حميد نورشمسي | پاييز امسال دومين حضور پر طمطراق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در نمايشگاه بينالمللي كتاب فرانكفورت رقم خواهد خورد و با وجود اينكه اعلام شده بود ايران با غرفهاي واحد در اين نمايشگاه حضور خواهد داشت، سازمانها و مؤسسات ذيربط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گوي سبقت از هم ربوده و در حال بستن بار سفر به اين نمايشگاه هستند. در حالي كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اين روزها كماكان در معاونت فرهنگي خود با سرپرست منصوب شده توسط سيدمحمد حسيني اداره ميشود، گزارش زير كه توسط مجيد جعفرياقدم كارشناس نشر بينالملل مدير سابق يك آژانس ادبي در ايران در اختيار روزنامه جوان قرار گرفته است، ابعاد حضور سؤالبرانگيز و بيبرنامه ايران در نمايشگاههاي كتاب خارجي را در سالهاي گذشته بيش از پيش به نمايش ميگذارد.
نگاهي اجمالي به تاريخچه نشر ايران در بازارهاي بينالمللي نشر
از زماني كه نشر ايران روزنه ارتباطي با دنياي نشر خارج پيدا كرد، عوامل نشر غافل از داشتههاي ارزنده خود و انتقال آن به جهان، بيشتر در فكر الگوبرداري و الگوپذيري از فرهنگ مكتوب كشورهاي ديگر، به ويژه كشورهاي غربي بودهاند كه اين كار عمدتا از طريق ترجمه آثار نويسندگان خارجي در حوزهها و موضوعات مختلف در ايران صورت پذيرفته است. متأسفانه در بعضي موارد شاهد رقابتي سخت بين ناشران ايراني براي هر چه زودتر ترجمه و چاپ كردن آثار خارجي و منتفع شدن هرچه بيشتر، غافل از توجه به جنبههاي منفي حضور آن كتابها در فرهنگ خودمان بودهايم.
در سالهاي دور ارتباط عوامل نشر ايران با خارج بيشتر از طريق ايرانيان صاحب قلم و ذوق مقيم در كشورهاي خارجي صورت ميگرفت كه آثاري را شناسايي و به ناشران ايراني جهت ترجمه و چاپ معرفي ميكردند يا از طريق مترجمان داخلي با توجه به ذائقه بازار نشر داخلي، آثاري را انتخاب، ترجمه و براي چاپ در اختيار ناشران ايراني ميگذاشتند.
حضور مستقيم ناشران ايراني در بازارهاي بينالمللي نشر، از جمله نمايشگاههاي بينالمللي كتاب، به ويژه نمايشگاه كتاب فرانكفورت، به تاريخ چندان دوري برنميگردد. از اواخر دهه 70مديران معدودي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي آن زمان كه اشرافي به بازارهاي بينالمللي و وقوفي به غناي نشر ايران اسلامي داشتند، سعي كردند زمينهها و بسترهايي را جهت تسهيل در حضور ناشران ايراني در نمايشگاههاي بينالمللي كتاب ايجاد كنند. از طرف ديگر مؤسسه نمايشگاههاي فرهنگي، وابسته به معاونت امور فرهنگي نيز مأموريت يافته بود تا در اين حوزه فعال شود.
متأسفانه آنچه مؤسسه نمايشگاهها از آن زمان تاكنون در خصوص حضور در نمايشگاههاي بينالمللي كتاب داشته است، كارنامهاي ضعيف و در بيشتر موارد منفي بوده است تا جايي كه به راحتي ميتوان گفت در بيش از 15 سال حضور اين مؤسسه در نمايشگاههاي بينالمللي كتاب با هزينههاي گزاف، هيچ كتاب ايراني موفق به حضور در نشر هيچ كشوري نشده است، همچنين حضور مستقيم ناشران ايراني در نمايشگاهها به جز مواردي خيلي كم حاصل و نتيجه قابل قبولي نداشته است چراكه بازارهاي بينالمللي نشر قواعد بازي خود را دارند و كساني كه قصد ورود به اين بازارها را داشته باشند، بايد با مقدمات آن آشنا باشند و از سواد لازم براي حضور موفق در اين عرصه مهم برخوردار باشند كه متأسفانه در طول اين ساليان اين امر اتفاق نيفتاده است. حاصل عمدهاي كه بيشتر ناشران از شركت در نمايشگاههاي بينالمللي كتاب بردهاند، دسترسي آسان آنها به منابع خارجي و دست اول، جهت انتخاب، ترجمه و چاپ در ايران بوده است و شايد تغيير ذائقه به جهت مسافرت خارجي و صد البته در مواردي كسب آشنايي و تجربه و گسترش ديد نسبت به حوزه نشر در سطح جهاني شده است.
حضور ناشران دولتي نيز چندان با مطالعه و هدفمند نبوده و منتج به نتيجه قابل لمسي نشده است. نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران نيز كه ميتوانست نقش مهمي در جلب توجه عوامل نشر خارجي براي حضور در اين نمايشگاه داشته باشد، توفيق چنداني نداشته است كه پرداختن به علل آن خود مقال ديگري را ميطلبد.
ناكامي مفرط در مجهز شدن به ابزارها حضور بينالمللي
آسيبشناسي علل اين همه ناكامي از حضور در بازارهاي بينالمللي نشر را ميتوان در موارد زيادي خلاصه كرد كه عدم تجهيز به الزامات حضور در بازارهاي بينالمللي نشر مهمترين آن به شمار ميرود. همانگونه كه قبلاً اشاره شد، حضور هدفمند در بازارهاي بينالمللي نشر، به ويژه نمايشگاههاي كتاب، مقدمات و الزامات خود را دارد كه حضور ناشيانه، بدون دانستن قواعد شركت در نمايشگاهها، علاوه بر ضرر و زيان مالي، شايد موجب آبروريزي حيثيتي و ملي نيز بشود.
مطالعه و شناخت دقيق نمايشگاهي كه ميخواهيم در آن شركت كنيم، مطالعه و شناخت عوامل نشر ساير كشورهاي شركتكننده در نمايشگاه، ارتباط با ناشران و ساير عوامل نشر جهت تنظيم قرار ملاقاتها و مذاكرات براي معرفي آثار، داشتن كاتالوگها و بروشورهاي ويژه معرفي آثار، كارشناسي و انتخاب آثاري كه مناسب عرضه در آن نمايشگاه باشد، داشتن نسخه انگليسي از كتابهايي كه نمايش داده ميشوند، آشنايي با نحوه و ادبيات گفتوگو و مذاكره براي برقراري روابط حرفهاي، آشنايي با انواع اسناد و قراردادهاي مربوط به خريد و فروش كپي رايت، آشنايي معرفيكننده آثار به زبان انگليسي و اشراف كامل او از محتواي كتابهايي كه نمايش ميدهد و... ميتوانند از جمله مقدمات و الزامات حضور در بازارهاي بينالمللي نشر باشند كه متأسفانه مور غفلت قرار ميگيرند.
كپيرايتي كه باور نميشود
موضوع دوم اما به عضويت نداشتن ايران در كنوانسيون برن و ساير معاهدات مربوط به كپيرايت بازميگردد.
عدم متعهد بودن ايران به معاهدات رايج در نشر بينالملل، يكي از عمده موانعي است كه زبان ناشران ايراني را در مذاكرات با طرفهاي خارجي الكن ميكند. از طرف ديگر طرف خارجي تضمين و چتر حقوقي در معامله با طرف ايراني نميبيند و اين عدماعتماد كار را براي طرف ايراني سخت ميكند.
با قاطعيت ميتوان گفت اكثر كتابهاي ايراني كه در كشورهاي ديگر ترجمه و چاپ شدهاند در قالب قرارداد حقوقي رسمي نبوده و نويسنده يا ناشر ايراني بابت آنها حق رايتي دريافت نكرده است چراكه به جهت عدمعضويت ايران در كپي رايت امكان پيگيري حقوقي براي ناشر ايراني وجود ندارد، همچنين ناشر خارجي اطميناني از طرف ايراني به عمل به تعهدات در مفاد قرارداد را ندارد.
در اكثر مواردي كه ناشران ايراني توانستهاند حق رايت كتابهايشان را واگذار كنند، اعتباري و رابطه حقيقي طرف ايراني با ناشر خارجي بوده است.
تعريف غلط از حمايت دولتي حضور در عرصه نشر بينالملل
موضوع ديگر در اين ميان اما به عدمحمايت تعريفشده دولت از توسعه نشر بينالملل ايران بازميگردد.
اكثر كشورهايي كه در توسعه بينالملل نشر خود موفق بودهاند، بلاشك حمايتهايي را از اين حوزه تعريف كردهاند. بعضي از اين حمايتها در قالب ترسيم و تعيين پروژههايي با طول زماني مشخص براي توسعه نشرشان در كشورهاي خارجي بوده است (مثل پروژه تدا در تركيه كه توسط وزارت فرهنگ آن كشور براي مدت 10 سال تعريف شده است و از اين طريق از ترجمه و نشر آثار ترك در كشورهاي خارجي حمايت ميشود) يا به صورت تأسيس دفتر يا مؤسسه ويژه حمايت از توسعه نشر بينالملل بوده است (مثل بنياد كلمه در ابوظبي كه در قالب طرح الكتاب در هر سال از تمامي ناشران خارجي كه كپيرايت كتاب عربي را خريده و ترجمه و چاپ كنند، از طريق پرداخت حقالترجمه حداقل 10 عنوان كتاب، حمايت ميكند).
