مسيح جوانمرد | خودتان را معرفي كنيد و بفرماييد چه شغلي داريد؟
من حشمت قهفرخي هستم و نقاشي ساختمان شغل من است.
چند سال سابقه كار داريد؟
بيشتر از 25 سال است كه به نقاشي ساختمان مشغولم.
نقاشي ساختمان مشتمل بر چه خدماتي ميشود؟
نقاشي ساختمان شامل نقاشي ديوار، سقف خانهها و اماكن ميشود. ضمن آنكه نقاشي در و چهارچوب و پنجرهها را هم در بر ميگيرد. البته نقاشي درها را به دو صورت انجام ميدهيم. يكي از آنها نقاشي با رنگ است. يعني براي در رنگي را انتخاب ميكنيم كه به تركيب رنگهاي در و ديوار بخورد. نوع ديگر سيلر و كيلر زدن درهاست. به خصوص درهاي ورودي آپارتمانها كه درها شكل چوب و قهوهاي رنگ ميشود. البته تمام نقاشان سيلر كيلر زدن درها را انجام نميدهند.
وضعيت نرخگذاري و دستمزد نقاشي ساختمان چگونه است؟
خب يك قيمت عمده وجود دارد اما واقعيت اين است كه قيمتها معمولاً توافقي انجام ميشود و صاحب كار هرچه بيشتر براي كارش هزينه كند، تبعاً مصالح خوب و عالي در ملكش به كار ميرود و نقاش هم وقت بيشتري روي كارسفارشي ميگذارد اما اگر كسي فقط درگير قيمت مصوب باشد، كار خوب تحويل نميگيرد و نقاش مجبور است مصالحي با كيفيت پايين به كار ببرد.
ما شنيدهايم كه بعضي از نقاشان با گرفتن دستمزد بالا و قرار استفاده از مصالح عالي، بدترين مصالح را به كار ميبرند تا مابهالتفاوت مصالح خوب و بد هم به جيب خودشان برود. شما چنين نميكنيد؟
خدا نكند كه ما چنين آدمي باشيم. اگر اين كارها را ميكرديم الان براي خودمان حكومتي تشكيل داده بوديم. مثل خيليها كه شاگرد بودند و با پول حرام در مدت كوتاهي شركت زدهاند و از لحاظ مالي رشد بالايي داشتهاند اما اين مسئله در تمام اصناف و شغلها وجود دارد. اين مسئله بستگي به وجدان آدم دارد. اگر نقاش بخواهد كج برود، ميتواند در موقعيتهاي مختلفي سوءاستفاده كند و هر چيز را به پول تبديل كند.
معمولاً در قراردادهاي نقاشان مصالح يا به عهده صاحب كار است يا به عهده نقاش. كدام يك براي شما به صرفه است؟
براي ما فرقي نميكند. اگر مصالح به عهده خودمان باشد، براي صاحب كار فرق مصالح و خوب و بد آن را توضيح ميدهيم. هر مصالحي را كه صاحب كار به آن رغبت داشته باشد، برايش ميگيريم و اگر هم خودش مصالح بگيرد، اگر خوب باشد كه هيچ همان را به كار ميبريم اما اگر مصالحش بد باشد، از ابتدا به او ميگوييم كه مصالحت بد است و اگر فردا روزي رنگ در و ديوار پوسته كرد و ترك خورد، تقصير را به گردن ما نيندازيد. گاهي هم اصلاً قيد كار را ميزنيم و مصالح بد كار نميكنيم كه بعد از كار نفرين و نالهاي پشت سرمان نباشد.
صاحب كار چطور ميتواند مطمئن شود كه مصالح به كار رفته در ملكش درجه يك بوده است؟
راستش را بخواهيد تشخيص اين مسئله براي صاحب كار خيلي مشكل است. به بهانههاي مختلف ميشود به صاحب كار القا كرد كه بهترين مصالح در ملكش به كار رفته و وقتي صاحب كار پول را ميدهد و با نقاش تسويهحساب ميكند و مدتي از كار ميگذرد، تازه آن موقع گند كار درميآيد. براي همين در مدت انجام كار، اكثرا ًصاحب كارها در محل كار حضور ندارند. نقاش است و وجدان و خداترسي خودش. اگريك مقدار وجدان و انسانيت در درون يكي باشد هيچوقت راضي نميشود كه بيشتر از قول و قرار و مبلغ قرارداد از كار بردارد. اگر هم كه اين وجدان نباشد راه براي نقاش خلافكار باز و فراخ است و ميتواند بدترين مصالح را به جاي بهترين مصالح قالب كند.
بيشترين چيزي كه پس از انجام و تحويل كار خوشحالتان ميكند، چيست؟
بيشترين چيزي كه بعد از كار خستگي را از تن مان بيرون ميكند، اين است كه ببينيم بعد از چند ماه و حتي چند سال، صاحب كاري را كه از كار ما راضي و خشنود است و ميگويد خدا پدرت را بيامرزد. اين براي ما يعني بزرگترين پاداش. كسي كه لذت اين مسئله را چشيده باشد، هيچوقت راضي نميشود كه به كار و مصالح صاحب كار خيانت كند. يا مثلاً خلاف اين را تجربه كند و صاحب كار با ديدن نقاش، ناراضي باشد و خداي ناكرده نفرين كند.
خيليها، به خصوص جوانترها به اين نفرينها بيتوجهاند. با اين وجود مگر چه ميشود كه يكي نقاشي را نفرين كند؟
اين مسئله ديگر به آن دنيا مربوط ميشود. گرچه اثرات اين خيانت را در اين دنيا هم ميبيند. اگر يكي نفرين كند و از كارش ناراضي باشد، دودمان آدم به باد ميرود. اولين مسئله اين است كه آن پول تا ريال آخر حرام و ناپاك است و مثل اين ميماند كه سم مهلكي سر سفره خانواده برده باشي.
كسي هم كه خوراك فرزندانش سم و زهر باشد، عاقبتشان معلوم است. براي همين اگر صاحب كار حقهبازي و خيانت يك نقاش را نفهميد، دليل آن نيست كه خدا هم نعوذبالله نفهميده يا نديده و نشنيده باشد. حقالناس خيلي سنگين است كه يك ذرهاش كمر فيل را ميشكند اما جوانترها كه گفتيد به حلال و حرام معتقد نيستند، مال اين است كه بلندپروازي ميكنند و بلندپروازي با پول حلال نشدني است. اگر يك ذره ميتوانستند تجسم كنند كه چه عذاب عظيمي در انتظار كساني است كه حق را ناحق ميكنند، هيچوقت از راه مستقيم خارج نميشدند. از خدا بخواهيم كه همه جوانها را عاقبت به خير كند!
چه انتقادي به خودتان داريد؟
خدا را شكر طوري زندگي نكردهام كه وجدانم ناراحت باشد و به خودم بگويم اي كاش اين كار را ميكردم يا اين راه را ميرفتم و به قول معروف وجدان درد ندارم.