حال بشر يافت كه بدون دين و اخلاق نميتواند زندگي سعادتمندانه داشته باشد و با فقد آن دچار چالشهاي فراواني ميشود پس به ناچار و با جديت فراوان به دنبال گمشده خود يعني دين ناب ميگردد.
فردي ميتواند دين حقيقي را شناسايي كند كه واقعيت و ميزان توانايي خويش را از عالم ملك و ملكوت شناسايي نموده تا بتواند نيازهاي واقعي خويش را از دين مطالبه نمايد و حال اگر انسان شناخت صحيحي از خود نداشته باشد، بالطبع انتظارهايي مطابق با واقعيت از دين نخواهد داشت و به تعبير قرآن كريم امنيهاي است كه شيطان آن را به انسان القا و او را با آن سرگرم ميكند. (سوره نساء آيه 119) حال با شرحي كه بيان شد و انسان با شناخت منطقي و وفق حقيقت از خود، به طور قطع ديني را مطالبه مينمايد كه با وجود خويش هماهنگ و سازگار است و فردي كه خود را فقير و محتاج به ذات مطلق و عين غنا و بينيازي دانست (سوره فاطر آيه 15) يا اعتقادش بر اين پايه باشد كه همواره در محضر خداوند متعال است و از اسرار درون و برون و از خودش خداي متعال آگاهتر است و مرگ و حياتش در اختيار اوست (سوره الانعام آيه 162) نتيجتاً پس از شناخت اجمالي از وجود خويش درمييابد در جهان جز اراده او (خدا) چيز ديگري حاكم نيست و همه گونه آفرينشها و تأثير بخشي در اصل متكي به قدرت اوست (لا مؤثر في الوجود الا الله). (سر الصلوه، ص 9 و آداب الصلوه، ص 131) و نهايتاً به اين مطلب اذعان مينمايد كه انسان بيهوده آفريده نشده و به طور قطع داراي برنامه و تكاليفي هست (سوره القيامه آيه 36) فلذا به دنبال ديني خواهد رفت كه منشأ صدور آن ربالعالمين بوده كه با توجه به مطالب بيان شده دين مورد نظر خداوند متعال مطابق آيه 19 سوره آلعمران ان الدين عندالله الاسلام را به عنوان يك راه روشن و با هدايت آن خويش را به حيات دنيوي و سعادت ابدي رهسپار مينمايد.
طبق بيان نوراني نبياكرم(ص): الاسلام يعلو و لا يعلي عليه. دين اسلام بر هرچيزي برتري دارد و هيچ چيزي بر اسلام برتري ندارد (بحارالانوار ج 39 ص47) و دين اسلام سرآمد تمامي مكتبهاي عالم خواهد بود.
علامه حسنزاده آملي در رابطه با دين اين گونه بيان مينمايند؛ دين متن صراط مستقيم است كه مسير تكامل انساني و عين صراطالله و صراط اليالله است و هركه برآن تجاوز كند بر خويشتن ستم كرده و از سير تكامل انساني و حركت استكمالي اليالله تعالي باز ماند (سوره طلاق آيه 2 و سوره بقره آيه 229) و به نظر ايشان امام به فتواي عقل، كسي است كه در متن صراط مستقيم باشد بلكه به تحقيق بهتر و بيشتر وجود امام خود صراط مستقيم و عين دين و صراطالله است. سوره بقره آيه 125. (هزار و يك نكته ص 88 نكته 84)
و البته نيز در ادامه معيارهاي شناخت دين كامل را ميتوان از بيان حضرت جوادي آملي شناخت، ايشان معتقدند دين كامل داراي خصايصي است كه:
اولاً: جامعيت و كامل بودن دين، بدين معناست كه دين ناظر به همه اعمال و ابعاد زندگي انسان است.
ثانياً: شناساندن عقل برهاني به عنوان منبع دين و اينكه عقل قاطع و مستدل تشخيص احكام دين و شرايط دين را دارا ميباشد.
ثالثاً: تبعيت احكام الهي از مصلحت و مفسده واقعي و گزاف نبودن اين احكام.
رابعاً: ارائه اجتهاد به عنوان روش دستيابي به حكم شرع و مطرح شدن حيات مجتهد به منظور ارائه برنامهها در شرايط متغير با استفاده از منابع دين. ( انتظار بشر از دين، ص 17)
پيرامون دين يا نظام اعتقادات ديني بايد به اين نكته توجه نمود كه دين بايد قابل اثبات و داوري بوده و ارزيابي عقلاني آن كاملاً ميسر و امكانپذير باشد اما در عين حال دين يكسره در محدوده عقل خلاصه نميشود و ابعاد و زوايايي فراعقلاني و شهودي و عرفاني نيز دارد كه خارج از محدوده عقل بوده و بايد به ربالعالمين اعتماد نمود كه صرفاً در اين جا «تعبد» كارساز و راهگشاست.
قرآن كريم دين را ريشه در فطرت انسان ميداند و به آن اشاره نموده است (فطرت عبارت است، از گرايش و استعداد ذاتي انسان براي شناخت و معرفت خداوند). (مفردات راغب ص 344 ) يكي از آيات معروف فطرت در سوره مباركه روم است: فاقم وجهك للدين حنيفا چهره خودت را به سوي دين كن و به شكل پايدار، دين را به پا دارد توجه خودت را به آنسو كن، در حالي كه حنيف هستي و در حالي كه حقگرا و حقيقتگرا هستي فطره الله التي فطر الناس عليها بر تو باد اين فطرت الهي (سوره روم آيه 30) دين اسلام در تمامي عرصه و گستره عالم ناظر به همه اعمال و شئون انسان بوده و داراي دستورات و آداب بوده و انسان را فردي تكليفگرا دانسته و آدم را در قالب انجام و تقيد به همين تكاليف، آرامش و عزتمندي در دنيا و سعادت اخروي را براي او به ارمغان آورده و در گردنههاي پر پيچ و خم مشكلات دنيا او را به طور كامل هدايت و راهبري مينمايد و به عنوان مثال دين اسلام در خصوص محيطزيست و توسعه (در همه ابعاد فردي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي) و اقتدار فردي و ملي و صلح جهاني يا حيوانات و كار و توليد و... داراي دستورات و احكام خاصي ميباشد (جهت آگاهي به كتاب مفاتيح الحياه حضرت آيتالله جوادي آملي مراجعه شود). به عنوان مثال پيامبر بزرگ اسلام در اين خصوص اهميت محيطزيست ميفرمايند: اگر نشاي درختي در دست يكي از شماست و قيامت در آستانه قيام است و مرگ شما قطعي است، اگر كمترين مهلت براي غرس نهال در اختيار داريد، از آن فرصت كوتاه كمك بگيريد و آن را كشت كنيد. (نهج الفصاحه ج 2ص 713) يا اينكه در خصوص وضعيت ظاهري انسان ميفرمايند: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مردى را ديدند كه موهاى ژوليده و جامهاى چركين و سر و وضع نامرتبى داشت، فرمودند: بهره بردن از نعمتهاى خدا و آشكار ساختن نعمت جزء دين است. (كافى، ج 6، ص 439) و همچنين امام صادق(ع) نيز از ويژگيهاي آدم متدين ميفرمايند: آدم ديندار چون مىانديشد، آرامش بر جان او حاكم است. چون خضوع مىكند متواضع است. چون قناعت مىكند، بىنياز است. به آنچه داده شده خشنود است. چون تنهايى را برگزيده از دوستان بىنياز است. چون هوا و هوس را رها كرده آزاد است. چون دنيا را فروگذارده از بدىها و گزندهاى آن در امان است. چون حسادت را دور افكنده محبتش آشكار است. مردم را نمىترساند پس از آنان نمىهراسد و به آنان تجاوز نمىكند پس از گزندشان در امان است. به هيچ چيز دل نمىبندد پس به رستگارى و كمال فضيلت دست مىيابد و عافيت را به ديده بصيرت مىنگرد پس كارش به پشيمانى نمىكِشد. (امالى مفيد، ص 52)
توجه و تأكيد دين اسلام به كار و تلاش را ميتوان بسيار چشمگير و قابل توجه دانست و در همين رابطه شخصي بيان مينمايد، امام صادق(ع) را سخت مشغول كار و تلاش ديدم و از وي خواستم كارش را به من يا ديگران واگذارد و ليكن ايشان فرمودند؛ نه! مرا رها كنيد، مايلم خداي متعال ببيند كه با دست خويش كار كنم و خود را براي به دست آوردن روزي حلال به زحمت مياندازم. ( وسائل الشيعه ج17 ص 40)
قرآن كريم نيز بر اساس آيه 8 سوره ممتحنه در خصوص صلح جهاني، دين اسلام را ديني معرفي مينمايد كه نهي نموده محاربه با كساني كه قصد براندازي دين اسلام يا در فكر تضعيف و تبعيد نيستند.
نهايتاً ملتهاي مسلمان از جمله كشور خودمان ميتواند به تمامي عرصههاي توسعه سياسي اجتماعي و اقتصادي و... با تكيه بر آموزههاي عميق ديني دست يابد چرا كه دين اسلام ديني است منطبق بر عقلانيت، چراكه منشأ صدور آن از سوي خالقي مدبر بوده و به طور قطع عمل در مسير خلاف دين اسلام دچار ابتلائاتي خواهيم شد كه در اول اين نوشتار به آن اشاره گرديد چراكه مطابق آيه 11 سوره رعد خداوند براي قومي تغيير ايجاد نميكند تا اينكه خودشان باعث تغيير شوند و حضرت صادق(ع) در مورد آيه فرمودهاند: همانا قضاي حتمي خداوند بر اين تعلق گرفته است كه نعمتي را كه به بندهاي تفضل نموده است، سلب نفرمايد مگر اينكه آن بنده گناهي مرتكب شود كه به موجب آن مستحق سلب نعمت گردد و اين است معناي قول خداوند كه «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ». [تفسير عياشي ج2ص206]و هر آنچه از مطالبي كه بيان شد از دين ناب جدا افتيم به طور قطع پاشيدگيهاي اخلاقي اجتماعي و فردي نيز در كمين ما خواهد بود.