بررسي اطلاعات مربوط به شيوه حمايتي 50 كشور از توسعه نشر خود در عرصههاي بينالمللي نشان ميدهد هر كشوري كه قصد ورود به بازارهاي بينالمللي نشر را داشته است، حتماً سازوكارهاي حمايتي از طرف دولت آن كشور جهت حمايت از عوامل نشر تعريف و تعيين شده است.
در كنار اين موارد موضوع پرهزينه و زمانبر بودن شركت و حضور در بازارهاي بينالمللي نشر را نيز نبايد از ياد برد.
هزينه اجاره غرفه، مسافرت، اقامت، هواپيما و...، تهيه كاتالوگهاي ويژه و ترجمه كتابها به زبان انگليسي از جمله موانعي هستند كه امكان حضور عدهاي معدود از ناشران خصوصي و دولتي را در نمايشگاههاي خارجي ممكن ميسازد. در نتيجه امكان عرضه حجم بيشتري از قابليت نشر ايران در بازارهاي بينالمللي از دست ميرود.
اين در حالي است كه بيشتر كشورهايي كه مؤسسات حمايتكننده از بينالمللي شدن نشر كشورشان را دارند، معمولاً جهت كاستن از هزينهها غرفههايي را اجاره و به طور رايگان در اختيار ناشر، نويسنده، آژانس ادبي و تصويرگر قرار ميدهند و از اين طريق خود صاحب اثر كه اطلاع كافي و وافي از كتابش را دارد اثر خود را معرفي ميكند، ضمناً آن مؤسسه براي ناشران و نويسندگان حاضر در غرفه مشاوره كارشناسي ميدهد. در عرف جهاني اثر را براي بازاريابي و فروش كپيرايت يا خود ناشر اقدام ميكند يا به يك آژانس ادبي ميسپارد يا يك كارشناس(Scot) را براي اين منظور استخدام ميكند.
در كنار تمام اين موارد عدممطابقت كيفيت چاپ و قالب بعضي كتابهاي ناشران ايراني با استانداردهاي جهاني نيز بر آشفتگي حضور بينالمللي نشر ايران در سالهاي گذشته افزوده است.
پيشنهاد ويژه: تأسيس دفتر توسعه نشر بينالملل
به رغم همه نواقص و كمبودهايي كه در راه توسعه بينالملل نشر ايران گفته شد، برخورداري نشر ايران از قابليت بالاي محتوايي، اهميت تلاش براي جهاني كردن اين نشر را دوچندان ميكند.
در همين راستا به نظر ميرسد با ايجاد و تأسيس دفتري مستقل با عنوان دفتر توسعه نشر بينالملل يا تعريف پروژهاي ويژه در يكي از ادارات مرتبط معاونت فرهنگي ميتوان به تحقق اين هدف ملي كمك كرد.
اين دفتر ميتواند متولي امور مختلفي در گسترش هدفمند نشر ايران در بازارهاي بينالمللي مختلف شود، به عنوان مثال اين دفتر ميتواند با مطالعه و شناسايي كتابهايي كه قابليت عرضه در بازارهاي بينالمللي را دارند، آنها را در قالب كاتالوگ يا ويژهنامههاي سالانه اين كتابها را با استانداردهاي بينالمللي معرفي كند و جالب اينكه در كشور ژاپن اين كار به صورت ماهانه انجام ميگيرد، همچنين اين دفتر ميتواند با تدوين آييننامهاي مشخص از ناشران و مترجمان خارجي كه كپيرايت كتاب ايراني را خريداري ميكنند و به زبانهاي مختلف در ساير كشورها ترجمه و چاپ مينمايند، حمايت كند. از سوي ديگر اين دفتر ميتواند با اجاره غرفهاي مناسب در بعضي نمايشگاههاي معروف در قالب آييننامهاي مشخص از ناشران، نويسندگان، مترجمان و تصويرگران و همچنين آژانسهاي ادبي داخلي به صورت رايگان از اين غرفه استفاده كند. در كنار آن اين دفتر ميتواند با مطالعه و تحقيق در بازارهاي بينالمللي نشر و بازارهاي نشر كشورهاي مختلف اطلاعات لازم در خصوص اين بازارها را در اختيار علاقهمندان به حضور در بازارهاي بينالمللي نشر قرار دهد.
چنين مركزي همچنين ميتواند با برگزاري كلاسهاي آموزشي نشر بينالملل ميتوان نحوه و ادبيات گفتوگو و حضور در بازارهاي بينالمللي نشر را به ناشران آموزش دهد و با همكاري با نمايشگاههاي مختلف و همچنين در تعامل با عوامل داخلي ميتوان در ثبت نام، گرفتن غرفه، گرفتن هتل و ويزا و همچنين دادن مشاورههاي لازم در داخل و خارج ضمن ترغيب ناشران ايراني به حضور در بازارهاي خارجي، كار را براي آنها آسان كند.