مسافرت رضاخان به كشورتركيه، براي وي الهامبخش رفتارهاي بعدي به شمار ميرفت. اهميت اين رويداد اين بود كه توانست نگاه مقلدانه وكم عمق رضاخان –كه بهرهاي از علم و انديشه نداشت ـ را به خود جلب كند و او را در همانندسازي كشور ايران با آنچه دراين كشورهمسايه ميگذرد مصمم سازد. آنچه درپي ميآيد به اين رويداد و پيامدهاي آن اشاراتي دارد.
اول: مهمترين عامل پيدايش و اجراي طرح كشف حجاب، سفر شاه به تركيه بود. تا قبل از اين سفر زمينههاي حضور زنان بدون حجاب در ميان مردم آماده بود، اما تسلط هنجارهاي اعتقادي و پايبندي به سنن و تعاليم مذهبي بهقدري قوي بود كه اين تحولات را به اقشار خاصي محدود ميكرد و عموم افراد جامعه از همه طبقات و خانوادهها را در برنميگرفت. مهمتر آن كه جنبه الزامي نداشت و هركس بنا بر خواست و سليقه خود به سهولت ميتوانست با اين روند همراه شود يا خود را از معرض اين دگرگونيها دور نگاه دارد و در پوشش گذشته خود باقي بماند. شاه از سالها پيش خواستار اصلاحاتي در ايران بود كه همشكل كردن لباسهاي مردان و رفتار ناخوشايند با روحانيون در حادثه قم مؤيد اين واقعيت است. در نوروز سال 1306 خانواده رضاشاه تحويل سال را در حرم حضرت معصومه(س) گذراندند. در آن زمان به سر داشتن چادر سياه الزامي بود، ولي ملكه با ظاهري ناخوشايند و چادري سفيدرنگ در غرفه بالاي ايوان آينه ظاهر شد. شيخ محمد بافقي، خزانهدار آيتالله حائري به آنان اعتراض و خانواده سلطنتي را از حرم اخراج كرد. با رسيدن اين خبر به تهران شاه شخصاً براي رسيدگي به موضوع به قم رفت و با چكمه وارد حرم شد و در حضور مردم شيخ را تنبيه كرد. اين توهين به مقام روحانيت باعث حيرت همگان شد. اگرچه رضاشاه فكر تجددگرايي را از اوايل سلطنت در سر ميپروراند، ولي سفر به تركيه اين تفكر را تقويت كرد. ترتيب دادن اين سفر و دعوت آتاتورك از رضاشاه براي ديدار چند روزه از تركيه جديد نيرنگي بود كه به روند دينزدايي در جامعه ايران سرعت بخشيد. با تلقين اطرافيان و با توجه به تمجيدهاي فراواني كه از تركيه ميشد، شاه تصميم به مسافرت گرفت و دعوت آتاتورك را پذيرفت.
رضاشاه حدود 10 روز در تركيه اقامت كرد و در اين مدت استقبال گرمي از او به عمل آمد. مقدمات پذيرايي از شاه ايران با وسواس فراوان آنچنان فراهم شده بود كه تحولات ايجاد شده در رفتار مردم و سران حكومتي ترك را بيشتر آشكار ميكرد. مصطفي كمال آتاتورك فردي نظامي بود كه در قالب گروه افسران توانست باقيمانده حكومت عثماني را برچيند. او پس از رسيدن به قدرت با پشتيباني و حمايت اروپاييان توانسته بود تغييرات زيادي در اعتقادات و باورهاي مردم اين كشور ايجاد كند. جبر حاكم در جامعه كه ناشي از حكومت مستبدانه خلفاي عثماني بود و غالباً آن را لازمه دين اسلام ميشناختند، باعث شد تا مردم تركيه از اين تغيير و تحولات جديد استقبال كنند. در اين ميان زنان بيشتر از سايرين متحول شده بودند. دختران با لباسهاي همشكل به مدرسه ميرفتند و مدارس مختلط به شيوه مراكز اروپايي اداره ميشد. كار زنان در كارخانهها و ادارهها كاملاً شبيه فعاليت مردان بود و باعث ايجاد تغييرات فراواني در اين كشور شده بود. شاه ايران در سفر چند روزه خود از مناطق مختلفي بازديد كرد. نوع لباس و شيوه فعاليت زنان در جامعه و نحوه تعليم و تربيت دختران ترك نظرش را جلب كرد. او با ديدن وضعيت مردم اين كشور و ظاهر شهرها متوجه اوضاع نابسامان اجتماعي و اقتصادي ايران شد. فكر برداشتن حجاب بانوان در ايران در همين سفر ايجاد شد، چون شاه تصور ميكرد تمام اين تغييرات و پيشرفتهاي تركيه حاصل فعاليت برابر زنان و مردان بوده است و مايل بود بهمنظور جبران عقبماندگيهاي ايران چنين وضعي را در ايران نيز پديد آورد و در واقع كشف حجاب زنان ايران رهاورد سفر شاه به تركيه بود. از آن تاريخ به بعد بهجاي كشورهاي پيشرفته اروپايي تركيه به عنوان الگوي عملي دولتمردان ايران شناخته ميشد و همواره يك رقابت نزديك بين اين دو كشور در تشابه به غرب وجود داشت. رضاشاه در جريان اصلاحات اجتماعي در عمل پيوسته خود را با آتاتورك مقايسه ميكرد. زماني كه به تركيه مسافرت كرد با احساس واپسماندگي به ايران بازگشت و با توجه به اينكه از زمان به قدرت رسيدن اصلاحاتي را در نظر داشت، شبيهسازي شهرهاي ايران به شهرهاي اروپايي و غربگرايي را در اولويت فعاليتهاي خود قرار داد. تركيه به پيشرفتي رسيده بود كه به زعم شاه حاصل تغييرات در اوضاع و احوال گذشته آن كشور بود. سفر به تركيه تأثيرات فراواني بر شاه داشت و در انتخابات روشهاي اصلاحي بعدي او مؤثر بود. بهطوري كه در جلسات وزيران همواره از تركيه به عنوان يك كشور پيشرفته ياد ميكرد و سخنانش نشان ميداد مايل است اصلاحاتي در اين جهت انجام دهد. چندين بار نيز به وزيران اشاره كرده بود مايل است در وضعيت رفتار مردم تغييراتي ايجاد كند.
دوم: با نمايان شدن ترن مخصوص، همهمه مردمي كه در ايستگاه جمع شده بودند، فروكش كرد. از ساعتها قبل مردم در ايستگاه آنكارا منتظر رسيدن قطار بودند. در بين جمعيت ايرانيان مقيم آنكارا هم ديده ميشدند. افراد سرشناس شهر، نظاميان، پيشاهنگان، گروه موزيك، نمايندگان و تعدادي از وزرا، رئيس مجلس ملي و فرمانده نيروي نظامي به ترتيب ايستاده بودند و جلوتر از همه رئيسجمهور تركيه، مصطفي كمال آتاتورك بود كه خود را براي استقبال از همتاي ايرانياش مهيا ميساخت.
پس از سالها قطع ارتباط و كدورت بين دو كشور، اين ديدار براي هر دو طرف مهم بود، زيرا در سالهاي متمادي بين ايران و عثماني بر سر مسائل مرزي اختلاف وجود داشت كه در بعضي مواقع به جنگ و درگيري منجر شده بود. همچنين پس از عقد قرارداد صلح در زمان اميركبير، سفر رضاشاه اولين سفر دوستانه شاه ايران به جمهوري تازه تأسيس تركيه بود. همچنين براي اين مراسم، از هفتهها قبل برنامهريزي شده بود. مسافرت رضاشاه از ساعت 5 بعد از ظهر شنبه 12 خرداد 1313، از قصر سلطنتي در تهران آغاز شد و به طرف قزوين، زنجان و تبريز ادامه يافت. بهمحض نزديك شدن شاه به مرز تركيه چند گلوله توپ به نشانه خوشامدگويي شليك شد و نظاميان با نواختن مارش ايران و استقلال تركيه مراسم احترام را بهجا آوردند. بخشي از مسير توسط كشتي زرهپوش و بخشي ديگر با ترن مخصوص طي شد. با رسيدن قطار، واگن مخصوص مهمانان در مقابل رئيسجمهور ايستاد و طي تشريفاتي پادشاه ايران در برابر همه ظاهر شد. رئيسجمهور با گفتن تبريك مراسم رسمي استقبال را آغاز كرد. رئيسجمهور تركيه همراهان خود را به پادشاه ايران معرفي كرد. آنگاه براي اجراي ديگر مراحل استقبال به اتفاق از عمارت خارج شدند تا به ميدان شهر رسيدند. در معابر مختلف شهر طاق نصرت گذاشته و ادارههاي دولتي در طول مسير با بيرقهاي ايران و ترك تزئين شده بودند. دانشآموزان به همراه جمعيت دو طرف خيابان را احاطه و با كف زدنهاي ممتد ابراز احساسات ميكردند. ايرانيان مقيم تركيه نيز با پرچم ايران و كلاه پهلوي به استقبال پادشاه خود آمده بودند. رضاشاه پس از عبور از جلوي صف رؤساي ادارهها، نظاميان، طبقه محترم شهر و جمعيت مردم مجدداً سوار اتومبيل شد. از قلعه نظامي شهر چند گلوله توپ شليك شد و سوت كارخانهها به صدا درآمد. در اين مراسم استقبال سعي شده بود تا تمام امكانات شهر به نمايش درآيد. در مدت اقامت رضاشاه به همراه رئيسجمهور به محل اسبدواني رفت و به افتخار پادشاه ايران از طرف رئيسجمهور تركيه مهماني مفصل و بزرگي ترتيب داده شد. در مهماني ديگري كه از طرف وزير امور خارجه ترتيب يافته بود، همه سفرا با خانمهايشان حضور داشتند و هنگام اقامت در آنكارا از موزههاي شهر و مؤسسات مختلف نيز ديدار به عمل آمد. در نطقي كه در مهماني از طرف رئيسجمهور تركيه بيان شد، خوشحالي ملت تركيه از برقراري مجدد روابط با كشور همسايه به اطلاع شاه ايران رسيد و رضاشاه نيز بيان كرد:«مدتهاست با كمال خوشوقتي ناظر ترقيات عظيم ملت دوست و همجوار خود كه تحت راهنمايي وطنپرستانه قائد بزرگ خود به صورت كامل راه ترقي و سعادت را پيموده است، هستم. من از روز اول زمامداري خود لزوم دوستي با تركيه را احساس ميكردم».
اين مراسم دوستانه و ديدار از كشور تركيه اثرات فراواني بر شاه ايران گذاشت و اين دگرگوني پس از بازگشت به ايران در رفتار رضاشاه ظاهر شد. اين مسافرت كه اولين و آخرين سفر خارجي رضاشاه بود، نهتنها بر شخص او بسيار تأثير گذاشت بلكه پيامدهاي آن باعث تسريع غربزدگي در روند تصميمات رضاشاه و جامعه ايران شد. در طي اين سفر، آنچه كه بيشتر در نظر پادشاه جلوه كرده بود، وضعيت جامعه تركيه و فعاليتهاي روزانه مردم بود. كشور تركيه پس از به قدرت رسيدن آتاتورك و سقوط حكومت عثماني گرايشهاي غربگرايانه فراواني را تجربه كرده بود و نتايج آنها تغييراتي بود كه در سطح جامعه نمايان ميشد. مثلاً در مراسم ديدار از كارخانههاي تركيه بهخصوص در بازديد از كارخانه اسلحهسازي فعاليت زنان در امور توليدي پادشاه را شگفتزده كرد. با توجه به آن كه آشنايي رضاشاه با شرايط جوامع غربي محدود به توصيف اطرافيان بود، از اين رو اين مسافرت باعث شد تا رضاشاه كشور تركيه را مظهر كامل يك كشور پيشرفته غربي بشناسد و نمودهاي پديدار شده در اين كشور را جزء غير قابل حذف از يك كشور متمدن تصور كند. مجموع اين عوامل در مسافرت به تركيه، باعث شد تا رضاشاه نيز براي ارتقاي ايران به سطح پيشرفت كشورهاي متمدن جهان خواهان تغييراتي همانند در جامعه سنتي ايران شود. چنين تفكري اگر در دورههاي قبلي حكومت ايران مطرح شد به دليل وضعيت اجتماعي حاكم قابل اجرا نبود، ولي در دوره سلطنت پهلوي برخي عوامل داخلي و خارجي اجراي چنين سياستي را آسانتر ميكرد.
سوم: در اين ميان، تحريكات عناصر وابسته به غرب در دربار ايران اهميت فراواني داشت. اكثر كساني كه داراي تفكراتي در گرايش به غرب بودند در زمان حكومت رضاشاه در پستهاي كليدي دولت قرار گرفتند. در نتيجه در هيئت حاكمه زمينه مساعدي براي اجراي طرح كشف حجاب ايجاد شد. اين افراد شخصاً موافق چنين اصلاحاتي بودند و شاه را به انجام سريعتر آن تشويق ميكردند. وابستگي اينگونه افراد به كشورهاي اروپايي باعث ميشد نظرات و خواستههاي اين كشورها در هيئت حاكمه ايران مطرح شود.
از جمله اين افراد ميتوان از تيمورتاش، وزير دربار رضاشاه نام برد. رسيدگي به امور فرهنگي يكي از مقولههاي مورد علاقه اين شخص بود. در اين باره بعضي از رجال از واكنش احتمالي مردم و روحانيون نگران بودند، ولي او به اين موضوع اهميتي نميداد. يكي از كارهاي مهمي كه تيمورتاش در صدد انجام آن بود قبولاندن لزوم كشف حجاب زنان و تغيير لباس مردان به رضاشاه بود. او شاه را به انجام سريعتر اصلاحات تشويق ميكرد و با توجه به نزديكي و دوستي كه با شخص شاه داشت، تا حدودي موفق نيز بود. در اين كار تنها زني كه با قاطعيت او را همراهي ميكرد، دخترش ايران بود كه بيپروا و بدون پوشش رسمي در مراسم مختلف حاضر ميشد. او نخستين زني بود كه با چنين وضعيتي از اندرون خانه بيرون آمد و در بين مردم ظاهر شد و به همراه پدرش در جشنها شركت ميكرد.
تا آن زمان هيچ زني در تهران چنين رفتاري نداشت و اينگونه در اجتماع ظاهر نميشد. سنت مرسوم اين بود كه بانوان كمتر از خانه خارج شوند و در كارهاي خارج از منزل دخالتي نداشته باشند. عموماً بانوان تنها براي زيارت اماكن مقدس يا شركت در مهمانيهاي خصوصي از منزل خارج ميشدند كه آن هم با رعايت حجاب كامل و طبق سنن مرسوم بود. بانوان طبقه متوسط نيز در هنگام خريد روزانه از چادر استفاده ميكردند، ولي ايران دختر تيمورتاش در همه جا حضور داشت و هرگز از لباسهاي سنتي استفاده نميكرد و با موهاي باز و لباسهايي به سبك اروپايي در بين ديگران ظاهر ميشد. در اين زمان نهتنها دختران اعيان بلكه حتي دختران شاه نيز از چادر و روبند استفاده ميكردند و هرگز در مجالس مردانه ديده نميشدند. شمس و اشرف پهلوي، دختران رضاشاه كه اينك پدرشان پادشاه و برادرشان وليعهد شده بود، اجازه نداشتند از كاخ بيرون بروند و دختران اعيان اكثراً معلم سرخانه داشتند و حتي از داشتن دوستان همدرس نيز محروم بودند. شاه برخلاف وزير دربار اجازه نميداد دخترانش تنها از منزل بيرون بروند و بدون روسري و چادر ظاهر شوند و كارهاي نمايشي مانند اسبسواري انجام دهند چه رسد به حضور در جشنهايي كه عموماً مردان در آن شركت ميكردند. اين رفتار او باعث ميشد ناپسند بودن رفع حجاب در نظر سايرين بهتدريج از بين برود. حتي بعضي دختران همسن او آرزو داشتند بتوانند از جبر خانواده رها و با لباسهايي به سبك اروپايي در بين مردم ظاهر شوند.
علت بروز اين رفتارها و تمايلات را ميتوان در رفت و آمد و تماس با زنان خارجي كه در ايران زندگي ميكردند دانست. غالباً مرداني كه با زنان اروپايي ازدواج ميكردند، نوع و شيوه زندگي نزديك به اروپاييان داشتند. همچنين سفرهاي مداوم بعضي شخصيتها به كشورهاي خارجي بر خانوادههاي آنها نيز اثر ميگذاشت و آنها را تا حد زيادي از شيوههاي سنتي زندگي ايراني دور كرده بود. بهمنظور متقاعد كردن شاه به انجام سريعتر اصلاحات اعمالي از سوي درباريان صورت ميگرفت كه دعوت پادشاه افغانستان به ايران از جمله آن كارها بود. رضاشاه براي نخستين بار به عنوان پادشاه ايران پذيراي يك مهمان خارجي بود. پادشاه افغانستان و همسرش گرايشهاي غربگرايانه داشتند و مدتي بود كه به سبك غربي لباس ميپوشيدند و ملاقات با آنها ميتوانست در دربار ايران اثر كند.
پادشاه افغانستان براي بازديد از ايران و ملاقات با شاه مدتي در ايران ماند. در طي چند جلسه ملكه افغانستان با همسر رضاشاه و تعدادي از بانوان درباري و همسران اعيان كه به شيوه غربي لباس ميپوشيدند ملاقات كرد. همسر تيمورتاش كه در جلسه حضور داشت و داراي وضعيت ظاهري متجددتري بود، بهجاي ملكه ايران اشتباه گرفته شد و مهمانان ابتدا به طرف او رفتند. اين اشتباه به دليل استفاده از لباسهاي ايراني به سبك سنتي چادر سفيد بود، درحالي كه همسر تيمورتاش داراي وضعيتي شبيه زنان اروپايي بود، هرچند اين حادثه بر اثر يك اشتباه پيش آمده بود، ولي خبر آن با كنايه به شاه رسيد. اين واقعه باعث شد ملكه ايران همواره به شاه اعتراض كند و خواهان تغيير پوشش خود و استفاده از لباسهاي اروپايي باشد. او عدم توجه سايرين نسبت به خود را به دليل پوشش سنتي ايراني ميدانست. تمام آنچه درون خانهها و اجتماع ايران رخ ميداد باعث شد رضاشاه بر عقيده لزوم اصلاحات از جمله اجراي كشف حجاب بانوان استوارتر شود. بنابراين رضاشاه به عنوان عامل اصلي اجراي سياستهاي غربگرايي در ايران به كشف حجاب پرداخت.