
«نبرد ديپلماتيك نه يك رابطه دوستانه و صميمي»، تاكتيكي است كه اين روزها مردان سياست خارجي دولت يازدهم در دستور كار روابط بينالمللي خود با دولت ايالات متحده قرار دادهاند و مورد تأكيد رئيس جمهور و وزير امور خارجه كشورمان هم واقع شده است. با نگاهي به مختصات اين نبرد ديپلماتيك به راحتي ميتوان دريافت كه هرگونه مذاكره با امريكا در حقيقت مذاكره با افكار عمومي ايران و جهان است تا همه مردم جوياي حقيقت به واقعيات جهان امروز در عرصه بينالمللي آگاه شوند. در چنين مقياسي بيترديد تداوم هرگونه روابط ديپلماتيك با امريكا تا رسيدن به نتيجه نهايي منوط به ميزان صداقت و اعتمادسازي امريكا است كه در برابر حقانيت جمهوري اسلامي و مقاومت ملت ايران آيا به روال گذشته مسير دورويي و استفاده از تاكتيك «تهديد، تحريم، مذاكره» را پي ميگيرد يا آنكه پس از آزمايش بيفرجام تمامي راههاي خصمانه عليه ايران، فهميده است كه تنها چاره، مذاكره در شرايط احترام متقابل است؟
مذاكره با افكار عمومي بدون معامله بر سر اصول
پرداختن به موضوع روابط ديپلماتيك ميان ايران و امريكا كه تاكنون فقط در حد ديدار وزراي خارجه و يك مذاكره تلفني ميان رؤساي جمهور صورت گرفته در رسانههاي پرسابقه جهان، حاكي از اهميت رخداد و برجستگي و بزرگي دولت و ملت ايران در سطح بينالمللي است كه اين امر نيز ناشي از سه دهه مقاومت ملت ايران در برابر جنايات دولت امريكا و دولتهاي وابسته به آن و سرانجام كرنش دولت امريكا در برابر اراده ملت ايران ارزيابي ميشود. شايد سخنراني نسبتاً ملايم اوباما در مجمع عمومي سازمان ملل و كوتاه آمدن از مواضع افراطي دولت امريكا و نيز 25 بار نام بردن از ايران در اين سخنراني، گواهي بر اين ادعا باشد. در چنين شرايطي است كه گام نخست توسط ايران با قدرت و از موضع برتر برداشته شد و در برابر التماسهاي شفاهي و كتبي و واسطهاي امريكا براي يك مذاكره كوتاه ميان رؤساي جمهور ايران و امريكا، اكنون پذيرفته تا بعد از تماس تلفني اوباما با روحاني، فرصت بزرگي به دولت امريكا داده شود تا حسن نيت خود را در مسير روابط بينالمللي به نمايش بگذارد. جمهوري اسلامي ميكوشد در اين نبرد ديپلماتيك با برگزاري آزمون صداقت سنجي و روشنگري در سطح جهاني و مذاكره با افكار عمومي بدون معامله بر سر اصول و موازين اسلام و اهداف انقلاب، با دولتها و ملتها اتمام حجت كند تا اگر در اين مرحله، امريكا قدر فرصت بزرگ خود را نشناخت و حرف از گزينههايي چون تحريم و تهديد براي مذاكره زد، جمهوري اسلامي ايران نيز بعد از اين مرحله به تمام گزينههاي موجود خود روي ميز مبارزه با استكبار فكر خواهد كرد.
مبارزه با استكبار، استراتژي بدون بازگشت نظام
نگاهي به ماهيت و هويت انقلاب اسلامي و آرمانهاي نظام جمهوري اسلامي نشان ميدهد كه مبارزه با استكبار يكي از نقاط پررنگ استراتژي بدون بازگشت نظام است. در اين استراتژي بايد توجه داشت كه بسته به شرايط ممكن است تاكتيك مقاومت و مبارزه، تغيير كند و اگر روزگاري با اعزام به جبهه و اسلحه به دست گرفتن همراه بود، شايد امروز مبارزه از مسير مذاكره مقتدرانه و ارتباط هوشمندانه عبور كند. در اين معبر همچون گذشته مبارزه با استكبار و ظلم و حمايت از مظلوم از نظام جمهوري اسلامي جدا نخواهد شد و آنكس كه بايد از گذشته عبرت بگيرد امريكاست كه ميتواند با «جدا شدن از خوي استكباري» خود، مسيري براي «تغيير رويكرد» و «سياست در رفتار» بعد از «تغيير لحن» به وجود آورد تا از اين دريچه يك بازي برد - برد محقق شود.
رئيسجمهور ايران در سفر به نيويورك پس از آنكه درخواست رئيسجمهور امريكا براي ملاقات حضوري را نپذيرفت و رسانههاي امريكايي اين امر را به تحقير دولت امريكا توسط ايران تعبير كردند، سعي كرد با موافقت براي برقراري يك تماس تلفني كه اين نيز برخاسته از تقاضاي امريكاييها بود، ثابت كند كه ايران نه فقط در لحن كه در رفتار و سياست نيز به دنبال بازي برد – برد است و جمهوري اسلامي قصد تحقير هيچ كس را ندارد. بنابراين اكنون نوبت امريكاست كه اگر خواهان مذاكره در شرايط احترام متقابل است، بايد در عمل ثابت كند دست از خوي استكباري خود برداشته و به دنبال بهرهبرداري سياسي از مسير مذاكره نيست بلكه در لحن، رويكرد و رفتار در سياست به دنبال حل واقعي مسائل بينالمللي از گذرگاه يك رابطه برد – برد با ايران است.
مذاكره محترمانه، پله بعدي مقاومت مستمر
در اين روزهاي پرتلاطم سياسي كه رخ دادن هر اتفاقي در عرصه بينالمللي دور از ذهن نيست، نگاه واقعبينانه به شرايط داخلي و پرهيز از بدبيني يا خوشبيني مفرط به مسيري كه توسط دولتمردان دنبال ميشود نكته بسيار پراهميتي است. در اين حالت «توسعه دروني و توجه به امكانات داخلي» و «اقتدار درونزا» كه بارها مورد تأكيد مقام معظم رهبري قرار گرفته است به همان اندازهاي بايد مورد توجه قرار گيرد كه «نرمش قهرمانانه» ميتواند جلب توجه كند. متأسفانه در اين شرايط عدهاي مدام سعي دارند مشكلات داخلي را به تحريمها و نداشتن رابطه با امريكا مرتبط بدانند، حال آنكه ملت ما بيش از 30 سال است كه بدون رابطه با امريكا و در ميان امواج تحريمها، بر مشكلات فائق آمدهاند و پيروزي را تجربه كردهاند. نبايد غيرمنصفانه نظر داد و از نظر دور داشت كه همين سياستهاي مقاومتي خصوصاً در دولتهاي نهم و دهم بود كه امروز دولت يازدهم را قادر ساخته روي پله اقتدار و مقاومت و حفظ موضع برتر در برابر امريكا براي يك مذاكره عادلانه و محترمانه قرار دهد و آنچنانكه در دولتهاي گذشته از حقوق ملت ايران دفاع ميشد، امروز از حقوق ملت ايران دفاع كند. در شرايطي غير از مقاومت مستمر ملت ايران معلوم نبود كه امروز ما در چه وضعيتي بوديم و آيا مجبور ميشديم همچون دولتهاي عرب منطقه و ساير دولتهاي زمين خورده، استقلال خود را براي خريد وابستگي، دو دستي تقديم رقباي بينالمللي ميكرديم؟