
گرچه كشورهاي مختلفي بر سر تحريمهاي نفتي امريكا را همراهي كردند اما بررسيها نشان ميدهد چرخشها يكي پس از ديگري در حال رخ دادن است. دكتر فريدون بركشلي يكي از ديپلماتهاي صاحب نام عرصه انرژي و اقتصاد كه سالها در جلسات اوپك شركت ميكرد در گفت و گوي اختصاي با «جوان» كه بخش تفصيلي آن در شمارههاي آينده منتشر خواهد شد چين و اتحاديه اروپا را مهمترين بازندگان تحريم نفتي ميداند.
آقاي دكتر! بازنده اصلي تحريمها را چه كشوري ميدانيد؟
چين؛ نگاه اين كشور به بحث نفت، تجارتي است در حالي كه اين كالا سياسيترين و استراتژيكترين كالاي يك قرن گذشته و آينده است و در واقع با تحريم ايران، خود را از حضور در نفت ايران محروم كرد چراكه امنيت انرژي خود را در بلندمدت از دست خواهد داد؛ چينيها نسبت به سياست خارجي و به ويژه خاورميانه كم اطلاع هستند زيرا فضاي اين كشور همواره بسته بوده است. اين كشور 30 سال است كه با دنيا رابطه دارد در حالي كه اروپاييها و امريكا اشراف بسيار دقيقي از منطقه دارند. كشورهاي بزرگ جهان چندين مركز مطالعاتي دقيق را مأمور به رصد و تهيه گزارشهاي منظم از منطقه كردهاند اما چين يك مركز مطالعاتي هم در منطقه ندارد چراكه نوع نگاهشان تجاري است نه بينالمللي و استراتژيك. چين بايد حضور جدي در خاورميانه داشته باشد و در ميان كشورهاي اين منطقه، ايران تنها كشوري است كه چين ميتواند رابطهاي استراتژيك با آن برقرار كند.
شايد به دليل همين نگاه اقتصادي چين به كشورها باعث شده است تا نگاه غيرقابل اطمينان همراه با نفرت به اين كشور فراگير شود. نظر شما چيست؟
اين موضوع تنها منحصر به ايران نيست و در امريكا هم چنين ديدگاهي به راحتي قابل لمس است به طوري كه امريكاييهاي متعصب كالاي چيني را تحريم كردهاند. يكي از تفاوتهاي چين با ديگر كشورهاي بزرگ جهان در اين نكته نهفته است كه مثلاً روسيه نگاهي سياسي داشته و بخش بالاي حاكميت را درگير خود ميكنند اما چينيها همه مردم يك كشور را درگير ميكند و اين موجب ميشود تا احساسي عمومي در جامعه نسبت به آن شكل گيرد.
اروپا تا چه ميزان متضرر شده است؟
اروپا در حوزهاي وارد شد كه به هيچ عنوان ارتباطي با آن نداشت و ما در اين حصار گرفتار شديم. زماني كه موضوع مذاكرات 1+5 مطرح شد نبايد اجازه ميداديم بحث به اروپا كشانده شود و اروپا را درگير اختلافات خود با امريكا ميكرديم. امريكا و انگليس، اتحاديه اروپا را به اين وادي كشاندند در حالي كه بحث كاملاً دوطرفه بود. اروپا از سرمايهگذاري در نفت ايران و صادرات محصولات به كشورمان محروم شده است. طبق آخرين بررسيها در سال 2009 نسبت به سال 2008 اتحاديه اروپا 33 ميليارد يورو از تحريم ايران ضرر كرده است كه اين رقم در سه سال گذشته بيشتر از اين رقم را ثبت كرده است؛ اين واقعيت را امريكا به خوبي ميداند و براي آن اهميتي ندارد زيرا به دليل عدم صادرات و مبادلات تجاري با ايران، ضرر نكرد اما اتحاديه اروپا با از دست دادن فرصتهاي مستقيم و غيرمستقيم تجارت با ايران ميلياردها دلار ضرر كرد كه اين نشان دهنده فشاري است كه امريكا براي اعمال تحريمها گذاشته بود. به زعم من دومين بازنده تحريم نفت ايران اتحاديه اروپاست لذا اگر بتوانيم در اين حوزه فعاليت ديپلماتيك را گسترش دهيم به طور قطع قاره سبز تحريمها را رد ميكند اما نه در كوتاه مدت. شكست تحريمها بايد هوشمندانه باشد كه ايرانيها در اين ميان استاد تمام عيارند. بهرهگيري از روشهاي نوين تبادل پول نيازمند برقراري ارتباط مطلوب با كشورهاي تأثيرگذار جهان است كه براي تحقق آن توسعه ديپلماسي حرف آخر را ميزند. ضمن آنكه از طريق هوش مصنوعي بايد به سمت مديريت افكار رفت؛ اين موضوع به قدري براي امريكا حائز اهميت است كه به گفته جاسوس فراري امريكا 117 ميليارد ايميل در سامانه امنيتي امريكا حفظ شده كه 17 ميليارد آن مربوط به ايرانيهاست ! عمليات مقابل آن بايد هوشمندانه و متأثر از همان جنس باشد نه نقطه مقابل آن.
در واقع معتقديد براي توانمند سازي خود در ابعاد اقتصادي دل به راهكارهاي كوتاهمدت بستهايم نه بلندمدت؟
بله؛ شكست تحريمها به فعالسازي كميته تهاتر و تهيه شيرخشك ختم نميشود بلكه حوزهاي كلانتر را شامل ميشود.
گفته ميشود تحريمها باعث شده به مشتريان خود تخفيفهاي ويژهاي ميدهيم...
تخفيف نيست بلكه افزايش هزينههاي فروش است كه صلاح نيست به آن اشارهاي شود.
همراهي چين با تحريمها چه عواقبي براي اين كشور دارد؟
ايران در حال كاهش صادرات نفت به پكن است نه به دليل تحريم بلكه به علت تنبيه چين و حداكثر كردن منافع كشور؛ چرا بايد به چين نفت صادر شود اما پول آن واريز نشود؟ چين هم به اين معضل پي برده و در حال تلاش براي تسويه حساب با ايران است.
شما در بخشي از صحبتهاي خود به نقش نهادهاي مردمي و گروههاي ديدهبان اشاره كرديد، نقش اين گروهها را در حذف تحريمهاي ايران چگونه ارزيابي ميكنيد؟
متأسفانه نهادهاي غير دولتي مانند NGOها (نهادهاي مردمي) و ديدهبانها تعدادشان كم است و همين تعداد كم نيز به رسالت خود عمل نميكنند. تحريم نفتي امريكا عليه كشوري مانند ايران با ذخاير عظيم نفتي و ظرفيت بالاي توليد بازار جهاني نفت را به صورت دراز مدت مخدوش ميسازد و صدمه ناشي از آن نسلهاي آينده بشري را درگير خواهد كرد و بر خلاف مباني توسعه پايدار جهاني است. ديدگاههايي كه از سوي جمهوري اسلامي ايران در سطح داخل و بينالمللي انعكاس مييابد عموماً از طريق تريبونهاي رسمي و دولتي است و نهادهاي مردم محور نقشي در بيان واقعيتهاي تحريم عليه ايران و به ويژه تحريمهاي نفتي در زمينه انعكاس اثرات نامطلوب آن ندارند. يكي از راهكارهاي اصلي مقابله با تحريمهاتقويت و ايجاد نهادهاي مردم محور در داخل و خارج از كشور است.