کد خبر: 614382
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۹۲ - ۲۱:۲۹

تلفني كه قرار بود چند سانتي‌متر از ديوار بي‌اعتمادي ميان ايران و امريكا كم كند، ظاهراً چند تايي هم آجر اضافه كرده به اين ديوار! في الحال در اغلب رسانه‌هاي دنيا، اصل مكالمه تلفني اوباما و روحاني، ايضاً محتواي آن، تحت‌الشعاع اين مهم قرار گرفته كه زنگ اول را چه كسي زد؟! و «چه كسي بود صدا زد سهراب؟!» اما به راستي، چرا اين همه براي جهانيان مهم است كه تماس اول از ناحيه روحاني بوده يا اوباما؟! و آيا چنين حساسيتي في نفسه بيانگر اوج دشمني استراتژيك ميان امريكا و ايران نيست؟! اگر اختلافات معمول ديپلماتيك، با يك تماس تلفني و احياناً يك ديدار عمومي و چند تايي هم ملاقات خصوصي حل مي‌شود، بايد ديد ديوار بي‌اعتمادي ميان ايران و امريكا چقدر بلند است كه هم روحاني و هم اوباما را مجبور مي‌كند كه بعد از صحبت تلفني، خيلي صريح و رسا سخن از اصول جداگانه و محكم خويش برانند؟! روحاني بر عزت، حكمت و مصلحت و عدم عدول از سياست‌هاي رهبر انقلاب سخن بگويد، اوباما نيز بر امتداد دوستي امريكا و اسرائيل؟! حاليا! هر دو اعلام برائت كنند از زنگ اول! من اما از آنجا كه هر گونه سخن گفتن با سران روسياه، جلاد و خونريز كاخ سفيد را دون شأن بلندبالاي فقط يك شهيد از خيل شهداي جمهوري اسلامي مي‌دانم، سؤالم را بسنده مي‌كنم به طرف ايراني ماجرا و از رئيس قوه مجريه مي‌پرسم؛

«اگر حتي مذاكره با امريكا هم از آداب ديپلماسي و در اين شرايط، كاري به صواب و ثواب است، پس چه لزومي دارد زنگ اول را شما به اوباما پاس بدهيد و او به شما؟! و اگر علاج همه مشكلات ـ لااقل معضل تحريم براي ما و معضلات امريكا هم براي خودش ـ جز از طريق مذاكره بي‌واسطه انجام شدني نيست، پس چرا هر كه زنگ اول را زده، با افتخار به اين تماس پز نمي‌دهد؟! و اگر حداقل به قول شما و جناب اوباما، گفت و گوي تلفني «اقدام سازنده و مثبتي» بوده، چرا اوباما تلاش نمي‌كند تا بگويد؛ زنگ اول را من زدم؟! و چرا شما تلاش نمي‌كنيد تا افتخار زنگ اول را كه مسبب اين «اقدام سازنده و مثبت» بوده، به نام خود بزنيد؟! و آيا جز اين است كه شروع كننده به يك اقدام مفيد، به حق تقدم خود بايد فخر كند؟! اين تماس را كه من نگرفته‌ام! عاقبت، از ميان شما و آقاي اوباما، يكي زنگ اول را زده. هم او لطف كند و لااقل به احترام آنچه «اقدام سازنده و مثبت» مي‌خواند، افتخار كند به تقدم خويش! چطور است كه پز سازنده و مثبت بودن اين عمل را مي‌دهيد، اما از پله اول داستان، مرتب اعلام برائت مي‌كنيد؟!» مع الاسف از ميان آقايان روحاني و اوباما يكي دارد ناراستي مي‌كند، ليكن از آنجا كه رئيس دستگاه اجراي ما بر «دولت راستگويان» رياست مي‌كند، ما فرض را بر اين مي‌گيريم ـ و ان‌شاء‌الله جز اين هم نيست ـ كه عمل زشت دروغ از ناحيه اوباما سر زده است.

گفت:«خشت اول چون نهد معمار كج، تا ثريا مي‌رود ديوار كج». با اين تلفن و اين دروغ و اين الم شنگه، آنچه هرگز آنتن نخواهد داد ايفاي حقوق ملت ايران است. ما صدالبته در نيت خير نمايندگان جمهوري اسلامي ترديدي نداريم، نيز بابت رفتار و گفتار در مجموع درست دولتمردان‌مان در سازمان ملل ممنونيم، اما بسيار بعيد و دور از ذهن مي‌دانيم كه با مذاكره بتوانيم از «امريكاي دلال تحريم» «امريكاي حلال تحريم» بسازيم، چراكه وقتي اوباما و نتانياهو با هم مذاكره تلفني بر قرار مي‌كنند، بعدا سر بديهيات تماس چانه با هم نمي‌زنند!

در «مهرآباد» جناب روحاني، همه آنچه در نيويورك انجام داد، تعبير به «انعطاف حكيمانه» نمود. اگر «انعطاف حكيمانه» ترجمان ديگري از «نرمش قهرمانانه» باشد كه قطعاً مشكلي نيست و اساساً مشكل ما بر سر نام برنامه‌ها نيست. بحث اصل كاري، راه رسيدن به «نرمش قهرمانانه» است، بي‌آنكه اين نرمش، جوري صورت بگيرد كه مجبور باشيم از زنگ اول آن اعلام بيزاري كنيم! از قضا برائت از پله اول اقدامي كه توسط روحاني «نرمش قهرمانانه» خوانده مي‌شود، في‌حد ذاته نشان مي‌دهد كه ور قهرمانانه اين نرمش، همراه با كاستي بوده. كم يا كلاً بي‌قهرمانانه بوده. و اين قدر مسلم با آنچه مراد رهبر انقلاب بوده، نمي‌خواند. از اينها گذشته، اگر داعيه دست‌اندركاران بر اجراي مو به موي فرامين رهبر ماست-كه جز اين هم انتظاري نيست- آن روي سكه «نرمش قهرمانانه» اين جمله علمدار چفيه به دوش نقش بسته است كه؛ «من به مذاكره با امريكا خوش‌بين نيستم». حتي پس و پيش يك تلفن هم كافي است تا پي به حكمت نهفته در فرموده‌هاي ولي‌امر ببريم. گمانم بدترين و دگم‌ترين تلقي از «نرمش قهرمانانه» اين است كه تصور كنيم اين پليتيك، تنها از راه كانال زدن با امريكا مي‌گذرد.

آرمان‌گرايي ما البته جمع با واقع‌بيني است. ما از هر اقدامي كه بار تحريم را از دوش جمهوري اسلامي و ملت شريف ايران بردارد، استقبال مي‌كنيم، اما اين هم هست كه اقدام غيرقهرمانانه هرگز نمي‌تواند نتيجه دلخواه به همراه داشته باشد. قرار بود خم شويم تا يه خم دشمن را بگيريم، نه اينكه بابت زنگ اول غم بگيريم!

چرخ زندگي ديپلمات‌ها بايد بچرخد، به اين شرط كه چرخ سانتريفيوژها هم بچرخد! غرور هسته‌اي، بخش مهمي از زندگي ملت ماست و اساساً تعارضي با زندگي ما ندارد. ما هسته‌اي و زندگي را با هم مي‌خواهيم. تحريم بايد برداشته شود، با «گشايش» نه «سازش». ما در هسته‌اي، روي زنگ اول‌هايي كه زده‌ايم، ايستاده‌ايم. ما ايستاده‌ايم و «مرگ بر امريكا» همچنان شعار ماست، «شعار زيباي وحدت آفرين ماست». حق تقدم اين شعار با ملت ماست. ما ديپلمات نيستيم، اما سختي كار ديپلمات‌ها را درك مي‌كنيم. من باب اعتدال، ديپلمات‌ها هم بايد ما را بفهمند و احترام فرزندان انقلابي خميني و خامنه‌اي را نگه دارند. آري، ما انقلابي هستيم و پاي تمام زنگ اول‌هاي‌مان، جنگ اول‌هاي مان ايستاده‌ايم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار