
براي كشوري چون ايران پهناور با كشورهاي ريز و درشتي در اطرافش كه هر يك هر از گاهي سعي دارند از مفاخر ملي اين سرزمين سرقت ادبي كرده يا هويت ملي مشاهيرش را به نام خود اطلاق كنند شايد پراهميتترين تكليف فرهنگي سر و سامان دادن به وضعيت موجود و با چنگ و دندان حفظ كردن داشتههاي فرهنگي باشد؛ از ميان 25 وعده فرهنگي مختلف رئيسجمهور نيز مردم ايران چشم به آن دارند كه مفاخر و مشاهير در معرض خطر سرقت فرهنگي ايران در قامت شخصيتهاي پر افتخار ايراني به كل جهان و نيز آن گونه كه حسن روحاني در ميان وعدههايش گفته است به كل فارسيزبانان دنيا معرفي شوند.
سينما از جمله ابزاري است كه ميتواند در بعد جهاني اين انتظار را برآورده كند آن هم در شرايطي كه رئيس سازمان سينمايي به تازگي بر لزوم كاربرد ديپلماسي فرهنگي در عرصه سينما تأكيد كرده است. ما در بعد بينالملل تا كنون فيلمي سينمايي در باب معرفي مفاخر مليمان را شاهد نبودهايم. هميشه نيز پروژههاي سينمايي چون «پزشك» بن كينگزلي به كمك مفاخر ايراني چون ابن سينا و جبران مافات نميآيند. در اين شرايط براي آغاز كار چه اقدامي از سوي دولت يازدهم ميتواند در اين مسير اثرگذار باشد آن هم در شرايطي كه آغاز رياست جمهوري حسن روحاني با اقدام آذربايجانيها به تخريب كتيبههاي فارسي مقبره نظامي در اين كشور همزمان بوده است؟
وعده معروف رئيسجمهور چه بود؟
سرقت هميشه جنبه مادي ندارد؛ دستبرد فرهنگي آرام آرام اتفاق ميافتد، اما پيامدهاي تخريبي سهمگيني را از خود بر جاي ميگذارد. يك كشور در نتيجه سوءتدبير و اهمال به تدريج داشتههاي فرهنگياش را از دست ميدهد. اين اتفاق آنچنان تدريجي اتفاق ميافتد كه ابعاد تكاندهندهاش چندان به چشم مالكان آن داشتههاي فرهنگي نميآيد. تنها يك آن مردم يك سرزمين به خود ميآيند و درمييابند كه هيچ داشته فرهنگي از خود ندارند و ذره ذره عناصر هويتيشان به يغما رفته است؛ نظير اتفاقي كه براي فلسطينيها افتاد و فرآيندي زمانبر و تدريجي كه طي آن صهيونيستها را به مدعيان تملك بر سرزمينهاي اشغالي فلسطين تبديل كرد.
در همين مسير سالهاست كه مشاهير بزرگ علمي و فرهنگي ايران از جمله ابوالنصر فارابي مورد ادعاي مالكيت معنوي قزاقستان، ابوعليسينا مورد ادعاي ازبكها، تاجيكها، تركها و اعراب، ابوريحان بيروني مورد ادعاي ازبكستان، محمد بن الموسي الخوارزمي مورد ادعاي تاجيكستان و ماني پيامبر پارسي نيز مورد ادعاي مالكيت معنوي عراقيهاست. اقدام اين كشورها در كمتر مواردي واكنش صريح و مستقيم مسئولان كشورمان را در پي داشته است. سرقت فرهنگي مشاهير ايراني پديده جديدي نيست شايد به همين خاطر رئيسجمهور پيش از انتخابش به اين سمت در ميان وعدههاي مختلف فرهنگي اين عبارات را بر زبان آورد: «اين همه مفاخر و مشاهيري كه داريم، بايد براي كل فارسيزبانان معرفي شود تا دنيا آنها را بشناسد و ما بتوانيم از اين مفاخر به عنوان سفيران فرهنگي و يك نوع ديپلماسي عمومي بهرهبرداري و استفاده داشته باشيم. بايد هويت خود را در دنياي رقابت فرهنگي امروز حفظ كنيم.»
رئيسجمهور در نهم خردادماه و زماني كه هنوز دو هفتهاي به انتخابات رياست جمهوري باقي مانده بود در يكي از برنامههاي تبليغاتياش كه از شبكه جامجم پخش شد خطاب به ايرانيان داخل و خارج از كشور گفت: « به همه هموطنان قول خواهم داد كه بزرگان و افتخارات ايران و ميراثفرهنگي ايران و بزرگاني را كه برخي همسايگان در حال تصاحب آنها هستند، اين افتخارات كه جزو تاريخ و فرهنگ ما است، برميگردانم.»
نقشه شوم جمهوري آذربايجان براي نظامي
روزهاي آغازين رياست جمهور روحاني با اقدام جمهوري آذربايجان به تخريب كتيبههاي پارسي مقبره نظامي همزمان شد و مدير مركز نظامي گنجوي در آكادمي علوم جمهوري آذربايجان گفت كه كتيبههاي اشعار فارسي نظامي گنجوي در مقبره اين شاعر با كتيبههايي به زبان آذربايجاني جايگزين خواهد شد. اين اتفاق درست در راستاي همان طرح تدريجي سرقت فرهنگي ادبا، شعرا و مفاخر ايراني بود. آذربايجانيها از اين موضوع نگران بودند كه گاهي اوقات بازديدكنندگان با مشاهده اشعار فارسي مقبره و موزه نظامي گنجوي به اين اصل پي ميبردند كه نظامي گنجوي شاعر فارسيگوي بوده است. به همين خاطر آذربايجانيها درصدد ترجمه اشعار نظامي گنجوي به زبان آذري و نصب كتيبه اشعار ترجمه شده در مقبره اين شاعر بلندآوازه ايراني هستند تا تأكيد كنند كه نظامي گنجوي نماينده ادبيات آذربايجان است. حالا بر اساس اين طرح، علاوه بر چهار دوبيتي فارسي نظامي گنجوي كه به زبان آذربايجاني ترجمه و جايگزين كتيبه فارسي آن شدهاند، ديگر اشعار فارسي نظامي گنجوي در موزه نيز به زبان اصلي آذربايجاني ترجمه ميشوند.
نظامي حتي يك بيت به غير زبان فارسي ندارد و از استقلال جمهوري آذربايجان هم بيش از 22 سال نميگذرد اما آذربايجانيها در تمام منابع درسيشان نظامي گنجوي را شاعري آذربايجاني معرفي ميكنند. با اين حال در كشورمان براي معرفي جامع و كامل نظامي هنوز تلاشي در حد قد و قامتش صورت نگرفته است. آذربايجانيها پيشتر نيز با پرداخت 110 هزار يورو به شهرداري رم، مجسمه نظامي گنجوي را به عنوان شاعر آذربايجاني در يكي از ميدانهاي پايتخت ايتاليا نصب كرده بودند كه اين اقدام حتي با اعتراض محققان ايتاليايي مواجه شده بود !
پاسخي از جنس سينما
بدون شك در اين سالها در واكنش به اين ادعاها و سرقتهاي ادبي و فرهنگي كمتر چيزي كه مشاهده شده، پاسخي دندانشكن و اقدامي اصولي در جهت كاهش آسيب اين دستاندازيها بوده است. در پاسخ به اقدام اخير آذربايجانيها نيز تنها واكنش سخنگوي سابق وزارت امور خارجه، اظهار اميدواري در خصوص برخورد مناسبتر آذربايجانيها بود. اما اين قبيل واكنشها كه به كرات شاهد آن بودهايم به راستي تا چه حد پاسخگوي تحريف تدريجي تاريخ مشاهير ايران از سوي كشورهاي همسايه خواهد بود؟
رسانهها و مردم ايران هميشه خواستار واكنش اثرگذار ايران در قبال هر گونه دستاندازي به ظرفيتهاي فرهنگي و معنوي كشور بودهاند كه صرفاً در حد يك اطلاعيه يا رد و بدل شدن پيام خلاصه نشده و در ابعاد جهاني به خوبي ديده شود. انتظارات براي فراهم شدن چنين امكاني چندان بالا نيست؛ در بستر ديپلماسي فرهنگي سينما و تلويزيون از كم دردسرترين ابزاري هستند كه ميتوانند با ايجاد كمترين اصطكاك و چالش، نگاه و تفكر مردم جهان نسبت به پديدهاي را دستخوش تغيير و اصلاح قرار دهند؛ دو حوزهاي كه ميتوان گفت در اين زمينه بلااستفاده باقي ماندهاند. البته در حوزه معرفي مفاخر ملي ايران گاه سريالهاي در خور توجهي ساخته شده است؛ سريالهاي ميرزا كوچك خان يا سريال بوعليسينا از جمله آنها بودهاند اما اين توليدات تلويزيوني هيچگاه براي اثرگذاري جهاني تعريف نشدند و تنها بازخوردشان به محدوده مرزهاي كشورمان خلاصه شد. روند ساخت اين قبيل سريالها كم و بيش با تعلل، ضعف و سستي دنبال ميشود. تلويزيون ايران هر چند سال يك بار بستر پرورش و توليد سريالهايي با اين مضمون ميشود اما اين توليدات نيز در عمل تأثيري در تغيير روند سرقتهاي معنوي مفاخر ملي ايران ندارند، چراكه اصولاً اين سريالها در خارج از كشور ديده نميشوند. سريال «مولانا» از ديگر توليدات تلويزيوني است كه به تازگي كار تصويربرداري آن به پايان رسيده است. آرش معيريان، كارگردان اين سريال است كه سه فاز زندگي مولانا را معرفي ميكند. اگرچه « مولانا» به سفارش شبكه برونمرزي جمهوري اسلامي و براي پخش از جام جم و شبكه اول سيما توليد ميشود اما باز هم نميتوان چنين فرآيندي را راه حل كلاف پيچيده سرقت ادبي مشاهير و مفاخر ملي ايران قلمداد كرد. حل اين مشكل، توليدات با كيفيتي را ميطلبد كه با بودجه مكفي ساخته شده باشند و همچون چندين فيلم سينمايي تاريخي- ايراني كه براي پخش به شبكههاي خارجي فروخته شدند و حماسهاي آفريدند، به كشورهاي ديگر صادر شوند.
حجت الله ايوبي، رئيس جديد سازمان سينمايي به تازگي در اظهارنظري بر لزوم به كارگيري ديپلماسي فرهنگي در عرصه سينما و نقش و اهميت آن در حل ديپماتيك بحران فرهنگ دهه 70 تأكيد كرده است. صحبتهاي او در كنار وعده فرهنگي رئيسجمهور به استرداد مفاخر و ميراث فرهنگي كه كشورهاي خارجي در پي تصاحب آن هستند، انتظارات مردمي براي احياي هويت ايراني مفاخر و مشاهير ملي كشورمان را بيش از پيش ميكند. اما اينكه آيا اين انتظارات برآورده ميشود يا نه، گذر زمان آن را مشخص خواهد كرد.