
كلانشهر تهران با وسعت 700 كيلومتر مربع با جمعيت 10 تا 12 ميليون نفر به صورت ثابت و شناور و داشتن ظرفيتهاي بالقوه آمادگي آن را دارد در صورت تحقق مديريت يكپارچه در بحث اقتصاد شهري رونق يابد.
به واقع شهر تهران به دليل موقعيت ويژه آن و قدمت و سوابق تاريخي همواره مورد توجه بوده است تا آنجايي كه اين شهر به دليل داشتن يك هفتم جمعيت كشور، ميتواند به عنوان يك قطب اقتصاد شهري مدنظر قرار گيرد و با افزايش درآمدهاي پايدار شهري شاهد ارتقاي زندگي شهرنشيني باشيم. در واقع با توسعه و رونق اقتصاد شهري، عملاً ميتوان مديريت شهري را به سمتي هدايت كرد كه بخش زيادي از معضلات و مشكلات شهري آن نيز با تدبير كاهش يابد. در ابتدا بايد با شناسايي نيازهاي جمعيتي و فرصتهاي سرمايهگذاري از طريق سرمايهگذاري دولتي و بخش خصوصي گام در مسير توسعه اقتصاد شهري برداشت.
اتكاي پايتخت به فروش تراكم شايد در وهله اول همچون مسكن براي كاهش مسائل و معضلات شهري باشد اما در درازمدت به دليل نبود زيرساختهاي شهري مشكلات شهري مضاعف و چند برابر شده و بر پيچيدگي مشكلات نيز افزوده خواهد شد. بر اين اساس لازم است تا در دوره مديريت جديد (شورا و شهرداري) با تعامل نزديك با دولت، مشكلات زيربنايي و ساختاري شهري رصد و براي آن برنامهريزي دقيق كه قابليت اجرايي داشته باشد، صورت گيرد.
در اين زمينه ضروري به نظر ميرسد تا كارشناسان حوزههاي اقتصادي نيز به كمك اقتصاد شهري پايتخت آمده و با همراهي و همگامي ارتقاي تصميمگيري و تصميمسازي براي شهر را فراهم سازند. ادامه اين روند علاوه بر آنكه ميتواند زمينههاي رونق اقتصادي را در شهر فراهم سازد، ميتواند زمينهساز توسعه پايدار نيز باشد. گام برداشتن در مسير توسعه اقتصادي شهري نه تنها ميتواند مشكلات و معضلات حوزههاي حمل و نقل و بافتهاي شهري را تا حدود زيادي برطرف سازد بلكه ميتواند به مديران شهري در مباحث فرهنگي و اجتماعي نيز كمك شايان و قابل توجهي كند چراكه براي انجام امور و ارتقاي فرهنگي و اجتماعي بحث رونق اقتصادي ميتواند كارگشا باشد. امتياز جمعيتي در كنار مسائل و مشكلات آن ميتواند يك امتياز مثبت اثرگذار براي مشاركت شهروندان را به صورت مستقيم و غيرمستقيم براي آباداني شهري در همه حوزهها فراهم آورد. با توجه به مسائل مطرح شده در بالا اين انتظار ميرود كه اعضاي شوراي اسلامي پايتخت بيش از گذشته به اين مهم اهتمام ورزند و در برنامهريزي و عملياتي كردن برنامه وارد عرصه شوند.
آنچه در رونق اقتصاد شهري صورت خواهد گرفت آن است كه با شناسايي ظرفيتهاي بالقوه ميتوان فاصله طبقاتي را در شمال و جنوب كاست و شهر را به جهتي هدايت كرد كه در آن شهروندان شاهد تفاوتها در اين دو جهت جغرافيايي نباشند. سياستهاي كلان در چشمانداز توسعه پايدار شهري سبب ارتقاي شهرسازي و زندگي شهرنشيني در ابرشهر تهران خواهد شد و اين امر مشاركت شهروندان را در توسعه و آباداني شهري بيش از گذشته افزايش خواهد داد تا آنجايي كه تكتك شهروندان احساس مسئوليت بيشتري خواهند كرد تا در آباداني شهر شريك شوند. از ديگر موضوعاتي كه ميتواند با رونق اقتصاد شهري صورت گيرد گام برداشتن در جهت احقاق حق حقوق شهروندي در حوزه شهري است كه اگر اين امر به صورت جدي پيگيري و دنبال شود ميتوان اميدوار بود كه از دغدغههاي شهرنشيني تا حدود زيادي كاسته شود و احساس مسئوليت شهرنشيني روند صعودي بگيرد. بر اين اساس لازم است تا براي تحقق مؤلفههاي رونق اقتصاد شهري گامهاي بلند و محكمي از سوي مديريت شهري در سايه حمايت دولت برداشته شود تا شاهد شكوفايي شهري و ارتقاي زندگي شهرنشيني در آينده نزديك باشيم نه آنكه به گونهاي عمل كنيم كه همواره چشم دستاندركاران مديريت شهري به سوي دولت دوخته شود.