پيروزي انقلاب اسلامي ايران در اواخر قرن بيستم، دو قطب حاكم كمونيستي و ليبرال سرمايه داري را به چالش كشيد، انقلابي كه بنا بود به اذعان دشمنان و براساس محاسبات مادي ظرف چند روز و چند هفته و چند سال از بين برود.
اما اين انقلاب نه تنها از بين نرفت بلكه ۳۴ سال در سايه مقاومت همراه با تدبير ايستاده و امروز قدرت اول منطقه از حيث سياسي وعلمي و يك الگوي تمام عيار از حيث گفتمان در منطقه وجهان اسلام است.
در چنين شرايطي، دشمنان همواره تلاش داشتهاند با اعمال تحريمها وتهديدها درمسير پيشرفت وتوسعه كشورمان دست انداز ايجاد كنند واجازه ندهند كه روند روبه رشد نظام ادامهدار باشد. دامنه «تحريم» و «تهديد» كه عمري به اندازه انقلاب اسلامي دارد درچند سال اخير به بهانههاي مختلف از جمله پرونده هسته اي، گستردهتر شده و بيشتر روي نقاط ضعف ما در حوزه اقتصادي - كه ضعفي ساختاري است - متمركز شده تا بلكه ما را وادار به تسليم كند و از نفوذ وگسترش گفتمان انقلاب اسلامي در دنيا جلوگيري شود.
نظريههاي متفاوت براي مقابله با تحريم
طي اين سالها برخورد نخبگان و جناحهاي سياسي با «پديده تحريمها و فشارهاي بيروني»، متفاوت و گاه متناقض بوده است، به گونهاي كه طيفي از يك جريان سياسي راه برون رفت از وضعيت كنوني ومقابله با فشارها را كنارآمدن با غرب، به معناي تعديل خواستهها و عدول از آرمانها ميدانند و دستهاي ديگر، تأكيد روي گفتمان انقلاب وتقويت ساختارهاي داخلي كشور را حلال مشكلات موجود جامعه به حساب ميآورند.
برهمين اساس «نوع مواجهه با تحريمها وتهديدات غرب» و «چگونگي فائق آمدن بر مشكلات عديده داخلي» همواره به عنوان يكي از مختصات اختلافبرانگيز دو جريان مذكور بوده كه از سالهاي گذشته تا به امروز هم ادامه دارد.
رويكرد دسته اول در رويارويي باغرب درجهت كاهش مشكلات داخلي، برپايه اصولي مانند «شعار تنشزدايي و اعتمادسازي مبتني برادبيات منفعلانه درمقابل دشمن»، « ابراز نظريه گفتوگوي تمدنها »، «نگرش انفعالي نسبت به رژيم صهيونستي در كنفرانسها ونشستهاي بينالمللي» و«اعلان آمادگي براي دست كشيدن از حمايت حزب الله وحماس توسط ايران » و «كوتاه آمدن ازمنافع ملت در عرصه خارجي وازجمله آن تعليق انرژي هسته اي» معنا پيدا ميكرد كه نه تنها كمكي به پيشبرد اهداف ايران در عرصه جهاني نداشت بلكه سرعتگيري بود در مسير پيشرفت واعتلاي انقلاب ونظام.
رويش تفكر « توسعه برون گرا » درانتخابات92
عملكرد ناموفق اين طيف در دوران حاكميتشان نه تنها هيچ گاه باعث نشد كه آنها در اصول فكري و سياسي خود نسبت به نوع مقابله با غرب و همچنين چگونگي مرتفع شدن مشكلات داخلي تجديدنظر كنند، بلكه در فرايند انتخابات خردادماه امسال هم در صدد برآمدند تا با به چالش كشيدن گروه رقيب راهبرد اختصاصي خود را تنها داروي شفابخش وضعيت كشور به جامعه القا كنند.
اين جريان در فرايند انتخابات، همواره سعي داشت القا كند كه مشكلات بهوجود آمده داخلي نتيجه سياستهاي غلط دولت نهم ودهم بوده و تنها راه گريز از آن مذاكره با امريكا وكوتاه آمدن در مقابل سياستهاي تهاجمي غرب است.
تعبيرهايي مانند «اجازه ندهيم تحريمها تا اين حد گسترده شود»، «رابطه با امريكا موجب حل همه مشكلات نميشود اما حداقل فايده آن جلوگيري از اعمال تحريمهاي جديد و رفع تحريمهاي گذشته است»، «نبايد با گفتار خود ديگران را عليه خودمان تحريك كنيم، بلكه ميتوانيم با كارهاي اقتصادي رابطه خوبي با كشورهاي دنيا داشته باشيم» در زمان تبليغات انتخابات رياست جمهوري بيانگر تلاش گسترده اين طيف درهمين جهت است.
نقطه اشتراك روحاني واحمدي نژاد
تأكيد براين نكته كه «پيشرفت در گرو سازش توام با تعديل مواضع » از سوي جريان خاص نه تنها با روي كارآمدن دولت دكتر روحاني رنگ كهنگي به خود نگرفت بلكه رو به فزوني هم نهاد. تاجايي كه درتريبون جلسه معارفه وزير خارجه اظهار ميشود: « من كليد حل مشكلات كشور را در دست سياست خارجي ميدانم.»
بيان اين جمله از سوي رئيسجمهور در جلسه معارفه وزير خارجه نشان دهنده اين مسئله است كه تيم غالب بر دولت فعلي مشكلات موجود را ناشي از روابط نامناسب خارجي دانسته و برخي از دولتمردان بنا دارند حل مشكلات اقتصادي و مبنايي كشور را از دريچه سياست خارجه و رايزني با كشورهاي 1+5 و به ويژه امريكا پيگيري كنند. به اعتقاد اين افراد تا هنگامي كه دولت نتواند راهكاري براي گشايش در پرونده هستهاي ايران بيابد، نميتوان اميدوار بود كه سياستگذاريهاي داخلي گرهي از اقتصاد و ساير مشكلات ايران باز كند. سخنان معاون اول رئيسجمهور در مراسم معارفه وزير اقتصاد مبني بر اينكه «دولت در گام اول به دنبال حل مشكلات اقتصادي از طريق تعامل با دنياست» هم يكي ديگر از اظهاراتي است كه بيم اشاعه تفكر توسعه برونگرا را در دولت در دل زنده ميكند.
به نظر ميرسد تفكري كه باعث اتخاذ اينگونه اظهارات ميشود، شباهت زيادي با نظام فكري افرادي كه در سال انتهايي دولت گذشته كل نابسامانيهاي اتفاق افتاده را به مشكلات خارجي و فشار دشمنان نسبت داده و وجود هر گونه سوءمديريت و زيرساختهاي ضعيف اقتصادي را انكار ميكردند، دارد. اين گونه مواضع مسئولان دولت دهم نه تنها به حل مشكلات داخلي نتوانست كمك شاياني بكند بلكه باعث جريتر شدن كشورهاي غربي براي گسترش دامنه تحريمها شد ودر آينده هم ميتواند همين روند را به دنبال داشته باشد.
تئوري رهبري براي رفع مشكلات داخلي
مقام معظم رهبري در مقاطع مختلف زماني ضمن تأكيد بر روحيه استقامت در مقابل توطئهها و تحريمهاي دشمن به مدل «توسعه وابسته گرايي» واكنش جدي نشان ميدهد.
برهمين اساس، تأكيد برخي از چهرههاي نزديك به دكتر روحاني در طول ماههاي اخير مبني بر حل مشكلات داخلي از گذرگاه سازش با غرب، منجر به آن ميشود كه رهبر معظم انقلاب در مدت كوتاه دو ماهه چندين بار به«پيشرفت درونزا» در مقابل «توسعه وابستهگرا» تأكيد نمايد.
ايشان در مراسم تنفيذ رئيسجمهور يازدهم ميفرمايند: «درس بزرگي كه ما از اين فشارهاي اقتصادي دريافت كرديم، اين است كه هرچه ميتوانيم، بايد به استحكام ساخت داخلي قدرت بپردازيم؛ هرچه ميتوانيم، در درون، خودمان را مقتدر كنيم؛ دل به بيرون نبنديم. آنهايي كه دل به بيرون ظرفيت ملت ايران ميبندند، وقتي با يك چنين مشكلاتي مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفيتهاي ملت ايران خيلي زياد است. ما بايد بپردازيم به استحكام ساخت دروني اقتدار ملي. . .»
همچنين در ديدار شهريورماه اعضاي هيئت دولت بيان واضحتري از پيشرفت درونزا را اظهار مينمايند: «نگاهمان به بيرون نباشد. اين، توصيه ما است؛ اين معنايش اين نيست كه از امكاناتي كه در بيرون هست استفاده نكنيم؛ اين دو حرف با هم اشتباه نشود. اميدمان را به بيرون از ظرفيت داخلي كشور ندوزيم.»
و در هفته اخير در ديدار خبرگان رهبري ميفرمايند: «راه حل اصلي مشكلات كشور، تقويت ساخت دروني نظام براساس نگاه عاقلانه و خردمندانه است. . . تقويت ساخت دروني كشور نيز از طريق پيشرفتهاي علمي و مديريت درست اقتصادي امكان پذير است.»
و در ادامه تأكيد ميكنند: « بايد همواره در جهت استحكام ساخت دروني و حل كردن مشكلات با كمك نيرو و اراده خود، حركت كنيم.»
دستاوردهايتقويت ساختار دروني
بدون ترديد پيشرفت مبتني بر توان وسرمايههاي داخلي، تا به امروز پيشرفت و اقتدار فراواني چه در عرصه داخلي وچه از حيث بينالمللي نظير، «پيشرفتهاي چشمگير در توليد علوم پيشرفته نانو، هوافضا، سلولهاي بنيادين و بيوداروها»، «خودكفايي در توليد بنزين»، «ساخت جنگنده قاهر»، «دستيابي به فناوري ساخت زيردرياييهاي مدرن»، «پيشرفت خيره كننده در مقوله انرژي هستهاي و ازجمله تأمين سوخت ۲۰ درصد و توليد صفحات سوخت»، «دستيابي به فناوري توليد پهپادهاي رادار گريز»، داشته است كه براحتي نميتوان از آن چشم پوشي كرد.
سخنان رهبري نقشه راه است نه ارشادي
تأكيدات چندباره رهبري - درطول فاصله كوتاه زماني - نشان ميدهد كه تمركز وتلاش دولتمردان يازدهم براي اعتلا وپيشرفت همه جانبه كشور و بياثركردن تحريم ها، بايد برپايه «استفاده بهينه از ظرفيتها وسرمايه گذاري داخلي كشور» ونه اميد واهي بستن به شگردهاي ديپلماسي اختصاصي ويا مذاكرات با تيمهاي قلدر ومتكبر غربي باشد.
وصد البته دولتمردان در هرسطحي از مديريت نبايد به اين تأكيدات تفصيلي به چشم ارشاد واندرز خود از سوي رهبري نگاه كنند چراكه مهمترين مولفههاي اين بخش از سخنان معظمله، «آيندهنگري» و «كاربردي بودن» و« افزايش قدرت بالقوه كشور در عرصههاي مختلف» را به همراه دارد و بنابراين بايد به عنوان نقشه راهبردي دولت قلمداد ميشود.
در پايان بايد متذكر شد كه توجه صرف به عرصه سياست خارجي براي زدودن مشكلات داخلي نه تنها باري از دوش نظام وملت بر نميدارد بلكه كشور را وابستهتر از گذشته خواهد كرد واين يعني تعديل توان داخلي و اثرگذاري بيشتر تحريمها وتهديدهاي بيروني.