کد خبر: 615664
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۱۵:۱۱
گپ و گفتي صميمي با يك هنرمند كارآفرين
حسين حقيقيان يكي از هنرمنداني است كه به تازگي تحصيل در رشته گرافيك را به پايان رسانده است.

مسيح خدايي |  اوكه بابلي و ساكن اين شهر است سه روز هفته را در ميدان انقلاب بساط مي‌كند و با خودكار چهره شخصيت‌هاي معروف كشورمان را طراحي كرده و با قيمت‌هاي نازلي به فروش مي‌رساند و از اين راه ضمن كسب در آمدي كه بخشي از زندگي‌اش را تأمين مي‌كند، مردم را با خريد آثار هنري تجسمي مانند تابلو‌هاي نقاشي آشتي مي‌دهد. با كمك يكي از دوستان آقاي حقيقيان را به دفتر روزنامه دعوت كرديم و در مورد اين سبك و سياق درآمد با او به گفت‌وگو نشستيم كه ماحصل آن در ادامه مي‌آيد.

از كجا به فكر افتاديد كه شيوه‌هاي ديگر نقاشي به ويژه طراحي با خودكار را در ابعاد كوچك و با قيمت پايين كار كنيد؟من در دو سه سال گذشته به اينجا رسيدم كه تنها خودم مي‌توانم با همت به موفقيت برسم و در اين راه بزرگ‌ترين دانشگاه‌ها و عالي‌ترين اساتيد را هم كه داشته باشم اما خودم انگيزه‌اي براي پيشرفت نداشته باشم، قطعاً شكست خواهم خود. بنابراين از همين جا تصميم گرفتم كه با پشتكار و تمرين و كسب تجربه به جايي برسم كه آرزويش را دارم.

رسيده‌ايد؟

كاملاً نه. هنوز راه زيادي در پيش دارم.

در شيوه‌اي كه براي ارائه كارهايتان در قطع كوچك داريد به مسائل مالي و درآمد حاصل از آن هم فكر كرده‌ايد يا خير؟

بله قطعاً. ما بايد براي ادامه راه حداقل درآمدي داشته باشيم.

فكر مي‌كنيد براي آنكه هنرمندي كه ثروت و قدرت ندارد و بخواهد در تراز شهروند متوسط قرار بگيرد بايد در ماه به طور ميانگين چقدر درآمد داشته باشد؟

اين مسئله نسبي است. يعني اگر هنرمند تجسمي‌كار در شهرستان ماهي 700 هزار تومان درآمد داشته باشد، مي‌تواند زندگي خانوادگي خوبي داشته باشد و از طرفي به كار هنري‌اش هم بپردازد اما اين مبلغ در تهران تقريباً هيچ است.

معمولاً در هر كار و صنفي يك عده معدود هستند كه راه خطا مي‌روند و به اصطلاح شيادي مي‌كنند. آيا در كار نقاشي و هنر تجسمي با چنين افرادي برخورد داشته‌ايد؟

بله. مثلاً پيش آمده كه فردي يك كار را 300 ميليون تومان مي‌فروشد اما همين آدم زماني كه مي‌خواهد از نمايشگاه‌ها اثر هنري خريداري كند، مي‌ماند و درست روز آخر نمايشگاه مي‌رود و مجموع آثار يك نمايشگاه را كه مثلاً 30 ميليون تومان قيمت خورده را با 10 ميليون تومان مي‌خرد. اين گونه افراد با نگاه مادي كار هنر را ارزيابي مي‌كنند. در حالي كه تجربه ثابت كرده كه هركس چنين نگاهي داشته باشد خود به خود به آفت كار هنر تبديل مي‌شود.

سوددهي اكثريت قريب به اتفاق مشاغل، قاعده خاصي دارد كه با كمي بالا پايين معمولاً انجام مي‌شود. آيا شاغلين حوزه هنر و هنرمندان هم قاعده خاصي براي سود و زيان خود دارند يا خير؟

كار هنر معمولاً به صورت توافقي انجام مي‌شود. درست است كه برخي از افراد ديدگاه مادي به هنر دارند و هنر را به عنوان يك تجارت نگاه مي‌كنند اما اين تعداد افراد محدود هستند و در مقابل هنرمندان بنامي داريم كه تمام همّ و غمشان در كار فروش آثار رضايت خريداران آثار است. خيلي از هنرمندان بزرگ اصول خاصي در كار خلق و فروش آثار دارند. مثلاً يكي از اساتيد بزرگ عكاسي كه در مقطع فوق‌ليسانس تدريس مي‌كند در اكسپوي اخير تالار وحدت هر كدام از عكس‌هايش را 300 هزار تومان قيمت‌گذاري كرده بود و شاگردان ايشان هم به احترام استادشان تمام قيمت‌هاي عكس‌هاي خودشان را پايين‌تر از مبلغ استادشان زده بودند. درحالي كه خانمي ضعيف‌ترين كارهايش را با قيمت‌هاي چند ده ميليوني براي فروش گذاشته بود.

كار طراحي با خودكار و بساط كردن كنار خيابان چطور شكل گرفت. اتفاقي بود يا تعمدي؟

خيلي اتفاقي بود. من هميشه دنبال كار‌هاي نو و تجربه كردن راه‌هاي جديد بودم. كم‌كم در طراحي‌هايم از خودكار استفاده كردم و ديدم چه خوب شد. مي‌شود خيلي از چهره‌هاي محبوب كشور را در قطع كوچك و زمان كم و قيمت پايين كار كرد و فروخت كه خود همين يك منبع درآمد به شمار آمد و استقبال‌ خوبي از اين شيوه كار شد. من ديده‌ام كه غروب‌ها كارگراني كه از شهرستان آمده‌اند، گاهي مي‌آمدند پيشم مي‌نشستند و گاهي دستي هم روي شانه‌ام مي‌زدند و خدا قوتي مي‌گفتند. اين اتفاق خيلي برايم خوشايند بود.

همانطور كه مي‌دانيد در سبك و سياق زندگي ما ايرانيان، متأسفانه خريد آثار هنري جايي ندارد و اكثريت مردم با هنر تجسمي ميانه خوبي ندارند كه مهم‌ترين دليل آن قيمت‌گذاري‌هاي بي‌حساب و كتاب و سرسام‌آور است. با اين اوصاف آيا اصلاً به اين فكر كرده بوديد كه با فروش كارهاي قطع كوچك و ارزانقيمت، كاري كنيد كه فرهنگ خريد آثار هنري را در جامعه اشاعه دهيد؟

در ابتدا نه. اما بعدا پيش خودم فكر كردم كه مردم ما بابت آثار هنري پول نمي‌دهند. مثلاً يكي از اقوام نزديك ما كه ماهانه مبلمان خانه‌اش را عوض مي‌كند و در هر نوبت مبلمان 6 ميليوني را 8 ميليون مي‌خرد، روي ديوار خانه‌اش را قطعات پلاستيكي پازل مانندي آويزان كرده. اين خيلي درد است اما بعداً ديدم خريد آثار هنري براي مردم بي‌اهميت نيست. به شرط آنكه قيمت‌ها ارزان و در وسع خانواده‌هاي ايراني باشد. خيلي از كساني كه پيش من مي‌آيند، سفارش مي‌دهند كه يك طرح را به عنوان كادو به دوستانشان بدهند. اين اتفاق خوبي است و از آن كاملاً راضي‌ام. جديداً هم كارهايم را به صورت رنگي با رنگ آكريليك كار مي‌كنم.

فكر مي‌كنيد ناني كه درمي‌آوريد، حلال است؟

بله. كاملاً. چون اين مسئله با حساسيت ويژه‌اي در خانواده ما وجود دارد و مي‌توانم بگويم كه مهم‌ترين ارث و وصيت پدرم توصيه به درآمد زلال و حلال است و از آنجايي كه براي كارهايم زحمت مي‌كشم و مهم‌تر از همه اينكه خريداران كارهايم همه راضي هستند، دلم به حلال بودن درآمدم گواهي مي‌دهد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار