آيتالله العظمي شيخ عبدالكريم حائري يزدي، (1267ـ1355ق) از فقها و مراجع ديني شيعه در قرن چهاردهم هجري قمري، با ساماندهي جديد مدارس ديني قديم شهر قم از سال 1340ق/ 1301ش حركت علمي و ديني تأثيرگذاري را آغاز كرد كه منجر به بازتأسيس حوزه علميه قم شد. اين اقدام اصلاحي و تاريخي او چنان عميق و مؤثر بود كه به منزله پايهگذاري حوزه و مدارس علوم ديني جديد در قم تلقي شد و اهل علم و مورخان از آن به «تأسيس حوزه» تعبير كرده و شيخ عبدالكريم حائري را مؤسس و پايهگذار حوزه علميه قم خواندهاند، زيرا شيخ با تدبير ويژه، دورانديشي و سعه صدر كمنظير خود به اين كار تاريخي و علمي دست زد و نقش بسيار اساسي در راستاي بقاي اسلام و مذهب تشيع در ايران ايفا كرد. بنا بر شواهد تاريخي، اگر حوزه علميه قم به مديريت و زعامت شيخ عبدالكريم حائري يزدي از سال 1301 تا 1315ش نبود، بيشك دين و دينداري در ايران در نتيجه اقدامات و اصلاحات ضد ديني رضاشاه پهلوي يا براي هميشه از بين ميرفت يا يكباره به حاشيه زندگي رانده ميشد و رنگ حياتي و اجتماعي خود را ميباخت. تمام اسناد، مدارك و قرائن تاريخي اين مدعا را ثابت ميكند. بنابراين بازتأسيس حوزه علميه قم به دست شيخ از نگاه تحليل تاريخي و سياسي دوره پهلوي اول، تنها پايهگذاري مدارس علمي و ديني صرف نبود، بلكه ايجاد مركزي فعال و متناسب با جريانات سياسي، اجتماعي و فرهنگي زمانه بود كه موجب حفظ معارف اسلام و ترويج آن در جامعه شد و سد محكم و نفوذناپذيري در برابر هجوم بيامان حاكميت رضاخان به اساس دين و دينداري ايجاد كرد.
در اين حوزه تازهتأسيس و در دوره مديريت خود مؤسس حوزه مرحوم حاج شيخ عبدالكريم نسل جديدي از فقها و روحانيون تربيت شدند كه نهتنها به حراست از اسلام در ايران پرداختند، بلكه ارزشهاي اسلام و تشيع را در تمام جهان احيا كردند. آيتاللهالعظمي امام خميني مثال بارزي از نخستين نسل خجسته و تربيتشده حوزه شيخ حائري است كه بزرگترين مصلح ديني و سياسي جهان اسلام در قرن چهاردهم هجري و احياكننده ارزشها و حقايق اسلامي در ايران و دنيا محسوب ميشود. فقها و مراجع تقليد برجسته و تأثيرگذار ديگر نيز از ميان شاگردان مرحوم شيخ ظهور كردند كه هر كدام جايگاه منحصر به فردي داشتند، مثل آيات عظام سيد محمدرضا گلپايگاني، سيدشهابالدين مرعشي نجفي، ميرزاهاشم آملي، سيداحمد خوانساري، سيدمحمد محقق داماد و....
علاوه بر آن حوزه علميه قم از زمان حيات خود مرحوم شيخ حائري، به صورت محل اجتماع و مركز توجه و فعاليت علمي و ديني علما، فقها، فلاسفه و مراجع بزرگي درآمد كه در خارج از قم تربيت شده بودند، از جمله آيات حجت، صدر، خوانساري، شاهآبادي، بروجردي، علامه طباطبايي و... اين شخصيتهاي علمي و ديني در پي دعوت به قم يا مهاجرت به آن حوزه، منشأ آثار و بركات بيشماري شدند كه در تاريخ ثبت شده و كمنظير است. پيداست كه قبل از تأسيس حوزه توسط شيخ حائري، قم چنين احتشام و عظمت علمي، ديني و اجتماعي به خود نديده بود. پايهگذاري چنين حوزهاي در قم و اداره و ادامه آن با چنان مديريت و روش دورانديشانهاي گام اول بود كه شادروان شيخ عبدالكريم به آن موفق شد، اما گام دوم كه بسيار مهم و كارسازتر مينمود، بقا و تداوم آن بود كه شيخ در دو سه سال پاياني عمرش به آن ميانديشيد و سخن نگران اين قضيه بود، زيرا تداوم و ادامه يك بنياد خير به مراتب مهمتر از بنيانگذاري و تأسيس آن است. اگر كار حوزه علميه قم به همان شيوه مديريتي شيخ حائري تداوم نمييافت، بيگمان فقط نامي از آن در تاريخ ميماند.
اما شيخ به اقتضاي واقعيتهاي انكارناپذير تاريخي سرنوشت آينده و مديريت تداومبخش حوزه علميه قم را قبل از وفاتش تعيين كرد و آن را كه با هزاران خوندل در دشوارترين دوره سياسي و اجتماعي ايران بنا نهاده بود، بيتدبير و به امان خدا رها نساخت. از اين رهگذر است كه نقش سه مرجع و فقيه بزرگ (مراجع ثلاث) در مسير ادامه حيات تاريخي و علمي حوزه علميه قم بعد از وفات شيخ به صورت برجستهاي به چشم ميخورد و به مثابه مكمل مجاهدت آن بزرگوار به شمار ميرود.