همانطور كه دوستان يك كشور ممكن است در زماني تبديل به دشمن شوند اين احتمال نيز وجود دارد كه دشمنان تاريخي روزي به متحداني استراتژيك تبديل شوند.
«منافع ملي» اصلي راهبردي و كليدي است كه تقريباً قاطبه چرايي رفتارهاي دولتها در عرصه بينالمللي را تنقيح ميكند. گاهي تصادم منافع موجب خصومت و گاهي اشتراك منافع نيز موجب وحدت رويه كشورها ميشود.
با اين حال در تحليل و ارزيابي روابط ايران و امريكا نگاه تكبعدي و توجه صرف به مقوله «منافع ملي» جامع نبوده و ضرورت دارد تأثير بنيههاي ايدئولوژيك بر اين مسئله نيز بررسي شود. هر چند امريكا در بعد منافع ملي نيز از كودتاي 28 مرداد سال 32 عملاً در مقابل ملت ايران قرار گرفته است اما بدون شك پايههاي ديوار بلند بياعتمادي تهران - واشنگتن ريشهدارتر از تقابلهاي صرف سياسي است. تمدن غربي مبتني بر تفكر ماديگرايانه ليبراليسم تمدن اسلام شيعي را «دگر» خود ميپندارد و از همين رو تمام توان خود را براي تضعيف و حتي حذف اين دگر به كار ميبندد. گو اينكه طي سه دهه اخير نيز امريكا هرآنچه كه در چنته داشته است براي مقابله با جريان تفكر شيعي و پايگاه اين تفكر سامان داده است.
طي سهدهه گذشته ايران اسلامي بارها و بارها نشانداده است كه در عرصه بينالمللي بازيگري منطقي، خواهان صلح و معتقد به همگرايي با جامعه جهاني است اما اين كاخ سفيد است كه با بهانههاي مختلف، همچون پرونده هستهاي، حقوق بشر و حمايت ايران از جريان مقاومت به دنبال سنگاندازي در راه پيشرفت ايران اسلامي است.
امريكاييها بارها و بارها نشاندادهاند كه سرسازگاري با ايران نداشته و غيرقابل اعتمادند. آنها در بزنگاهها در پي خيانت به ايران و ايراني هستند و اين خيانتها نيز از اعتماد برخي افراد و گروههاي سياسي داخلي به آنها پديد ميآيد. اكنون نيز امريكاييها تمام فشنگهايشان را عليه ملت ايران شليك كردهاند و تنها تير اسلحه آنها گزينه نظامي است كه البته كاخ سفيد توانايي اجراييسازي آن را ندارد. در چنين شرايطي اعتماد به امريكا ميتواند بهترين فرصت براي كاخ سفيد براي شكستن الگوي مقاومت ايران در عرصه جهاني باشد.
اين در حالي است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در ماههاي اخير بارها و بارها بر ايجاد اقتصاد مقاومتي و الگوهاي پيشگيرانه در برابر حملات اقتصادي غرب تأكيد ورزيده و راه اصلي حل مشكلات كشور را در دستيابي به توسعه مبتني بر استعدادهاي دروني اعلام ميكنند. لذا ميتوان استنتاج كرد كه اعتماد بيش از حد به غرب و گره زدن سرنوشت كشور به لبخندها و اخمهاي دشمنان اشتباهي راهبردي است كه ميتواند آسيبهاي بسيار جدي به اقتصاد و وجهه بينالمللي كشور وارد كند. مطمئنا دلاري كه با لبخند امريكاييها فروكش ميكند با اخم آنها فرازي غيرقابل پيشبيني خواهد داشت. از اين رو نبايد به اين فراز و فرودها بيش از حد دلخوش بود بلكه بايد اقتصاد كشور را از درون بهبود داد و به حل و فصل چالشهاي اساسي، مانند عدم بهرهوري، رانتي بودن دولت و ميزان سرمايهگذاري پرداخت.