کد خبر: 613362
تاریخ انتشار: ۳۱ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۵:۲۱
جستارهايي درتكاپوي علمي وفرهنگي آيت الله‌العظمي‌حاج‌شيخ عبدالكريم حائري يزدي مؤسس حوزه علميه قم
علي احمدي فراهاني

آنچه پيش روي داريد جستارهايي است در تلاش‌هاي علمي و فرهنگي مؤسس حوزه علميه قم، حضرت آيت‌الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي(قده). حضور و تلاش پرثمر آن بزرگوار در شهر و حوزه علميه قم، آثار مبارك و ارجمندي را سبب گشت كه آغاز نهضت اسلامي به رهبري حضرت امام خميني يكي از آنهاست. در سالروز رحلت آن عالم رباني، به روح پرفتوحش درود مي‌فرستيم و دوام آثار و بركات وجودي‌اش را از درگاه حق خواهانيم.

فقيد سعيد حضرت آيت‌الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي (قده) در سال 1332ق به دنبال اشغال بخشي از عراق توسط قواي نظامي انگليس و گسترش مداخله و تجاوز اين كشور استعمارگر و بروز آشوب‌ها و ناملايمات در نجف و كربلا، به ايران بازگشت و بنا به دعوت علما و مردم متدين اراك وارد اين شهر شد. از آن پس طي هشت سال اقامت در اراك به تدريس در حوزه علميه آن ديار و سر و سامان دادن به مدارس علوم ديني و تعليم و تربيت طلاب جوان و فاضل پرداخت كه بعدها هر يك از آنان از علماي بزرگ شدند. به بركت وجود شيخ و حضور علمي و معنوي او حوزه علميه اراك رونق به‌سزايي يافت و آوازه آن به گوش علماي ديگر شهرها و حوزه‌هاي علميه ايران رسيد. بعضي از علما، فضلا و طلاب جوان و بااستعداد از نقاط و بلاد ديگر كشور به اراك مي‌رفتند و از محضر شيخ استفاده مي‌كردند، از اين رو شهرت حوزه علميه اراك در ميان حوزه‌هاي علميه شيعه بيش از پيش پيچيد و در رديف حوزه‌هاي بزرگ مطرح شد كه از نظر خود حاج شيخ حائري كمتر از حوزه سامرا نبود.

دعوت به قم

در شهر قم مدارس ديني از سده‌هاي گذشته وجود داشت و هم علماي بزرگي در آن مقيم و فعال بودند مثل ميرزاابوالقاسم كبير، ميرزامحمد فيض، ميرزاجوادآقا ملكي تبريزي، شيخ محمدتقي بافقي، شيخ مهدي پايين‌شهري و... ، اما نبود يك مديريت قوي در مدارس ديني و پراكندگي و بي‌ساماني حوزه چند صد ساله آن علماي بزرگ قم را آزار مي‌داد. با توجه به اينكه قم در احاديث اهل‌بيت(ع) حرم ائمه اطهار و پناهگاه شيعيان خوانده شده بود، علماي قم از وضع موجود در رنج بودند و آرزو مي‌كردند مدارس و حوزه علميه اين شهر از نو احيا و تجديد شود و مثل گذشته‌هاي دور رونق بگيرد، اما در ميان عالمان موجود نه كسي آمادگي آن را داشت و نه در اهالي آن روز قم آمادگي لازم ديده مي‌شد كه براي احياي حوزه علميه كمك و مساعدت كنند. از اين رو آيت‌الله ميرزامحمد فيض به اين فكر افتاد عالمي موجّه، محبوب و بانفوذ از خارج از قم به اين شهر بيايد و سكونت گزيند و به بازسازي مدارس و ساماندهي حوزه بپردازد. از طرفي در اين سال‌ها آوازه آبادي حوزه اراك به دست شيخ عبدالكريم به قم و علماي اين شهر رسيد. ميرزامحمد فيض كه مصمم بود يكي از علماي برجسته نجف را به قم دعوت كند تا دست به احياي حوزه علميه حرم ائمه اهل‌بيت(ع) بزند، وقتي موفقيت، مديريت و تأثير معنوي و علمي شيخ عبدالكريم حائري را در حوزه اراك شنيد، تصميم گرفت از او دعوت كند تا به قم بيايد. ابتدا نامه‌اي به شيخ نوشت و به اراك فرستاد، اما شيخ در پاسخ او نوشت: «با عنايت به وضع موجود چندان اطميناني به همكاري و تأييد علماي قم ندارد!»

كيفيت يك دعوت

از پاسخ شيخ حائري معلوم بود بي‌ميل نيست به قم بيايد و حوزه‌هاي علميه اين شهر مقدس را احيا كند، اما نمي‌تواند به همكاري و همگامي علماي حاضر در قم مطمئن شود و در صورت عدم همكاري ايشان كار بازسازي مدارس و حوزه به جايي نمي‌رسد؛ لذا مرحوم آيت‌الله ميرزامحمد فيض در اواخر اسفند 1300 حجت‌الاسلام سيد حسن برقعي، امام جماعت صحن بزرگ حرم حضرت معصومه(س) را به نمايندگي از طرف خود و ديگر علماي قم به اراك فرستاد تا با شيخ عبدالكريم صحبت و ايشان را دعوت كند تا چند روزي براي زيارت حرم حضرت معصومه(س) و ديد و بازديد ايام نوروز به قم بيايد و اوضاع را از نزديك ببيند. سيد‌حسن برقعي عازم اراك شد و با شيخ ديدار و گفت‌وگو كرد و رضايت وي را براي سفر به قم به دست آورد. (1) به اين ترتيب شيخ عبدالكريم حائري در روز 22 رجب 1340 برابر با 29 اسفند 1300 با فرزندش شيخ مرتضي حائري كه آن زمان شش ساله بود و ديگر همسفرانش حاج‌ميرزامهدي بروجردي، شيخ احمد يزدي و آيت‌الله سيدمحمدتقي خوانساري به مقصد قم از اراك حركت كرد و در 24 رجب در ميان استقبال باشكوه علما و اهالي قم وارد اين شهر شد. (2) ورود ايشان به قم آغاز تحول عظيم و تاريخي براي اين شهر و مبدأ تحول بزرگ و سرنوشت‌سازي براي حوزه‌هاي علميه در ايران بود.

رايزني‌ها براي تشكيل حوزه علميه قم

شيخ عبدالكريم حائري در اواخر ماه رجب و ايام عيد مبعث وارد قم شد. در آن روزها فضاي شهر براي تبليغات ديني بسيار مساعد بود و مردم براي شنيدن موعظه و خطابه‌هاي ديني، منبر و سخنراني كاملاً آمادگي داشتند. در روزهاي پاياني رجب و آغاز ماه شعبان و جشن‌هاي شعبانيه و مصادف شدن آن با ايام جشن نوروزي شهر شور و حال خاصي پيدا كرد. آيت‌الله حائري در منزل دوست قديمي و هم‌درسش شيخ مهدي پايين‌شهري اقامت داشت. آيت‌الله ميرزا‌محمد فيض محراب خود را در مسجد بالاسر حضرت معصومه(س) از بدو ورود شيخ به قم در اختيار ايشان گذاشت و خود و ساير علما و مردم چندين شب به شيخ اقتدا كردند. (3) بدين گونه از اول ورود شيخ حائري به قم عملاً با ايشان همكاري كرد. در هنگام تحويل سال 1301ش كه مردم در حرم و صحن اجتماع كرده بودند و آيت‌الله شيخ حائري و ساير علما نيز در حرم حضور داشتند، واعظ مشهور شيخ محمد سلطان‌الواعظين از سخنگويان معروف دوره مشروطه در حرم بود كه طي يك سخنراني بسيار هيجان‌انگيز مردم و علما را تشويق مي‌كرد كه نگذارند شيخ عبدالكريم حائري از قم برود. (4)

عالمان قم و دغدغه كسب رضايت شيخ

بدين گونه چون دعوت از شيخ با هدف از پيش تعيين‌شده‌اي انجام گرفته بود، تمام حركات، ديد و بازديدها و استقبال‌ها نيز در اين جهت پيش مي‌رفت و مي‌خواستند رضايت شيخ را براي ماندن در قم جلب كنند. مدت‌ها برنامه علماي قم اين بود كه در هر ضيافت و ديداري شيخ را متقاعد كنند اقامت و فعاليت او در قم ضرورت دارد. دو ماه تمام با اين رايزني‌ها و گفت‌وگوهاي ملايم گذشت. پس از دو ماه كه زمينه تا حدي آماده شده بود، جلسه مهمي در همين راستا در منزل شيخ مهدي پايين‌شهري تشكيل شد(5) كه علماي بزرگ قم و برخي از كسبه و بازاريان قم و تهران در آن حضور داشتند و شيخ نيز حاضر بود. (6) گفت‌وگو باز هم بر سر احياي حوزه علميه قم و بازتأسيس آن دور مي‌زد كه به طول انجاميد. تمام سعي علماي قم بر اين بود كه شيخ عبدالكريم حائري را به احياي حوزه علميه قم تشويق و راضي كنند، اما شيخ عبدالكريم بر اين عقيده بود كه علماي بزرگ قم خودشان براي اين امر مهم اقدام كنند و اگر خود دست به كار شوند به‌خوبي از عهده آن برخواهند آمد، (7) ولي علماي قم با توجه به شرايط حاكم شيخ را بر انجام اين رسالت شايسته‌تر مي‌ديدند، زيرا شيخ از علماي بسيار بزرگ، داراي ملكات اخلاقي و معنوي و سعه صدر بود و ده‌ها سال تجربه تدريس سطوح بالاي فقه و اصول را داشت و در احيا و اداره حوزه نيز سال‌هاي متمادي تجربه اندوخته بود، بنابراين او را بهترين گزينه مي‌دانستند. شيخ كه تأكيد و اصرار علماي قم و اتفاق نظر آنها در اقامت او را در شهر قم براي تأسيس حوزه ديد، مطمئن شد ايشان با اين همه اصرار و تأكيد بي‌شك او را در بازسازي مدارس و احياي حوزه علميه تنها نخواهند گذاشت، خواهش آنها را قبول كرد، اما خود را در يك محظور اخلاقي نسبت به حوزه اراك، طلاب، فضلاي آنجا و شاگردان فاضل و وفادارش مي‌ديد، بنابراين گفت: «عده‌اي از فضلا در حوزه اراك جمع شده‌اند و مشغول تحصيل هستند». منظور شيخ اين بود كه آنها به خاطر بودن من در زعامت حوزه اراك از بلاد مختلف به آنجا آمده‌اند و الان هم توقع دارند من به آنجا برگردم. مرحوم بافقي گفت: «آوردن آنها به اينجا آسان است». (8) شيخ كه از هر نظر پشتيباني، تأييد و تأكيد ميزبانان خود مثل ميرزا ابوالقاسم كبير، ميرزامحمد قمي، آقاميرزا فخرالدين، شيخ‌مهدي پايين‌شهري و بافقي را ديد ديگر عذري برايش نماند و مسئله ماندن در قم را به استخاره قرآن موكول ساخت و در استخاره به قرآن اين آيه آمد: «وَ أْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ». (9) بدين گونه تمام زمينه‌ها براي اقامت ايشان در قم مساعد شد و استخاره به قرآن نيز مؤيد ماندن ايشان در اين شهر بود. (10) شيخ عبدالكريم حائري عزم خود را براي ماندن جزم كرد و به حوزه اراك، فضلا و شاگردانش تلفن زد كه روانه قم شوند. (11)

زمينه‌هاي ذهني قبول يك درخواست

گفتني است بسياري از مورخان برآنند كه شيخ عبدالكريم خود از قبل تمايل قلبي به تأسيس حوزه علميه در شهر قم داشت و درخواست مصرانه و پافشاري علماي قم در آن شرايط زماني، عزم و تصميم وي را راسخ‌تر كرد. در واقع بيعت و عهد آنان را در ياري به تأسيس حوزه جلب كرد، آنگاه اقامت در قم را پذيرفت. (12) گفت‌وگوي او با علما و صحبت مرحوم بافقي با وي نشان مي‌دهد مرحوم شيخ واقعاً شخصي هوشمند و موقعيت‌شناس بود و صرفاً با پيشنهاد و اظهار حسن ظن علما اقامت در قم را براي امر خطير تاريخي مثل احياي حوزه نپذيرفت و مدام عذر آورد كه به اراك برگردد. تا اينكه همكاري، مساعدت و تأييد علما و زمينه كار را كاملاً مناسب ديد و حتي مسئله بودجه و امور مالي و تأمين هزينه براي تأسيس و اداره حوزه را با شفافيت و صراحت تمام در آن جلسه مطرح كرد تا نظر علما و مجتهدان قم را بداند. بدين ترتيب آنان با او در حقيقت پيمان همكاري و همياري بستند. آنگاه او درخواست آنان را قبول كرد و اين محكم‌كاري شيخ به‌قدري اطمينان‌بخش بود كه او طلاب و ارادتمندانش را نيز از اراك به قم دعوت كرد، زيرا ديگر نگران مقدمات اسكان، اقامت و تأمين معاش آنان نبود. در مدت دو ماه اول اقامت شيخ و رايزني‌هاي علما و گفت‌وگوهايي كه با او داشتند، در واقع يك اطمينان دو‌طرفه ميان او و علماي قم ايجاد شد. آنان مي‌دانستند مرد اين ميدان و احياگر حوزه متروك قم، شيخ عبدالكريم است و اين كار عظيم در آن موقع جز از او برنمي‌آيد. بنابراين حمايت جدي و صادقانه علماي قم از شيخ و همكاري آنان با او در ادامه كار حوزه را بايد سنگ بناي اصلي و اساسي تأسيس حوزه علميه قم دانست. آنان هم كار را به اهلش سپردند و هم صادقانه پشت سر وي ايستادند. اگر چنين نمي‌شد هرگز شيخ در تأسيس حوزه، تدبير امور و تحقق اهداف آن به چنان توفيقاتي دست نمي‌يافت.

وصيت شيخ

اغلب كساني كه در اواخر عمر شيخ مؤسس حائري يزدي با ايشان ارتباط نزديك و حشر و نشر داشتند، به نوعي اعتراف كرده‌اند كه اگر برخي مسائل و ملاحظات داخلي حوزه و شرايط خاص سياسي و اجتماعي حاكم بر جامعه نبود، به يقين شيخ تمام امور حوزه، مديريت و زعامت آن را به آيت‌الله حجت مي‌سپرد و او را يگانه وصي خود در اداره حوزه علميه قم قرار مي‌داد، ولي شيخ مآل‌انديش كه مجموع شرايط و مسائل حوزه را در نظر مي‌گرفت و براي اداره و تداوم آن اميدها داشت، دو تن از علماي طراز اول حوزه را كه هر دو تحصيلكرده‌ نجف و مهاجر به حوزه قم بودند، يعني آيت‌الله حجت و آيت‌الله صدر را وصي و جانشين خود در اداره حوزه علميه قم به صورت مديريت مشترك قرار داد و به پيشنهاد آيت‌الله حجت، شخص سومي هم به آن دو پيوست تا مسئول امور مالي حوزه باشد و او تاجر متدين و مؤمن مرحوم حاج محمدحسين يزدي بود. مرحوم آيت‌الله آقامرتضي حائري يزدي، فرزند شيخ كه ناظر بر اين اتفاق مبارك بود، مي‌گويد: «در ماه ذي‌القعده [1355] مرحوم والد، شيخ حائري وفات و سه نفر را وصي خود كردند كه دو تاي آنها آقايان صدر و حجت بودند». (13)

بدين گونه آيات صدر و حجت مديران اداري، علمي و تصميم‌گير حوزه شدند و مرحوم حاج محمدحسين تاجر يزدي هم متصدي حسابداري و مسئول امور مالي حوزه شد. اين سه نفر وصي مشترك شيخ بودند كه البته بعدها مرحوم آيت‌الله خوانساري هم به پيشنهاد بعضي از فضلا و شاگردانش، به ياري آنان شتافت و به مديران وصايتي شيخ پيوست و به ترتيب سه شخصيت علمي و سه مرجع تقليد در رأس امور حوزه قم و تصميمات مديريتي آن قرار گرفتند. از آن پس اين سه نشان روشن به مدت هشت سال دليل يك راه نوراني بودند: راه شيخ حائري در اداره حوزه قم.

شروع درس‌هاي حوزه بعد از وفات شيخ

وفات مرحوم شيخ عبدالكريم حائري در نيمه شب نهم بهمن 1315 چنان تأثير عميقي در دل و جان طلاب، مدرسان و همچنين فضلاي بزرگ حوزه قم به‌جاي گذاشت و همه اهل علم را متأثر و متألم ساخت كه همه در درياي غم و اندوه فرورفتند و مدت‌ها درس و بحث طلاب متوقف و تعطيل شد. فضاي ركود و سستي چنان بر روحيه طلاب و مدرسان سايه انداخت كه كسي رغبت نداشت پا پيش بگذارد و با آغاز درس، بحث و داير كردن مجالس تدريس بار ديگر حوزه را به فعاليت و تحرك درآورد. اين پيشامد درست برخلاف سيره مرحوم شيخ حائري و برعكس وصيت و آرزوي آن مرد بزرگ بود و به احتمال زياد رضاخان و حاميان او از پيش آمدن چنين جوي در حوزه علميه قم شادمان بودند، زيرا ركود در فعاليت حوزه و تعطيل شدن درس‌هاي طلاب مي‌توانست در جهت زمينه‌سازي بيشتر براي اصلاحات و اقدامات ضد ديني پهلوي باشد. به هر حال در آن ايام لازم بود كسي به‌پا خيزد و بي‌آن كه بهانه‌اي به دست عمال بدخواه رضاخان بدهد، حوزه را بار ديگر به جنب‌وجوش درآورد و طلاب، علما و مدرسان حوزه را از نو به فعاليت علمي و درس و بحث وادارد. اين بود كه روزي مرحوم آيت‌الله حجت به فيضيه آمد و با طلاب و مدرسان صحبت كرد و گفت: «فرض مي‌كنيم مرحوم حاج شيخ كسالت دارند و به ما دستور داده‌اند درس‌ها را شروع كنيم، لذا ما درس را شروع مي‌كنيم». (14) اين حركت هوشمندانه آيت‌الله حجت باعث شد توقف درس‌هاي حوزه موجب تعطيلي هميشگي آن نشود. از همان روز بار ديگر حوزه به تحرك درآمد، درس‌ها شروع شد و مدرسان بزرگ به‌ويژه خود مراجع ثلاث با آغاز تدريس دوباره جان تازه‌اي در كالبد راكد حوزه دميدند. بدين گونه حوزه علميه قم بعد از شيخ نيز به حيات خود ادامه داد.

جلسات مشورتي

مراجع ثلاث براي اداره بهتر حوزه و اتخاذ روشي مناسب و داشتن وحدت رويه، معمولاً تبادل نظر مي‌كردند. به‌ويژه هنگامي كه مسائل و مشكلاتي براي حوزه و طلاب پيش مي‌آمد، سعي مي‌كردند مشكلات را با مشورت و رايزني همديگر حل و فصل كنند. ايشان براي تبادل نظر با همديگر جلساتي را شب‌هاي پنج‌شنبه در فيضيه تشكيل مي‌دادند كه ظاهراً تشكيل اين جلسات مشورتي براي اداره امور حوزه نيز وصيت خود مرحوم شيخ حائري بوده است. بي‌شك حضور سه مرجع بزرگ حوزه در اين جلسات بسيار مهم و كارساز بود و در روند امور جاري حوزه و حل مشكلات آن تأثير به‌سزايي داشت.

پي‌نوشت‌ها

(1) مؤسس حوزه، بوستان كتاب، ص 45.

(2) ر. ك: محمد شريف رازي، آثار الحجه، ص 15.

(3) مؤسس حوزه، ص 45، به نقل از مرحوم آيت‌الله شيخ محمدرضا ساوجي (از شاگردان ميرزامحمد فيض).

(4) فرزانه نيكوبرش، بررسي عملكرد سياسي آيت‌الله حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي، ص 63.

(5) مرحوم آيت‌الله سيد حسين بدلا معتقد بود شيخ عبدالكريم حائري در اصل به اعتبار مرحوم شيخ مهدي پايين‌شهري به قم آمد، زيرا سابقه دوستي ديرينه با او داشت و هر دو از شاگردان ميرزاي شيرازي بودند. (هفتاد سال خاطره، ص 89).

(6) شيخ عبدالكريم حائري نگهبان بيدار، سعيد عباس‌زاده، ص 50.

(7) محمد شريف رازي، گنجينه دانشمندان، ج 1، تهران، كتابفروشي اسلاميه، 1352، ص 287.

(8) همان، ص 22.

(9) همه اهل و خانواده‌تان را پيش من آوريد. سوره يوسف، آيه 93.

(10) محمدعلي صفوت، داستان دوستان، تصحيح غلامرضا طباطبايي مجد، تبريز، انتشارات اختر، 1380، ص 175.

(11) سيد احمد حسيني زنجاني، الكلام يجر الكلام، ج 1، ص 106.

(12) فرزانه نيكوبرش، پيشين، ص 67.

(13) مؤسس حوزه، پيشين، ص 608.

(14)مؤسس حوزه، پيشين، ص 106، به نقل از مصاحبه آيت‌الله مشكوه با مجله حوزه، شماره 31.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار