«سيد عبدالله حسيني» از شاعران پرآوازه خراساني است كه سالها در «آفريقاي جنوبي» زندگي كرده است. ذوق شاعري در او سبب شده تا طي اين سالها به حوزه شعر و ادبيات انگليسي، به ويژه در اين كشور توجه كند. از اين نگاه او اندوختهاي ارزشمند دارد. به گمان او شعر در زبانهايي كه ريشه لاتين دارند خاصه در انگليسي و كشوري كه او ساكن آن بوده، جايگاهي محدود دارد. شاعران هرگز مركز توجه نيستند و به زحمت محافل شعري حتي سالانه را ميتوان يافت.
در اين ميان سيد عبدالله با احترامي خاص از «اسماعيل جوبرت» سخن ميگويد. خوب به خاطر دارم كه سالها پيش ترجمههايي از شعر اين شاعر آفريقايي را در نشريات ادبي ايران ميديدم. آن روزها حسيني سبب شد تا خيل شاعران ايراني با اين پديده شعر آفريقا آشنا شوند. اسماعيل جوبرت از اروپاييان جان به در برده از جنگ جهاني بود كه به آفريقاي جنوبي آمدند.
او رنجها و آوارگيهاي بسياري را تجربه كرد تا به «ژوهانسبورگ» رسيد، اما در اين كشور نيز آسايشي در طالعش نبود. شاعر شد و لقب «پدر بزرگ آفريقا» را براي خود برگزيد. در كوتاهترين زماني به مبارزان عليه نژادپرستي پيوست و با «ماندلا» آشنا شد. سپس همراه او به زندان افتاد و سالهاي سال همدوش اين اسطوره قاره سياه از زنداني به زنداني ديگر رفت. همزمان با مبارزات پرمخاطره سياسي به اسلام گرويد و به تشيع پس از رهايي ماندلا از بند و رهايي آفريقاي جنوبي از زندان پليد نژادپرستي، اسماعيل جوبرت به شاعر ملي اين سرزمين بدل شد و در شناخته شدن اسلام و تشيع در اين گوشه جهان نقشي تاريخي بازي كرد. لحظه لحظه زندگي او سرشار از رنج و مخاطره و مبارزه بود اما در پايان عمر با احترامي وصف ناشدني، جايگاهي رفيع نزد فرهيختگان و اهل فرهنگ تمام قاره آفريقا يافت.
وقتي ماندلا به قدرت رسيد، او چندان به پذيرش مسئوليتهاي كلان دولتي روي خوش نشان نداد و انزواي شاعرانه خويش را بر هياهوي سياست ترجيح داد تا آنكه بر اثر يك بيماري مزمن به يادگار مانده از سالهاي دردناك زندان، در گذشت. سيد عبدالله حسيني ميگويد؛ آن روز تصادفي و براي كاري به ژوهانسبورگ رفته بودم كه ناگهان خبر در گذشت اسماعيل جوبرت را شنيدم. خودم را به مراسم دفن او رساندم و حيرتا كه وصيت كرده بود من بر او نماز بخوانم و در قبر بگذارمش! سيد عبدالله ميگويد: من متحيرم چطور ما از چاپ يك اثر اين بزرگمرد و ساخت مستندي درباره او غافل ماندهايم. چطور ما مستند مفصل «اينجا آفريقاست» را ساختيم و امثال او را نديديم؟