تحولات اين روزهاي فلسطين اين نكته را به ذهن متبادر ميسازد كه گويا انتفاضه جديدي در حال شكلگيري است. از جمله شاخصهاي موجود در اين زمينه ميتوان به اعلام موجوديت انتفاضه جوانان فلسطيني اشاره كرد كه جمعه را به عنوان روز خشم فلسطينيها نامگذاري كرده و از عموم فلسطينيها خواسته بود براي حمايت از بيتالمقدس و مسجدالاقصي در تظاهرات ضدصهيونيستي شركت كنند.
پيش از اين نيز در فراخوان گسترده كه با پخش اعلاميه همراه بوده از عموم فلسطينيها خواسته بود در تظاهرات ميليوني كه از دوم نوامبر برابر با 11 آبان ماه آينده شروع خواهد شد، شركت و مخالفت خود را با روند سازش و معاهده اسلو اعلام كنند. آنچه كه موجب شده ناقوس انتفاضه بار ديگر در فلسطين به صدا درآيد قبل از هر چيز به روند رو به تزايد اقدامات ضد صلح رژيم صهيونيستي بر ميگردد كه راهي جز توسل به انتفاضه پيش روي فلسطينيها باقي نگذاشته است. شهركسازي اين رژيم در كرانه باختري و بخصوص شرق بيتالمقدس كماكان ادامه دارد، اقدامات تحريك آميز رژيم صهيونيستي و عناصر افراطي در مسجدالاقصي افزايش يافته است، استمرار بيوقفه اقدامات ضد آخرين دور مذاكرات سازش را نيز به شكست كشانده و تشكيلات خودگردان را در وضعيتي قرار داده است كه عنقريب شكست مذاكرات را اعلام كند.
در چنين شرايطي حتي احتمال اينكه برخي از جناح تشكيلات خودگردان و فتح نيز همانند زمان ياسر عرفات دست كم به آغاز انتفاضه متمايل باشند، بعيد نخواهد بود و فراخوان اخير همين جنبش از همه فلسطينيان ساكن قدس و كرانه باختري براي مقابله با توطئههاي خباثتبار اسرائيليها در مسجدالاقصي از همين تمايل ناشي ميشود، هر چند كه امكان دارد اهداف تاكتيكي از اين تلاشها دنبال شود. از طرف ديگر، هر چند در خلال نزديك به سه سال گذشته بعد از آغاز قيامهاي عربي در خاورميانه و شمال آفريقا نوعي حاشيه امن براي ادامه بيسروصداي اقدامات توسعهطلبانه و ضد صلح رژيم صهيونيستي در فلسطين و به خصوص در قدس فراهم شده بود اما اكنون با فروكش نسبي اين قيامها و همچنين با شكست پروژه براندازي در سوريه بار ديگر تحولات فلسطين از حاشيه به متن آمده و پشتوانهاي را براي دور جديد قيام مردم فلسطين فراهم كرده است. البته يك نكته ديگر نيز از منظر تحولات منطقهاي قابل تأمل است و آن اينكه كنار گذاشتن اخوانيها از مديريت تحولات جديد به خصوص در مصر موجب شد حماس بار ديگر براي بازيابي جايگاه قبلي خود در محور مقاومت متمايل شود و از اين لحاظ انتفاضه جديد ميتواند به بازيابي جايگاه حماس كمك كند. از بعد بينالمللي نيز ائتلافي كه رژيم صهيونيستي در چند سال اخير خود را در پشت آن پنهان كرده بود به دلايل مختلف از جمله فضاي ناشي از انتخابات رياست جمهوري ايران و شكست پروژه براندازي در سوريه در حال فروپاشي است و كمكم عناصر اين ائتلاف فشارهاي خود را بر رژيم صهيونيستي براي پذيرش طرح دو دولت افزايش ميدهند.
در اين زمينه دو شاخص ميتواند گويا باشد؛ نخست لغو تسهيلات اعطايي اتحاديه اروپا به شركتهاي اسرائيلي فعال در كرانه باختري است و دوم گزارش اخير بانك جهاني كه در آن تصريح شده است كه اشغال كرانه باختري از سوي رژيم صهيوينستي سالانه نزديك به 4 ميليارد دلار به اقتصاد فلسطين زيان وارد كرده و از توسعه پايدار در اين منطقه جلوگيري كرده است. از اين لحاظ شايد بازيگران غربي از اينكه دولت نتانياهو گوشمالي داده شود، بدشان نيايد. در مجموع با در نظر گرفتن متغيرهاي تأثيرگذار در هر سه عرصه داخلي، منطقهاي و بينالمللي دور جديد انتفاضه در فلسطين جدي به نظر ميرسد و از اين لحاظ اوضاع فلسطين به آرامش قبل از توفان ميماند.