کد خبر: 614600
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۲ - ۱۴:۵۰
در گفت‌وگو با مسئول گروه مؤلفان كتاب سبك زندگي پايه هفتم مطرح شد
ورود آموزش و پرورش به آموزش سبك زندگي با تأليف كتابي به همين نام براي پايه هفتم بهانه‌اي بود براي اينكه سراغ سيد امير رون رئيس گروه برنامه‌ريزي درسي پرورشي، سلامت و تربيت بدني آداب و مهارت‌هاي زندگي و يكي از مؤلفان اين كتاب برويم.

نفيسه ابراهيم‌زاده‌انتظام | اين كتاب در شرايطي وارد سرفصل‌هاي درسي آموزش و پرورش شده است كه بسياري معتقدند سبك زندگي آموزش دادني نيست. برخي نيز ورود اين كتاب را به عرصه آموزش و پرورش نمايشي از سوي دستگاه تعليم و تربيت براي پاسخ به مطالبات جامعه مي‌دانند. آن هم بدون داشتن پشتوانه مطالعاتي. بنابراين به نظر مي‌رسد قضاوت بهتر در صورتي اتفاق مي‌افتد كه نگاه دست‌اندركاران تأليف اين سرفصل آموزشي نيز مطالعه شود. گفت‌وگو با رون به همين منظور انجام شده است كه حاصل آن در ادامه مي‌آيد:
 
اصلاً كتاب سبك زندگي چرا تأليف شد؟

شايد بتوانيم بگوييم عوامل و شاخص‌هاي زيادي باعث اين كار شد. مهم‌ترين عامل ديدگاه‌ها و مطالبات امام(ره) و مقام معظم رهبري، دولت، مردم، معلمان و صاحب‌نظران و همچنين توسعه حوزه علوم تربيتي بود. در حال حاضر شرايط دنيا فرق كرده و بايد برنامه‌هاي درسي روزآمد مي‌شدند و اين كتاب نتايج پژوهش‌ها و مطالعاتمان را در حوزه‌هاي جديد تربيتي شامل مي‌شود. از طرفي اسناد بالادستي مثل سندتحول بنيادين و سند برنامه درسي ملي آموزش و پرورش را براي آموزش فراگير سبك زندگي ايراني- اسلامي به دانش‌آموزان مكلف كرده‌اند. سند برنامه درسي ملي در 11 حوزه تربيت و يادگيري بيانيه‌هايي دارد كه يكي از آنها همين عنوان است. در آنجا ضرورت‌ها، كاركردها، قلمرو و مفاهيم آداب و مهارت‌هاي زندگي و بنيان خانواده ذكر شده است. براي ورود، پايه هفتم يا پايه اول دوره اول متوسطه بهترين زمان بود كه تكميل پازل تحول در آموزش و پرورش را آغاز كنيم.

براي تدريس اين كتاب معلمان آموزش خاصي ديده‌اند؟

بله، در ماه گذشته تمام مدرسان استاني سراسر كشور در مركز تربيت معلم نسيبه تهران گرد آمدند و مؤلفان و اعضاي شوراي برنامه‌ريزي درسي كه دست‌اندركار تأليف كتاب سبك زندگي بودند آنها را به صورت مستقيم آموزش دادند. علاوه بر اين در روزهاي گذشته هم همكاران با سفر به شهرهاي مختلف معلمان اين درس را راهنمايي مي‌كنند.

