست من هم بود. به خاطر همين به سراغ دنيا رفتم. با نشاني هايي كه دادم مشخص شد مهين دوست مشتركمان است. من هم ماجراي سرقت از خانه ام را براي او توضيح دادم. دنيا به من گفت كه چند روز پيش گوشواره‌هاي من را در گوش مهين ديده است، به خاطر همين ما دو نفر تصميم گرفتيم تا دست سارق را رو كنيم.
 
ابتدا راننده‌اي را استخدام كرديم و داخل ماشينش يك ضبط صوت جاسازي كرديم. راننده قرار شد به محل تردد مهين برود و او را به عنوان مسافر سوار ماشين كند و در مسير صداي او را ضبط كند تا در مرحله بعدي ما نقشه‌مان را اجرا كنيم. چند روز پيش راننده مهين و دخترش را در مسير سوار كرد. من بلافاصله با تلفن همراه او تماس گرفتم و به مهين گفتم كه پليس براي شناسايي سارق منزلم قصد دارد از تمامي دوستانم انگشت نگاري كند و او بايد به همراه دخترش به اداره پليس بروند. مهين بعد از قطع تلفن با دخترش شروع به حرف زدن كرد و به او گفت كه هنگام سرقت آيا به چيزي دست زده يا نه. دختر مهين هم به مادرش مي‌گويد كه او خاطر جمع باشد چون روز سرقت دستكش داشته و كليد را هم مخفي كرده است. شاكي ادامه داد: بعد از اين ما فهميديم كه سارق طلاهاي ما اين دوست مشتركمان است. اين دو زن سپس نوار ضبط شده را در اختيار مأموران پليس قرار دادند.

با طرح اين شكايت، مهين به همراه دخترش به دادسرا احضار شد. دو متهم وقتي با صداي ضبط شده خود روبه‌رو شدند چاره‌اي جز اعتراف به سرقت نداشتند. مهين گفت: مدت زيادي است كه با دو شاكي به طور جداگانه دوست صميمي هستم. آنها وضع مالي خوبي داشتند، اما من براي اجاره خانه‌ام مشكل مالي داشتم. وقتي متوجه شدم آنها در خانه‌شان مقدار زيادي طلا و جواهر نگهداري مي‌كنند وسوسه شدم تا با همدستي دخترم جواهرات آنها را سرقت كنم. به همين خاطر در فرصت مناسب از كليد خانه آنها يدك ساختم و وقتي به مسافرت رفتند اقدام به سرقت كردم. متهم ادامه داد: تمام طلا‌ها را فروختم و قسمتي از پول را بابت اجاره خانه پرداخت كردم و با قسمت ديگر آن تعدادي لباس مارك دار براي خودم و دخترم خريدم. وي در پايان گفت: فكر مي‌كردم خيلي زرنگ هستم اما كارآگاه بازي شاكيان دست مرا رو كرد.

تحقيقات از دو متهم ادامه دارد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار