همين چند وقت پيش بود كه در نمايشگاه لوازمالتحرير از ارائه و توزيع نوشتافزارهاي فرهنگي با نشانههاي ملي و ديني صحبت ميشد و رسانهها هم مشتاقانه اين حركت بديع را براي فرهنگسازي تبليغ ميكردند، اما گويا خود سازمان آموزش و پرورش از اين نوع فرهنگسازي ملي مستثني است، زيرا كافي است براي خريد لوازم درسي و محصولات مربوط مدرسه به فروشگاههاي فرهنگيان وابسته به اين سازمان سري بزنيد؛ انوع و اقسام لوازم با ماركهاي خارجي فروخته ميشود از مرد عنكبوتي و انگري برد گرفته تا باربي و سيندرلا و. . . كه با قيمتهاي بالا به خانوادهها فروخته ميشود. وقتي هم سؤال ميكنيم پس لوازمالتحريري كه با كارتونها ايراني و المانهاي ملي ما طراحي شدند كجاست؟ جواب ميدهند اينها بهتر به فروش ميرسد و ما اين اقلام را داريم!
جالب است كه آموزش و پرورش كاري به نهادينه كردن فرهنگ ملي و ديني ندارد و متأسفانه اين سازمان عريض و طويل كهنهكار از جمله سازمانهايي است كه مديران فرهنگي آن اجازه فعاليت مجموعههاي ارزشي خصوصي را درون سازمان نميدهند، درحاليكه بعد از برپايي نمايشگاه لوازمالتحرير لزوم آن به شدت احساس ميشد. اميد آن ميرفت تا از همين پايه تحصيلي المانهاي فرهنگي ملي و دينيمان را بين بچهها نهادينه كنيم و جا بيندازيم؛ وقتي مجموعه دانشجويي بهنام «روشنا» وارد اين كار شدند و محصولاتي را براي نوجوانان توليد و منتشر كردند و رئيس كميسيون فرهنگي احمد سالك هم به اين حركت مثبت فرهنگي مهر تأييد زد، بيشتر اميدوار شديم كه از سوي مجلس هم چنين رويهاي حمايت ميشود؛ اتفاقي كه شايد اگر خارج از دانشگاه امام صادق رخ ميداد كسي آن را حمايت نميكرد اما انصافاً كارجالب توجهي بود، زيرا بعد از آن توليد محصولات فرهنگي فاخر براي سنين پايينتر تحصيلي آغاز شد كه با پشتوانه رسانه ملي و سريال شكرستان توليد شدند؛ كارهايي قابل تحسين و خوب براي دانشآموزان.
در اين ميان آموزش وپرورش هم براي اينكه از قافله توليد و عرضه ملي عقب نماند، يكسري لوازمالتحرير با تصاوير شهدا و شخصيتهاي ملي توزيع نمود كه گرافيك ضعيفي داشتند اما حداقل در اشاعه فرهنگ ملي و بومي مؤثر بودند. با اين حال وقتي براي خريد لوازمالتحرير به فروشگاههاي فرهنگيان كه وابسته به همين سازمان است ميرويم، هيچ خبري از آن نوشتافزارهاي بومي وملي نيست! گويا آقايان تنها براي رفع تكليف و بيلان كاري چند تايي از اين محصولات را عرضه كرده بودند.
و متأسفانه با چنين اوضاعي بايد گفت محصولات فرهنگي بيشتر براي رقابت با رقبا توزيع شدهاست تا نهادينه كردن اصول فرهنگ ملي و ديني ميان دانشآموزان مدارس خالي از عريضه نباشد.
اين موضوع وقتي جالبتر ميشود كه نيمنگاهي به وضعيت فعلي تعاونيها و فروشگاههاي فرهنگيان مياندازيم كه چرا اينجا محلي براي عرضه نيست؟! مگرنه اين است كه آموزش و پرورش بايد اول از خود شروع كند بعد ديگران را تشويق نمايد؟! مثل هميشه بگذاريم مردم خريدشان را بكنند بعد بياييم براي فرهنگسازي برنامهسازي كنيم؟! متأسفانه نوشداروي ما از قرار سابقه تاريخي در اين سازمان هميشه بعد از مرگ سهراب بوده است؛ درحالي كه آموزش و پرورش بيشتر از هر جاي ديگر مستعد فرهنگسازي و نهادينه كردن المانهاي فرهنگ ملي و بومي است.