کد خبر: 614346
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۰
كارشناسان در گفت و گو با «جوان» تأكيد كردند
اين روزها بحث غالب بر فضاي فرهنگي كشورمان به غير از عزل و نصب‌ها و آمدن، رفتن مسئولان و مديران، در حوزه‌هايي مثل بازگشايي خانه سينما، ساخت و توليد آثار جديد، رفع توقيف از برخي فيلم‌ها و نيز اخذ مجوز اكران توسط آثاري كه بدون پروانه ساخت توليد شده‌اند، متمركز است.

مصطفي شاه‌كرمي |  اما بحث مهم‌تري كه در بين اينگونه اخبار بيشتر خودنمايي مي‌كند و محل اعتبار و توجه بيشتري است، بحث معرفي اثري به عنوان نماينده سينماي جمهوري اسلامي ايران به جشنواره اسكار است. پس از اتفاقات جنجالي كه موجب تحت‌الشعاع قرار دادن دو دوره اخير مراسم اسكار (يكي ساخت و حمايت از فيلم موهن عليه پيامبر اعظم(ص) و ديگري ساخت و اسكار گرفتن فيلم آرگو) گرديد بار ديگر زمزمه‌هايي مبني بر معرفي نماينده از جانب سينماي كشورمان در حال اوج گرفتن است. در همين زمينه نظر سعيد مستغاثي به عنوان كارشناس فرهنگي و حوزه سينما و همچنين خانم لاله افتخاري نماينده و عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي را جويا شده‌ايم.

هيچ انسان آزاده‌اي از ارزش‌هايش دست نمي‌كشد

لاله افتخاري نماينده مجلس و عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در مواجهه با اين پرسش كه آيا با توجه به مسائل چند سال گذشته و بخصوص جايزه گرفتن فيلمي مثل آرگو از جانب جشنواره اسكار و اعلام آن توسط همسر رئيس‌جمهور امريكا از درون كاخ سفيد، لازم است كه مسئولان و فعالان فرهنگي كشورمان دوباره به دنبال معرفي نماينده به اين جشنواره باشند، مي‌گويد: اگر فيلمسازان كشوري حتي بر سر برخي مسائل با دولتشان دچار اما و اگر شده باشند، بر سر ميهن‌پرستي و دفاع از هويت ملي‌شان به عنوان يك انسان حتماً تعصب دارند. از طرفي هم مسلم است جايي كه كرامت ما را حفظ نكرده و به ما اهانت مي‌كنند قطعاً فيلمسازان ما هم به جهت محافظت از هويت ملي و غيرت انساني‌شان نسبت به آن مراسم دچار حساسيت مي‌شوند. ضمن اينكه اگر قرار است اثري از جانب كشورمان به اين مراسم معرفي شود بايد به شكل واقعي معرف و نماينده فرهنگ و ارزش‌هاي كشورمان باشد هر چند اگر موفق به كسب جايزه‌اي هم نشود. اما اگر قرار باشد به خاطر رفتن به چنين جشنواره‌هايي از همه آنچه داريم از وطن و ارزش‌هايمان دست بكشيم و با حالتي ذليلانه براي به دست آوردن رضايت و نظر مساعد مسئولانش در اين جشنواره شركت كنيم، قطعاً به صلاح كشور و مملكت نخواهد بود؛ چراكه هيچ انسان آزاده‌اي قطعاً چنين مسائلي را نخواهد پذيرفت.

اين نماينده مجلس در ادامه مي‌گويد: اين مسئله كه چه فيلمي را به عنوان نماينده كشورمان در اين جشنواره معرفي كنيم دو حالت مي‌تواند داشته باشد؛ يكي اينكه فيلم خوب و مناسبي باشد دوم اينكه با حالتي ذليلانه سعي كنيم فيلمي انتخاب بشود كه با معيارهاي آنها همخواني داشته باشد. از طرفي هم قرار است اين فيلم را به كجا ببريم به جايي كه ما را با توليد برخي آثار سينمايي‌شان مورد توهين قرار داده‌اند و در هواپيماها و جاهاي ديگر شاهد پخش چند باره آن آثار هستيم؟! قطعاً اگر قرار است فيلمي را هم معرفي كنيم بايد اثري باشد كه پاسخگوي دروغ‌پردازي و توهمات و خيالات بلندپروازانه آنها باشد و بتواند حقايق و واقعيت‌هاي ملموس و مشهود كشوري در تراز جمهوري اسلامي را نمايندگي كند.

همه بازوهاي فرهنگي بايد«يد واحده» باشند

افتخاري ضمن تأكيد بر اينكه ما اميدواريم سازمان سينمايي با مسئولان جديدش بتواند و بيايد در راستاي اهداف نظام حركت بكند نه در جهت و متمايل شدن به برخي فيلم‌هايي كه متأسفانه نه ارزش هنري دارند، نه ارزش ديني و نه با فرهنگ جامعه و مردم ما همخواني دارند، مي‌افزايد: گمان مي‌كنم زمان آن فرا رسيده است كه با پرچمداري كشورمان يك اسكار ايراني را در نظر بگيرند و در آن به فيلم‌هايي كه در راستاي شفاف‌سازي و بر ملاكردن دست به خون آغشته جنگ افروزان و زياده‌خواهان ساخته مي‌شوند، جوايزي اهدا بكنند. چطور ما در برخي بخش‌ها توانسته‌ايم كارهايي انجام بدهيم كه تنه به تنه بزرگان دنيا بزنيم، در بحث فيلمسازي و سينما هم هنرمندان بايد وارد عرصه كار بشوند و به جاي ساختن فيلم‌هايي مطابق با تمايلات و ارزش‌هاي غرب، آثاري در جهت تكريم ارزش‌هاي والاي الهي و اسلامي توليد بكنند. بخش‌هاي مختلف كشور و تجهيزات و امكاناتشان مي‌توانند زمينه‌هايي را فراهم كنند كه در بين كشورهاي اسلامي به طور خاص، يا در سطح جهان به شكل عام شرايطي را ايجاد كنيم كه آنها براي عرضه خودشان و البته بر اساس معيارهاي ما به تلاش و تكاپو بيفتند. بنابراين گمان مي‌كنم كه سازمان سينمايي به تنهايي نخواهد توانست چنين امر مهمي را به ثمر برساند. بلكه بخش‌هاي ديگري مثل سازمان صداوسيما، سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران و حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي كه در اين عرصه‌ها فعاليت دارند بايد به كمك يكديگر بيايند تا چنين چيزي محقق گردد. البته توجه داشته باشيد كه حضور هنرمندان و سينماگران متعهد هم در اين زمينه نقش غيرقابل‌انكاري خواهد داشت. همه اين بازوهاي فرهنگي بايد بيايند و در سايه يك هم‌افزايي و تشريك مساعي قرار بگيرند تا بتوان يد واحده و قدرتمندي در حوزه فرهنگ و هنر براي پيشبرد اهداف و ارزش‌هاي كشورمان تشكيل بشود. اين نماينده مجلس در پاسخ به اينكه آيا مجلس برنامه‌اي براي ورود و تعريف «سينماي استراتژيك» و «استراتژي سينما» در تراز جمهوري اسلامي و همچنين تعيين تكليف قانوني شركت يا عدم شركت در چنين جشنواره‌هايي را در دستور كار دارد؟ آيا زمان آن نرسيده است كه براي حوزه فرهنگ و سينما هم يك برنامه 20 ساله يا يك چيزي شبيه به چشم‌انداز سند افق 1404 پيش‌بيني و تعريف شود، اظهار مي‌دارد: ما يك كارگروه هنر و رسانه در كميسيون فرهنگي داريم كه ممكن است يك چنين برنامه‌اي در دستور كار آنها باشد اما بنده چنين چيزي را نشنيده‌ام. اما به هر حال بايد در رابطه با افراد يا آثاري كه در چنين جاهايي شركت مي‌كنند، شفاف‌سازي بشود. به نظر بنده در فضايي كه شفافيت قانوني وجود نداشته باشد انجام هر عملي محتمل است. در مورد بخش ديگر سؤالتان هم بايد عرض كنم كه تعيين و تعريف يك چنين چشم‌انداز يا سندي بيشتر به عهده شوراي عالي انقلاب فرهنگي و وظايف آن است. بايد سياست‌هاي كلان و طراحي چشم‌اندازهاي چندساله اين مبحث در آنجا آماده شود و اگر هم نياز باشد بايد در مجلس قانون متناسب با آن گذاشته شود و تدابير لازم از سوي مجلس شوراي اسلامي انجام بگيرد. من فكر مي‌كنم كه اين مسئله(تقسيم وظايف) مانع همدلي، همفكري و ارائه مشاوره‌هاي لازم در اين خصوص بين دولت، مجلس و شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي انجام چنين كاري نخواهد شد.

مانيفست «اسكار» در جهت تقويت ايدئولوژي امريكايي است

سعيد مستغاثي كارشناس فرهنگ و رسانه در پاسخ به خبرنگار«جوان» و اين سؤال كه با توجه به رويكرد و مخالفت علني امريكا و مراسم اسكار با كشورمان در همه ابعاد، آيا لازم است كه ما دوباره به فكر معرفي نماينده به اسكار باشيم، مي‌گويد: من خيلي تعجب مي‌كنم از اين دوستان! اين عزيزان يا واقعاً غافلند يا سعي مي‌كنند كه غافل باشند و خودشان را به تغافل مي‌زنند! در حالي كه يك مراسم و جشنواره‌اي بر خلاف مشي و روش متداول ديگر جشنواره‌ها اعلام مي‌كند كه يك جريان امريكايي هستم و در حالي كه در اساسنامه و مانيفست اين جشنواره آمده است كه اين فستيوال در جهت تقويت صنعت، فرهنگ و ايدئولوژي امريكا است. همچنين اعلام مي‌شود كه فيلم‌هايي در اين جشنواره مي‌توانند موفق بشوند كه فرهنگ و ايدئولوژي امريكايي را(اعم از ليبراليسم، سكولاريسم، اومانيسم و...) تقويت بكنند چه اصراري بر شركت در آن دارند. جشنواره‌اي كه به اذعان خود روشنفكران امريكايي نه تنها حتي امريكايي هم نيست بلكه يك جشنواره لس‌آنجلسي است! اين يعني اينكه فيلم‌هايي مي‌توانند در آن موفق بشوند كه در يكي از سينماهاي متعلق به كمپاني‌هاي بزرگ فيلمسازي امريكا حاضر در لس آنجلس به نمايش درآمده باشند!

مستغاثي با تأكيد بر اين مسئله كه من نمي‌دانم اين دوستان در كجا زندگي مي‌كنند، ادامه مي‌دهد: اينها تا فيلمي نسازند كه باب ميل آنها نباشد تا حركتي نكنند كه به مذاق آنها خوش نيايد شركت كردن در اسكار كار عبث و بيهوده‌اي است. جاي بسي تعجب است چراكه بارها و بارها در اين زمينه صحبت شده است؛ امريكايي‌ها سال گذشته به صورت علني و آشكار به فيلم آرگو كه يك اثر ضعيف، سخيف و كاملاً دروغ بود جايزه اسكار دادند! سال قبل‌تر از آن هم كه به دليل ساخت فيلم موهني عليه پيامبر اعظم(ص) كلاً مراسم اسكار توسط كشورمان تحريم شد. همين امروز و در كمپاني‌هاي مختلف فيلمسازي‌ هاليوود فيلم‌هاي ضد ايراني و ضد اسلامي در حال ساخته شدن هستند. اين فيلم ضد ايراني (گلاب) در كشور اردن توسط جان استوارتي كه جزو برگزار‌كنندگان و آكادمي اسكار است دارد ساخته مي‌شود! بسياري فيلم‌هاي ضد اسلامي و حتي ضد بشري ديگر توسط همين اعضا و برپاكنندگان مراسم اسكار در حال ساخته شدن هستند اما معلوم نيست كه اين دوستان چه فكري مي‌كنند!؟

اين كارشناس فرهنگي اظهار مي‌دارد: واقعيت اين است كه اين مراسم و جايزه‌اش هيچ جاي افتخار كردني ندارد چراكه خود امريكايي‌ها اين جشنواره را يك مراسم لوس و بي‌مزه مي‌دانند! وقتي كسي مثل وودي آلن يهودي كه حتي حاضر نمي‌شود جايزه اسكاري را كه از اين مراسم به او تعلق گرفته، دريافت كند چرا ما بايد به دنبال آن باشيم؟! اين مراسم يك مراسمي است كه فقط در جهت منافع امريكا و تبليغ و ترويج مدهاي مختلف لباس و غيره است و اصلاً هيچ ربطي به ما ايراني‌ها ندارد! همه كساني كه مايلند زير چتر فرهنگ امريكايي جمع بشوند مي‌روند و در اين مراسم شركت مي‌كنند. هيچ سينماگر مستقل يا فيلمساز مستقلي نمي‌تواند به اين جشنواره راهي پيدا بكند چراكه اهداف و سياستگذاري‌هاي آن در خدمت و جهت انتفاع عده‌اي خاص است. اين دوستاني كه اصرار بر شركت و حضور در چنين مراسمي دارند غير از اين مسئله كه اصلاً استراتژي در حوزه سينما ندارند بلكه اندكي هم دچار كم سوادي و كم اطلاعي و عدم احاطه بر اوضاع و احوال سينماي جهان، بر خلاف ادعاهايشان در تسلط بر حوزه بازار و جريان فيلمسازي دنيا نيز هست. لذا اين مسئله حضور در مراسم اسكار بر خلاف اينكه هيچ افتخاري براي ما ندارد بلكه به نوعي قبول خفت و خواري از جانب ما تعبير خواهد شد. در واقع اسكار به نوعي اهداي تنديس ذلت وطن فروشي و خودباختگي فرهنگي به سينماگراني است كه به مردم و كشورشان پشت مي‌كنند.

«گذشته» از جمله فيلم‌هايي است كه براي ارسال به اين جشنواره مطرح است اين در حالي است كه اين فيلم نه تنها فقط ايراني نيست بلكه نوعي توهين به اسلام و مسلمانان و ايراني‌هاست! مستغاثي در مورد اين فيلم مي‌گويد: در مورد اين فيلم بايد عرض كنم كه پول و هزينه توليدش چند ماه قبل از هرگونه اقدام اوليه، توسط اتحاديه اروپا در يك مراسم كاملاً علني و مرسومي به كارگردانش پرداخته مي‌شود! در واقع اين فيلم بر اساس تمايل و خواست اتحاديه اروپا كه همان بحث هشدار درباره مهاجران شرقي بالأخص مسلمانان است، ساخته شده! واقعيت اين است كه اين فيلم كاملاً در خدمت سياست اروپايي‌ها كه همان هشدار و مقابله‌اي با مسلمانان است ساخته شده است چراكه آنها مهاجرت مسلمانان به اروپا را براي خودشان مخل امنيت و آسايش مي‌دانند. به نوعي اين فيلم را مي‌توان در راستاي فيلمي با نام «فتنه» دانست كه چند سال پيش در وهن به اسلام و در يك كشور اروپايي ساخته شد. همان هشداري كه كارگردان فيلم «فتنه» درباره مسلمان‌ها به اروپاييان مي‌دهد در اين فيلم(گذشته) هم تكرار مي‌شود. اين فيلم بر اساس سياست‌هاي نژاد‌پرستانه امريكا و اروپا ساخته شده است و طبيعي و محتمل است كه در جشنواره‌هاي اروپايي جايزه بگيرد.

بايد به هويت و فرهنگ اسلامي– ايراني رجعت كنيم!

اين اصرار و پافشاري كه براي ارسال يك چنين فيلمي يا اساساً شركت در مراسم صهيونيستي امريكايي اسكار در حال جريان است به نوعي يك بي‌هويتي از جانب كساني است كه خودشان را همه‌كاره و كليد‌دار سينماي كشور مي‌دانند. به نظر مي‌رسد دوستاني كه قدري احساس هويت و حميت مي‌كنند بالأخص دوستان جديد سازمان سينمايي كه ادعاي ايراني و اسلامي بودن را دارند بايد بيش از پيش به شعارها و اصول پايبند باشند. چه اينكه قرار نيست براي شركت در جشنواره‌ها و مراسم‌هايي نظير همين مراسم اسكار، به هر خفت و خواري تن بدهيم چراكه ديگر دوران چنين مباحثي به سر آمده است. امروزه حتي كوچك‌ترين كشورهاي دنيا(از نظر مقياس نقشه و وسعت سرزميني، فرهنگي، تمدني و...) حاضر نمي‌شوند براي چنين مسائلي سر فرود بياورند چه رسد به كشوري با عظمت و ابهت ايران اسلامي كه سابقه و پيشينيه روشن و پرتلألويي از افتخارات فرزندان برومندش دارد. به نظر مي‌رسد كه بايد اين دوستان هم يك رجعتي به هويت و گنجينه عظيم فرهنگ اسلامي‌–‌ايراني كشورمان داشته باشند. امروزه ايران اسلامي در همه عرصه‌ها توانسته است توجه و نگاه ابرقدرت‌هاي پرمدعاي دنيا را به جهت طي كردن مدارج مختلف در حوزه‌هاي متنوع به خودش جلب و خيره نمايد، اين دوستان هم بايد به خودباوري و حميت فرزندان سرزمينشان مثل دشمنانشان ايمان بياورند. كساني شايستگي كليد‌داري فرهنگ اين كشور را دارند كه دچار بلاي خودباختگي يا خودشيفتگي نشده باشند. دوران اينگونه تفاخرهاي جاهلانه ديگر به سرآمده است هر چند اين جماعت شبه روشنفكر كشورمان به تأسي و بر سياق پدرانشان همچنان خودشان را ريزه خوار سفره ارتجاع روشنفكري غرب مي‌دانند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار