در حالي كه اعضاي كابينه هر روز ابراز تمايل بيشتري براي حضور در شبكه اجتماعي فيسبوك از خود نشان ميدهند، نظر كارشناسان اطلاعاتي و متخصصان امنيت شبكه به اين سايت، نگاهي توام با بدبيني است. جوليان آسانژ مدير سايت افشاگر ويكي ليكس ميگويد: فيسبوك تنفرآميزترين ابزار جاسوسي است كه تاكنون خلق شده است. وي معتقد است: فيسبوك يك گنجينه اطلاعاتي بسيار بزرگ از نام و سوابق افراد است كه كاربران آن را به شكل داوطلبانه در اختيار اين شبكه اجتماعي قرار ميدهند، ولي اين ابزار توسط دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي امريكا مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد. سايتي كه مديريت اطلاعات آن توسط دولتهايي چون ايالت متحده كنترل و نظارت ميشود.
اطلاعات كاربران اين شبكه و محتواي فعاليتهاي آنها به صورت دائم رصد ميشود. در جريان شورشهاي چند ماه گذشته در لندن و چند شهر ديگر انگلستان، دولت بريتانيا توانست با پيگيري فعاليت مخالفان دولت در فيسبوك بسياري از آنها را تحت پيگرد قرار دهد. حتي كشوري مانند عربستان نيز از فيسبوك به عنوان ابزاري امنيتي استفاده ميكند. چندي پيش سخنگوي وزارت كشور عربستان سعودي، با اذعان به حضور نيروهاي امنيتي اين كشور و رصد فعاليتهاي فيسبوكي گفت: مراكز اطلاعاتي- امنيتي با استفاده از فناوري ديجيتالي و ضمن حفاظت از منافع عمومي و رعايت اصول اخلاقي، از شبكههاي اجتماعي در جهت مبارزه با جرائم اطلاعاتي، شناسايي مجرمان و تحقق امنيت اطلاعاتي استفاده ميكنند. وي شبكههاي اجتماعي را ابزاري مهم براي سرويسهاي امنيتي عربستان در اجراي مأموريتهاي خود دانست.
با اين حساب حضور دولتمردان ايراني در فضايي كه به شدت تحت مديريت و نظارت سازمانهاي جاسوسي است، با چه توجيهي صورت ميگيرد؟
درباره اصل و ماهيت شبكه اجتماعي فيسبوك به حد كافي گزارش و مقاله منتشر شده است كه نيازي به بازنشر آنها در اين گزارش وجود ندارد و علاقهمندان ميتوانند با يك جستوجوي ساده به نتايج خوبي در اين زمينه برسند. شبكه اجتماعي فيسبوك با آنكه اولين شبكه اجتماعي نيست اما بيشك يكي از محبوبترين شبكههاي اجتماعي است؛ شبكهاي كه به دليل تأثيرات اجتماعياش در بسياري از كشورها از جمله ايران فيلتر شده است و كساني كه ميخواهند به آن دسترسي داشته باشند بايد قوانين كشورشان را دور بزنند. به دليل استفاده از فيلترشكنها و تغيير«IP» مراجعين به شبكههاي اجتماعي چون فيسبوك به درستي نميتوان آماري از كاربران ايراني فيسبوك به دست آورد. در ضمن عادت بد ايرانيها در ساخت چندين «اكانت» با نامهاي غيرواقعي و فانتزي خود عاملي شده است كه تعداد كاربران داخلي اينگونه شبكهها بسيار بيشتر از مقدار واقعي آن به نظر بيايد.
شايد عضويت يكي از اعضاي فاميل در شبكه فيسبوك براي ساير افراد خانواده مسئلهاي جالب باشد اما از آن جالبتر عضويت يك مسئول دولتي در اين سايت پربيننده است. اولين بار زماني بحث حضور مسئولان در فيسبوك مطرح شد كه صفحهاي به نام آيتالله خامنهاي، رهبر معظم انقلاب ايجاد شد و اين صفحه به سرعت محبوبيت بالايي به دست آورد. اين صفحه هيچگاه از سوي بيت مقام معظم رهبري مورد تأييد قرار نگرفت و تكذيب شد اما كاربران ايراني اين حركت را اقدامي در جهت تأييد استفاده از فيسبوك قلمداد كردند. حضور نعميه اشراقي نوه امام خميني(ره) نيز از جمله مشهورترين و جنجاليترين حضورهاي افراد در اين شكبه مجازي است. خانم اشراقي به دليل اظهارات جنجالياش در صفحهاش و مخصوصاً انتشار عكس دختر خانم اشراقي با پوششي خارج عرف جامعه اسلامي بازخوردهاي زيادي را به همراه داشته است. به جز اينگونه موارد، اولين حضور رسمي يك دولتمرد ايراني در فيسبوك به حضور محمدجواد ظريف، وزير امور خارجه بازميگردد. ساختار فيسبوك و بسياري از شبكههاي اجتماعي مجازي مشابه آن، به گونهاي است كه هر شخص ميتواند به هر نامي اكانت ايجاد كند و اين ميتواند نام حقيقي آن فرد، يك نام مستعار فانتزي، نام بازيگر يا وزرشكار مورد علاقهاش و حتي نام يك سياستمدار مشهور باشد. تقريباً روزي نيست كه خبر تكذيب حضور يك هنرمند مخصوصاً هنرمندان سينما در فيسبوك، منتشر نشود. با جستوجوي نام يك بازيگر شناخته شده سينما ميتوانيد همزمان با چند صفحه به نام وي روبهرو شويد كه هر كدام ادعا دارند صفحه اصلي آن هنرمند هستند. از اين جهت فيسبوك براي كساني كه از شهرت اجتماعي برخوردارند جاي ناامني به شمار ميرود، جايي كه ميتواند به راحتي شخصيت و زندگي افراد را با چالش روبهرو كند. با روي كار آمدن كابينه يازدهم، به سرعت چندين صفحه در فيسبوك به نام اعضاي كابينه ايجاد شد. صفحههايي كه به نام وزرا و ساير اعضاي مهم كابينه ساخته شد در چند روز اول با استقبال كاربران ايراني روبهرو شد به طوري كه حتي برخيها حضور اين چهرهها را زمينهساز رفع فيلتر چند ساله فيسبوك عنوان كردند اما چهرههاي بسياري كه به نامشان در فيسبوك صفحه باز شده بود، يك به يك حضور در اين شبكه را تكذيب كردند و فقط در اين بين محمد جواد ظريف اعلام كرد كه صفحهاش واقعي است. جواد ظريف هر روز مواضع خود را درباره موضوعات مختلف در صفحهاش قرار ميداد. حضور رسمي وزير امور خارجه در فيسبوك همزمان موافقان و مخالفان زيادي را به همراه داشت. ظريف همچنين در توئيتر ديگر شبكه اجتماعي صفحهاي به زبان انگليسي باز كرده بود. اظهارات غيررسمي وزير امور خارجه در اين صفحات جنجالهاي بيشتري از آنچه كه صرفاً حضور وي مسئلهساز شده بود، به همراه داشت. مخصوصاً بحث انكار هولوكاست كه به جايگاه وزير جديد امور خارجه ضربه بدي زد. در چند روز اخير دو اتفاق باعث شد تا نگاه دوبارهاي به حضور مسئولان در اين شبكه داشته باشيم. ابتدا رفع فيلتر چند ساعته فيسبوك كه به سرعت شايعه رفع كامل فيلترينگ اين سايت را توسط دولت يازدهم به دنبال داشت؛ شايعهاي كه تنها چند ساعت دوام آورد اما در همين چند ساعت كوتاه چند يادداشت و تحليل درباره اينكه چرا بايد فيسبوك را رفع فيلتر كنيم، منتشر شد. بعد از آن نيز قضيه هك شدن فيسبوك وزير امور خارجه بود كه حفرههاي امنيتي اين سايت پر بازديد را بار ديگر نمايان كرد. هكرها رايانههاي هميشه در كمين اين گونه موارد هستند. در اين مورد هكر فقط يك پيام حاوي اظهارنظري پيرامون وقايع سال 88 را در صفحه وزير قرار داده بود اما از كجا مشخص است كه اين اتفاق بار ديگر به شكلي ديگر اتفاق بيفتد و تا ظريف يا هر شخصيت دولتي ديگري كه رسما در فيسبوك يا شبكههاي اجتماعي مشابه عضو است، بخواهد مطلب غيرواقعي را تكذيب كند، آن مطلب اثر سوء خود را در بحث سياسي، اجتماعي و فرهنگي باقي بگذارد؟ فيسبوك به سرعت در حال تغيير فرهنگ و سبك زندگي جوامع مختلف است. درباره اينكه اين شبكه مرزهاي اخلاق را كم رنگ كرده يا اينكه باورهاي فرهنگي را دچار ضعف كرده است، مقالههاي زيادي منتشر شده است. تأثير اين سايت كه هم اكنون بيش از يك ميليارد عضو دارد بيش از يك شبكه معمولي سرگرمكننده است. گرچه هنوز هم هستند كساني كه معتقدند ميتوان با فرهنگسازي مناسب از اين شبكه اجتماعي استفاده مفيد كرد! اما خبرهايي در مورد حضور قوي سازمانهاي امنيتي و جاسوسي خارجي و همكاري شركت فيسبوك با دولتهاي سركوبگري چون امريكا و انگليس، بحث آزاديهاي شخصي را در شبكه اجتماعي زير سؤال برده است. فعاليت هكرها هم هميشه تهديدي جدي و غير قابل انكار به شمار ميرود. فعاليت يك شهروند عادي در فيسبوك شايد تنها به دليل دور زدن قوانين فيلترينگ كشور كاري خلاف قانون باشد، اما حضور يك دولتمرد در فيسبوك ميتواند به منزله چراغ سبز دولت و نظام براي استفاده از اين شبكه باشد كه عوارض اخلاقي بسياري را براي اعضايش به بار ميآورد. هم اكنون هستند كساني كه به خاطر انتشار تصاوير خصوصيشان در فيسبوك دچار مشكلات عديدهاي در زندگي شدهاند و حتي مورد سوءاستفادههاي مالي و جنسي قرار گرفتهاند. حال فرض كنيد با وجود اين خطرات حضور دولتمردان در اين شبكه پيش زمينه فشار براي رفع فيلتر آن باشد و خود عاملي براي گسترش نا امني اخلاقي شود.