«دكتر كليد رو رو كن، دنيا رو زيرو رو كن.» اين شعار دمدستي را چند تن از بچههاي محل به مناسبت پيروزي دكتر روحاني در انتخابات رياست جمهوري ساخته بودند و دستهجمعي اجرا ميكردند. كليد دكتر روحاني از همان ابتداي كار اگر براي كسي آب و نان نداشت ولي حداقلش اين بود كه توانسته بود، ذوق هنري بچهمحلها را بيدار كند.
بعد از آن هم كه داستان كليد و داس و كليد اسرار و شاه كليد نقل محافل همه شد و اينكه حتي شايعه كرده بودند كه براي اينكه كليد روحاني نتواند قفلها را باز كند، رفتهاند و هرچه قفل بوده را ديجيتالي كردهاند. هرچه گذشت مردم منتظر بودند كه كليدها يكي يكي از راه برسند و قفلهاي مشكلات را باز كنند. با آنكه هنوز هم زياد دير نشده است و دولتي كه چهار سال وقت خدمتگزاري دارد تنها چند ماه اول كارياش را پشت سر گذاشته است اما در همين ابتداي كار انگار كليدها به جاي اينكه در كل دولت پخش شوند و به طور يكنواخت همه بخشهاي دولت از نعمت كليد بهرهمند باشند، شاهد اين هستيم كه كليدها به دنبال پيدا كردن محلهاي خوش آب و هوا شروع به كوچ كرده و اتفاقاً چند جاي عالي را هم پيدا كردهاند به طوري كه مثل زمينهاي كلاردشت كه ديگر ويلاها جايي براي درخت و هواي پاكيزه نگذاشتهاند،
كليدها هم جايي براي ساير فعاليتها نگذاشتهاند و حتي بر سر اينكه كدام يكي از آنها بايد قفل را باز كند با هم دعوا نيز ميكنند. كليدها از اين طرف و آن طرف دولت گشتند و گشتند و خود را به جايي به نام ارشاد رساندند. در اين چند وقت گذشته هر چقدر دولت كليد داشته است سر از فرهنگ و هنر در آورده. اينكه خانه سينما با شاه كليد ايوبي باز شد و سينماييهايي كه تا ديروز سايه يكديگر را با تير ميزدند سر ميز مهماني وزير با هم گفتند و خنديدند. دولت براي شادي سينماييها شاهكليدهايش را فرستاد روي صحنه و نشان داد كه چقدر كليدهايش ميتوانند مفيد باشند. اينجا آنقدر كليد هست كه از سر بيكاري چندتاييشان كار بيل و كلنگ را ميكنند و واقعاً در حال زير و رو كردن اوضاع هستند. ما حتي از بيل مكانيكي هم انتظار نداشتيم تا اين حد راندمان كارياش بالا باشد چه برسد به يك كليد.
ولي همان زمان كه در فرهنگ و هنر با تراكم بالاي كليد روبهرو بوديم در خيلي از وزارتخانهها كه آب و هوايشان به خوبي ارشاد نبود و امكان جلب توجه و رسانهاي شدن كمتر وجود داشت، قحطي كليد بيداد ميكرد. به همين خاطر و براي اينكه در حق باقي مناطق ظلم نشود و اينكه كمي هم بتوان از ميان اين همه كليد، نفس كشيد، از دكتر درخواست داريم براي اين كليدهاي محترم كه ديگر هيچ قفل باز نشدهاي را باقي نگذاشتهاند، مأموريتهاي بلند مدتي به ساير مناطق در نظر بگيرد. ما راضي نيستيم كه اين همه كليد بيكار در يك جا داشته باشيم و قفلهايي در اقصي نقاط دولت فخيمه در انتظار يك عدد كليد يارانهاي باشند.
در بين فرهنگيها كليدهايي داريم كه دسته به دسته با نظم و ترتيب يك جا نشستهاند. اما از آن طرف جايي مثل وزارت نفت هم هست كه از زور بيكليدي وزير ميخواهد در وزارتخانه را قفل بزند و برود پي كارش. هم اكنون خانوادههاي بسياري هستند كه چشمانتظار بازگشت كليدهاي قول داده شده نشستهاند. در صورت داشتن نشاني كليدها ما را از نگراني برهانيد و در ضمن از دولت مژدگاني بگيريد.