کد خبر: 611994
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۴
گفت‌وگو با عطيه ترابي، راوي مستند «نامه‌اي به مادرم»
دختران سرزمين ما ايران سال‌هاست به واسطه برخورداري از نعمتي به نام «امنيت» مي‌توانند آزادانه به ورزش بپردازند، ادامه تحصيل دهند و مراتب علمي و اجرايي بالايي را به دست بياورند.
وحيد مهري |  اين امنيت قطعاً مرهون رشادت‌هاي نسلي است كه در سال‌هاي گذشته با پشت سر گذاشتن بحران‌هاي مختلف، زمينه آرامش امروز را فراهم كرده‌اند. «ناهيد فاتحي‌كرجو» يكي از اين قهرمان‌هاست؛ دختري كه در 17 سالگي تنها به اين جرم كه حاضر نشد تا به خواست نيروهاي كوموله به امام خميني(ره) توهين كند، به شكلي مظلومانه به شهادت رسيد و «سميه كردستان» نام گرفت. زندگي اين دختر 17 ساله قهرمان در فيلمي مستند به نام «نامه‌اي به مادرم» به كارگرداني مرتضي علي عباس ميرزايي در انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس به تصوير كشيده شده است. اين فيلم چندي پيش در شهرستان سنندج و با حضور خانواده شهيد كرجو نمايش داده شد و با استقبال مواجه شد. حضور «عطيه ترابي» در مقام راوي اين مستند، يكي از نكات قابل توجه اين اثر است. عطيه ترابي از سال 1378 وارد دنياي تئاتر شد. او دانشجوي رشته ادبيات نمايشي دانشگاه سوره تهران است و تاكنون با كارگردان‌هايي مثل هادي مرزبان، منيژه محامدي، سيروس همتي، شهرام كرمي، چيستا يثربي، امير سائلي و جلال تهراني همكاري داشته است. همچنين وي حدود دو سال است كه وارد عرصه تصوير نيز شده است.
 
چطور شد كه براي بازي در نقش راوي در مستند نامه به مادرم انتخاب شديد؟

توسط يكي از دوستانم در دانشگاه به آقاي عباس ميرزايي معرفي شدم و همان روز قرار ملاقاتي داشتيم و متن اوليه را برايم خواندند. حدود 10 روز بعد با من تماسي داشتند و قرار اولين جلسه تمرين را گذاشتند.

مدت‌زمان فيلمبرداري چقدر بود و شما چگونه با فضاي شهر سنندج آشنا شديد و حس و حال كار چگونه بود؟

ما 10 روز در سنندج بوديم. براي فيلمبرداري اكثراً به مكان‌هاي تاريخي مثل عمارت خسرو يا مسجد جامع سنندج و فضاهاي طبيعي مثل آبيدر مي‌رفتيم. اين براي من و گروه اجرايي خيلي جذاب بود و همكاري در گروه جاري بود كه با مديريت خوب آقاي ميرزايي آن سرماي سخت برايمان تلطيف شد.

از سختي‌هاي كار براي ما بگوييد.

اين كار براي من يكي از بهترين تجربه‌هاي دنياي تصويرم تاكنون بوده است. تمرين‌هاي قبل از كار در تهران باعث شد روند فيلمبرداري سريع و آسان‌تر شود و البته پيشنهاد‌ها و كمك‌هاي گروه به خصوص آقاي عباس ميرزايي كمكم كرد تا نقشم را بيشتر درك كرده و راحت‌تر پيدا كنم و با ناهيد بيشتر آشنا شوم. هر كاري بالاخره سختي‌هايي دارد كه با يك گروه خوب فكر مي‌كنم همه جزو شيريني‌هاي كار محسوب مي‌شوند. فقط گاهي سرما يا برف و باران گروه اجرايي را اذيت مي‌كرد. آذر ماه بود و كوه‌هاي سنه دژ براي عادت كردن نياز به صرف زمان داشت. خاطرم است پنج روز اول بيرون كه مي‌رفتيم براي كار از شدت سرما خون‌دماغ مي‌شدم و اين وضعيت به علت اين بود كه من در تمام زندگي‌ام با سرمايي اينگونه كه براي مردم كردستان بسيار عادي بود، مواجه نشده بودم.

چقدر بازي در اين فيلم باعث شد تا نسبت به ناهيد فاتحي‌كرجو شناخت پيدا كنيد؟

خيلي زياد. من روز قبل از حركت به سنندج سر مزار ناهيد فاتحي در بهشت زهرا رفتم و با او صحبت كردم. با خانواده شهيده از نزديك صحبت كردم. تمام مكان‌هايي كه آدم‌ربايي اتفاق افتاد را ديدم. روستاي هشنميز را كه ناهيد به آنجا برده شده و محل دفن اوليه‌اش بود ديدم. با بيشتر اشخاصي كه با آن ماجرا مرتبط بودند، مصاحبه شد. مسلماً همه اينها باعث شناخت هر چه بيشتر من مي‌شد تا جايي كه فكر مي‌كنم حالا دوستي به اسم ناهيد دارم و خيلي اوقات كنارم احساسش مي‌كنم.

به نظر شما بهترين بخش اين فيلم كجاي آن است؟

سكانس خوب كه من دوستش داشته باشم زياد بود اما من سكانس‌هايي كه در روستاي هشنميز- محل شهادت شهيد كرجو- گرفته شده را خيلي دوست دارم. اين سكانس مخصوصاً از جهت بار احساسي و فضاي كار بسيار برايم دوست‌داشتني بود.

چقدر سعي كرديد در اين كار متفاوت ظاهر شويد؟

اين كار و ژانر آن كاملاً متفاوت از تمام تجربياتم بود. اين كار يك مستند بود، آن هم راجع به شهيده ناهيد فاتحي و تفاوت از همين جا شكل مي‌گيرد. روايت داستان ناهيد كار سختي است اما تمام سعي‌ام را كردم تا خوب از عهده اين كار بر بيايم. من وقتي به دنيا آمدم جنگ تحميلي به پايان رسيده بود. امروز ما در كشوري آرام زندگي مي‌كنيم كه خوشبختانه اتفاق‌هايي از گونه اتفاقي كه براي ناهيد افتاده كمتر مي‌بينيم. نسل من بايد از طريقي با اتفاقاتي كه در گذشته نه چندان دور براي نسل قبلي ما رخ داده آشنا شود و آن را درك كند. ريشه‌ها از نسل‌هاي قبلي به نسل‌هاي بعدي منتقل مي‌شود و اين داستان‌ها و اتفاق‌ها هم مي‌توانند تشكيل‌دهنده ريشه‌هاي هم‌نسلان من باشند، به همين دليل من بسيار خوشحالم كه توانسته‌ام پيونددهنده نسل خودم با نسل قبلي باشم.

اگر قرار باشد دوباره اين نقش را ايفا كنيد، چطور اين كار را خواهيد كرد؟

همانگونه كه آن موقع اجرا كردم، البته سعي خواهم كرد بهتر باشم و اگر خطايي بوده جبران كنم اما من آن موقع تمام تلاشم را كردم كه چيزي از قلم نيندازم. هر كاري كه باعث شناخت بيشتر از ناهيد شد را انجام دادم، در هر صورت هميشه تمام سعي‌ام را كرده‌ام كه در لحظه بهترين بازي ممكن را ارائه دهم كه در آن زمان آن بهترين اجرايم بود. هنوز هم معتقدم يكي از بهترين بازي‌ها و تجربياتم است.

نكته پاياني.

دوست دارم واقعاً توانسته باشم اداي ديني هر چند كوچك به ناهيد فاتحي و خانواده عزيزش و تمام مردم ستم‌ديده كرده باشم. من تا قبل از اين فيلم هيچ‌گاه كردستان نرفته بودم و هميشه فقط از كردستان، توصيف كوهستان‌ها و سرمايش را شنيده بودم. در اينجا فهميدم مردم چگونه به راحتي تحمل سرماي سخت زمستانش را دارند. وجود خود مردم كه در همان چند روز اول آنقدر با ما صميمي شده بودند و در هر كاري به ما كمك مي‌كردند، خود بزرگ‌ترين منبع گرمايي است كه وجود همه را گرم مي‌كند. همين جا از تمام دوستاني كه شايد اسمشان را هم نمي‌دانم اما به ما كمك كردند تشكر مي‌كنم و دست همه آنها را مي‌بوسم.

در حال حاضر فعاليت تازه‌اي داريد؟

مشغول كامل كردن مجموعه داستان كوتاهم هستم كه تا اوايل پاييز بايد به انتشارات مورد نظر بدهم. پيشنهاد‌هاي تصويري و تئاتري ديگري نيز دارم كه شايد خيلي همسو با علايق من نيست و به همين خاطر صبر مي‌كنم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار