کد خبر: 611987
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۳:۵۱
«نسبت گروه‌هاي مقاومت فلسطيني با وقايع جاري سوريه» درگفت‌وشنود «جوان» با ناصر ابوشريف، نماينده جنبش جهاد اسلامي فلسطين در ايران
شاهد توحيدي

استاد ناصر ابوشريف نماينده جنبش جهاد اسلامي فلسطين در ايران است. اين جنبش اگرچه درمقايسه با ساير گروه‌هاي مقاومت فلسطيني با مسئله سوريه معتدل‌تر رفتاركرده، اما نبايد از ياد برد كه اين طيف نيز مانند آن گروه‌ها، داراي نگاهي متفاوت به وقايع سوريه هستند. با اين همه جهاد اسلامي امروز مخالف جنگ در سوريه و منادي گفت‌وشنود طرفيني و مسالمت‌آميز در اين كشور است و اين يك گام به جلو محسوب مي‌شود، چراكه امروز سوريه لنگرگاه مهم مقاومت در برابر اسرائيل است و هيچيك از گروه‌هاي مبارز فلسطيني راضي به از دست رفتن آن نيستند.

جناب ابوشريف! با سپاس از اينكه دعوت ما را براي اين گفت‌وگو پذيرفتيد، بدون مقدمه به بحث مي‌پردازيم؛ سوريه به عنوان يكي از كشورهاي طرفدار حركت مقاومت است. دولت‌هاي عرب در شمال آفريقا نظير مصر، تونس و گروه‌هاي فلسطيني به دليل طرفداري اخوان‌المسلمين و طيف‌هاي اسلام‌گرا از جنبش‌هاي داخلي سوريه از مخالفين نظام حمايت كردند. همين‌طور كشورهايي چون قطر و سعودي كه اختلاف استراتژيكي با دولت بشار دارند چنين عملي را انجام دادند. از جنبش جهاد هم انتظار مي‌رفت از دولت سوريه بيشتر حمايت كند. كمي در اين باره توضيح دهيد و بگوييد چنانچه دولت بشار اسد در اين ميان شكست بخورد، جريان مقاومت در فلسطين چگونه به حركت خود ادامه خواهد داد؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. مشكل آغازين سوريه، اختلاف مردم و نظام بود. اشتباهاتي از طرف نظام صورت گرفت كه البته در‌صدد رفع آنها برآمد. آقاي بشار اسد در اولين روز حكومت خود آنها را مطرح كرد و به اصلاح و چاره‌جويي آنها پرداخت، اما نسبت به عملي كردن اين اصلاحات كمي تأخير حاصل شد. برخورد نظام با رويدادهاي سوريه به‌ويژه در شهر درعا، اولين خاستگاه تظاهرات سوريه چندان درست نبود. ابتدا مسئله، صورتي منطقه‌اي داشت و به اخوان‌المسلمين، بيگانگان و ديگر گروه‌هاي سياسي ربطي نداشت. به موازات بزرگ شدن مشكل اما، تمام مسئله به مردم و نظام مربوط مي‌شد. ما فلسطيني‌ها هيچ‌گاه در امور داخلي كشورها دخالت نمي‌كنيم و به هيچ حزبي منتسب نمي‌شويم، زيرا به‌طور معمول انتساب به منابع سياسي در نهايت منجر به بروز مشكلات بزرگ‌تر و بدتر مي‌شود. ما در بين كشورها چه در سوريه و چه در غير آن مانند يك مهمان يا مسافر زندگي مي‌كنيم.

چنانچه امروز در روند داخلي كشورها دخالت كنيم اولين كساني هستيم كه با مشكل مواجه مي‌شويم. اين قضيه معروف است هنگامي كه صدام به كويت حمله كرد، بعضي از فلسطيني‌ها نسبت به اين جنگ اظهارنظر كردند و اهتمام ورزيدند، اما نتيجه اين شد كه 395 هزار فلسطيني از كويت بيرون شدند، درحالي كه بيشتر مردم فلسطين هيچ تأييدي نه به جنگ عليه كويت و نه شخص صدام نمي‌دادند، بلكه مخالف اين جنگ بودند، ولي همان تعداد كم از بين فلسطيني‌ها كه اين جنگ را تأييد مي‌كردند موجب شدند همه مسئوليت به دوش فلسطيني‌هاي مقيم كويت بيفتد. در سوريه نيز پناهندگان زيادي از بين فلسطيني‌ها ـ‌كه حدود 500 هزار نفر هستندـ زندگي مي‌كنند. ما نمي‌خواهيم آنان بار مسئوليت حمايت بعضي از گروه‌هاي فلسطيني از شورش‌هاي اخير سوريه را همچون مسئله جنگ كويت به دوش بكشند. نظام سوريه هم اكنون حمايت فلسطيني‌ها را متكفل شده و براي آنان فرصت شغلي و رفاه نسبي را تأمين ساخته و همواره مقاومت فلسطين را تشويق كرده است. به عنوان يك فلسطيني نمي‌توانيد عليه اين نظام باشيد. اين نظام تكيه‌گاه حقيقي فلسطين است. سوريه هميشه از فلسطين دفاع كرده است و من همين جا از زحمات آقاي بشار اسد و ديگر مسئولان تشكر مي‌كنم. مردم سوريه نيز موافق مقاومت فلسطين هستند و هيچ‌گاه مقاومت را تنها نگذاشته‌اند و با كمك‌هاي مختلف به حمايت و پشتيباني آن شتافتند. شكي نيست كه دخالت‌هاي كنوني بيگانگان در سوريه به‌ويژه اسرائيل جنايتكار و آل‌سعود در راستاي خارج كردن سوريه از محور مقاومت است. سخنان وزير امور خارجه آل‌سعود دشمني معترضانه عليه سوريه را نمايان مي‌كند.

به نظر شما هدف آل‌سعود از اين رويكرد چيست؟ آنها درپي چه چيزي هستند؟

آل‌سعود مي‌خواهد صهيونيسم سوريه را اشغال كند. ما معتقديم تنها راه‌حل سوريه گفت‌وگوست. نشست و گفت‌وگوي نظام و مردم مي‌تواند بسياري از مشكلات سوريه را حل كند. همه حقوق مشروع مردم بايد به آنها داده شود. مردم مثل ساير انسان‌ها روي زمين حق بهره‌مندي از حقوق كامل خود را دارند، اما چنانچه اين وضع ادامه يابد منجر به اختلاف داخلي بزرگ و درگيري‌هاي متمادي براي ساليان دراز خواهد شد و مردم و نظام متحمل اذيت و آزار زيادي مي‌شوند. برنامه‌هاي پيچيده و طولاني براي تقسيم اراضي سوريه از پيش تلقين شده است. از يك قرن پيش از اشغال سوريه توسط فرانسه اين برنامه بوده است. ما مطلقاً نمي‌خواهيم اين حادثه در سوريه اتفاق بيفتد. اما راجع به پشتيباني و دفاع از مقاومت فلسطين، يقين داريم سوريه در كنار مقاومت خواهد ماند و هيچ‌وقت از محور مقاومت خارج نمي‌شود. سوريه هرگز موافق امريكا و اسرائيل نمي‌شود. كشورهاي عربي انقلابي نيز بايستي از فلسطين و مقاومت فلسطين دفاع كنند و براي مقاومت تكيه‌گاه شوند.

با تمام تحولات وكش و قوس‌هايي كه دردو سال و اندي اخير درسوريه رخ داده است، ميزان حمايت دولت و ملت سوريه از مقاومت را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

مقاومت خود جزئي از نظام سوريه است. اگر امروز از سوريه اعم از مردم و نظام نسبت به مسئله مقاومت نظرسنجي شود، قطعاً موافق مقاومت خواهند بود. از برنامه‌ريزي‌هاي بيگانگان، حمايت، تأمين مالي و فكري آنان براي خارج كردن سوريه از محور مقاومت و گسستن ارتباط آن با ايران و مقاومت فلسطين مي‌ترسيم. نمي‌خواهيم اين اتفاق در سوريه محقق شود ما معتقديم تنها راه‌حل مسالمت‌آميز نشست و گفت‌وگوست. سوريه از مهم‌ترين كشورهاي عربي و اسلامي است. فلسطين هم جزئي از سوريه بزرگ است كه آن را جزو بلاد شام به حساب مي‌آورند. با وجود خطوط مرزي جداكننده بين فلسطين و سوريه و جداي از بحث‌هاي فرهنگي، تاريخي، اسلامي و انساني بين آن دو همانا دفاع و حمايت سوريه از فلسطين دفاع از خود سوريه است. ما از گرايش سوريه به مقاومت در هر شرايط و وضعيتي مطمئنيم، اما از برنامه‌ريزي‌هاي انجام‌شده براي به چالش كشيدن اوضاع سوريه توسط كشورهاي بيگانه و غاصب هراسانيم. اين كشورها سوريه را هدف گرفته‌اند تا آن را از محور مقاومت دور سازند. آنها مي‌خواهند سوريه ضعيف باشد.

رابطه بين گروه‌هاي اسلامي موجود در فلسطين با يكديگر و همچنين رابطه آنها با ديگر گروه‌هاي مقاومت در كشورهاي عربي مثل گروه امل، حزب‌الله، مجلس اعلي و... چگونه است؟

رابطه ما با ديگر گروه‌ها در داخل فلسطين بسيار خوب است و هميشه با آنها بحث، گفت‌وگو و تبادل نظر داريم. ممكن است در بعضي از نظرها با هم متفاوت باشيم، ولي در موقعيت‌هاي استراتژيك با هم متفقيم. جلسات متعددي در سطح فرماندهان گروه‌ها به صورت هفتگي يا دو بار در هفته داريم و با هم مشورت و مشكلات را بررسي مي‌كنيم. هرچند در اداره امور با هم اختلاف داريم، ولي موضوع ما فراتر است و بايستي با هم متحد باشيم. بين حماس و حركت جهاد اسلامي تفاوت وجود دارد، اما با هم متحديم. سعي مي‌كنيم با گروه‌هاي ديگر نيز رابطه خوبي داشته باشيم و تا جايي كه ممكن است با هم متحد بمانيم. با گروه‌هاي خارج از فلسطين مثل حزب‌الله به عنوان يكي از اعضاي مقاومت رابطه تنگاتنگي داريم، اما در مورد حركت مجلس اعلي به دليل دور بودن از محور مقاومت و نيز تابعيت حكومتي و ضعف مديريتي آن ارتباط عادي وجود دارد. با گروه‌هاي ديگر موجود در كشورهاي عربي همچون مصر، تونس، الجزاير، ليبي و. . . رابطه محترمانه است. آنها در كنار ما هستند و براي بهبودي و قوت بيشتر مقاومت فلسطين ما را تشويق مي‌كنند. رابطه ما با ديگر كشورها مثل تركيه بر اساس احترام متقابل استوار است. نكته قابل توجه در همه اين رابطه‌ها اين است كه حركت‌هاي مقاومت در فلسطين مورد تأييد گروه‌هاي خارج از فلسطين است. ايران، تركيه و كشورهاي عربي همگي خواهان پيروزي و سرافرازي هستند و به‌طور گسترده و مداوم از نظر نظامي و سياسي به آن كمك مي‌كنند.

با توجه به رابطه تركيه با ناتو، اسرائيل، امريكا و عربستان، آيا كمك جزئي اردوغان به حماس باعث هماهنگ شدن فلسطين با تركيه در برابر اغتشاشات اخير سوريه شده است؟

ابتدا قبل از بررسي حزب عدالت و توسعه تركيه بايد به ساختار تركيه و خواسته‌هاي آن بپردازيم. تركيه ايران نيست. انقلاب اسلامي در ايران ساختارها را به‌كلي زير و رو كرد. مسائل خارجي خود را تغيير داد و سياستي عكس سياست شاه اتخاذ كرد، درحالي كه تركيه به‌طور گام به گام به سوي اسلام و رابطه با ملت‌ها و تمدن‌ها حركت مي‌كند، حزب عدالت و توسعه هم دستاوردهاي زيادي در اين ميان داشته است. در ابتدا رابطه تركيه و سوريه قوي بود و ميان بشار اسد و اردوغان رابطه تنگاتنگي به شكل حقوقي و خانوادگي برقرار بود. علاوه بر علاقه تاريخي اين دو كشور توافقنامه‌هايي ميان آنها نيز بيشتر از توافقنامه‌هاي ميان ايران و سوريه بود. اقدامات اخير تركيه نسبت به سوريه به برخورد تند نظام با مردم برمي‌گردد! فراخواني از طرف سوريه براي سامان‌بخشي مسائل خارجي اين كشور به تركيه داده شده بود، اما تركيه در جواب آن تقريباً سه ماه تأخير انداخت.

تركيه در پاسخ به اين فراخوان برنامه‌اي براي نشست و گفت‌وگو عرضه كرد كه اساس درستي نداشت. پس قبل از اينكه سوريه وارد گفت‌وگو با مخالفان خارجي شود با مشكلات داخلي مواجه شد و تمام گفت‌وگوهاي خود را به مخالفان داخلي اختصاص داد. به نظر من معضل بزرگي در سوريه رخ داده است. به هر حال مخالفان بيگانه از برخورد نظام سوريه با مردم راضي نبودند.

نگاه سران حوزه بيداري اسلامي نسبت به مقاومت فلسطين چگونه است؟ اين نگاه چه تأثيري بر مقاومت دارد؟

انقلاب كشورهاي عربي تأثير زيادي بر مقاومت دارد. نظام‌ها و سازمان‌هاي عربي سابق يكي از پروژه‌هاي سنگين غرب عليه ما بوده‌اند. اين مسئله خطرناكي است. كاش اين سازمان‌ها بي‌طرف از مقاومت و دشمن بود و همه اينها مورد قبول واقع مي‌شد، ولي آنها شريك اساسي پروژه جنگ عليه فلسطين و مقاومت فلسطين شدند. مصر از 1990 تا 2011 نوكر صهيونيسم بود و خواسته‌هاي اسرائيل را برآورده مي‌ساخت. هميشه نقش ميانجي‌گري بين ما و اسرائيل را بازي مي‌كرد و ما را براي مصلحت‌هاي صهيونيسم مي‌فروخت. نابودي چنين سازمان‌هايي قطعاً تأثير مضاعفي را بر حركت مقاومت مي‌گذارد. امروزه 95 درصد مردم مصر حامي مقاومت هستند و عليه اسرائيل شعار مي‌دهند. قطعاً همه اين عوامل نيروي مقاومت را افزايش مي‌دهد. در مصر به هيچ‌كس اجازه همدردي با مقاومت و تقويت آن داده نمي‌شد. حتي هنرمندان نيز نمي‌توانستند بياناتي با رنگ و بوي قدرت و عزت داشته باشند و هر هنرمندي كه سخن از فلسطين يا حضور در فلسطين بياورد، او را از ليست هنرمندان حذف مي‌كردند. در زمان نظام حسني مبارك هم همين روال بود، اما شكي نيست كه امروز دشمني با اسرائيل گسترده‌تر شده است و آگاهي كافي عليه اسرائيل و پروژه‌هاي كثيف اسرائيل ايجاد شده است. دولت مرسي همچنان به دنبال اصلاح رابطه خود با اسرائيل و ايجاد ارتباطي سودمند به‌جاي رابطه نوكري و وكالتي با اسرائيل بود. درمجموع بايد گفت امروز وضعيت با گذشته فرق كرده است. قطعاً همه اين مسائل بر مقاومت تأثير خواهد گذاشت. چنانچه اسرائيل نوكرهاي خود را از دست بدهد و تنها بماند بدون شك كشوري پس‌زده و ضعيف خواهد شد. اسرائيل سالانه حدود 10 ميليارد دلار از امريكا حمايت مي‌شود. هر يهودي هر روز تقريباً 200 دلار چه از طريق نظامي و چه غيرنظامي جدا از همكاري سرّي و مخفي لابي‌هاي صهيونيسم مقيم امريكا براي پيروزي صهيونيسم پشتيباني مي‌شود. امريكا هميشه از صهيونيسم دفاع مي‌كند و تا به امروز آن را در منطقه نگاه داشته است. بدون شك زدودن امريكا از منطقه و انزجار عمومي از امريكا و اسرائيل در شدت و قوت انقلاب، مقاومت، تسلي و عزت فلسطين اثر زيادي خواهد داشت.

نگاه ديگر سران جنبش‌هاي موجود در فلسطين مثل محمود عباس، رئيس جنبش فتح به بيداري اسلامي چگونه است؟

آنها در ظاهر از اين تغييرات ابراز خوشحالي كردند. حركت‌هاي رخ‌داده ناشي از بيداري اسلامي واقعاً ما را ياري مي‌كنند و نيز اسلامي و مغاير بودن آنها با راه و روش «محمود عباس» موجب خوشحالي ماست. راه و روش «محمود عباس» يكي از اساسي‌ترين و بزرگ‌ترين مشكلات قضيه فلسطين است. او راه‌حل عقب‌نشيني، ذلت و خواري را به روي مردم باز كرد. ابوعمار را اعدام كرد! وقتي رابطه ميان اسرائيل و كشورهاي عربي را ديد، گفت:«چرا ما نبايد با اسرائيل رابطه داشته باشيم؟ ما دلسوزتر از پادشاهان عرب و در قضيه فلسطين دلسوزتر از خود مردم فلسطين نيستيم». اينگونه سران سازمان‌ها را بار مي‌آورد. خطرناك‌ترين گام براي فلسطين همين عقب‌نشيني و كنار آمدن با اسرائيل است. اسرائيل چيزي براي فلسطين باقي نمي‌گذارد. چنانچه اين پيشنهاد به ثمر بنشيند ديگر راه بازگشت نه براي ما و نه براي محمود عباس باقي نمي‌ماند.

آقاي محمود عباس تغييرات اخير را تحسين كردند، اما هرگز از آنها خوشحال نشدند، زيرا مخالف ميل و روش او و موافق حركت‌هاي ديگر به‌ويژه خط مقاومت درآمدند. پيشتازان اين انقلاب‌ها همگي طرفدار اسلام‌اند و به‌طور معمول موافق حركت‌هاي اسلامي و مقاومت اسلامي داخل فلسطين هستند. به عقيده من خط و منش حركت‌هاي داخل فلسطين كه خارج از خط مقاومت هستند، با توجه به انقلاب‌هاي اخير يك منش منحرف و شكست‌خورده است و اگر به قضيه فلسطين خوب نگاه كنند و روش خود را تغيير بدهند قطعاً پيروز خواهند شد.

بيان كرديد كشورهاي عربي همچون مصر، تونس و... بيش از بيداري اسلامي موضعي عليه فلسطين گرفته بودند و براي ايمني بيشتر صهيونيسم كار مي‌كردند. بعد از بيداري عقيده اين كشورها و سران بيداري اسلامي نسبت به فلسطين چه تغييري كرده است؟ سران فعلي اين انقلاب‌ها چه رابطه‌اي را با فلسطين ايجاد مي‌كنند؟

ملت‌ها موافق ما هستند و هيچ‌گاه تغيير موضع نمي‌دهند. حركت‌هاي اسلامي از مقاومت جدا نمي‌شوند، اما شرايط فعلي آنها كمي دشوار است. مصر مشكلات داخلي بزرگي دارد. بايد تحول سياسي در اين كشور ايجاد شود كه اين تغيير وقت زيادي را مي‌طلبد تا بتواند نظام سياسي مستقل و ثابتي برپا كند و روي پاي خودش بايستد. مشكلات زيادي داخل مصر وجود دارد. مشكلات اقتصادي، امنيتي، اجتماعي و... كه همه آنها مهم‌اند، اما مصر حتي در شرايط كنوني خودش طرفدار مقاومت است و چنانچه قضيه فلسطين مطرح شود قطعاً مشكلات داخلي خود را فراموش مي‌كند و همصدا با مقاومت شعار مي‌دهد. به خاطر فلسطين سفير اسرائيل را بيرون كردند. آنها هميشه قضيه فلسطين را بر مشكلات خود مقدم مي‌دارند، اما در موقعيت فعلي تمام گروه‌هاي سياسي مصر قبل از دخالت در امور خارجي به دنبال برپايي حكومت مستقل و قدرتمند هستند، از اين رو اعلام جنگ با اسرائيل نكرده‌اند. بدون شك روزي براي مبارزه با اسرائيل اعلام آمادگي و صهيونيسم را نابود خواهند كرد. مشكلات داخلي اسرائيل بيش از مشكلات داخلي ماست. صهيونيسم نمي‌تواند بدون مشكل زندگي كند. او با صلح و آرامش مشكل دارد. موجود مريضي است كه هر لحظه مشكل مي‌آفريند و هيچ‌وقت نمي‌خواهد آرام زندگي كند. علاوه بر اشغال فلسطين مي‌خواهد بيت‌المقدس را هم اشغال كند. اين مسئله نه‌تنها فلسطين بلكه همه مسلمانان عالم را برخواهد انگيخت، اما او همچنان دنبال اين قضيه خطرناك است و در آينده مشكل خود را دو چندان خواهد ساخت.

به هرحال هنوز توجيهي براي اين رابطه پيدا و پنهانِ تركيه با اسرائيل وجود ندارد. به نظر شما چرا اين رابطه وهماهنگي هنوزهم درپاره‌اي موارد ـ مانند حمله به سوريه – باقي مانده است؟

رابطه ميان تركيه و اسرائيل روي ناچاري و اضطرار است! از طرف سازمان اطلاعات تركيه قراردادهاي امنيتي و ارتش و توافقنامه‌هايي برقرار بود كه بايد تركيه و حزب عدالت پايبند آنها مي‌شد. در گذشته هنگامي كه رئيس اسرائيل وارد تركيه مي‌شد بايد وزير تركيه به استقبال او مي‌رفت و كنار او مي‌نشست، اما با شروع جنگ 22 روزه اسرائيل عليه غزه اين ارتباط به هم خورد. اسرائيل دنبال مشكلات مي‌گردد. ادعاي همكاري با فلسطين مي‌كند، اما مردم فلسطين را مي‌كشد، جلوي كشتي امداد را مي‌گيرد و كماندوهاي خود را مسلح وارد اين كشتي‌ها و قتل و غارت مي‌كند. در آينده نيز مشكلاتي را ميان خود و در سازمان‌هاي جديد كشورهاي ديگر به وجود خواهد آورد كه موجب ايجاد دشمني با آن مي‌شود. به نظر من راهي جز جنگ با اسرائيل و نابودي آن و راهي براي صلح با اين رژيم طغيانگر وجود ندارد.

به نظر شما اسرائيل مي‌تواند چه خطراتي را متحمل اين انقلاب‌ها كند؟

بهترين توصيف براي اسرائيل همان تعبير امام خميني است كه اسرائيل يك غده سرطاني است. غده سرطاني در هر جاي بدن كه باشد در نهايت به مغز نفوذ مي‌كند و آن را از پا درمي‌آورد. خطرات احتمالي فراواني مي‌تواند داشته باشد. تنها راه ايمني و سلامتي از اين غده كشنده و مرگبار از بين بردن آن است، زيرا هدف نهايي آن صدمه زدن است. بايد آن را در درون بدن خشكاند تا سالم شويم. اسرائيل دست‌بردار نيست، اما اين امت بزرگ آن را پس خواهد زد و همچون محيط هر نوع سرطاني را از خود دور خواهد راند. گذشتگان ما راه سختي را طي و مشكلات بسياري را تحمل كرده‌ و جنگ‌هاي زيادي همچون جنگ‌هاي صليبي و جنگ‌هاي مغولي را ديده‌ و دشمني صليبي و مغولي خود را مسلمان ساخته و از آنها براي فتح هند ياري گرفته‌اند. ملت فلسطين با تمامي خرابي و ويراني‌اش سرانجام به خود مي‌آيد و راه تازه‌اي خواهد يافت. شما نيز در انقلاب ايران ديديد چگونه در يك شبانه‌روز تمام موازنه‌ها عوض و همه قراردادها لغو شد.

امريكا هواپيماي F4 و F14 براي رژيم ايران تدارك ديده بود، ولي خداي متعال پيروزي را از آن ملت ايران ساخت. ده سال پيش تركيه دشمن سرسخت عرب بود و با آنها رابطه نداشت و دنبال حكومت بود، اما تغيير و تحول اخير تركيه آن را دوست و يار عرب ساخت و به‌تدريج اين رابطه محكم‌تر شد. همه اين تغييرات از بيداري مسلمانان حكايت مي‌كند. تا ديروز از حزب عدالت كاري ساخته نبود و مسلمانان حق شركت در ارتش را نداشتند. زنان مسلمان حق حجاب نداشتند. سرانجام تغيير و تحول عليه اين نگاه حاصل شد. در مصر هم اين گونه بود و اخوان‌‌المسلمين و اسلاميون از همان ابتدا با مشكل مواجه بودند.

آسيب و مشكلات گروه‌هاي فلسطيني را كه در مقابل اسرائيل ايستاده‌اند چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

بين احزاب فلسطين و اسرائيل مثل كشورهاي اشغالي رابطه‌اي عادي وجود دارد. هرگز رابطه دوستانه و مشروعي با اسرائيل برقرار نمي‌شود. زماني كه زنداني بودم با وزراي اسرائيلي عادي حرف مي‌زدم و هرگز با آنها دوست نمي‌شدم. هر دو دشمن هم بوديم و براي پيدا كردن راه‌حل با يكديگر سخن مي‌گفتيم. هميشه بين ما و آنها درگيري هست. مشكلاتي مانند جنگ غزه ميان ما و آنان وجود دارد كه هرگز نمي‌توان از آنها گذر كرد. از طرف حكومت فلسطين و حزب حماس نشست‌هاي مختلفي با اسرائيل صورت مي‌گيرد. با همديگر تماس دارند. مثلاً براي عبور از سد محاصره‌شده غزه با دولت اسرائيل هماهنگ مي‌كنند و گونه ديگري از رابطه نيز ميان بعضي گروه‌ها با اسرائيل برقرار هست كه متأسفانه با اسرائيل مشروعيت مي‌بخشد. ما در فطرت خود با اسرائيل مشكل نداريم! و در خلقت يكسانيم، اما روحيه استعماري اسرائيل و نيز اشغال كردن كشور ما آنها را دشمن ما ساخته است و از اين رو با آنها مي‌جنگيم «وَ قَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَ لاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ»(2). متأسفانه قسمتي از فلسطين به تبعيت از كشورهاي عربي و حيله‌هاي صهيونيسم و نوكران آنها اسرائيل را به رسميت شناخته است، درحالي كه اين موضوع از ساليان دراز مطرح بود و تمام فلسطيني‌ها موافقان مشروعيت رژيم غاصب را خائن مي‌خواندند. متأسفانه اين طرز فكر بعد از سست شدن مقاومت به وجود آمد.
 
 

ابومازن سردسته گروه يك‌درصدي!

در حال حاضر همچنان همه گروه‌هاي فلسطيني مشروعيت اسرائيل را به‌طور كامل رد مي‌كنند؟

همه مردم، حتي حزب فتح اسرائيل را قبول ندارند. اگر از اعضاي فتح سؤال كنيد، خواهيد ديد آنها نه مشروعيت اسرائيل را قبول دارند و نه حضور آن را در فلسطين تحمل مي‌كنند. اگر قوت بگيريم نيز به جنگ با اسرائيل ادامه خواهيم داد و هرگز با اسرائيل كنار نمي‌آييم. شايد يك درصد مردم فلسطين موافق مشروعيت اسرائيل باشند. ابومازن (محمود عباس) سردسته اين گروه است كه فكر مي‌كند بايد قبل از اين كه همه ما هلاك شويم و قدرتي نداشته باشيم با اسرائيل كنار بياييم تا حداقل قسمت كوچكي از فلسطين را از دست اسرائيل آزاد كنيم و مستقل شويم. اين را تنها راه‌حل مي‌داند، اما اين خواسته هرگز محقق نمي‌شود. اسرائيل صلح و آرامش نمي‌خواهد. او همواره به دنبال آزار و اذيت ديگران است.

پي نوشت‌ها

1)قرآن كريم، سوره مائده، آيه 64.

2) قرآن كريم، سوره بقره، آيه 190.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار