طي روزهاي گذشته تعدادي از زندانيان سياسي و محكومان فتنه سال 88 كه دو سوم از محكوميتشان سپري شده بود از زندان آزاد شدند، از جمله اين زندانيان سياسي شخصي به نام نسرين ستوده است كه مهناز افشار بازيگر سينما و تلويزيون هم به ديدار او رفته است!
افشار در صفحه شخصي فيس بوكش ضمن اشاره به اين ديدار برخي جزئيات آن را نقل كرده است. وي در صفحه خود درباره اين ملاقات مينويسد: «احساسات اون لحظه توصيفش متعلق به خود اون لحظه است و نميشه بيان كرد. بغلشان كردم، به زن بودنم افتخار كردم، چراكه كسي را در آغوش گرفتم كه ايستاد و محكم از باورش و انسانيت دفاع كرد و مادر و البته همسري دلسوز بود!» ذكر دو نكته اصلي در اين خصوص قابل تذكار و اعتنا است. نكته اول اينكه مهناز افشار از جمله بازيگران عضو خانه سينماي سابق است كه سياسيكاري هيئت مديره و برخي اعضاي آن در جريان برپايي فتنه سال 88، اعتراضات زيادي را برانگيخت و سبب تحميل هزينههاي بسيار زيادي بر صنوف هنري مختلف فعال در حوزه سينما شد. اين سياست زدگيها درحالي است كه افراد معدودي از همين سينماگران و ويژه خواران، مدعي دوري و برائت هنر از سياست و سياست زدگي بوده و هستند! دم خروس اين روايت دروغ ساخت و توليد فيلمهايي بود كه ضمن تخطئه كشور و نظام، غرور و حيثيت اجتماعي مردم را نيز مورد هجمه قرار ميدادند. خانم افشار در حالي به ديدار اين محكوم سياسي رفته است كه اولا ستوده سابقه شغلي مشخصي در زمينه دفاع از معاندان و دشمنان كشور دارد، ثانياً همين محكوم سياسي طي مصاحبهها و سخنرانيهاي متعددي اتهامات و دروغهاي شاخداري را به نظام و مردم نسبت داده است. يكي از اقدامات ضد حكومتي اين محكوم سياسي و امنيتي ضمن به عهده گرفتن وظيفه وكالت شخصي به نام «آرش رحماني پور» مصاحبه با راديو «دويچه وله» آلمان و شبكه «صداي امريكا» در تاريخ 18 بهمن 88 است كه نظام و قوه قضائيه را مورد اتهام قرار ميدهد. نكته جالب اينكه آرش رحمانيپور جزو گروه سلطنتطلب «تندر» بود كه ايام محرم سال 88 در حسينيه رهپويان وصال سيدالشهداي شيراز اقدام به بمبگذاري كرده و موجب به شهادت رسيدن 14 نفر زن و مرد و كودك بيگناه گرديدند. دومين نكته اصلي در اين باب گفتار و جملاتي است كه مهناز افشار گفته است: « كسي را در آغوش گرفتم كه ايستاد و محكم از باورش و انسانيت دفاع كرد!؟» حال مشخص نيست چرا كسي كه تمام داشته هايش را مديون همين مردم و كشور و نظام است چرا بايد به يك محكوم سياسي كه تمام افتخارش دفاع از جانيان و تروريستهاي آدمكش وابسته به غرب است، تفاخر كند و ايستادگي و مقاومت او را بستايد!؟ چرا با وجود چنين اقدامات ناشيانه و كاسبكارانه سياسي برخي سينماگران، هنوز عدهاي داد مظلوميت و انكار سياسيكاري در حوزه سينما را فرياد ميزنند؟! آيا تعريف و تمجيد از كساني در سطح نسرين ستوده اعلام جنگ و مخالفت با قانون و سياسي كاري نيست؟