به طور كلي چه مباحثي در اين كتاب مطرح شده است؟

اين كتاب دو بخش عمده دارد؛ يك بخش از آن مربوط به بحث تفكر و بخش ديگر هم دنباله درس تفكر و پژوهش در پايه ششم است. به طور كلي سبك زندگي برگرفته از حوزه تربيت و يادگيري آداب و مهارت‌هاي زندگي است و 18 فعاليت الزامي و دو پروژه دارد كه 11 فعاليت آن مربوط به سبك زندگي است. اين 11 فعاليت عبارتند از: من كيستم، خودآگاهي چيست، مطالعه و يادگيري، زمان را چگونه مديريت كنيم، روابط ما، ارتباطات و آداب معاشرت، سبك‌هاي ارتباطي ما با ديگران چگونه است، شيوه زندگي چيست، ارتباط با خانواده، همسايگان و معلمان چگونه است. تضاد و اختلافات خود را چگونه مديريت كنيم، اضطراب چيست و خشم خود را چگونه كنترل كنيم، اين فعاليت‌ها بين دختران و پسران مشترك است، بلوغ در من چگونه است مربوط به دختران و آداب پوشش و آراستگي مربوط به پسران است، بخش ديگري نيز با نام بخش انتخابي وجود دارد كه حدود 10 فعاليت دارد و از بين آنها شش تا مربوط به تفكر و چهار تا مربوط به سبك زندگي است كه از آن چهار تا دو تا را متناسب با علايق و نظرات دانش‌آموزان، معلم انتخاب مي‌كند. يك درس را هم معلمان در بخش سبك زندگي به صورت اختياري متناسب با اقتضائات، بوم و شرايط آن استان و منطقه طراحي مي‌كنند و به دانش‌آموزان درس مي‌دهند.

با توجه به اينكه سبك زندگي درس تازه‌اي است، به نظرتان گسستي ميان پايه‌هاي قبل و اين پايه به وجود نمي‌آيد؟ بهتر نبود آموزش را با يك شيب ملايم‌تر از پايه‌هاي پايين‌تر شروع مي‌كرديد؟

مطابق سند برنامه درسي ملي حوزه يادگيري مفاهيم آداب و مهارت‌هاي زندگي و بنيان خانواده بايد به صورت تلفيقي در دوره اول ابتدايي وارد تمام دروس شود.

الان اين اتفاق افتاده است؟

قبلاً همسوسازي شده است. به ويژه در پايه ششم در درس مطالعات اجتماعي آداب زندگي آمده است. تلاشمان اين است كه بتوانيم مفاهيمي كه مربوط به اين حوزه است را متناسب با شرايط دانش‌آموزان و شرايط يادگيري آنها به صورت تلفيقي در تمام دروس بياوريم. در پايه هفتم مشخصاً دو ساعت در اختيار دانش‌آموز قرار گرفت كه به صورت مستقل به اين سرفصل‌ها ورود پيدا كند. ولي در جاهاي ديگر رويكرد اين است كه به صورت در هم تنيده مفاهيم وارد بشوند. اساساً همانطور كه از اسمش بر مي‌آيد سبك زندگي مربوط به زندگي بچه‌هاست. اين طور نيست كه بگوييم اين مفاهيم فقط جنبه يك درس را دارد در تمام دروس به مفهوم عام اين درس بايد وارد شود و در زندگي كاربرد پيدا كند. يعني نگاه علوم و رياضي و حتي دروسي كه فكر مي‌كنيم كمترين بارقه‌هاي آداب و زندگي را داشته باشد بايد ناظر به زندگي بهتر باشد و مي‌تواند حامل مفاهيم آداب و مهارت‌هاي زندگي باشد.

در اين كتاب مهم‌ترين شاخصه‌هاي سبك زندگي ايراني- اسلامي كه به آن پرداخته شده كدامند؟

اگر بخواهيم دو جنبه ايراني و اسلامي بودن را برجسته‌تر كنيم طبيعي است كه به تمام سنت‌هاي فاخر و معتبر كشور ما پرداخته مي‌شود. همينطور اسلامي بودن به اين مضمون كه تمام ارزش‌ها و مباني كه براي يك زندگي همراه با پيشرفت و تعالي همراه است در اين حوزه مورد توجه قرار گرفته است. بنابراين در يك جمله مي‌توانيم بگوييم كه تلاشمان اين بوده كه يك جامعه مردم سالار ديني و فرهيخته كه به سمت پيشرفت و تعالي اسلامي گام بر مي‌دارد را در اين درس تبيين كنيم و به صحنه عمل بياوريم.

در اين زمينه چند مصداق بيان كنيد.

براي مثال در آموزش آداب و مهارت‌هاي زندگي آماده كردن دانش‌آموزان براي مقابله با چالش‌ها و موقعيت‌هاي مختلف زندگي خيلي مهم است. بحث ارتقاي كيفيت زندگي، بهبود سلامت، توانايي تشخيص تهديدها و فرصت‌ها و رشد تفكر، بررسي همه جانبه موضوعات، نقدپذيري، شجاعت در بيان ايده‌ها و حتي اشتباهات، درك بار و مفهوم جملات و واژه‌ها، خوب گوش كردن، رعايت نظم، شناخت خود و هيجانات (كه بچه‌ها اغلب در پايه هفتم با آن دست به گريبانند)، كنترل و مديريت خشم و اضطراب، احترام به عقايد ديگران، ارتباطات صحيح و مؤثر با ديگران از جمله اين شاخص‌ها هستند براي اينكه دانش‌آموزان بتوانند به يك زندگي موفق و شاد و به دور از مشكل دست پيدا كنند. تمام مطالبي كه گفتم تلاش شده در قالب ايجاد فرصت از طريق اين دروس يا فعاليت‌ها به بچه‌ها آموزش داده شود تا بتوانند تجربيات گذشته خود را بازخواني كنند و تجربيات جديدي به دست آورند. همچنين بتوانند با خودشان، با خدا، با خلق و خلقت ارتباط متناسب و سالمي داشته باشند.

توصيه شما به مدرسان اين كتاب چيست؟

معلمان در آموزش بايد از حافظه‌گرايي بپرهيزند و كمك كنند دانش‌آموزان موقعيت‌هاي مختلف را تجربه كنند، دست به آزمون و خطا بزنند و اين تجربيات را به مدرسه و گروه همسالان خود منتقل كنند. معلمان بايد فقط شرايط يادگيري را تسهيل كنند نه اينكه به دنبال انتقال صرف مفاهيم باشد. براي هر پديده و مفهومي در سبك زندگي اولين كاري كه معلم بايد بكند اين است كه شرايطي را ايجاد كند كه دانش‌آموزان بتوانند نسبت خود را با آن مفهوم جديد پيدا كنند و دست به تجربه و اظهار نظر بزنند و سؤالاتشان را مطرح كنند و اين فرصتي است كه معلم به دانش‌آموزان مي‌دهد و بسيار فرصت ارزنده‌اي است. لازم نيست معلم حتماً دايره‌المعارف باشد و بلافاصله به سؤالات دانش‌آموزان پاسخ دهد. همينكه فرصتي ايجاد مي‌شود دانش‌آموزان جرئت و فرصت بيان سؤالاتشان را دارند و اينكه فرصتي داشته باشند كه چه تنها و چه جمعي براي يافتن پاسخ سؤالات فكر كنند و پاسخشان را به جمع ارائه دهند و قضاوت را هم به جمع بگذارند اين بهترين شرايط يادگيري است. پيشنهادمان اين است معلمان كمك كنند تمام دانش‌آموزان از قوي تا ضعيف وارد مباحث درسي شوند و خودشان جايگاهشان را در سبك زندگي پيدا كنند و دست به انتخاب احسن بزنند.

اين كتاب با چه سبكي بايد تدريس شود؟

با يك سبك كاملاً فعال. يعني مباحث در قالب يك فيلم، خاطره، داستان يا پديده و عملي مطرح و با اين كار ميان دانش‌آموزان انگيزه ايجاد و سؤالاتي برايشان مطرح شود و به صورت كاملاً فعال براي دستيابي به پاسخ سؤالاتشان ورود پيدا كنند. حتي اجازه اينكه دانش‌آموزان بتوانند به صورت پروژه‌اي اين كار را در بيرون از مدرسه و نه فقط زير سقف كلاس انجام دهند داده شود زيرا يادگيري در عرصه زندگي و در جاهاي مختلف مثل در ارتباط با يك فروشنده يا يك بزرگ‌تر در عرصه‌اي از فعاليت‌هاي اجتماعي رخ مي‌دهد. اگر اين زمينه‌ها فراهم شوند و بچه‌ها اجازه داشته باشند دست‌يافته‌هايشان را در كلاس بيان كنند، كمك مي‌كند كه در يك حالت تعاملي با معلم شرايط خوب و ماندگار را تجربه كنند. تمام تلاش ما اين است كه بچه‌ها بتوانند بهترين كيفيت زندگي را تجربه كنند. اگر هم خداي ناكرده شكست يا تجربه ناموفقي داشتند معلمان سعي كنند از آن براي موفقيت‌هاي بعدي دانش‌آموز پله بسازند؛ نه اينكه دليلي براي سركوب و افسردگي و زمينه آسيب رواني باشد. امروزه در آموزش برخورد معلم اساس است. اين كتاب شايد توانسته باشد گوشه‌هايي از شرايط يادگيري را بيان و تبيين كند. به نظر ما بهترين فردي كه مي‌تواند شرايط يادگيري سبك زندگي را ايجاد كند معلم است كه نوع نگاه و طرز برخوردش مي‌تواند كاملاً شرايط را بالنده كند و رشد دهد.

پس معلمان اين كتاب بايد خودشان به سبك زندگي ايراني- اسلامي عامل باشند.

بله كاملاً.

بنابراين بايد گزينش خاص يا آموزش ويژه‌اي براي معلمان اين كتاب اتفاق افتاده باشد. درست است؟

واقعيت اين است كه محدوديت‌هاي زمان و شرايط هميشه دست به گريبان ما بوده است. با اين حال تمام تلاشمان اين بوده كه بتوانيم به شكل‌هاي مختلف اين آموزش‌ها را براي معلمان با شاخص‌هاي استاندارد ارائه كنيم. يكي از شاخص‌ها اين است كه مربيان باتجربه حوزه پرورشي، معلمان فرهيخته ديني و مطالعات اجتماعي، مشاوران و كساني كه با حوزه تربيت خيلي نزديك بودند وارد اين حوزه شوند. از طرفي هم سعي كرده‌ايم 75 درصد ارزشيابي را فعاليت محور و عملكردي درنظر بگيريم و پنج نمره را به صورت كمي به ياد‌گيري يك سري مفاهيم ضروري اختصاص دهيم. 75 درصد نمره به بازخوردهاي بچه‌ها و تلاش و مشاركت و تعامل جمعي‌شان اختصاص دارد. ارزشيابي معمولاً خط‌دهنده است. بنابراين تابوي نمره را از بين برده‌ايم تا بچه‌ها و معلم نگراني از ارزشيابي نداشته باشند و شرايط كاملاً صميمي و نرمي در فرآيند ياددهي- يادگيري حاكم باشد.

در مدارس غربي هم كتاب يا كتاب‌هايي به عنوان سبك زندگي يا لايف استايل تدريس مي‌شود؟

بله.

كتاب حاضر تا چه اندازه الگوبرداري از آنهاست؟

مهارت‌هاي زندگي يا « life style» در كشورهاي ديگر از مفروضات و نوع نگاه آنها به نظام آفرينش و مباني فلسفي ارزشي‌شان برخاسته است. براي مثال در غرب انسان‌مداري مطرح است ولي در كشور ما سبك زندگي مبتني بر مباني فلسفي، اسلامي و علمي و بومي خودمان است. در اين درس سعي شده مباني ديني و وحياني ما و نگاه آنها به ارزش‌ها و معرفت و هستي و انسان تببين شود. بنابراين شايد جاهايي كه تجربيات كشورهاي ديگر در تعارض با مباني ما نبوده در اين كتاب تطبيق دارد و قابل استفاده بوده ولي در مجموع تأليف آن به صورت تقليدي و اقتباسي نبوده است. مباني و مكتب ما خيلي جامع است و 1400 سال پيش مفاهيمي در آن مطرح شده كه متأسفانه از نگاه تعليم و تربيت مغفول مانده و خيلي به آنها پرداخته نشده است. ولي در اين كتاب تلاش شده كه با همان نگاه ورود پيدا كنيم و متناسب با سن و نيازهاي دانش‌آموزان مطالبي را عرضه كنيم.

چرا بايد دانش‌آموزان ما با سبك زندگي ايراني- اسلامي آشنا شوند؟

شايد بتوانيم به صورت خيلي ساده بگوييم كه چون در جامعه جمهوري اسلامي ايران زندگي مي‌كنند و شايسته است كه انسان تراز جمهوري اسلامي ايران را تربيت كنيم و اين بهترين دليل است براي اينكه افرادي تربيت كنيم كه جدا از اينكه مرزهاي علم را در آينده‌اي نزديك و در افق چشم‌انداز 1404 تسخير مي‌كنند، انسان‌هاي فرهيخته‌اي باشند و در درجه اول بتوانند زندگي روزمره خود را به سمت پيشرفت و تعالي ببرند و براي چالش‌ها و مسائل خود، جامعه و كشور بهترين راه‌حل‌ها و انتخاب‌ها را داشته باشند تا جامعه هم به جهت فرهنگي و هم به جهت معنوي و سياسي و اقتصادي جامعه فرهيخته‌اي باشد. سبك زندگي به مفهوم عامش به همه اين حوزه‌ها ارتباط دارد و محورهاي اصلي آن نوع انديشه، باورها و ارزش‌ها و علومي كه با آنها سر و كار داريم، مهارت‌هايي كه در زندگي به كار مي‌بريم و اخلاقيات را در بر مي‌گيرد. متأسفانه در عرصه زندگي كمترين اهميت به اخلاقيات داده مي‌شود در صورتي كه در انسان تراز جمهوري اسلامي معنويت و اخلاقيات به بهترين شكل رشد يافته است. زيرا تمام اينها با درجه عالي در مكتب ما تبيين شده ولي به صحنه عمل نرسيده است. به نظر مي‌آيد يك گوشه از كار همين ورود اين درس و اين كتاب است. بخش‌هاي ديگر فرهنگي جامعه هم بايد ورود پيدا كنند. ولي آموزش و پرورش به‌عنوان نهادي كه متولي عرصه تعليم و تربيت در حوزه 12 سال دانش‌آموزان است با بسته آموزشي باز و نه تنها كتاب مي‌تواند سبك زندگي ايراني- اسلامي را براي دانش‌آموزان تبيين كند.

در مورد كشورهاي غربي كه گفتيد اين كتاب تدريس مي‌شود، آنها هم در همين پايه هفتم تدريس مي‌كنند يا فرق مي‌كند؟

آنها چندين سال است كه به آموزش سبك زندگي ورود پيدا كرده‌اند. 64 كشور جهان الان « life style» را دارند منتها آنها بيشتر با نگاه شهروند مطلوب به مطالب درسي مي‌پردازند. مطالعات ما نشان داده سبك زندگي در اين كشورها به صورت تلفيقي از پايه‌هاي پيش دبستاني آغاز مي‌شود تا به عرصه‌هاي بالاتر برسند و به صورت نيمه تخصصي در پايه‌هاي دوره متوسطه ورود دارد. از طرفي آنها شايد در ارزش‌هايشان خيلي خط قرمز نداشته باشند و لذا كمتر به ارزش‌هاي فرهنگي مي‌پردازند. اما هر آنچه يك شهروند مطلوب نياز دارد به عنوان يك كارمند خوب و يك فرد قانونگذار را آورده‌اند. همچنين قوانيني كه بايد در جامعه رعايت شود در كتاب‌هاي درسي‌شان آمده است اما چون نگاه ما نگاه توحيدي است خيلي فراتر از آن را ديده‌ايم. ما خود را در محضر خدا مي‌دانيم و خدا را شاهد و ناظر مي‌دانيم. با آموزش سبك زندگي به دنبال حركت به سمت تعالي هستيم. اگر بتوانيم كار را پيش ببريم عرصه كار خيلي وسيع‌تر است و به همين دليل بايد همّ و غم كل جامعه ايران تغيير سبك زندگي باشد نه تنها يك نهاد فرهنگي.

فكر مي‌كنيد اگر دانش‌آموزان با مباحث سبك زندگي ايراني- اسلامي آشنا نشوند چه تبعاتي در پي خواهد داشت؟

طبيعتاً همين مشكلات و چالش‌هايي كه به صورت روزمره در جامعه مشاهده مي‌كنيم را مي‌توانيم به وفور ببينيم؛ از نظم گرفته تا مديريت زمان. اين نيمه عمر زندگي و اين سرمايه بزرگ عمر مثل يك رودخانه خيلي سريع از جلوي چشم ما مي‌گذرد و ما همچنان به صورت افرادي محو اين گذشت زمان، كارهايمان را به صورت روزمرگي انجام مي‌دهيم در صورتي كه با مديريت زمان مي‌توانيم تمام ابعاد و وجوه زندگي كه يك فرد فرهيخته نياز دارد از جنبه‌هاي عاطفي و عقلاني نشاط را در زندگي‌مان بگنجانيم و حتي زمان هم اضافه بياوريم. ولي مي‌بينيم بچه‌هايمان خيلي از كوچكي با بحث زمان رو به رو نيستند و هدفگذاري و برنامه‌ريزي ندارند. فقط وارد مدرسه مي‌شوند و منتظرند مدرسه به آنها خط بدهد تا درسشان را پيش ببرند. تكاليفي اگر داشته باشند را با همان مدرسه پيش مي‌برند. ولي اينكه از خودشان بپرسيم غير از مدرسه چه برنامه ديگري داريد مي‌بينيم كه هيچ برنامه‌اي ندارند. بچه‌هاي ما حتي از توانايي‌ها و علايق خود آگاهي ندارند و باري به هر جهت اوقاتشان را مي‌گذرانند. مي‌بينند دوستانشان چه كاري مي‌كنند آنها هم كار بقيه را دنبال مي‌كنند. اينها خيلي پيش پا افتاده به نظر مي‌رسند ولي بچه‌هاي ما با اينها رو به رو نشده‌اند. بچه‌هاي ما از صبح كه بيدار مي‌شوند يك سري نيازهاي رواني و هيجاناتي دارند كه نمي‌دانند چگونه بايد به آنها پاسخ دهند. شما مي‌بينيد هيچ درسي به اين مقوله نمي‌پردازد و بچه‌ها وارد مدرسه مي‌شوند و تمام دروس را مي‌گذرانند منتها هيچ كس اين نيازها را برآورده نمي‌كند. اما درس سبك زندگي تلاش مي‌كند كه تمام آن نيازهاي رواني و هيجاني بچه‌ها را پاسخ دهد يا حداقل توجهات را به آنها جلب كند تا خود دانش‌آموز بتواند پاسخ اين هيجانات را بدهد و آنها را كنترل و مديريت كند و اين با كمك و تعامل معلم محقق خواهد شد. شما در جامعه كلي آسيب رفتاري مي‌بينيد. از سوار شدن به اتوبوس و مترو گرفته تا كار با خودپردازها و خريد يك جنس از مغازه و حتي اينكه كيفم را چگونه دستم بگيرم، همه اينها سبك زندگي است. اگر بتوانيم دانش‌آموزانمان را به سمتي ببريم كه بتوانند براي هر كدام از اين ريز رفتارها دست به انتخاب احسن بزنند در آموزش سبك سالم زندگي موفق بوده‌ايم.

فكر مي‌كنيد با تدريس اين يك كتاب، اشكالاتي كه در سبك زندگي امروز ما وجود دارد حل و سبك زندگي ايراني- اسلامي نهادينه مي‌شود؟

طبيعتاً نه. اين جزئي از آن پازل بزرگي است كه بايد اتفاق بيفتد. به هر حال بخشي از زمان دانش‌آموزان در مدرسه مي‌گذرد. خانه اول آنها خانواده‌شان است. خانواده‌ها بايد عامل به سبك زندگي اسلامي- ايراني باشند و آنها هم با اين مفاهيم آشنا باشند. وقتي دانش‌آموز با يك مفهوم خوب و برتر سبك زندگي در مدرسه آشنا مي‌شود بايد وقتي در جامعه مي‌آيد آن را به صورت عيني ببيند؛ ولي وقتي مي‌بيند ناهنجاري‌هايي هست طبيعتاً فكر مي‌كند كه مدرسه يك سري حرف‌هايي براي خودش دارد، جامعه يك سري حرف‌ها و خانواده يك سري حرف‌ها. بنابراين امكان دارد دچار تضاد و بي‌هويتي بشود. در مدرسه يك سري حرف‌هاي قشنگ و شيكي مي‌زنند، مي‌آيد در جامعه مي‌بيند اتفاقات ديگري مي‌افتد و خانواده كه اصلاً آن حرف‌ها را رد مي‌كند. بنابراين اگر تربيت را يك مثلث در نظر بگيريم، يك ضلع آن خانواده، ديگري مدرسه و سومي جامعه است. علاوه بر اين اگر بخواهيم روي جامعه اثرگذاري داشته باشيم، بهترين وسيله رسانه‌ها و به ويژه صدا و سيماست كه مي‌تواند بهترين نقش را ايفا كند. براي آموزش سبك زندگي به دانش‌آموز، خانواده بايد جدا از مطالعات و پيگيري‌هايي كه دارد، حتماً با مدرسه ارتباط داشته باشد و مدرسه هم بايد به سمت برنامه و نقشه كلان سند برنامه درسي ملي برود. اين سند تمام مؤلفه‌هاي تعليم و تربيت را تبيين كرده است، كه بخشي از آن مي‌تواند كتاب و نرم افزارها و آزمايشگاه‌ها، ‌بازي‌ها و انواع و اقسام روش‌هاي ياددهي- يادگيري باشد. مدرسه بايد آنها را به عنوان ماكتي از جامعه ترسيم كند. صدا و سيما و جامعه بايد به كمك آموزش و پرورش بيايد و خانواده هم بايد كاملاً هماهنگ با اين دو عرصه باشند. اگر اين شرايط را به صورت هماهنگ و همگن ايجاد كنيم شايد بتوانيم بگوييم كه در كلان و در درازمدت سبك زندگي ايراني- اسلامي محقق خواهد شد.

قدرت تفكر و عادت به فكر كردن يكي از شاخصه‌هاي سبك زندگي ايراني- اسلامي است. تا جايي كه پيامبر اكرم(ص) يك ساعت تفكر را برتر از 70 سال عبادت مي‌داند. در كتابي كه تأليف كرده‌ايد مستقيماً به اين موضوع پرداخته شده است؟

بله، اگر تعريفي كه شما فرموديد را با تعريف سازماندهي شده تفكر جمع كنيم مي‌رسيم به اينكه تفكر پردازش فكري روي اطلاعاتي است كه دانش‌آموزان دارند و اطلاعاتي كه مي‌گيرند براي رسيدن از مجهول به معلوم. كتاب سبك زندگي پايه هفتم تلاش دارد كه به حل مسئله ورود پيدا كند. يعني قبل از اينكه هر گونه انتقال يك طرفه‌اي صورت بگيرد بچه‌ها را با مسائلي روبه‌رو مي‌كنيم، بچه‌ها به تامل واداشته مي‌شوند و ترغيب مي‌شوند به تفكر و تعقل. وقتي تفكر كردند آن مقوله را آناليز و تركيب و سپس شناسايي و تبيين مي‌كنند. بعد فرضيه‌سازي و جمع‌آوري اطلاعات مي‌كنند. گوش مي‌دهند و مصاحبه مي‌كنند و دست به جمع آوري اطلاعات مي‌زنند. اثبات و استدلال مي‌كنند و از همه مهم‌تر بحث تعقل است. ما تمام تلاشمان اين است كه تفكر به تعقل منجر شود. بعد نتيجه تفكر را با نظام معيار مقايسه كنيم. نظام معيار ما نظام اسلامي و مكتب ماست. اينجاست كه دانش‌آموزان به نتيجه‌اي از تاملاتشان دست پيدا مي‌كنند. اينجاست كه سبك زندگي اسلامي و ايراني مي‌شود انتخاب احسن دانش‌آموزان. حدوداً 100 كشور جهان تفكر را تحت عنوان فلسفه براي كودكان با نگاه صاحبنظر آلماني ديپمن درس مي‌دهند. اما در مكتب ما نگاه متعالي‌تر اين است كه اين تفكر به تعقل منجر و با نظام معيار ما سنجيده شود. وقتي خداي ناكرده دانش‌آموزي به اين نتيجه برسد كه دروغي را بيان كند هر چند كه آن دروغ در ظاهر به نفعش باشد اما با نظام معيارش تطبيق مي‌دهد مي‌بيند با آن رد است، بنابراين دروغ نمي‌گويد. اينجاست كه متناسب با شرايط مكتب ما اين فرد عاقل است. يعني در درازمدت زندگي خود را پاك و طاهر كرده است. سند تحول بنيادين به دنبال اين است كه دانش‌آموز از ظاهر به باطن برود. از ظاهرطلبي و جزءنگري به معنويت و شرايط متعالي برود. اين نگاه در سبك زندگي كشورهاي ديگر نيست. در كشورهاي ديگر اين نگاه معطوف به تربيت شهرونداني متناسب با قوانين است. اما در كشور ما اخلاقيات خيلي فراتر از قانون است. ساده‌ترينش اين است كه ما در محضر خداييم و در محضر خدا نبايد معصيت كرد. يا در رواياتمان داريم هر چيزي كه براي خودت نمي‌پسندي براي ديگران هم نپسند. اين بهترين ملاك براي ارزش‌شناسي است. نقل صحيح و عقل سليم دو پايه سبك زندگي ماست. بچه‌هاي ما بايد بدانند هر گفته و نوشته‌اي را به راحتي نپذيرند. ميزان اعتبار و سودمندي مطالب و نسبتش با منظومه معرفتي‌شان را پيدا كنند. اينكه مي‌بينيم بچه‌ها هر حرفي را فوري جواب مي‌دهند علامت خوبي نيست. اما اگر ديديم دانش‌آموز اول خوب گوش كرد بعد براي پاسخ مكث كرد نشانه خوبي است. در جامعه كنوني و با رشد روز افزون اطلاعات تنها فردي مي‌تواند بهترين انتخاب را داشته باشد كه عاقل باشد. از اين منظر كه به هر چيزي كه مي‌رسد بلافاصله جواب بله يا خير ندهد. اين يكي از آرمان‌هايي است كه سبك زندگي ايراني- اسلامي دنبال آن است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار