کد خبر: 609916
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۴:۳۸
«خاندان حكيم و تاريخ معاصر عراق» در گفت و شنود با آيت‌الله حاج سيد رياض حكيم
علي احمدي فراهاني

راوي خاطرات و تحليل‌هايي كه در پي مي‌آيد، نزديك به 9سال ازحيات خود را در زندان‌هاي صدام سپري كرده است. آيت‌الله حاج سيد رياض حكيم فرزند مرجع عاليقدر حضرت آيت‌الله العظمي سيد محمد سعيد حكيم (دام‌ظله) و نماينده ايشان درايران و قم هستند. در اين روزها كه با سالروز شهادت مجاهد بزرگ، شهيد سعيد آيت‌الله حاج سيدمحمد باقر حكيم مصادف شده، شنيدن نكاتي در باب «نسبت خاندان حكيم و تاريخ معاصر عراق» بهنگام و تداعي‌گر تواند بود.

قيام مردم عراق عليه حكومت مستبد حزب بعث و صدام چگونه به منصه ظهور رسيد؟ اين روند چگونه تداوم و تكوين يافت؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. الحمد‌لله‌رب‌العالمين و صلي‌الله علي‌محمد و آله الطاهرين(ع). مردم عراق در سال‌هاي قبل از انقلاب اسلامي ايران قيام و حركت خود را شروع كردند، ولي آن شكل كه بايد نمايان نبود، چون در عراق دشمني با شيعه يكي از ويژگي‌هاي دولت‌هاي طائفه‌گرا و مستبد محسوب مي‌شد. وقتي مردم در سال 57 شمسي تحت تأثير انقلاب ايران قرار گرفتند، رژيم صدام مردم را به‌شدت سركوب و بعداً هم جنگ با ايران را آغاز كرد. در زمان جنگ و در اين برهه به دليل فشار سنگيني كه بر مردم وارد مي‌شد، فرصتي براي قيام نبود. در اين زمان عراق بيش از يك ميليون نفر كه عمدتاً شيعه و بعضاً كرد بودند، كشته داد كه اين آمار علاوه بر آمار كشته‌شدگان در جنگ است. مخالفين رژيم صدام حدود يك ميليون شهيد دادند. انتفاضه شعبانيه بعد از شكست صدام در واقعه جنگ و تسخير كويت از امريكا متجلي شد و 14 استان كه شيعه‌نشين و كردنشين بودند، قيام كردند، ولي متأسفانه اين قيام به نتيجه نرسيد، چون سركوب مردم توسط رژيم به‌حدي بود كه از انواع اسلحه حتي از سلاح‌هاي سنگين براي سركوب مردم استفاده كرد و نيم ميليون از مردم عراق قرباني آن شدند و تقريباً دو ميليون عراقي مجبور به مهاجرت شدند و در كشورهاي مختلف از جمله جمهوري اسلامي ايران سكني گزيدند. روحانيت در انتفاضه قصد كنترل و هدايت قيام را داشت، ولي در مقابل سركوب شديد رژيم اين سعي و تلاش به نتيجه نرسيد، فلذا بسياري از روحانيون و مجتهدين حاضر در نجف اشرف شهيد شدند. شدت كشتار صدام از مردم نجف به‌گونه‌اي بود كه تا چندين روز، حدود يك هفته اجساد قربانيان و شهدا در خيابان بود. چند وقت پيش يك گور دسته‌جمعي از شهداي انتفاضه كشف شد و در همين ايام اين خبر را رسماً اعلام كردند كه صدها جسد و شايد بيشتر در اين گور انباشته شده بود.

حضرت‌عالي در زمان صدام سال‌هاي متوالي را در زندان سپري كرديد. زنداني و شكنجه علما در زمان صدام با چه فلسفه و علتي انجام مي‌شد؟

البته مسئله زندان مسئله پيچيده‌اي بود. صدام به‌دنبال سوءاستفاده از حوزه و شخصيت‌هاي حوزوي بود. به همين دليل فشارهاي زيادي بر ايشان خصوصاً بيت حكيم وارد مي‌كرد تا بتواند آنها را با خود همراه سازد و به‌واسطه اين همراهي مردم را بفريبد و وانمود كند اينها همدست رژيمند. خصوصاً در سال دوم جنگ كه صدام به بهانه‌هاي مختلف كنفرانسي را با عنوان كنفرانس مردمي اسلامي تشكيل داد و از كشورهاي مختلف روحاني‌نماها را جمع كرد تا بيانيه‌اي به نفع رژيم صادر كنند و فشار زيادي بر بيت حكيم وارد ساخت تا بتواند آنها را نيز مجبور به شركت در اين كنفرانس كند. همه خاندان بر عدم همراهي مصمم بودند و نتيجه اين پافشاري دستگيري 90 تن از بيت حكيم، زنداني شدن و شهادت بسياري ديگر شد. در آن زمان بنده، پدر و عموهايم حدود هشت سال و نيم در زندان بوديم. اوضاع زندان‌ها اصلاً قابل وصف نيست. طوري بود كه حتي خانواده‌ها تا چند سال از زنده بودن ما خبر نداشتند، اما بعد از جنگ كويت فشارهاي سازمان ملل و تشكيلات حقوق بشر بر صدام زياد و همين امر سبب شد برخي از زنداني‌ها را آزاد كنند، از جمله بنده كه پس از آزادي به ايران مهاجرت كردم.

آيا فشار و شكنجه روحانيون شيعي توسط حكومت صدام توانست در روند مقاومت و فعاليت علمي آنان تأثير بگذارد؟

در زندان فشارها زياد و شكنجه‌ها شديد بود و از فعاليت‌هاي فرهنگي جلوگيري مي‌كردند و اجازه هيچ‌گونه فعاليتي را نمي‌دادند. حتي در زمان صدام قانوني بود كه اگر زنداني فعاليت فرهنگي‌ـ‌اسلامي داشت، خود اين فعاليت باعث اعدامش مي‌شد. البته در مقابل فعاليت‌هاي فرهنگي را كنار نگذاشتيم و توانستيم يك مدرسه علميه به صورت مخفيانه در زندان ايجاد كنيم كه آن مجموعه امروز به حوزه‌هاي علميه قم و نجف منتقل شدند و شروع تحصيل اين افراد نه در قم بود و نه در نجف، بلكه از زندان ابوغريب دروس حوزه را آغاز كردند. زنداني كه ما گذرانديم زندان خاصي بود. گمان نمي‌كنم در كشورهاي ديگر چنين اوضاع و شرايطي حاكم باشد. افراد از سنين مختلف بودند، از بچه‌ها تا پيرمردها. بنده با گوش‌هاي خودم صداي گريه بچه‌هاي شيرخواره را مي‌شنيدم، ولي صبر و استقامتي كه ما از جوان‌ها ديديم واقعاً قابل وصف نبود كه با آن شرايط استقامت كردند و در مقابل صدام كوتاه نيامدند. ما توانستيم با همكاري برخي زندانيان سطح فرهنگي زندانيان را طي هشت سال و نيم بدون هيچ منبع و كتابي و فقط با تكيه بر حافظه و آنچه از گذشته به ياد داشتيم، بالا ببريم. راه ارتباط ما با ديگر زنداني‌ها بسيار عجيب بود، مثلاً از كيسه‌هاي نان به‌عنوان برگه و از تكه‌هاي آهني كه از پنجره‌هاي فرسوده درمي‌آورديم به‌عنوان قلم استفاده مي‌كرديم و با وجود اين توانستيم درس‌هاي حوزه تا سطوح درس خارج را در آن اوضاع برگزار كنيم. پدرم كتبي را در آنجا نوشتند. بنده نيز تعدادي كتاب در ابوغريب نوشتم.

نقش شهيد آيت‌الله سيد محمدباقر حكيم كه بيشتر در خارج از عراق فعاليت مي‌كردند و برادر ايشان مرحوم حاج سيد عبدالعزيز حكيم در روند مقابله با حكومت استبدادي صدام و ايجاد حركت مقاومت اسلامي مردم عراق را چگونه مي‌بينيد؟

مرحوم حاج سيد محمدباقر حكيم از طرفي يكي از علماي مبارز بود و از طرف ديگر هم وجهه منطقه‌اي و بين‌المللي داشت و تنها مخالف صدام بود كه از طرف سران منطقه دعوت و با استقبال آنها مواجه مي‌شد. ايشان يك جنبه منطقه‌اي و بين‌المللي به قيام مخالفين صدام داد. قبل از ايشان مخالفين رژيم جنبه منطقه‌اي و بين‌المللي نداشتند. ايشان چهره شاخصي داشت و لذا زمينه براي سقوط صدام مهيا و باعث شد كشورها به اين نتيجه برسند صدام منشأ آشوب و آشفتگي منطقه است و با تلاش‌هاي ايشان بود كه معارضين عراقي توانستند يك تشكل قوي و مورد قبول جهان تشكيل بدهند. به يقين اگر ايشان نبود معارضين نمي‌توانستند به اين مرحله برسند.

اخوي ايشان، مرحوم حاج سيد عبدالعزيز حكيم نيز بيشتر بعد از سقوط صدام تأثيرگذاري داشتند، چون زمان صدام ايشان تابع مرحوم حاج سيد محمدباقر بودند، ولي بعد از فروپاشي حكومت صدام ايشان فعاليت بسيار و عميقي براي هماهنگي گروه‌هاي سياسي با مرجعيت نجف كردند. در واقع نقش رابط بين مرجعيت و گروه‌هاي سياسي را ايفا مي‌كردند و مورد اعتماد مراجع نجف اشرف بودند. از جهت ديگر ايشان در اجتماع و هماهنگي بين نيروهاي سياسي و ملي عراق بسيار موفق عمل كردند، چون هم از طرف شيعيان مورد قبول بودند و هم از طرف كردها. شخصيت و جايگاه آن مرحوم در برداشتن گام‌هاي هماهنگ گروه‌هاي سياسي مؤثر بود. بعد از رحلت ايشان شاهد اوج گرفتن اختلافات بين گروه‌هاي سياسي حتي بين گروه‌هاي شيعي بوديم. در زمان ايشان مشكلات فعلي وجود نداشت و حتي بعضي از سياسيون عراقي مطرح مي‌كنند، اگر حاج سيد عبدالعزيز بود، مشكلات و بن‌بست‌هاي سياسي در عراق وجود نداشت.

نقش امام خميني در بيداري اسلامي جامعه عراق را تاچه حد مؤثر ارزيابي مي‌كنيد؟ با عنايت به اينكه حضرت ايشان سال‌ها درعراق تبعيد بودند؟

تأثير حركت ايشان در بيداري اسلامي به‌وضوح مشهود است، اما از آنجا كه اثر گذاشتن بر جوامع تدريجي است و در يك لحظه اتفاق نمي‌افتد، به همين دليل بعد از انقلاب اسلامي در ايران گرايش جوامع مخصوصاً جوانان به سمت دين بيشتر و اين گرايش‌ها در حركت جوانان به سمت اسلام متمركز شد و در برخي از كشورهاي اسلامي اين تحركات از 30 سال قبل آغاز شده بود و تا سال گذشته كه تأثيرات آن بروز كرد و نتيجه داد، ادامه داشت. البته تغييراتي كه در عراق اتفاق افتاد و آزادي‌اي كه مردم عراق به دست آوردند، بي‌تأثير در اوضاع كنوني كشورهاي عربي نبود.

ارزيابي شما از عملكرد و كاركرد مرجعيت و حوزه نجف بعد از سقوط رژيم صدام در سر و سامان دادن وضعيت عراق چيست؟

برخي سياست‌هاي غلط صدام كه منجر به جنگ با ايران و كويت شد بهانه‌اي شد تا نيروهاي خارجي وارد كشور شوند و عراق را اشغال كنند. در آن زمان مردم عراق تشكيلات سياسي قوي نداشتند و تنها تشكيلات موجود حزب بعث و نيروهاي امنيتي صدام بودند كه آشفتگي اوضاع كشور در آن زمان فقط به سود اين دو گروه تمام مي‌شد و تنها كسي كه مي‌توانست از اين موقعيت استفاده كند، همان نيروهاي حزب بعث بودند كه با عنوان‌هاي جديد فعاليت مي‌كردند. همين مسئله هم بهانه حضور نيروهاي خارجي در كشور بود.

به همين دليل علماي نجف براي رفع اين بهانه مردم را به پر كردن خلأهاي موجود كه بعد از سقوط رژيم در عراق پديد آمد، دعوت كردند. البته خلأها در زمان رژيم هم بود، مثلاً در عراق اصلاً قانون اساسي نداشتيم يا مردم اين كشور از اداره امور سياسي و حكومتي دور بودند؛ لذا مرجع براي پر كردن خلأها از مردم دعوت كرد تا وارد صحنه شوند و اولين قدم در ايجاد تحول نيز نوشتن قانون اساسي بود كه پس از آن مورد موافقت مردم قرار گرفت و نيروهاي مخالف رژيم وارد صحنه شدند و مسئوليت‌هاي سياسي را به عهده گرفتند. قدم بعدي ورود مردم در نيروهاي امنيتي بود كه نتيجه آن از بين رفتن بهانه حضور نيروهاي خارجي بود تا جايي كه نيروهاي خارجي بعد از چند سال از عراق خارج شدند.

به نظر شما نقش حوزه نجف و خصوصاً خاندان‌هاي معتبر همچون حكيم در مقابل حضور امريكا و كشورهاي خارجي چگونه است؟

بايد اين مسئله را يادآور شد كه اگر خاندان‌ها جايگاهي پيدا كردند، به خاطر حوزه و مرجعيت بود و مرجعيت و حوزه مؤثر در جامعه بودند. مرجعيت در آن شرايط آشوب از مردم براي پر كردن خلأها دعوت كرد، نه اينكه وجود يك خانواده تأثيرگذار در مردم باشد. بنابراين طبق طرحي كه علما ارائه كردند و توسط مردم پياده شد، تقريباً عراق تنها كشور در منطقه و شايد جهان بود كه مورد تعرض نيروهاي خارجي قرار گرفت و پس از چندي مردم آن موفق به بيرون راندن آنها شدند و دليل اين امر هم فقط اعتماد مردم به مرجعيت بود كه با بقاي نيروهاي خارجي در كشورشان موافق نبودند.

با توجه به اتفاقات اخير كه در جهان اسلام به وجود آمد رويكرد علماي شيعه و ارزيابي ايشان از تحولات بيداري اسلامي با رويكرد علماي اهل سنت و برخي از سلفي‌ها چه تفاوتي دارد و به نظرتان چرا بعضي از علماي اهل سنت با اين حركت‌ها با ترشرويي برخورد مي‌كنند؟

البته اين روزها نمي‌توان به‌طور كلي در اين باره حكم كرد، اما در هر جامعه‌اي اختلاف نظر وجود دارد و چيزي كه ما در اين كشورها ملاحظه كرديم اين بود كه عكس‌العمل ايشان مناسب با سياست‌هاي برخي رژيم‌هاي منطقه است، لذا مي‌بينيم در مصر وارد صحنه نشدند، اما در ليبي و سوريه دخالت مي‌كنند، چون رژيم‌هاي ليبي و سوريه مخالف با رژيم‌هاي هدايت‌كننده اينهاست تا جايي كه گروهي از سلفي‌ها تظاهرات را منع كردند، به‌طور مثال در بحرين صد در صد مخالف اعتراضات بودند. البته در اين منع سوريه مستثني بود، چون سوريه برخلاف روش ايشان قدم برمي‌دارد. در واقع اينان برخورد دوگانه‌اي داشتند.

توصيف حضرتعالي از اسلام‌گرايان سني مذهب در منطقه و نگاه ايشان نسبت به تشيع چيست؟

هم‌اكنون اسلام‌گرايان سني مذهب به دو بخش سلفي و اخوان‌المسلمين تقسيم مي‌شوند. سلفي‌ها نسبت به تشيع بسيار بدبين‌ و متعصب هستند و تاكنون متوجه حقايق نشده‌اند و به اين آساني هم نخواهند شد، زيرا به علت تعصب مذهبي و طايفه‌اي نمي‌توانند به اين آگاهي برسند. البته دليل سياسي دارد، چون آنها از طرف بعضي از رژيم‌هاي منطقه و خليج حمايت مي‌شوند و سياست اين دول دشمني با تشيع و جمهوري اسلامي ايران است.

اخوان‌المسلمين با سلفي‌ها فرق دارند و اميدي هست كه اينان با روحيه بازتري با شيعه برخورد كنند، ولي در بعضي از گروه‌هاي اخوان‌المسلمين علائم تعصب ديده مي‌شود.

اوضاع بحرين را چگونه پيش‌بيني مي‌كنيد؟

اوضاع بحرين بسيار پيچيده است، چون بحرين يك كشور كوچك است و متأثر از كشورهاي بزرگ منطقه اختلاف بين كشورهاي بزرگ در منطقه بر وضعيت داخلي اين كشور منعكس مي‌شود، اما نمي‌توان آگاهي و بيدارسازي علما را در شرايط كنوني بحرين بي‌تأثير دانست، ولي اگر بتوانند به اعتراضات خود به صورت عقلاني ادامه دهند، جهان ناچار مي‌شود به حقوق اين مردم احترام بگذارد.

نظرتان درباره اوضاع سوريه چيست؟

اوضاع سوريه بسيار پيچيده است، چون كشمكش‌هاي منطقه همه با محوريت سوريه صورت مي‌گيرد، براي همين وضعيت سوريه به آساني حل‌شدني نيست.

آيا در لبنان بدون اينكه اسمي از گروه خاصي باشد، مقاومت شيعي تأثيري داشته است؟

بله، تأثير داشته، اما پيش‌بيني آينده كار بسيار دشواري است. آينده منطقه مرهون كاركرد صحيح متصديان امور است. اگر اينها درست اقدام كنند آينده روشن است، اما اگر اشتباه قدم بردارند پيامدهاي منفي دامنگير منطقه مي‌شود. البته جهت‌گيري به سمت شرق و غرب نيست. اين ملت‌ها كه انقلاب كردند از متصديان امور انتظار دارند تا انقلاب‌ها و كشورشان به سمتي برود كه به خاطر آنها انقلاب شد، يعني اگر كاري كنند كه پايگاه‌هاي مردمي را از دست بدهند با يك حركت كوچك سقوط مي‌كنند و اين مسئله را بايد مسلمانان به دست بگيرند تا بتوانند با موضع قدرت وارد صحنه‌هاي بين‌المللي شوند.

حضرتعالي در بيانات خويش تبيين اوضاع، آينده جنبش‌ها و حركات بيداري اسلامي را مشروط و طبق گفته سابقتان پيچيده مي‌دانيد. چرا؟ آيا از سوي حركات انقلابي ضعفي را احساس مي‌كنيد؟

به نظرم آنها ضعف و مشكلي اساسي دارند. مشكل اساسي كه احزاب و نيروهاي اسلام‌گرا دارند اين است كه بيشتر به شعار و آرمان گرايش دارند. اداره كشور خصوصاً در اين زمان خيلي پيچيده‌تر از اين آرمان و شعار است، خصوصاً مسائل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي به‌حدي پيچيده است كه نياز به خبره دارد.

معمولاً اين احزاب و نيروها در سال‌هاي گذشته به عنوان (معارض) مخالف رژيم كشور خود و از صحنه اداره و مسئوليت در مملكت دور بودند و از درك مشكلات اجتماعي و اقتصادي دورند؛ فلذا به نظر مي‌آيد ايشان هنگامي كه زعامت كشور را به عهده مي‌گيرند، كم‌كم متوجه مشكلات و مسائل پيچيده كشور مي‌شوند و چون آمادگي كامل ندارند و با مداخله و معارضه عوامل خارجي و داخلي مواجه مي‌شوند، معلوم نيست در آينده موفق باشند و حكومت مجاهدين در افغانستان نمونه اين مسئله است. مجاهدين پس از سقوط حكومت كمونيسم در افغانستان بر كشور مسلط شدند، ولي نتوانستند اقدام قابل توجهي را انجام بدهند و بعد از ايشان طالبان آمد كه وقايع آن روشن است. اين موضوع، يعني آشنايي با زمان و تخصص موضوعي است كه خيلي از مسلمانان در آن ضعف دارند، به‌طور مثال در كشور عراق مشاهده مي‌كنيم دولت عراق با مشكلاتي روبه‌رو شد كه نتوانست كشور را آن طور كه بايد و شايد اداره كند. طبيعي است اين مسئله شامل ديگر كشورهاي اسلامي هم مي‌شود. زمامداري و مديريت كشور يك مسئله پيچيده و فراتر از هدف و آرمان است. انسجام هدف با مشكلات داخلي و خارجي مسئله بسيار مهمي است. اين مسئله خاص نهضت‌هاي شيعي نيست و تمامي احزاب و گروه‌هاي مسلمان دچار اين مشكلات مي‌شوند، گرچه ما غير از شيعه كه دولت اسلام به معناي واقعي آن داشته باشد، نديده‌ايم.

نظرم اين است كه اگر اسلام‌گرايان در كشورهاي مختلف خود توانستند با تشكيل كميسيون‌هاي متخصص همكاري تنگاتنگ ايجاد كنند و بتوانند اين مشكل را در اين راستا حل كنند كه چگونه مي‌شود از نيروهاي متخصص حتي نيروهايي كه خودي نيستند و در عين حال دشمن هم نيستند، استفاده بهتري كرد، مي‌شود بر اين مشكلات فائق آمد.

مسئله بيداري در عين حالي كه يك امتياز براي اين ملت‌هاست از طرفي يك مسئوليت سنگين هم به عهده اين ملت‌ها قرار مي‌دهد، چون بعد از مرحله انقلاب مرحله مديريت و اداره كشور است كه مرحله بسيار پيچيده‌اي است. براي همين نكات مثبت بستگي به عملكرد متصديان اين كشورها در راهبري انقلاب‌ها دارد، از اين‌رو اگر بتوانند مشكلات خود را پشت سر بگذارند و مردم را راضي نگه دارند، مي‌توانند باعث پيشرفت شوند، والا اگر موفق نشوند در حل اختلافات داخلي يا جهالت مسئولان يا خودباختگي بايد منتظر پيامدهاي ناگوار اين مسائل باشيم. در مورد مقاومت هنوز نمي‌توان به‌روشني و وضوح اظهار نظر كرد. شايد تا چهار سال ديگر بشود در مورد آن پيش‌بيني‌هايي را اظهار كرد.

متأسفانه مسلمانان بيشتر به شعار و آرمان تكيه مي‌كنند و كمتر براي جذب نخبه‌ها و فعاليت‌هاي مردمي سعه صدر دارند. بعضي از اسلام‌گرايان اهل تسنن با حالت تعصب و خشونتي كه دارند، مورد قبول مردم واقع نمي‌شوند و مي‌بينيم در كشورهايي همچون ليبي شكست خوردند. با آن كه در سقوط قذافي سهم مؤثري داشتند، زيرا در اين برهه نتوانستند اعتماد مردم را جلب كنند و با مشكلات امنيتي كه براي مردم ايجاد كردند، حمايت مردم را از دست دادند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار