
تحركات ديپلماسي دولت يازدهم براي پيشبرد اهداف مذاكرات هستهاي يكي از موضوعاتي است كه اين روزها از سوي معتدلين دو جبهه سياسي اصولگرا و اصلاحطلب در يك مسير عقلاني و منطقي دنبال ميشود. اين عده با آنكه به حريف اعتماد ندارند اما به تيم مذاكرهكننده كشورمان اطمينان دارند و از اين باب با اميدواري و نه ذوقزدگي مسائل جاري را پيگيري ميكنند. در اين بين اما عدهاي كه به تجديدنظرطلبي روي آوردهاند و بايد آنان را از اصولگرايان و اصلاحطلبان جدا دانست، سعي در رسيدن به مطامع سياسي خود از مسير «بازي تبليغاتي با مذاكرات» دارند. تلاش براي «محو تمامي دستاوردهاي مذاكرات گذشته» و تلقين «آغاز مجدد مذاكرات از نقطه صفر» يكي از رويكردهاي تجديدنظرطلباني است كه بعضاً در رسانهها و تريبونها دنبال ميكنند.
مبناي غلط مبتني بر نگاه صفر و صدي «سياهنمايي» و «سفيدسازي» يا به عبارت ديگر مسائل را صفر و صد ديدن يكي از شگردهايي است كه براي انحراف افكار عمومي به كار ميرود و از خط اعتدال كاملاً به دور است و فاصله زيادي با اين جريان دارد. اين شگرد طي روزهاي اخير توسط برخي تجديدنظرطلباني كه مدعي نزديكي به خط اعتدال هستند پر و بال گرفته و بسياري از حوادث سياسي خصوصاً در بخش مذاكرات سياه يا سفيد ميشود و حد وسطي در ميان آن نيست. سوار بر همين مبناي غلط ميكوشند تا تمام آنچه در مسير مذاكرات در زمان دكتر جليلي رخ داده را سياه و در زاويه صفر بنگرند و هرچه در زمان فعلي در چرخه مذاكرات به وقوع ميپيوندد را سفيد و در زاويه صد مشاهده كنند. نگرش صفر و صدي اين عده فقط به نوع نگاه محدود نميشود و آنها در امتداد اين نگاه ناصواب خود قصد صيد ماهي مطلوب خود را دارند و طوري رفتار ميكنند كه گويي نظام از اصول خود عدول كرده است و اصولي را كه در دوره گذشته مذاكرات روي ميز بوده با قواعد ديگري جا به جا كرده و اكنون به رويكردي روي آورده كه خارج از دايره استراتژي سابق قرار ميگيرد اما آيا واقعاً چنين است و اگر در مذاكراتي كه اكنون روي ريل رفته، موفقيت چشمگيري شاهد باشيم، از اين منظر بايد علت آن را جستوجو كرد؟
تغييرات تاكتيكي نه اصوليبا مروري كوتاه اما واقعبينانه اگر به روند مذاكرات اخير بنگريم، مشاهده خواهيم كرد كه اصول مذاكرات تفاوتي با گذشته نكرده و همچنان ديپلماسي مقاومتي در دستور كار قرار دارد. تغيير مستقيمي كه در مذاكرات نسبت به گذشته رخ داده تاكتيكهاست كه بر پايه مقاومت، ديپلماسي را در فضاي جديد جهاني براي حل مشكلات داخلي به صورت قهرمانانه پيش ميبرد. برآيندي كه از اين مسير به دست خواهد آمد، هر چند هنوز در هالهاي از ابهام قرار دارد و در شرايطي كه مذاكرات به صورت محرمانه در حال پيگيري است، نميتوان قضاوت زودهنگام در اين باره داشت اما با توجه به اخبار و اطلاعات يقين است كه همچنان مواضع دولت ايران هماني است كه در دوران گذشته وجود داشته و از طرفي مردم در ايران با گذشت ايام هنوز از حق مسلم هستهاي خود كوتاه نيامدهاند و مسئولان نيز طبق تأكيداتي كه داشتهاند، قراري بر تعليق غنيسازي و توقف استفاده صلحآميز از انرژي هستهاي ندارند و اين هماني است كه در دوران دكتر جليلي دنبال ميشد. دكتر ظريف و تيم مذاكرهكننده كنوني هم بارها تأكيد كردهاند كه هرگونه توافق و رسيدن به مسير مشترك به معناي كوتاه آمدن از آرمانها و اصول نيست. رسانههايي در اين ميان اما ميكوشند تا با تجديدنظرطلبي، مسيري فارغ از گذشته را در مذاكرات ترسيم كنند تا به خواستههاي خود كه يكي از آنها ارتباط و دوستي با امريكا ولو به شرط حراج كردن عزت ملي باشد، برسند. اين رسانهها از آنجا كه هيچ قرابتي با اعتدال موردنظر دكتر روحاني ندارند، سعي دارند منويات باطل فكري خود را در دايره نظري ايشان بگنجانند تا مذاكرات را نيز در افكار و اميال و رفتارشان، دستمايهاي براي عبور از اصولگرايي و اصلاحطلبي و رسيدن به تجديدنظري در اصول و آرمانهاي انقلاب قرار دهند. بر همين اساس سعي دارند مسير فعلي مذاكرات را بسيار پرفاصله و متفاوت با مذاكرات گذشته در اصول و مباني بدانند و به مخاطبين خود نيز همين خط را القا كنند تا اگر احياناً كوچكترين موفقيتي در مسير آينده مذاكرات پيش آمد، آن را حاصل تجديدنظرطلبي و دست كشيدن از مقاومت، آرمانها و اصولي كه به عقيده آنان سابق در مذاكرات دنبال ميشد، معرفي كنند. حال آنكه با واقعبيني ميتوان حقيقت را دريافت كه هر موفقيت احتمالي در آينده مذاكرات، حاصل تلاشهاي جمعي از گذشته تا امروز است و پلههاي رسيدن به مقصد در طول زمان بنا شده و نميتوان با تبليغات رسانهاي، اين حقيقت عيان را نهان كرد.
يك نكته صرفاً جهت يادآورياكنون جاي پاسخ دادن به اين سؤال است كه اگر در آينده شاهد موفقيتي در مسير مذاكرات باشيم، آن را بايد ناشي از چه اقدامات و تحولاتي بدانيم؟ آيا ايران از مواضع خود عدول كرده و بنابر ادعا و آرزوي تجديدنظرطلبان دست از مقاومت و اصول انقلابي برداشته و نرمشي بدون قيد قهرمانانه را در مسير مذاكرات در پيش گرفته و به خواستههاي غرب تن داده است؟ يا تغيير تاكتيك با حفظ اصول باعث چنين موفقيتهايي در آينده خواهد بود؟ هر چند در مسير موفقيتها، سليقهها و تدبيرها با هم متفاوت است و با تغيير تاكتيك يا ادبيات در عين حركت با استراتژي و اصول ثابت، ميتوان موفقيتها و نكات مثبتي را به دست آورد، اما در اين شرايط مسئله مهمتري است كه بر اساس واقعيات نه تبليغات، بايد آن را دليل اصلي موفقيتهاي احتمالي در آينده دانست.
فراي از اين واقعيت كه در ادامه به آن خواهيم پرداخت، يك نكته نبايد از نظر دور بماند كه هرچند مذاكرات فعلي محرمانه است اما اين نكته را بايد يادآوري كرد كه صرف لغو تحريمها و به عبارتي رسيدن به توافق ميان ايران و 1+5، ملاك پيروزي نيست. قطعاً هرگونه موفقيت و توافق اگر در مسير برد- برد به معناي واقعي نباشد، اتفاق چندان خوشايندي نيست ولو آنكه به لغو تمامي تحريمها نيز منجر شود. زيرا اگر قرار بر عدول از اصول براي نيل به توافق بود يعني اشتها به همان ميلي كه قلب تجديدنظرطلبان با آن ميتپد، شايد در طول 10 سال گذشته هم ميتوانستيم به آن دست يابيم و اين اصلا هنر يا موفقيت نيست كه بخواهيم آن را ناشي از تدبير دكتر ظريف يا دكتر جليلي بدانيم.
