هر چند بنا به هشدار رئيس سازمان ثبت احوال هم اكنون با شيب نزولي نرخ تولد و ازدواج مواجهيم و اين روند تا 30 سال آينده نرخ تولد و فوت را برابر ميكند و افزايش جمعيتي نخواهيم داشت اما دبيركل جامعه اسلامي زنان و قائم مقام سياسي جامعه زينب(س) معتقد است به جاي ازدياد جمعيت بهتر است به فكر حفظ جمعيت باشيم.
خوبي آمار و ارقام اين است كه حقيقيترين تصوير از شرايط و وضعيت جامعه را انعكاس ميدهند. بيترديد تأكيد رهبر انقلاب بر بحث لزوم پايان دادن به تحديد نسل نيز با مطالعه همين آمار و بررسي كارشناسانه به موضوع است. بر همين اساس هم هر چند اظهارنظر معصومه رضايي در رابطه با حفظ جمعيت كنوني يكي از بايدها است، اما اين بايد مهم و تأثيرگذار، واقعيتهاي آماري در رابطه با كاهش چشمگير نرخ زاد و ولد در جامعه و رسيدن نرخ باروري به 7/1 و پيري هرم سني جامعه را توجيه نميكند.
گزارش سازمان ملل هم ميگويد وضعيت جمعيت بحراني است
حتي اگر از زاويه بيروني به روند رشد جمعيت در جامعه ايران نگاه كنيم باز هم به نكاتي ميرسيم كه لزوم تغيير در سياستهاي جمعيتي را به ما گوشزد ميكند. مطابق با سناريوهايي كه سازمان ملل متحد در رابطه با رشد جمعيت كشورمان در سال 2010منتشر كرده است با رشد بالاي جمعيت، ميزان باروري كل از 8/1 فرزند براي هر مادر به 5/2 فرزند در سال 1480خواهد رسيد. در اين سناريو در سال 1430 جمعيت ايران به حدود 100 ميليون نفر ميرسد و در همين حول و حوش ثابت خواهد ماند. در سناريوي رشد متوسط، ميزان باروري كل از 8/1 فرزند براي هر مادر به 5/1 فرزند براي هر مادر در سال 1420 كاهش يافته و جمعيت كشور در اين سال به حدود 86 ميليون نفر و درصد سالمندي به 22 درصد خواهد رسيد. بعد از آن با وجود افزايش باروري تا حد دو فرزند تا سال 1480، جمعيت كشور رو به كاهش گذاشته و به حدود 62 ميليون نفر خواهد رسيد.
در سناريوي رشد اما پايين ميزان باروري كل از 8/1 فرزند براي هر مادر در سال 1390 به حدود يك فرزند براي هر مادر در سال 1420 رسيده و درصد سالمندي جمعيت نيز به حدود 25 درصد ميرسد و بعد از سال 1420 جمعيت با كاهش مواجه شده و به حدود 31 ميليون نفر ميرسد كه حدود نيمي از اين جمعيت نيز سالمند خواهند بود.
نرخ كنوني رشد جمعيت يعني 29/1 درصدي در سال نيز بنا به تأكيد متخصصان جمعيت شناسي، زير حد جانشيني است. هر چند در شرايط كنوني پنجره جمعيتي به روي جامعه باز شده است، اما اگر براي عبور از چالش پيري هرم سني جمعيت فكري نكنيم، تا سال 95 به چاله جمعيتي ميافتيم و در صورت بسته شدن پنجره جمعيتي هم ديگر راه چارهاي پيش رويمان وجود ندارد.
واقعيتهاي آماري جاي سؤال ندارد
طرح تعالي جمعيت و خانواده نيز با همه كم و كاستيها و حرف و حديثهايي كه با خود همراه داشته است، اما بر اساس همين واقعيت از سوي 50 تن از نمايندگان مجلس طرح و ارائه شد.
برهمين اساس نيز بايد گفت بر خلاف نگاه معصومه رضايي، طرح پرسشهايي نظير اينكه آيا جمعيت زياد ميتواند فرهنگ جامعه و ساختارهاي فرهنگي را تغيير دهد و آينده روشني را در زمينه فرهنگ ترسيم كند؟ يا اينكه در حال حاضر زيرساختهاي توليد براي جمعيت مولد كشور موجود هست يا نيست، نميتواند در شرايط كنوني چندان وجهي داشته باشد زيرا واقعيتهاي آماري لزوم افزايش جمعيت را صريح و آشكار بيان ميكنند. هر چند نميتوان انكار كرد، افزايش جمعيت هم مانند هر مقوله مهم و تأثيرگذار ديگري نيازمند فراهم آمدن زيرساختهاي لازم و ضروري است و در غير اين صورت حتي انقراض جمعيت در انتظار ماست.
افزايش جمعيت مانند كاهش آن اجباري نيست
زمين، سرمايه و نيروي انساني سه عامل اصلي توسعه هستند؛ عواملي كه حذف يا كمرنگ شدن هر يك از آنها ميتواند توسعه را به تأخير بيندازد يا با چالش مواجه كند. در اين ميان، اما نيروي انساني متعهد و كارآمد اهميت بيشتري پيدا ميكند؛ زيرا اين عامل ميتواند عوامل ديگر توسعه را تحت تأثير خود قرار دهد و سياست نادرست تحديد نسل، اين اصليترين عامل توسعه در كشور را هدف قرار داده است.
بيترديد سياستهاي مشوق جمعيت به معناي اجبار براي فرزندآوري خانوادهها نيست؛آگاهي دادن درباره تبعات كاهش جمعيت و حتي آثار سوء غلبه نگاه تك فرزندي بر زندگي فردي و اجتماعي افراد و خانوادهها موضوعاتي است كه در اين ميان مد نظر قرار ميگيرد. اين بار بر خلاف سياستهاي تحديد نسل كه با اجبار و محدوديتهاي اجتماعي براي فرزندان چهارم به بعد همراه بود، در نهايت خود خانوادهها بايد تصميم بگيرند.
والا من که 37 سال سن دارم و نیز دارای دو فرزند هستم به شدت پشیمانم به گمانم یکی بس بود...