سريالسازي از جمله حوزههايي است كه صدا و سيما سعي ميكند با توليدات متعدد و البته متنوع، فضاهاي جديد و تازهاي را براي جذب سلايق گوناگون و جذب مخاطب بسترسازي كند. در اين ميان سريال و مجموعههاي طنز يكي از بهترين و راهبرديترين ژانرهايي است كه ميتواند ضمن جذب مخاطب به بالا رفتن روحيه و نشاط اجتماعي هم بينجامد. چند وقتي است كه سريال طنزي با درونمايه اجتماعي و دستمايه قرار دادن موقعيت محتملالوقوعي مثل خواستگاري و ازدواج كه در بين خانوادهها و جامعه تعميم و تسري بيشتري دارد با عنوان «اولين انتخاب» و به كارگرداني مهدي صباغزاده در كنداكتور پخش شبكه تهران قرار گرفته است. مسعود ردايي (تهيهكننده سريال) در خصوص مضمون اين سريال ميگويد: اين سريال يك اثر كمدي، اجتماعي است و قصد دارد لحظات مفرحي را براي مخاطبان شكل دهد. مقوله ازدواج، فرهنگسازي پيرامون آن و سطح توقع و انتظارات خانوادهها پيرامون ازدواج از موضوعاتي است كه در اين مجموعه به آن پرداخته شده است. جنس طنز اين سريال متفاوت با ديگر آثار مشابه تلويزيوني است و كمدي كه در اين سريال به تصوير كشيده شده، از نوع كمديهاي كلامي، سطحي و پيش پا افتاده نيست! اين سريال حكايت پسري «شهرستاني» به نام مسعود است كه به خواستگاري دختري «تهراني» به نام سوسن ميرود كه در دانشكده پزشكي درس ميخواند. اين پسر در بخش اداري دانشكده مشغول كار است اما دختر براي معرفي او به خانوادهاش به دروغ ميگويد كه او هم در دانشكده پزشكي درس ميخواند! سازندگان اين سريال مدعياند كه برخورد و تعامل دو خانواده كه برخاسته از سطوح اجتماعي و فرهنگي متفاوتي هستند، ماجراهاي اصلي آن را تشكيل ميدهند. مسعود به تنهايي و بدون حضور خانوادهاش براي خواستگاري از سوسن به منزل آنها ميرود اما در همان ابتدا و به دليل افتادن از ديوار و كمر دردي كه دارد مجبور ميشود در منزل آنها بماند و اين مسئله چند روز طول ميكشد! قضيه زماني قابل تأمل ميشود كه رابطه مسعود به حسب اتراقش در آنجا با همه اعضاي خانواده اعم از سوسن، مادر و خواهر او بسيار صميمي ميشود تا جايي كه او آزادانه در همه جاي خانه تردد ميكند. آقا مسعود ميتواند بدون كمترين نگراني با سوسن خانم خلوت كند و سوسن هم گاهي او را «مسعود جان» و «عزيزم» خطاب كند و اين در حالي است كه مسعود هنوز حتي از او خواستگاري هم نكرده است! اولين مسئله قابل تأمل در اين سريال تطهير و بدون اشكال نشان دادن دروغ و دروغگويي است. در جايجاي اين سريال به اصطلاح طنز كه قرار است يك موقعيت اجتماعي يا خانوادگي را دستمايه طنازي خود بكند به انحا و طرق مختلف حريم خانواده و خط و مرزهاي حريم خصوصي افراد مورد تحدي و تاخت و تاز قرار ميگيرد. در اين سريال ابتداييترين مباني خانواده و حرمت روابط و حيطه آمد و شد افراد نامحرم كه حسب دستورات و قوانين شرعي و اخلاقي مورد تأكيد خانوادههاي اصيل و متدين قرار ميگيرد، به بهانههاي واهي و غيرقابل توجيه به استهزا و سخره گرفته ميشود. معلوم نيست دستاندركاران و مسئولان شبكه تهران با استناد بر چه اصول و مبنايي تصميم به پخش يك چنين سريالي گرفتهاند كه بديهيترين ارزشها و حد و مرزهاي اخلاقي و ديني جامعه را درهم پيچيده است. آيا تنها به جهت طنز بودن محتواي سريال ميتوان هرآنچه را كه در جامعه از آن با نام غيرت و عفت اجتماعي ياد ميشود به سخره گرفت؟ در كجاي قاموس توصيههاي اخلاقي و دستورات شرعي اسلام مجوز چنين اختلاطها يا اتفاقاتي با هر بهانهاي، داده شده است. آيا سطح ارزشها و اخلاقيات ديني و اجتماعي در شهر تهران به نسبت ديگر شهرستانهاي كشور آنقدر زياد است كه افرادي با بهانه اختلاف فرهنگي يا عرفي به خودشان اجازه ساخت و توليد چنين سريالهايي را بدهند؟ مگر ساكنين شهر تهران تابع قوانين و دستوراتي برخلاف ديگر نقاط كشور هستند؟ آيا جز اين است كه اكثر قريب به اتفاق ساكنين پايتخت را مجموعهاي از افراد شهرستاني تشكيل ميدهند كه هنوز هم ريشه ارتباط و علقههاي عاطفي و فرهنگي شان در شهرستانهاي مختلف كشور است! كجاي موازين شرعي و اصل حفظ قداست حريم خانواده اين اجازه را به يك پدر خانواده ميدهد كه نسبت به حضور و اسكان يك جوان غريبه و نامحرم در خصوصيترين مكانها و موقعيتهاي خانوادهاش بيتوجه و لاقيد باشد؟ آيا اين همان تفكر ليبراليستي غرب نيست كه بنيان و عفت خانوادهها را به يغما برده است؟