بديهي است كه رسيدن به يك توافق ناعادلانه و تعبير آن به يك پيروزي صرفاً جهت دلخوشي، مسيري است كه هر شخصي به شرط واداده و بياراده بودن، ميتواند آن را پيگيري كند اما شواهدي كه از فرآيند مذاكرات ژنو به دست آمده و اميد تازهاي را در ميان مسئولان و مردم به وجود آورده، از اين مقوله جداست، بنابراين نكته مزبور به معناي قضاوت نبود و همانطور كه گفته شد در شرايطي كه مذاكرات به صورت محرمانه دنبال ميشود صرفاً به عنوان يك يادآوري مطرح شد. حال بايد به اين سؤال پاسخ داد كه اگر در آينده شاهد موفقيتي در مسير مذاكرات باشيم، ناشي از چه واقعيتي است؟
فتنهاي كه موفقيتهاي نظام را به تعويق انداختنگاهي به شرايط كشور در دوران مذاكرات توسط دكتر جليلي و شرايط كشور در اين ايام كه مذاكرات توسط دكتر ظريف دنبال ميشود، پرده از واقعيتي كه دليل اصلي پيشرفت در مذاكرات است، برمي دارد. در دوران دكتر جليلي و مذاكراتي كه خصوصاً پس از انتخابات سال 88 با 1+5 دنبال شد، كشور به خاطر زيادهخواهي، افراطيگري و خشونتطلبي برخي كه نتوانسته بودند در انتخابات رياست جمهوري دهم رأي مردم را به سمت خود جلب كنند، محمل فتنهاي عميق شد كه با خدشه بر وحدت ملت در كف خيابانها، غرب به براندازي نظام جمهوري اسلامي بيش از مذاكره با آن علاقه نشان داد. اين البته طبيعي بود كه دشمنان ما در شرايطي كه سالها آرزوي آن را داشتند تا نقشه براندازي را نهايي كنند، مذاكره را صرفاً به عنوان يك ماسك بر چهره خود بزنند تا در عين حال كه ما بر صورت آنان طرح لبخند را ميبينيم، بغضهاي خفته خود را در جريان فتنه بزرگ بيدار كنند و هر بار با ايجاد بنبستي ساختگي در مسير مذاكرات بر سطح تحريمهايي كه به اذعان خودشان كمكي به آشوبگران براي براندازي نظام بود، بيفزايند.
هرچند در شرايط فعلي كسي منكر تلاشها و تحركات ديپلماتيك دولت آقاي روحاني و تيم مذاكرهكننده نيست ولي يقيناً اگر در آن روزها پس از سال 88، وحدت در كشور حفظ ميشد و ملت از بدنه اجتماعي اصولگرايان و اصلاحطلبان يكپارچه از نظام جمهوري اسلامي حمايت ميكردند و با كنار زدن تجديدنظرطلبان، مايه قوت مذاكرهكنندگان بودند، بسياري از موفقيتهايي كه احياناً ممكن است در آينده شاهد باشيم، در گذشته نزديك به سه يا چهار سال قبل به آن ميرسيديم. وحدت همان كليدي است كه امروز در دست ملت است و دولت با استفاده از آن، قدرت مانور در مذاكرات را پيدا كرده و غرب نيز با مشاهده اين وحدت، قدرت هرگونه خيالپردازي براي براندازي در نظام جمهوري اسلامي را از دست داده و به اين فهم رسيده است كه بايد با مقاومت ايران اسلامي كنار آيد و در برابر اراده ملت متحد ايران زانو بزند.