رسانه ملي همان طور كه از نامش پيداست، بايد پاسخگوي تمام سليقه و نظرها باشد به همين دليل است كه برخي از برنامهها را كه به ظاهر مخاطب چنداني ندارد هم ميتوان در كنداكتور پخش شبكههاي تلويزيوني ديد. مديران رسانه ملي معتقدند كه با پاسخگويي به نيازهاي مختلف بينندگان، آنها را از پيگيري برنامههاي ماهوارهاي دور ميكنند.
اين ادعا تا حد زيادي صحيح است و ميتوان نمونههاي واضحي براي آن ذكر كرد. همان طور كه برنامه نود كه تنها به مسئله فوتبال ميپردازد، ميتواند تا پاسي از شب ميليونها ايراني را پاي تلويزيون بيدار نگه دارد و با پرداختن به حاشيههاي فوتبال، برنامهاي پر مخاطب را براي تلويزيون به ثبت برساند، ساير برنامهها هم ميتوانند جامعه مخاطب خاص خود را داشته باشد؛ برنامههاي مختلف خانواده كه زنان خانهدار را به عنوان مخاطبان اصلي خود ميشناسند. برنامههاي مذهبي و مناسبتي، برنامه «هفت» كه به طور هفتگي اوضاع سينماي ايران را رصد ميكند و معمولاً سينمادوستها جمعهشبهاي خود را با آن سپري ميكنند و حتي برنامه «مجله تئاتر» كه با وجود مخاطب محدودتر از سينما، باز هم هستند كساني كه بخواهند آخرين تحولات تئاتر را دنبال كنند و پاي اين برنامه بنشينند.
ما حتي شبكههاي تخصصي داريم كه براي ورزشدوستان، علاقهمندان به فيلمهاي سينمايي و سريالهاي تلويزيوني، دوستداران مستند، آموزشهاي عمومي براي ارتقاي دانش و معلومات علمي جامعه، برنامههاي پزشكي و سلامت و گروه سني كودك و نوجوان كه مخاطبان اصلي كارتونها و مجموعههاي نمايشي هستند و به طور روزانه توليد و پخش برنامه دارند. شبكههاي خبري را هم ميتوان به اين مجموعه اضافه كرد. حتي مديران تلويزيون به همين قدر نيز اكتفا نكردهاند و در حال برنامهريزي براي ايجاد شبكههاي جديد با اهداف تخصصي ديگري نيز هستند كه باز هم ميتواند جامعه مخاطبان برنامههاي صدا و سيما را وسيعتر كند. از همين رو ميتوان با نظري به تجربههاي سوژهها، موضوعات خوبي را براي توليد برنامه در شبكههاي تلويزيوني بيان كرد. رسانهها مهمترين ابزار آگاهي بخشي در جامعه هستند و رسانه ملي به عنوان بزرگترين و جامعترين رسانه داخلي، به تنهايي بخش قابل توجهي از وظيفه اطلاعرساني را بر عهده دارد اما با نگاهي به انواع برنامههاي در حال پخش از سيما، متوجه ميشويم كه رسانه خود يكي از حلقههاي گمشده در تلويزيون است.
بسياري از شبكههاي قدرتمند تلويزيوني در سراسر جهان بخش ثابتي براي تحليل اخبار، گزارشها و يادداشتهاي منتشر شده در رسانههاي مكتوب و مجازي خود دارند. با اين كار كساني كه وقت پيگيري مطبوعات يا سايتهاي خبري را نداشتهاند به راحتي ميتوانند از مهمترين مطالب آنها با خبر شوند و در كنار آن از تحليل كارشناسانه نيز استفاده كنند. ما در داخل كشور نيازمند چنين برنامهاي هستيم؛ برنامهاي كه تنها به روخواني تيتروار چند روزنامه سراسري اكتفا نكند ( مانند آن چيزي كه صبحها از شبكه خبر پخش ميشود يا آيتمي كه در برنامههاي صبحگاهي سيما وجود دارد)، بلكه در يكي از ساعتهاي پربيننده و براي عموم مخاطبان عرضه شود. با اينكار ضمن بالابردن سطح سواد رسانهاي كشور، كمك شاياني به بالابردن مطالعه و آگاهي عمومي از اوضاع داخلي و بينالمللي ميكند. مديران سيما ميتوانند با اين كار حداقل به عنوان مكمل بخشهاي خبري سيما، قدرت تأثيرگذاري رسانه ملي را ارتقا دهند.