هنر نمايش از بدو پيدايش بنا به اقوال و دستنوشتههاي تاريخي ريشه در آئينها و مناسك مردمي دارد كه براي بيان انديشههاي متجلي و ناب خود نيازمند زباني ناب و متفاوت بود تا در برقراري ارتباط معنوي و بازگويي رازها و اسرار دروني خود به خالق شان از يكسو و اعتراف به قدرت بيچون و چراي طبيعت و ناتواني انسان در برابر خشم و نيازمندي فراوان او به بخشندگي آن، به بالاترين درجه توفيق دست يابد تا در يك كلام اطاعت و بندگي انسان به نيروي ماورائي و غيرقابل دسترسي چون خداوند را انتقال دهد.
انتقال ارزشهاي انساني، مهمترين كليد توسعه هنرهاي نمايشي
انسان كمالگرا كه حسي چون زيبايي شناسي به عنوان امري فطري در بدو پيدايش و تولدش در درون وي به عنوان يك وديعه و فديه الهي به ارمغان نهاده شده بود، براي برقراري ارتباط با معبود خود به دنبال بهترين، متفاوتترين و بدون شك زيباترين زبان انتقال خواستههايش بود و در اين ميان چه زباني شكيلتر از هنر و چه هنري منسجمتر از آئينهاي نمايشي و تئاتر! پس اينگونه بود كه تئاتر در پس گذر از فراز و فرودهاي تاريخي و پشت سر گذاشتن سير تطور و تحول خود در پس پشت اعصار و قرون مختلف با وجود رشد و پيشرفت غيرقابل انكار و تجربه «ايسم»ها و نگرشهاي متعدد در يك محور و انتقال ارزشهاي رفيع انسان به همنوعان خود و به چالش كشيدن محور انديشه و تفكر آنها براي مبادله دانايي و تجلي تفكر و انديشهگري به عنوان صفت مميزه انساني در تفوق او به جهان، ثابت و راست قدم بوده است.
مقوله ايستادگي، مقاومت و پايمردي براي دفاع از هستي و صلابت انساني مسئلهاي است كه از بدو خلقت انسان و مواجهه او با جهان طبيعت به يكي از اصليترين چالشهاي اين اشرف مخلوقات بدل شده بود و با رسيدن به تمدن و تشكيل جوامع مدني، همان انسان انديشه گر و جويا و پوياي تفكر بنا بر غرايز منحرف شده نفساني اين بار سعي كرد براي تطميع خواستها و داشتههاي نفساني خود به جاي نبرد با طبيعت به مبارزه عليه همنوع خود برخيزد تا ضمن نابودي وي به اشكال مختلف مادي از زمين و خاك گرفته تا ثروت و دارايي بيشتري تسلط پيدا كند.
و اينگونه بود كه پديده شوم جنگ و در مقابل آن دفاع ومقاومت در برابر متجاوزان و زورگويان به بخشي از تاريخ زندگي بشر تبديل شد. اما در كنار وقوع جنگهاي متعدد و تلخ انساني كه بزرگترين آن به دو جنگ جهاني مربوط ميشود، جنگ به وقوع پيوسته ميان ايران و عراق شكل متفاوتي از سلطهجويي كشورهاي مستبد را در تاريخ به ثبت رساند. جمهوري اسلامي ايران كه تازه در حلاوت پيروزي روحيه انقلابي مردمانش در برابر رژيم ستمشاهي مردانه به تفوق رسيده بود و اين پيروزي مردمي خشم دشمنان و چپاولگران خاك و منابع متعدد ايران اسلامي را به همراه داشت، به سختترين شكل ممكن از سوي همسايه خود كشور عراق و با رياست حاكم خونريز و ديكتاتور آن (صدام حسين) و ارتش تا بن دندان مسلح و حمايت شده بعث از سوي دول غربي و استعمارگر مورد تاخت و تاز قرا گرفت و اينگونه بود فرهنگ رشادت، ايستادگي و پايمردي ملتي قهرمان به گونهاي كه بر تارك تاريخ نقش بست و مفهوم جهاني مقاومت را بدون كوران حوادث خود به جهان بشريت هديه داد.
لزوم آسيبشناسي، درنگ و مطالعه هنر نمايش در حوزه دفاع مقدس
هشت سال دفاع مقدس در كنار تمامي فراز و فرودهاي تلخ و شيرينش به ماده اوليه مناسبي براي توليد آثار هنري و انتقال معارف و دستاوردهاي ناب انساني چون ايثار، از خودگذشتگي و شهادت بدل شد و هنرمندان نيز دوشادوش ساير رزمندگان در جبهه توليدات هنري دست به خلق آثاري متعدد در حوزه هنرهاي نمايشي، تصويري و تجسمي زدند تا يادگار و ميراث آن هشت سال را براي آيندگان اين آب و خاك هميشه سرافراز و قهرمان از يكسو و جهانيان تشنه مفاهيم ناب انساني حفظ، اشاعه و بسط و گسترش دهند.
اينگونه بود كه در شاخههاي متعدد توليد آثار نمايشي گونه تئاتر دفاع مقدس پا به عرصه حيات گذاشت و اينگونه متمايز در سير تطور خود تا امروز كه بيش از دو دهه از پايان حماسه آفرينيهاي رزمندگان اسلام را پشت سر گذاشته كه به يكي از مهمترين جنس توليدات آثار فاخر و ارزشمند در بدنه محصولات متعدد فرهنگي كشورمان بدل شده است. اما اين ارزش ناب در بدنه توليدات نمايشي با تلاطمهاي متعدي رو به رو بوده است، از شكل ناب توليدات نمايشي گرفته تا تكرار و كليشه شدن و حركت در سطح بخشي از آثار توليد و اجرا شده كه همين امر ضرورت آسيبشناسي ونگاه دوباره و دوباره و چند باره به آن را به امري جداييناپذير از آن تبديل كرده است.
رسيدن به زبان و معياري بينالمللي راهي براي انتقال مفهوم مقاومت به جهان
گذر از هر اتفاقي و دخالت آن امر در شكل توليدات هنري همواره با انتقال مفاهيم در قبال پيامهاي متجلي آن مفهوم همراه بوده است و وقتي پاي حادثهاي چون حماسه دفاع مقدس در ميان باشد مسلم است كه نوع پيامهاي موجود در آن نه تنها الهام و منبع دروس متعدد براي افراد درگير در آن جنگ به شمار ميرود كه ميتواند خوراك فرهنگي و معنوي نابي براي مردمان ديگر كشورهايي باشد كه تنها به ستايش روح ايستادگي، جوانمردي و پايمردي اذعان داشته و معترف بودهاند.
پس اينگونه بود كه واژه «مقاومت» از يك نگاه ملي و دروني منحصر به فرد يك جامعه و كشوري مانند ايران، مرزهاي جغرافياي انساني را در نورديد و به كليدواژه و رمز پيروزي مردماني در اقصي نقاط جهان بدل شد كه به حس و حضور ناب پيروزي در برابر سلطهگران به عنوان يك تابلوي هويت بخش انساني نگاه ميكنند اما حال سؤال اصلي اينجاست كه آيا تئاتر دفاع مقدس ايران توانسته در انتقال مفهوم «مقاومت» در ابعاد بينالمللي توفيق داشته باشد يا خير.
در همين راستا، امير دژاكام نمايشنامهنويس و كارگردان موفق تئاتر كشورمان تئاتر مقاومت را براي فرهنگسازي نيازمند زباني جهاني دانسته و ميگويد: براي دستيابي به يك تئاتر هدفمند و ارزشمند در حوزه دفاع مقدس راه دشواري در پيش داريم. تئاتر دفاع مقاومت زماني موفق است كه به يك زبان جهاني دست يابد. آنقدر در عرصه تئاتر دفاع مقدس، خودمان را محصور و مقيد به جداسازي اينگونه از ساير گونههاي تئاتري كردهايم كه نتوانستهايم فراتر از تعريفهاي عادي گام برداريم. تئاتر معاصر در سراسر دنيا داراي زباني واحد است. اين زبان واحد و همه فهم در سراسر جهان بايد با امكانات صحنهاي مناسب همراه شود تا به برقراري ارتباط بهتر مخاطب با اثر منجر شود. مخاطب امروز نياز دارد نكته و مسئله جديدي را روي صحنه تئاتر ببيند كه قبلاً آن را در جاي ديگري نديده است.
كليشهگريزي، محور ارتقاي كيفي و عملي تئاتر مقاومت
اما در اين ميان جداي از تلاش براي هويتيابي مفهوم مقاومت و برداشتن گامهاي اصولي براي دستيابي به مفهوم جهاني اين واژه، در شكل توليدات آثار نمايشي در حوزه دفاع مقدس يكي از اصليترين آسيبها به مقوله كليشه زدگي و حركت در سطح اين شكل از توليدات باز ميگردد.
حميدرضا آذرنگ، نمايشنامهنويس، كارگردان و بازيگر جوان و البته موفق كشورمان كليشه گريزي را مهمترين محور ارتقاي كيفي آثار تئاتر دفاع مقدس ميداند و ميگويد: جشنواره تئاتر مقاومت بايد به رسالت هويتي و تبليغاتي خود بها دهد، اين مسئله بايد از طريق سرمايه گذاري، ارائه ابزار و امكانات لازم و توجه به برخي ساختارشكنيها در تنوع موضوعي و كليشه گريزي در شكل توليدات حاصل شود.
وي با تأكيد بر آنكه موضوعات قابل پرداخت در حوزه تئاتر مقاومت بسيار متعدد و متنوع هستند، خاطرنشان ميكند: اين روزها از ضعف متون نمايشي به عنوان آسيب اصلي تئاتر دفاع مقدس ياد ميشود و آنكه اغلب آثار نوشته شده در شكل داستاني و محتوايي تكراري هستند اما نكته مهم آنكه موضوعات قابل پرداخت در اين زمينه بيشمارند و براي تحقق نيازمند نگاه خلاقانه نمايشنامهنويسان است. اگر هدف استمرار شكل توليدات با هدف جريانسازي فرهنگي در جامعه را پيگيري كنيم بايد آثار دفاع مقدس يا ديگر موضوعات ارزشمند در جامعه نه تنها در يك تاريخ خاص بلكه در تمام طول سال توليد و اجرا شوند. وي مسئله خطوط قرمز و نظارت و ارزشيابي را موضوعي حاشيهاي براي توليدات نمايشي در حوزه انقلاب و دفاع مقدس ميداند و ميافزايد: هنرمندان ما با گذشت بيش از سه دهه از انقلاب اسلامي تمامي فراز و فرودهاي اين هنر را ميشناسند و نيازي به مميزي ندارند چراكه ميدانند چه موضوعاتي را بايد در تئاتر مطرح و از چه موضوعاتي بايد پرهيز كنند.
حال كه چهاردهمين جشنواره سراسري مقاومت در كشور در حال برگزاري است، زمان مناسبي است تا بار ديگر ذرهبين كارشناسان، منتقدان، پژوهشگران و هنرمندان با مداقه بيشتري بر سير توليدات اينگونه نمايشي قرار گيرد تا بتوانيم با رفع موانع و آسيبهاي موجود در مسير اين توليدات به توفيقات بيشتري در عرصه نمايش مقاومت در داخل و خارج از مرزهاي هميشه آزاد و سرافراز ايران اسلامي و انقلابي دست يابيم.