کد خبر: 612638
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۶
رسانه‌هاي غربي پس از انتخابات يازدهمين دوره رياست‌جمهوري در ايران:
احمدرضا توكلي

 بسياري از رسانه‌هاي غربي پس از پيروزي حسن روحاني در انتخابات رياست جمهوري ايران يكراست سراغ برنامه هسته‌اي و احتمال بهبود شرايط اقتصادي ايران رفتند.غرب اگرچه به ظاهر بر سر مسائلي چون دلار و نفت، موشك و برنامه هسته‌اي سرناسازگاري و جنگ با ايران دارد اما جنگ اصلي غرب با ايران بر سر ايدئولوژي و فلسفه اخلاق و فرهنگ است، به همين خاطر طبيعي است كه غرب در هر تغييري در ايران به دنبال جاي پاي فرهنگي خود باشد. آيا اكنون با آمدن حسن روحاني اين احساس به غرب دست داده است كه از اين پس بتواند آنچه را كه به عنوان تهاجم فرهنگي در حمله به ايران مد‌نظر داشت، اين بار به عنوان صادرات فرهنگي، روانه ايران كند؟! امريكا نيازمند برقراري ديپلماسي فرهنگي با ايران است اما آيا روش و منش سابق اين كشور در نگاه از بالا به پايين به ايران و اصرار به برقراري رابطه‌اي كه تنها نفعش را خود مي‌برد در دوره روحاني جواب خواهد داد؟

  چشم اميد غرب به نتيجه انتخابات ايران
براي غربي‌ها روي كار آمدن يك عنصر اصولگرا در دوره پيشين انتخابات رياست جمهوري به معناي تنگ شدن دروازه ورود عناصر فرهنگي غرب به ايران بود. غرب همواره بيش از آنكه بخواهد به دولت‌هاي اصولگرا چشم اميد بدوزد، متمايل به روي كار آمدن دولتي اصلاح‌طلب بوده است چراكه به تصور آنها دولت‌هاي اصلاح‌طلب منفذها را براي عبور جريان يكسويه فرهنگ غربي به ايران بازتر مي‌گذارند، حالا پس از اتمام هشت سال دوران رياست جمهوري محمود احمدي‌نژاد، غرب در اين انديشه است كه آيا واقعاً دولت حسن روحاني مي‌تواند بار ديگر پايگاه امن عناصر فرهنگي بيگانه در ايران باشد؟ دريغ از اينكه روحاني تحت عنوان يك اعتدالگرا پا در ميدان گذاشته و دولتش را از همان ابتدا دولت اعتدال ناميده است، با اين وجود غرب كه پسوند اعتدالگرايي را لفافي براي يك دولت اصلاح‌طلب ديگر مي‌داند، به پيگيري پروژه تهاجمات فرهنگي كماكان اميدوار است. اين موضوع را مي‌توان در لا‌به‌لاي گزارش‌هاي رسانه‌اي غرب از نتايج رياست جمهوري ايران و انتظاراتشان از حسن روحاني به ويژه در حيطه فرهنگ دريافت، اما آيا همچون تصور آنها كليد معروف حسن روحاني، در تهاجمات فرهنگي غرب را به روي ايران باز خواهد كرد؟

گزارش روزنامه‌ها و سايت‌هاي غربي در هفته‌هاي پس از پيروزي حسن روحاني در انتخابات رياست جمهوري ايران گوياي خوشبيني نسبي غرب نسبت به انتخاب يك رئيس‌جمهور ميانه‌رو در ايران است، اين خوشبيني بيش از هر چيز بر آينده هسته‌اي ايران متمركز بوده و پس از آن تا روابط دوستانه ميان ايران و غرب، پايدار شدن وضعيت منطقه و در نهايت تبادلات فرهنگي ميان ايران و امريكا بسط پيدا مي‌كند. به عقيده اكثر رسانه‌هاي غربي روابط فرهنگي ميان ايران و غرب در دوران خاتمي رشد كرد و سپس با روي كار آمدن محمود احمدي‌نژاد دچار نوسان شد و اكنون به اعتقاد اين رسانه‌ها انتظار مي‌رود كه تعاملات فرهنگي ميان ايران و غرب به ويژه امريكا بار ديگر احيا شود.

  تاريخچه روابط فرهنگي ايران و امريكا
روابط فرهنگي ميان امريكا و پارس - كه نام رسمي ايران تا پيش از سال 1935 ميلادي بوده است - از سال 1834 ميلادي آغاز شد. امريكايي‌ها در آستانه پيوستن به جرگه كشورهاي استعمارگر، نفوذ تدريجي در ايران را فرصت بالقوه‌اي براي خود مي‌پنداشتند. اين هدف اولين بار با اقدام مبلغان مسيحي امريكايي به تأسيس اولين مدرسه مدرن پزشكي ايران، دانشكده علوم پزشكي اروميه و نيز كالج امريكايي مدرسه البرز تهران و مدرسه يادبود امريكايي‌ها در تبريز آغاز شد. در آن زمان از امريكا تصوير كشوري بي‌طرف ارائه مي‌شد كه برخلاف قدرت‌هاي بزرگ آن زمان همچون امپراتوري بريتانيا و امپراتوري تزاري شوروي، چمدان استعماري با خود حمل نمي‌كرد.

بعد از جنگ جهاني دوم ايالات متحده امريكا با اعمال فشار بر استالين براي خروج آنها از بخش‌هاي اعظم شمال ايران، جاي پاي خود را در ايران باز كرد و حضور خود را در كشورمان گسترش داد. در ادامه برنامه‌هاي نفوذ امريكا در ايران در سال 1949 ميلادي، پخش برنامه‌هاي صداي امريكا VOA آغاز شد. برنامه‌هاي راديو VOA در ابتدا بيش از هر چيز بر ترويج پيام «توسعه‌گرايي ليبرال» متمركز بود، اين شبكه در كنار پخش گزيده موسيقي كلاسيك و مدرن امريكايي بر كثرت‌گرايي سياسي و مدرنيزاسيون تأكيد مي‌كرد. يكي از نهادهاي كليدي كه آن زمان از سوي امريكايي‌ها در ايران تأسيس شد، «انجمن ايران – امريكا» يا IAS بود كه در تهران و در اواسط دهه 50 ميلادي به راه افتاد و مركز اجراي برنامه‌هاي ايالات متحده امريكا در ايران بود. روابط نزديك فرهنگي ميان ايران و امريكا نتوانست به اندازه كافي براي محمدرضا پهلوي، شاه مخلوع ايران نقش ناجي را در ميان خشم گسترده مردمي از حكومت استبدادي ايفا كند. پس از آن بود كه نهادهاي فرهنگي ايران و امريكا تغيير شكل دادند و پس از انقلاب اسلامي ايران به نهادهاي ملي و اسلامي تبديل شدند. در اين برهه مي‌توان گفت كه روابط فرهنگي ميان ايران و امريكا به حداقل سطح خود رسيد.

  نگاه رسانه‌هاي غربي به دوران رياست جمهوري خاتمي
روابط ايران و امريكا در اواخر دهه 90 ميلادي يك مرحله خاص را پشت سر گذاشت. شوراي مطالعاتي آتلانتيك ايالات متحده امريكا در شماره جديدي از گزارش‌هاي ويژه خود در مقاله‌اي تحت عنوان «تعامل فرهنگي ايران و امريكا، مزيتي ارزشمند براي امنيت ملي ايالات متحده امريكا» درباره دوران تصدي‌گري سيدمحمد خاتمي مي‌نويسد: «پس از انتخاب سيدمحمد خاتمي به سمت رياست جمهوري ايران در سال 1997 ميلادي، دولت اصلاح‌طلب او به سوي كاهش انزواي ايران گام برداشت. خاتمي در اين راه از نهادهاي فرهنگي كه در طول دوران جدايي امريكا از ايران براي حفظ روابط ميان دو كشور فعاليت مي‌كردند، كمك گرفت، از جمله اين نهادها مي‌توان به مؤسسه امريكايي مطالعات ايران، انجمن بين‌المللي مطالعات ايراني، بنياد مطالعات ايران و مركز جست‌وجوي زمينه‌هاي مشترك فرهنگي ميان دو كشور تحت عنوان SFCG اشاره كرد. مؤسسه امريكايي SFCG برنامه مطالعاتي خود درباره ايران را در دوران رياست جمهوري خاتمي و از سال 1996 آغاز كرد و جان ماركس، مدير اين نهاد در آن زمان گفت كه مجموعه جلسات ميان دانشگاهيان ايراني و مقامات و ديپلمات‌هاي سابق امريكايي به طرح پيشنهاد تجديد روابط فرهنگي ميان دو كشور انجاميده است.»

در ادامه مقاله شوراي مطالعاتي آتلانتيك آمده است: «يكي از ايرانيان در آن زمان ايده تسهيل حضور كشتي‌گيران امريكايي در رقابت‌هاي جام تختي ايران را مطرح كرد. به اين ترتيب كشتي‌گيران امريكايي به عنوان اولين امريكايي‌هايي كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به طور رسمي وارد ايران مي‌شدند، در دوران رياست جمهوري خاتمي در جام تختي حضور يافتند و از آنها استقبال خوبي به عمل آمد. تماشاگران ايراني در استاديوم 12 هزار نفري آزادي بيش از آنكه براي بازيكنان ايران دست بزنند، امريكايي‌ها را تشويق كردند! چند روز بعد بيل كلينتون در كاخ سفيد پذيراي كشتي‌گيران امريكايي بود و اين نشان داد كه كلينتون نيز از روابط بهتر با ايران استقبال كرده است. شعار «گفت‌وگوي تمدن‌ها»ي خاتمي منجر به حضور متقابل ورزشكاران ايراني در امريكا و نيز ديگر روابط متقابل غير‌سياسي در حوزه آموزش، بهداشت، نجوم، فلسفه و الهيات، محيط زيست و سرانجام سينما شد، اين روابط در فاصله زماني سال‌هاي 1998 ميلادي تا 2004 ميلادي به وقوع پيوست.»
شوراي مطالعاتي آتلانتيك امريكا در ادامه با اشاره به روي كار آمدن محمود احمدي‌نژاد و نوسان روابط فرهنگي ميان ايران و غرب مي‌نويسد: «پس از حمله امريكا به عراق و روي كار آمدن يك رئيس‌جمهور اصولگرا در ايران روابط ميان دو كشور در سال 2005 بار ديگر تيره و تار و مراحل اعطا و اخذ ويزاي پيچيده و دشوار شد. به رغم اين موانع، در دور دوم رياست جمهوري جورج بوش تعاملات ميان دو كشور بار ديگر تا حدودي احيا شد. درسال 2006 با تأسيس مركز IRPO  در دوبي، امريكا براي اولين بار بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، برنامه‌ريزي در جهت توسعه ديپلماسي رسمي فرهنگي ميان ايران و امريكا را آغاز كرد. در اين دوره صدها هنرمند و چهره فرهنگي ايراني در قالب مباحث مستند، فيلم، موسيقي، هنرهاي تجسمي و... در امريكا مشغول به كار شدند اما در مقابل تعداد كمي از امريكايي‌ها به ايران سفر كردند.»

  انتظارات قديمي غرب از رئيس‌جمهور جديد!
رسانه‌هاي غربي با واكنش‌هاي محافظه‌كارانه‌اي به انتخاب حسن روحاني نگريسته‌اند. نگاه كنوني آنها به روحاني، مشابه نوع نگاهي است كه غرب سال‌ها پيش به خاتمي و دولت او داشت. دريغ از اينكه روحاني يك رئيس‌جمهور ميانه‌رو و اعتدالگراست! آيا غرب با روي كار آمدن حسن روحاني در انتظار يك تغيير كوآنتومي در ديپلماسي فرهنگي با ايران است؟ چرا رسانه‌هاي غربي تا به اين حد بر آزادي اينترنت اصرار مي‌ورزند؟! در ادامه برخي از اين واكنش‌ها را مرور مي‌كنيم:
انتخاب حس روحاني به عنوان رئيس‌جمهور ايران در اكثر موارد، واكنش‌هاي محتاطانه اما خوشبينانه رسانه‌هاي جهان را به دنبال داشته است. بسياري از رسانه‌هاي غربي و غيرغربي با استناد به گفته مفسران بين‌المللي به اين انتخاب به عنوان يك تحول مثبت نگريسته‌اند و در عين حال برخي ديگر از رسانه‌ها نيز به ويژه در حوزه تنش‌هاي موجود ميان ايران و ساير نقاط جهان تغييرات جزئي را پيش‌بيني كرده‌اند. روزنامه لس‌آنجلس تايمز امريكا يكي از همين رسانه‌هاست كه با رويكردي محافظه‌كارانه توأم با چاشني خوشبيني به انتخاب حسن روحاني نگريسته و نوشته است: «در خيابان‌هاي شلوغ محدوده بازار بزرگ تهران نور اميد در چشمان مردم ايران برق مي‌زند، حتي سرسخت‌ترين روحانيون ايران هم افق‌هاي روشن اقتصادي و كاهش تحريم‌هاي بين‌المللي را براي آينده ايران پيش‌بيني كرده‌اند.»
برخي رسانه‌هاي غربي به اظهارنظر رئيس دفتر كاخ‌سفيد، دنيس مك دونا اشاره كرده‌اند كه گفته است: «اگر روحاني به احياي روابط ايران با ساير نقاط جهان علاقه‌مند است، حالا زمانش فرا رسيده است. اگر او تحت قطعنامه شوراي امنيت به تعهدات ايران در قبال برنامه هسته‌اي عمل كند، امريكا را شريك خود خواهد ديد. اين فرصت به وجود آمده است.»

در ادامه روزنامه لس‌آنجلس تايمز خط اميد خود در حوزه فرهنگ را در لا‌به‌لاي سخنان انتخاباتي روحاني دنبال مي‌كند و مي‌نويسد: «انتخاب روحاني نشان‌دهنده آن است كه او طرف جوان‌هاست. او گفته است كه مي‌خواهد دولت بر پوشش زنان، اينترنت و اختلاط جنس‌ها كنترل كمتري داشته باشد.» اين روزنامه ادامه مي‌دهد: «پس از پيروزي حسن روحاني گشت پليس ارشاد ديگر در خيابان‌ها و ميادين شهر تهران ديده نمي‌شود(!) آنها معمولاً با ميني‌بوس در شهر پرسه مي‌زدند تا اطمينان حاصل كنند كه زنان جوان پوشش مناسبي به تن دارند و مردان و زنان مختلط نيستند.»
در ادامه گزارش روزنامه لس‌آنجلس تايمز امريكا آمده است: «مردم ايران حق دارند كه اميدوار باشند. روحاني، رئيس‌جمهور منتخب و روحاني 64 ساله ميانه‌رو سانسور اينترنت را محكوم (!) و رويكردي ميانه‌روتر را درباره حجاب اسلامي بيان كرده است(!) او از دولت دهم به خاطر دخالت در زندگي خصوصي ايراني‌ها انتقاد كرده است.»
اين روزنامه به نقل از يك مجله هفتگي كه در ايران منتشر مي‌شود، نوشته است: «روحاني خواستار آزادي‌هاي هرچه بيشتر شخصي و اجتماعي شده و تبعيض جنسي ميان زن و مرد و نيز آزار و اذيت جوانان از سوي پليس گشت ارشاد را به باد انتقاد گرفته است.»
لس‌آنجلس تايمز ادامه داده است: «روحاني در آخرين شماره از مجله اصلاح‌طلب چلچراغ گفته است كه به طور قطع مخالف اين حركت‌ها خواهد بود.» اين روزنامه سپس به نقل از روحاني نوشته است: «هشدار مي‌دهم كه تعريف تواضع بر مبناي حجاب ممكن است كار اشتباهي باشد. به نظر من بسياري از زنان ما حجاب قانوني و مناسب را رعايت نمي‌كنند اما آنها كدهاي عفت را دنبال مي‌كنند.»

لس‌آنجلس تايمز از روحاني به عنوان يك سياستمدار ديرينه ميانه‌رو ياد كرده است كه پيش از برگزاري انتخابات نيز نگرش‌هاي اعتدالگرايي را از خود نشان داد و همين امر به او كمك كرد كه گوي را از رقباي محافظه‌كار و تندرو خود بربايد. اين روزنامه نوشته است: «روحاني در كمپين تبليغاتي خود از شمار زيادي از جوانان خواست كه اميدشان را از دست ندهند. او كه از مخالفان افزايش تبعيض جنسي در ايران است، در گفت‌و‌گويي از آنچه برخورد سياست‌زده با جوانان و حقوق آزادي شخصي‌شان نام برده مي‌شود، به شدت انتقاد كرد و گفت: «به شما اطمينان مي‌دهم كه آرمان‌هاي جمهوري اسلامي ايران هرگز شامل سركوب لذت و شادماني نمي‌شود. هيچ جامعه‌اي در طول تاريخ نتوانسته است كه ميان دو جنس مذكر و مؤنث جدايي بيندازد.» روحاني همچنين گفت كه «سانسور وب تنها به بي‌اعتمادي مردم نسبت به دولت دامن مي‌زند.»

در حالي كه امريكايي‌ها كماكان در شوك جاسوسي اينترنتي دولت اين كشور از زندگي شخصي و خصوصي مردم اروپا و امريكا به سر مي‌برند، اين روزنامه امريكايي نوشته است:«جمهوري اسلامي ايران به اعمال چنين سانسورهايي مشتاق است و دسترسي صدها هزار نفر از مردم ايران را به وب‌سايت‌ها محدود كرده است. بسياري از ايرانيان از طريق سرورهاي پروكسي مي‌توانند به سايت‌هايي چون فيس‌بوك دسترسي داشته باشند. روحاني ابراز اميدواري كرده است كه طرفداران فيلترسازي اينترنت بتوانند توضيح دهند كه چگونه دسترسي مردم ايران به اخبار را محدود كرده‌اند.»
 نقد رسانه ملي در برنامه انتخاباتي روحاني كه از شبكه دوم سيما پخش شد نيز سوژه لس‌آنجلس تايمز شده و اين روزنامه درباره آن نوشته است:«صدا و سيماي ايران هم مورد انتقاد روحاني قرار گرفت. روحاني اين رسانه را ناملموس خواند.»
اين روزنامه به نقل از كمپين رسانه‌اي حسن روحاني نوشته است:«روحاني گفته است هنگامي كه صدا و سيما تولد يك پاندا در چين را پخش مي‌كند اما اعتراض كارگراني را كه حقوق نگرفته‌اند، پوشش نمي‌دهد، مشخص است كه هم مردم و هم جوانان از تماشاي برنامه‌هاي اين رسانه صرف‌نظر كنند. اگر اين رسانه بيش از رسانه‌هاي خارجي چون BBC اخبار را پوشش مي‌داد مردم با آن آشتي مي‌كردند.»

   واكنش دولت امريكا
دولت امريكا هم به انتخاب حسن روحاني واكنش متعادلي نشان داد. كاخ سفيد پس از اين انتخاب، ايراني‌ها را به خاطر شجاعتشان تحسين كرد. بر اساس گزارش نشريه اورشليم‌پست چاپ اسرائيل، باراك اوباما رئيس‌جمهور امريكا پس از انتخاب حسن روحاني به عنوان رئيس‌جمهور ايران، انتخاب يك اعتدالگرا در انتخابات ايران را نشانه تمايل ايران براي ايجاد تغيير دانست.
ال‌مانيتور در گزارش روزانه خود درباره تغييرات احتمالي روابط ميان ايران و غرب با اشاره به تغييرات احتمالي در خط‌مشي و روش تعاملات فرهنگي و آكادميك ميان ايران و امريكا مي‌نويسد:«يكي از مهم‌ترين جوانب ديپلماسي ميان ايران و امريكا كه تبادلات فرهنگي و آكادميك ميان دو كشور است، ممكن است با انتخاب حسن روحاني به عنوان رئيس‌جمهور ايران افزايش و بهبود يابد.»
ال‌مانيتور ادامه مي‌دهد:«روحاني كه خود تحصيلكرده دانشگاه اسكاتلند است، در طول مبارزات انتخاباتي و در اولين سخنراني خود پس از انتخابات ايران بر اهميت تبادلات فرهنگي تأكيد كرده و گفته است:«هنر ما بهترين سفير ما در جهان است.» او در كنفرانس مطبوعاتي پس از پيروزي در انتخابات ايران گفته است كه «ديگر دوست ندارد بيش از اين شاهد تنش ميان ايران و ايالات متحده امريكا باشد.» همچنين آژانس خبري «اينتر پرس سرويس» IPS نيز در گزارشي با تيتر «تعامل فرهنگي؛ كليد بهبود روابط ايران و امريكا» مي‌نويسد:«افزايش تبادلات فرهنگي ميان ايران و امريكا به رغم الگوهاي رفتاري كليشه‌اي كه امريكا را «شيطان بزرگ» و ايران را «محور شرارت» مي‌شناسد، مي‌تواند زمينه‌ساز روابط بهتر ميان دو كشور باشد.»
در اين بين IPS از انتخاب حسن روحاني به عنوان فرصتي براي امريكا و ايران در جهت ترميم جنگ سرد چند دهه‌اي في مابين ياد كرده و نوشته است: «مبادلات فرهنگي و آكادميك ميان ايران و امريكا يك سرمايه‌گذاري كم‌هزينه و اما با بازدهي بالاست كه در آينده و در صورت آغاز روابط عادي ميان دو كشور ممكن خواهد بود. در كشورهايي چون امريكا و ايران كه تمام كانال‌هاي ديپلماتيك‌شان بسته است، ديپلماسي مردم با مردم تنها راه ممكن براي ارتباط است.»

IPS در ادامه مي‌نويسد:«ديپلماسي فرهنگي پيشتر و در دوران رياست جمهوري خاتمي به خوبي جواب داده است اما شرايط در آن دوران متفاوت بود. ايالات متحده در آن دوران هنوز تحريم‌هاي شديدش را عليه ايران اعمال نكرده بود. اجراي برنامه‌هاي تبادلاتي ميان امريكا و ايران بدون كانال‌هاي ديپلماتيك دوجانبه ميان دو كشور چالش‌برانگيز است. حسن نيت مردم ايران بزرگ‌ترين دارايي امريكا در تغيير جهت جمهوري اسلامي و نيز حفظ ارتباط فعال ميان مردم دو كشور در طول دوران روابط دوجانبه ميان دو كشور است كه براي امريكا و امنيت ملي آن در درازمدت مزاياي قابل توجهي در بر خواهد داشت.»

در ادامه مقاله  IPS آمده است:«با اين وجود چندين دهه بي‌اعتمادي متقابل ميان دولت‌هاي ايران و امريكا به واسطه آنچه اعمال خصمانه يكي عليه ديگري قلمداد مي‌شود، كماكان ادامه دارد و اين موضوع حتي به سطح رسانه‌هاي دو كشور نيز كشيده شده است. بديهي است كه رسانه در ايران، رسانه دولتي است كه از تبليغ نظام اين كشور حمايت مي‌كند و اين تغييرناپذير است. در مورد امريكا نيز رسانه‌ها عموماً متعلق به شركت‌هاي تجاري هستند... و تنها چيزي كه براي اين رسانه‌ها اهميت دارد، تخم چشم انسان‌هاست كه قرار است با نمايش خشونت، موضوعات جنسي و وحشت به تلويزيون جلب شود. روحاني در اولين نشست خبري بعد از انتخابات درباره روابط ميان ايران و امريكا گفته است كه ما قصد نداريم بر تنش‌ها بيفزاييم. براي هر دو ملت و هر دو كشور عقلاني‌تر آن است كه بيشتر به آينده بينديشيم. آنها بايد براي مسائل گذشته راه‌حلي پيدا كنند و آنها را حل كنند.»
در پايان مقاله IPS آمده است:«مگر در مواردي كه تغيير در چارچوب كلي رويكرد واشنگتن نسبت به ايران را در پي داشته باشد، تهران با شك و ظن مبادلات فرهنگي ميان دو كشور را قبول مي‌كند.»
روزنامه انگليسي گاردين نيز در گزارشي همچون ديگر رسانه‌هاي غربي با وانمود كردن نياز فضاي كشور به آزادي بيشتر و آزادي اينترنت(!) درباره ديدگاه‌هاي حسن روحاني مي‌نويسد:«روحاني چند هفته پس از پيروزي‌اش در انتخابات ايران ديدگاه‌هاي رو به جلويي را درباره آزادي‌هاي مدني، آزادي بيان و اينترنت بيان كرده است. او از شبكه‌هاي اجتماعي چون فيس‌بوك به عنوان يك پديده خوشايند ياد كرده و گفته است كه مخالف تبعيض جنسي در جامعه ايران است. او براي كاهش سانسور در ايران تلاش خواهد كرد و معتقد است كه فيلترينگ اينترنت يك پديده ناكارآمد است.»
تا اينجاي كار به نظر مي‌رسد ارائه آزادي‌هاي بي‌حد و حصر به جامعه مطبوعات، حذف سانسور از رسانه ملي، حذف فيلترينگ و تسهيل دسترسي به شبكه‌هاي اجتماعي كه گفته مي‌شود سازمان امنيت ملي امريكا نظارت مستقيم بر آن دارد و نيز تغيير قانون حجاب در كشور و ... انتظار غرب از حسن روحاني، رئيس‌جمهور منتخب مردمي ايران در حوزه فرهنگ باشد اما آيا به واقع اين آزادي‌هاي بي‌حد و حصر در جامعه ايران صورت خواهد گرفت؟

  آيا كليد روحاني به قفل آرزوهاي غرب مي‌خورد؟
بسياري از رسانه‌هاي غربي با خوش‌باوري و اندكي فريبكاري كه ويژه آنهاست، انتخاب حسن روحاني را رستاخيز جنبش اصلاحات در ايران قلمداد كرده‌اند اما اعتدالگرايي روحاني همه آنها را متحير كرده است. روحاني از جمله چهره‌هاي سياسي متدين و با سابقه در امور سياسي است؛ مردي كه اولين جملات برنامه تبليغاتي تلويزيوني خود را به بيان رويكرد اعتدالگرايانه‌اش اختصاص داد. اگرچه بسياري كماكان از كادربندي‌هاي معمول در جريانات سياسي استفاده مي‌كنند و شيخ ديپلماتيك ايران را منتسب به جريان اصلاح‌طلب مي‌دانند اما روحاني از همان ابتدا خود را يك اعتدالگرا ناميد و اگرچه اصلاح‌طلبان در جريان انتخابات ايران به ظاهر سايه حمايتي خود را بر سر او انداختند اما روحاني كاركشته از همان ابتدا از واژه اصلاح‌طلب براي جمع‌آوري آرا استفاده نكرد، او خود را مستقل و اعتدالگرا ناميد تا جماعت اصلاح‌طلب و هر جريان سياسي ديگري حالا ديني بر گردن او نداشته باشند. از اين حيث بدون شك اهداف فرهنگي روحاني را بايد متفاوت از اهداف و آمال فرهنگي دولت‌هاي اصلاح‌طلب پيشين همچون دولت خاتمي دانست. رئيس‌جمهور منتخب و ميانه‌رو ايران كه برخلاف برخي مدل‌ها و سبك‌هاي تبليغاتي، از همسرش در جريان مبارزات انتخاباتي بهره نگرفته است، سياستمداري با عقيده‌هاي ديني مستحكم و قوي است. چنين شخصيتي چگونه مي‌تواند مطابق اميال و خواسته‌هاي غرب قانون حجاب در ايران را دستخوش تغييرات چشمگير قرار دهد؟ به نظر مي‌رسد روحاني همان گونه كه خود نيز بر آن تأكيد دارد يك سياستمدار ميانه‌رو است و انتظار مي‌رود كه در هر حوزه‌اي اعم از فيلترينگ اينترنت، سانسور رسانه‌اي، حجاب و عفاف، سينما، تلويزيون، مطبوعات و ديگر حوزه‌هاي فرهنگ و نيز ديپلماسي فرهنگي با ديگر كشورها سياست‌هاي اعتدالگرايانه‌اش بيش از سياست افراط و تفريط و جهت‌گيري‌هاي يكسويه و يكطرفه كاربرد داشته باشد. در اين بين غرب و به ويژه امريكا با روي كار آمدن حسن روحاني آرزوي از سر‌گيري ارتباط فرهنگي با ايران را در سر مي‌پروراند. جالب است كه رسانه‌هاي امريكايي با نگاهي واقع‌گرايانه زمينه‌هاي تضمين امنيت ملي امريكا را در برقراري ديپلماسي فرهنگي با ايران جست‌و‌جو مي‌كنند اما امريكا تاكنون در تعامل فرهنگي با ايران ارتباطي يكسويه با منافعي يكطرفه را مدنظر داشته است؛ نكته‌اي كه در صورت اصرار بر آن تعامل فرهنگي امريكا با ايران را به يك افسانه تبديل خواهد كرد. در اين بين با روي كار آمدن حسن روحاني به عنوان رئيس‌جمهور اعتدالگراي ايران، رسانه‌هاي غربي خط و خطوط و بايد و نبايدهايي را پيش روي ايالات متحده امريكا گذاشته و خواستار تغيير رويكرد دولتمردان در نحوه مراوداتشان با ايران شده‌اند.
  اسب ترواي امريكايي
در طول ساليان سال امريكا از روش‌هاي مختلفي براي اثرگذاري بر مردم ايران استفاده كرده است؛ روش‌هايي كه عموماً يكسويه بوده‌اند و در مقابل جمهوري اسلامي ايران، ماهيت ضدنظام داشته‌اند، همين موضوع منجر به شكل‌گيري موانعي بر سر ارتباطات فرهنگي ميان ايران و امريكا و حتي غرب شده است. امريكا در بخش راديو و تلويزيون، شبكه VOA در واشنگتن را براي پخش برنامه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي و نيز راديو فردا در پراگ را براي پخش برنامه‌هاي راديويي ماهواره‌اي راه‌اندازي و از آن به عنوان اهرم اصلي ارتباطش با مردم ايران و ضديت با نظام استفاده كرد، ايران نيز در مقابل شبكه‌هاي ماهواره‌اي خود را به زبان‌هاي انگليسي، اسپانيولي، عربي، تركي و اردو راه‌اندازي كرد. اين يك نبرد واقعي امواج راديويي و تلويزيوني بود. در سال 2011 وزارت امور خارجه امريكا يك ديپلمات و زبانشناس امريكايي به نام آلن اير را به سمت سخنگوي رسمي زبان فارسي خود منصوب كرد.
 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار