کد خبر: 611324
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۳۹۲ - ۲۱:۱۱
عبدالله‌ گنجي
غرب امروز اين هنر را داشته است كه مستمراً به بازسازي چهره خود بپردازد. تمام زشتي‌هاي قابل تصور از حيات بشري، اعم از فساد اخلاقي، انسان‌كشي، نسل‌كشي، كشتار‌هاي دسته جمعي، اشغال، برده‌داري، استعمار و... همگي محصول و ارمغان غرب هستند. اما غرب امروز خود را با شاخص‌هايي همچون صلح، حقوق بشر، ضديت با تروريسم و تمدن معرفي مي‌نمايد. آن روز كه چهره كريه غرب به صورت عريان خودنمايي مي‌كرد، اصالت و مركزيت از آن غرب بود و امروز كه چهره خود را در الياف نرم پيچيده است، باز مركزيت و اصالت از آن غرب است. مقام معظم رهبري در ديدار ائمه جمعه سراسر كشور به اين نقطه اشاره مي‌كند كه سلطه فرهنگي غرب به گونه‌اي القا شده است كه غرب به عنوان موجود برتر پذيرفته شده است.
 
بنابر اين اگر در مسير توسعه و ترقي به راهي غير از «توسعه خطي» نگاه شود به مثابه جرم تلقي مي‌شود. به تعبير سمير امين، انديشمند مالزيايي، «اروپا محوري» تنها گزينه رشد بشر شناخته شده است و هر كسي از اين مدار و محور خارج شود با عنوان متحجر، ضديت با تمدن و... معرفي خواهد شد. دقت در چرايي ماجرا ما را به اين حقيقت رهنمون مي‌سازد كه غرب در 200 سال گذشته داراي دو رويه يا دو چهره متفاوت و مكمل و همسو بوده است. از يك سو نماد تمدن و پيشرفت بوده است كه نزديكي به وي به مثابه گام برداشتن در مسير توسعه و ترقي است. اما رويه و چهره دوم غرب استعمار و سلطه است كه به محض نزديك شدن به چهره اول به سراغ ملت و كشور‌ها مي‌آيد و شروط ارائه خدمات در هيبت چهره اول را سواري دادن ملت‌ها و دولت‌ها به چهره دوم مي‌داند و با همين دو روي همسو، بيش از 200 سال است كه خود را به عنوان موجود برتر و با اصالت در جهان معرفي كرده است. غرب ديروز كه بر لشكركشي نظامي و فتح نظامي و غارت عريان ملت‌هاي شرق سوار بود، به محض مشاهده ناهنجار بودن اين رويه به سرعت تغيير چهره داد و چهره استعمار را در قالب عرف بين‌الملل جاسازي و قالب‌بندي نمود.
به همين دليل چهره امروز غرب درنزد انديشمندان شرق به عنوان استعمار نو شناخته مي‌شود. دليل اصلي نام‌گذاري جديد، شيف پارادايمي اولويت‌هاي جهاني است. به محض تغيير اولويت‌هاي اساسي جهان از منافع ملي و استعمار و اشغال‌گري به حقوق بشر، ‌صلح، محيط‌ زيست و فقر زدايي و... غرب بلافاصله ميداندار و سردمدار وضعيت جديد مي‌شود و به جاي گسيل‌ سرباز و كشتي نظامي، ‌فرهنگ خود را سوار بر تكنولوژي مي‌نمايد و با تربيت نخبگان شرق‌، حقانيت خود را توسط پياده نظام تربيت شده خود به شرق القا مي‌كند. ماجراي روشنفكري بيمار در جهان سوم و خصوصاً جهان اسلام از همين نقطه شروع شد.
 
بنابراين شخصيت پردازي براي شرق روي ديگر سكه ترويج و تبليغ غرب‌گرايي توسط افراد به ظاهر بومي است. تربيت يافتگان غرب تنها رسالتي كه به عهده دارند كشتن خودباوري درميان جوانان جهان سوم است تا از يك سو اعتماد به نفس آنان را نابود نمايند و نخبگان آنان آهنگ سفر به غرب را شروع نمايند و آناني كه در كشور و سرزمين خود مي‌مانند به مثابه افرادي پيرو در نگرش و سبك زندگي خودنمايي مي‌نمايند، اما به بركت انقلاب اسلامي و رسانه‌هاي محدود و مستقل بسياري از مردم جهان متوجه شده‌اند كه شعارهاي دروغين غرب امروز به صورت عريان در مقابل آزادگان جهان خودنمايي مي‌كند. امروز مردم مي‌بينند كه القاعده دركشور مالي جهت فرانسه يك جريان تروريستي است. اما همين القاعده درسوريه برابر غرب و خصوصاً امريكا يك جريان نجات بخش شناخته مي‌شود. ديروز القاعده متهم به انفجار برج‌هاي دوقلو نيويورك بود و امروز به عنوان منجي ملت سوريه زير سايه غرب قرار مي گيرد. ديروز امريكا تنها استفاده‌كننده از بمب‌ اتم بود و امروز سردمدار مبارزه با سلاح هسته‌اي در جهان شده است. اما امروز نه تنها ملت‌هاي شرقي و اسلامي به اين دوگانگي غرب پي برده‌اند بلكه ملت‌هاي غربي نيز اين دوگانگي را فرياد مي‌زنند. رأي نمايندگان مجلس انگلستان به عدم همراهي با امريكا در جنگ عليه سوريه و تنها بودن امريكا در اين ماجرا نشانگر بيداري و بيزاري از اين روند 200 ساله است. انقلاب اسلامي مرجع تسريع‌كننده اين معرفي غرب و آن بيداري جهاني است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار