کد خبر: 613552
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۳
گذري بر زندگي شاعر و اديب 17 ساله، شهيد محمدجعفر آقايي
در طول تاريخ انسان‌هايي بوده‌اند كه از زمان و عصر خود سبقت جسته و مسير پيشرفت و تعالي را در اندك زماني پيموده و به قله رفيع انسانيت رسيده‌اند.

صغري خيل فرهنگ | با نگاهي به زندگي اين افراد پي مي‌بريم كه اينها نه تنها خود را متحول كرده‌اند، بلكه باعث تحول در انسان‌هاي ديگر شده‌اند. در دوران طلايي دفاع مقدس نيز شهداي بسياري مشاهده مي‌شوند كه از چنين خصوصياتي برخوردار بوده‌اند.

به گفته امام خميني (ره) شهيد از همه افضل است. شهدا همان ايثارگراني هستند كه ره صد ساله را يك شبه پيموده‌اند. اما در اين ميان علما هم ارج وقربي ويژه نزد پروردگار دارند و در احاديث آمده كه آثار به جا مانده از علما، از خون شهدا هم برتر است، از اين رو اگر عالمي به درجه رفيع شهادت هم نائل شود و آثار علمي وعرفاني از خود به جاي بگذارد بر مقام و منزلت خود افزوده است. علمي كه به مقام كشف و شهود هم رسيده است. اگر چه در طول تاريخ انقلاب اسلامي شهداي گرانقدري همچون شهيد مطهري، بهشتي، مفتح، دستغيب و. . . از اين دو ويژگي علم و شهادت برخوردار بوده‌اند، ليكن شهداي گمنامي هم وجود دارند كه برخي از آنان همانند خورشيدي درخشان در پشت ابر گمنامي، بي‌نام و نشان مانده‌اند.

در ميان خيل عظيم اين شهدا، به نام شهيد روحاني بيسيم‌چي محمدجعفر آقايي بر مي‌خوريم كه پژوهش‌ها و مقالات بسياري از او بر جاي مانده است. آقايي بيسيم چي از نيروهاي مخابرات لشكر 19 فجر استان فارس در هشت سال دفاع مقدس بود. برگي از زندگي او را به همت مسئولان مركز حفظ آثار شهداي فاوا (بيسيم‌چي )سپاه استان فارس تقديم حضورتان مي‌كنيم.

ديوان عشق تائب

شهيد محمدجعفر آقايي آثاري جاويد و كم نظير از خود به جاي گذاشته كه پس از گذشت 27 سال از شهادتش همچنان مورد توجه و بهره‌برداري است. او مجموعه نوشته‌هاي خود را «ديوان عشق» نام نهاد. اين ديوان شامل دو بخش است كه بخش اول شامل دستنوشته‌هاي شهيد به صورت نثر و بخش دوم سروده‌هاي اين شهيد بزرگوار است. شهيد آقايي تخلص «تائب» را براي خود انتخاب كرده بود. در اينجا گذري كلي به زندگينامه او مي‌اندازيم.

شهيد حجت‌الاسلام شيخ محمدجعفر آقايي، در سال 1348 در يكي از محلات قديمي شهر شيراز به نام شاهزاده قاسم(سردزك) در يك خانواده مذهبي و زحمتكش به دنيا آمد. محمدجعفر از همان اوان كودكي در دامان پر مهر و محبت مادرش و همراه با زمزمه‌هاي آيات قرآن پرورش يافت. مادر ايشان اگرچه سواد خواندن نوشتن نداشت اما قرآن و ادعيه را در محضر والدين گراميش به خوبي فرا گرفت و اكثر سوره‌هاي قرآني را حفظ بود.

شهيد آقايي از سن سه چهار سالگي همراه با مادر و مادربزرگش با مسجد آشنا شد. محمدجعفر با نماز و بيانات فقيه عاليقدر آيت‌الله شيخ ابوالحسن حدائق روحش پرورش يافت و هميشه به اتفاق ساير معلمانش دانش‌آموزان مدرسه را به نماز جماعت در مسجد جامع مي‌برد و با بيانات دلنشين و انسان ساز شهيد آيت‌الله دستغيب آشنا مي‌كرد.

محمدجعفر در مبارزات ضد طاغوت يعني در سال 1356 در كنار مردم مسلمان در مسجد جامع با حضور و رهبري شهيد آيت‌الله دستغيب حضور پيدا مي‌كرد و پاي سخنراني ايشان مي‌نشست. شهيد آقايي با آنكه بيش از 9 سال سن نداشت در سخنراني و تظاهرات شبانه شركت مي‌كرد. همچنين در اين مراسم‌هاي انقلابي با برادراني پر شور و انقلابي همچون شهيد سيد جعفر ذاكري و سيدعلي ذاكري و فعالان انقلابي آشنا شد. با توجه به محل سكونتشان در مسجد عظيمي، هسته مقاومتي تشكيل دادند و او با توجه به همان سن كمش در گشت شبانه حضور داشت و به اظهار بعضي از دوستانش رشادت و جسارت زيادي از خود بروز مي‌داد.

كلت اسباب بازي و دستگيري ساواكي‌ها

شهيد آقايي يك كلت اسباب بازي فلزي كه خيلي هم طبيعي به نظر مي‌رسيد، در نگهباني‌هاي خياباني بحبوحه انقلاب با خود به همراه داشت. يكي از همرزمان شهيد نقل مي‌كند: شبي حدود ساعت دو بعد از نيمه شب بود كه در مسجد عظيمي به اتفاق ديگر دوستان نشسته بوديم. ناگهان ديديم كه جعفر در حالي وارد مسجد شد كه كلت خود را پشت سر دو مرد جوان كه دست‌شان را روي سر گذاشته‌اند، گفت: اينها مشغول دزدي بودند كه من آنها را گرفته و به اينجا آوردم. ما از شهامت و جسارت او با چنين جثه كوچك شگفت زده شديم. آن دو مرد بسيار ترسيده بودند.

واقعاً تعجب كرديم كه چگونه يك كودك با يك اسباب بازي توانسته اين دو نفر را كه حدود 20 سال از او بزرگتر هستند، دستگير كند. شهيد علاوه بر اينكه در همه راهپيمايي‌ها و تظاهرات قبل از انقلاب شركت مي‌كرد، تمام تلاشش را براي توزيع پيام‌هاي حضرت امام (ره ) در منازل انجام مي‌داد. در اوج مبارزات انقلاب درسال 1357 چنان كوشا و فعال بود كه خانواده‌اش هميشه نگران اسارت يا شهادت ايشان توسط مأموران بودند.

شهيد آقايي در صبح 22 بهمن سال 1357 از جمله كساني بود كه به شهرباني حمله كرده و در تصرف آن شركت داشت. اما با تمام اين مجاهدت‌ها وتلاش‌ها در راه پيروزي انقلاب اسلامي هيچ گاه از مدرسه و تحصيل خود غافل نبود. حتي در مسابقات قرآن صاحب مقام و امتياز شد و هميشه مورد تقدير و تشويق معلمان دلسوز خود بود.

محمدجعفر 11 ساله

علاقه به انقلاب، اسلام و روحانيت در او رخنه كرده بود. شهيد در سال 1359 تحصيلات ابتدايي خود را تمام و در مدرسه راهنمايي حيات ثبت نام كرد و در آن زمان كه جنگ تحميلي عراق شروع و فرمان تاريخي حضرت امام خميني را در باره شكست حصر آبادان شنيد، ديگر تاب نياورد. محمد جعفر تنها 11 سال سن داشت كه روح بزرگش به پرواز در آمد و به مراكز اعزام رفت و با گريه و التماس تقاضا كرد تا به جبهه برود. اما مسئولان با حضور او مخالفت كردند.

شوق وصال يار و عشق به امام خميني (ره ) او را بر آن داشت كه با استفاده از شناسنامه خواهر بزرگترش وتهيه كپي و جايگزيني مشخصاتش تاريخ تولد را تغيير و سن خود را به 16 سال افزايش دهد.

سرانجام با جلب رضايت پدر و مادر در آبان ماه 1359 درس و مدرسه را رها و در كسوت بسيجي به مناطق عملياتي اعزام شد. به دليل عشق، علاقه و پشتكاري كه از خود نشان داد چند ماهي نگذشته بود كه به عضويت سپاه پاسداران درآمد و ملبس به لباس مقدس پاسداري شد. بيشتر وقت خودش را در جبهه سپري كرد و هر زمان كه براي مرخصي به شيراز مي‌آمد، بيش از 10 يا 15 روز تاب نمي‌آورد و مجدد به جبهه باز‌مي‌گشت. شهيد آقايي در اكثر عمليات‌ها شركت كرد. سرانجام ذوق سرشار و علاقه وافر محمدجعفر به ائمه اطهار، روحانيت و اسلام در سال 1363 او را به حوزه علميه كشاند و در كسوت طلبگي به آموختن علوم ديني پرداخت. در اين مدت كوتاه كه تا شهادتش بيش از دو سال زمان باقي نمانده بود، اغلب اوقات در جبهه حضور داشت. بنا به اظهار استاد گرانقدرش آيت‌الله نجابت، محمدجعفر پيشرفت شاياني در علوم حوزوي داشت. اين شهيد جوان و در عين حال عالم رباني و عارف قريب دو سال در حوزه شهيد محمدحسين نجابت حاضر مي‌شد و صرف، نحو، شعر و ادب ايشان در ظرف دو سال به نهايت كمال رسيد. سرانجام شهيد محمد جعفر آقايي در عمليات كربلاي 4 در دي ماه سال 1365 در سن 17 سالگي در منطقه شلمچه در حالي كه مسئوليت بيسيم‌چي مخابرات لشكر 19 فجر را بر عهده داشت، بر اثر اصابت تركش خمپاره به پهلوي چپش به فيض شهادت رسيد و به آرزوي قلبي خويش نائل آمد. پس از شهادتش بود كه پدرش مي‌گويد: روزي به همراه او جهت زيارت قبور شهدا به دارالرحمه رفته بوديم، وقتي به اين قطعه كه در حال حاضر در آن مدفون شده است رسيديم، ايستاد و گفت:« آقا من شهيد مي‌شوم و اينجا جاي من است.» پس از شهادتش پيكر مطهرش را همان جا دفن كرديم.

شهيد، ديواني از اشعار، مقالات ادبي، عرفاني و مذهبي از خود به يادگار گذاشته است كه در ادامه بخش‌هايي از دست‌نوشته‌هاي ايشان از نظرتان مي‌گذرد.

جبهه صفحات قرآن است

جبهه‌هاي ما صفحات قرآن است، بسيجي‌ها مفسران آنند، چشم‌هايشان آيات قرآن و لب‌هايشان كلمات آن. . . اين بار قصد دارند سوره والعصر را تفسير كنند. براي بسيجي‌هايمان دعا كنيد. از من سؤال شد چه دليل است كه صحنه را ترك نمي‌كني در جوابشان گفتم: من نيستم، احساس مي‌كنم پيكرم يك لشكراست. هر سلولش تشكيل شده از يك بسيجي عاشق. اگر مرا از اينها جدا كنيد مانند طبل تو خاليم. سعي دارم آنچه آموخته‌ام در چند كلمه يا چند جمله به شما دوست عزيز هديه كنم. گر نه عشق را آموختم قلب شب شكافتن را آموختم. من آموختم چگونه احساس كنم وجود خدا را در تنم. معني ايثار را با ديد گانم مشاهده كردم. من اشك شوق را در چشم ياران خدا در لحظات پيوستنشان به لقاءالله ديدم، حال در تلاشم كه بياموزم از خود رها شدن و شكستن سد تن را، باشد كه خداي تعالي ياري‌ام كند.

عشق حاكم بر وجود انسان

درست است كه عقل در وجود ما قدرتي حيرت آورد اما دليل آن نمي‌شود كه انديشه را حاكم بر وجود خود سازيم البته مقصود حاكم بر وجود خود سازيم مقصود حاكم مطلق باشد و آن چيزي كه حاكم بر وجود انسان است چيز ديگري است كه در مسلك ما و مكتب ما او را عشق مي‌ناميم. لازم به تذكر است كه از نظري عقل و عشق مكمل يكديگرند و بايد دانست كه عقل پيرو عشق است نه عشق پيرو عقل و عاقل بايد عاشق باشد تا عارف شود و بتواند عقل را حاكم قرار دهد بر وجود خويشتن. پس از اين توضيح بسيار كوتاه و مختصر نتيجه مي‌گيريم كه عشق قدرتي است كه عقل را وادار به حيرت آوردن در وجود انسان مي‌سازد پس عشق است كه بايد حاكم بر وجود انسان گردد نه انديشه، پس بكوشيم تا پيوسته عشق را حاكم بر عقل خود سازيم تا عقل بتواند حكمران خوبي باشد بر وجود انسان.

شهيد گلي است از گلستان سرخ سيدالشهدا كربلا

« يا ايها‌النفس‌المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه فدخلي في عبادي و ادخلي جنتي». شهيد گلي است از گلستان سرخ سيدالشهدا كربلا. . . رزمندگان گل‌هاي باغ حسين بن علي عليه‌السلام هستند و شهيد گل رسيده اين گلستان. اطمينان داشته باشيد كه تا اين گل به حد رشد و كمال واقعي خود دست نيابد و معطرترين گل باغ نگردد چيده نخواهد شد و در گلدان معنويت خداوند تبارك و تعالي كه همان جوار الله است جاي نخواهد گرفت پس به جاي تأسف براي ما كه شهيدمان گل رسيده و معطر گلستان سرخ سيدالشهدا و خداوند متعال گلي را بيشتر دوست دارد كه خوب باز شده باشد تا در گلدانش نما و جلالي ديگر بخشد. اللهم ارزقنا توفيق الشهاده في سبيلك.

بار بستن به سوي بهشت

جبهه: نزد اهل عرفان ج جذبه است و جلالت، ب باربستن به سوي بهشت است و بشارت همه هجرت به سوي هدف كه همانا هدايت است نزد اهل ذوق، ج جواز زيارت است با جماعت، ب بانگ بلبل است با نداي برائت. در مسلك جوانمردان ج جاوداني است و جلالت، ب بردباري است و برائت هم هوشياري و شم آوازي و همت است. در مكتب مجاهدان ج جهاد است و جرئت بي‌باكي است و بسالت، هر «هل من مبارز هيهات من الذله» است و خلاصه جبهه محفل نور است و شور مكتب عشق است و مشق و جايگاه اهل دل است و همان جايي است كه رزم آوران جبهه توحيد و جنگجويان خطه ايثار پيوسته بايد بخوانند اين مصراع پر از روح عارف وارسته را كه فرمود: در ضمير ما نمي‌گنجد به غير از دوست كس و به عبارتي ديگر به نفس مطمئنه رسيده و هم خود از رشد خود راضي و هم خدا از نماي او خشنود و چنين است كه حضرت احديت وي را در ميان بندگان خود در بهشت جاي مي‌دهد.

وصيتنامه شهيد آقايي

هنگامي كه به اهدناالصراط‌المستقيم رسيديد بدانيد كه اين صراط علي بن ابي طالب عليه‌السلام و في الجمله ولايت اين بزرگمرد تاريخ بشريت است و مغضوبين و ضالين هم همان كساني هستند كه از ولايت ايشان سرپيچي كردند و براي خود دين يا مولاي ديگر اختيار كردند و. . . و همه شما را وصيت مي‌كنم به آموختن علم خداشناسي كه خواندني نيست و فهميدني است. علم نيست كه عمل است و بالاخره وصيت مي‌كنم همه را به انجام خيرات و حسنات و ترك اعمال شر و سيئات و در دل‌هايت بگويم كه وصيت من دقيق همان وصيت تمامي شهيداني است كه در راه حق و حقيقت و عدل و عدالت و فضل و فضيلت جان باختند و به ملا اعلي پيوستند و با شهدا و صلحا و صديقين و. . . محشور شدند و از مرحومان درگاه حضرت حق شدند. اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين و الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولايه اميرالمومنين والصلوه و السلام علي نبينا و حبيبنا و شفيعنا محمد و اهل بيته عليهم افضل الصلوات المسلمين و السلام عليكم و رحمه‌الله و بركاته. الاحقر محمدجعفر آقايي. چهارشنبه 4 دي ماه 1365 مطابق با 21 ربيع الثاني سال 1407.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار