کد خبر: 609439
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۹۲ - ۲۰:۱۴
وحيد حاجي‌پور

زمزمه حمله نظامي امريكا به سوريه كافي بود تا قيمت نفت جهشي هشت دلاري طي دو روز داشته باشد؛ جهشي كه در طول سال‌هاي اخير كم نظير بوده و نفت را به بالاترين قيمت طي يك سال اخير رسانده است. در واقع خبر كشيدن«ماشه» جنگ احتمالي موجب پيشروي سريع قيمت نفت شد كه تأثيري بزرگ در بازارهاي نفت داشت. اين مهم به خوبي نشان مي‌دهد كه بازارهاي نفت جهان بيش از آنكه از قاعده رياضي و عرضه و تقاضا پيروي كند، تابع جو رواني است كه بازيگردانان آن دو‌گانه‌هاي سياست و اقتصاد هستند. شوك‌هاي نفتي كه طي 50 سال اخير به دنيا تحميل شده است، گرچه نشاني از كمبود عرضه و سيري‌ناپذير بودن تقاضا دارد اما گوياي اين حقيقت است كه نقش اصلي در تعيين قيمت نفت را كشورهاي خاورميانه ايفا مي‌كنند. تمامي شوك‌هاي نفتي جهان كه منجر به افزايش بهاي طلاي سياه شده‌اند همه نشأت گرفته از حوادث و تصميمات كشورهاي پرحاشيه خاورميانه بودند و چالشي بزرگ براي غول‌هاي صنعتي جهان به وجود آورده است؛ غول هايي كه رشد و توسعه اقتصادهاي نوظهور را در كنار خود مي‌بينند و چاره‌اي جز تحمل آنها ندارند.

بايد پذيرفت خاورميانه نقطه تلاقي «سياست و اقتصاد» در جهان شناخته مي‌شود آنجا كه بيش از 60 درصد ذخاير انرژي را در خود جاي داده است و قدرت‌هاي استعماري براي تسلط بر آن و تأمين امنيت انرژي خود از هيچ اقدامي فرو گذار نيستند و از هر ابزاري براي تحقق آن استفاده مي‌كنند اما نيل به چنين هدفي، بيش از آنكه بايد نزديك باشد بايد «منحني آرامش» را به خوبي ترسيم كند. منحني كه در نيم قرن اخير هيچ‌گاه ديده نشده و سرنگوني رژيم‌هاي مختلف و زياده‌خواهي برخي از كشورها به سركردگي كشورهايي همچون امريكا و روسيه از عوامل اصلي دوري جستن منطقه از ثبات محسوب مي‌شود. به بيان ديگر جنگ قدرت ميان كشورهاي صنعتي جهان هيچ‌گاه اجازه زندگي آرام خاورميانه را نداده است و موجب شده كشورهاي منطقه پر شوند از نيم نگاه‌ها به اين قدرت‌ها شايد بي‌دليل نيست كه زكي يماني مرد بداخلاق اما زيرك نفت عربستان در اظهار نظري پرتأمل مي‌گويد:«اي كاش به جاي نفت، آب داشتيم!» اما در منطقه خاورميانه، «دري» گرانبها در حوزه انرژي ديده مي‌شود. از خليج فارس مي‌گوييم كه به تنهايي روزانه بيش از 18‌ميليون بشكه نفت را از تنگه هرمز به صنعت جهان پمپاژ مي‌كند.

ذخاير نفت كشورهاي عربستان، ايران، عراق، كويت و امارات به تنهايي 674 ميليارد بشكه، ونزوئلا، نيجريه و مكزيك 114 ميليارد بشكه، روسيه و كشورهاي حاشيه درياي خزر 77 ميليارد بشكه و در پايان كشورهاي امريكا، نروژ، انگلستان و. . . 140 ميليارد بشكه برآورد مي‌شود كه نشان مي‌دهد بيش از 60 درصد منابع نفت جهان در حوزه خليج فارس قرار دارد. اين وضعيت بدان معناست كه خاورميانه يعني شاهرگ حياتي واشنگتن.

با اين توضيحات به خوبي مي‌توان به اهميت نيروهاي ويژه سنتكام در خاورميانه پي برد و به اين ادعا مهر تأييد زد كه امريكا براي ادامه حيات خود بايد به توليدكنندگان بي‌ثبات و حتي دشمن گرايش پيدا كند. اين منطقه به حدي استراتژيك است كه براي تأمين امنيت آن نيروهاي سنتكام حضور ويژه‌اي داشته و منطقه را به خوبي رصد مي‌كنند. ستاد فرماندهي مركزي ايالات متحده امريكا در پنج منطقه بزرگ نفتي جهان خيمه زده و نخستين مأموريت آن، اسكورت نفتكش‌هاي كويت به مقصد امريكا بود. اين ستاد پس از حمله دوم امريكا به عراق مسئوليت حفاظت از تمامي تأسيسات نفتي حوزه خليج فارس را بر عهده گرفت.

امريكا به خوبي مي‌داند كمبود نفت و افزايش بهاي آن يعني «پسرفت اقتصادي» به همين دليل بود كه وزارت خزانه‌داري امريكا در گزارشي اعلام كرد كه در سال 2025، 70 درصد اقتصاد اين كشور يعني نفت.

اين كشور هم اكنون با 5 درصد جمعيت جهان 25 درصد نفت جهان را مصرف مي‌كند و همچنان روندي افزايشي را طي مي‌كند و آن را آسيب‌پذير كرده است. پيش بيني شده است در سال 2025 تنها 22 ميليون بشكه نفت در حمل و نقل امريكا دود خواهد شد و جالب‌تر اينكه منابع تأمين اين نفت يا از دشمنان اين كشور بوده يا در مناطق پرخطر و بي‌ثبات هستند. ايران، ونزوئلا، روسيه و... از جمله كشورهايي هستند كه در نقطه مقابل امريكا قرار دارند و كشورهايي مانند عربستان، كويت، عراق، امارات، نيجريه و... در مناطق پرحاشيه به صادرات نفت اقدام مي‌كنند.

اما اين همه مسئله نيست؛ بروز احساس ضد امريكايي در منطقه روز به روز بيشتر مي‌شود و همين موضوع كار يانكي‌ها را سخت‌تر كرده است؛ همين چند سال پيش بود كه پنج تن از كاركنان شركت امريكايي هاليبرتون از سوي سلفي‌ها به شنيع‌ترين وضعيت كشته شدند و كمي بعد در آفريقا و كلمبيا به تأسيسات نفتي امريكا حمله شد. بهانه اصلي براي هر دو حمله امريكا به عراق، صدام و مجازات وي بود اما كيست كه نداند چنبره بر نفت اين كشور اصلي‌ترين دليل امريكا براي حمله به عراق نيست. در يك حساب بين‌المللي مشخص مي‌شود عربستان، امارات، كويت و قطر در خدمت اشتهاي سيري‌ناپذير كاخ سفيد خواهند بود و ايران و عراق به معضلي بزرگ براي آنها تبديل شده‌اند. حمله امريكا به سوريه شايد در همين راستا ارزيابي شود تا قدرت ايران را در منطقه خاورميانه كاهش دهد.

به طور قطع در صورت حمله امريكا به سوريه نه تنها قيمت نفت دچار شوكي بزرگ‌تر خواهد شد، بلكه آتش احساسات ضد امپرياليستي در منطقه شعله‌ورتر مي‌شود و اين خطر بزرگي براي نيروهاي سنتكام و منافع امريكا خواهد بود. تئوري پردازان سياست خارجي امريكا بر اين باورند احتمال آشوب و نا آرامي گسترده‌تر در منطقه خاورميانه به ويژه عربستان با مداخله نظامي امريكا بيشتر خواهد شد زيرا اين كشورها در توزيع ثروت و درآمدهاي نفتي تبعيض‌هاي فراواني قائل و موجب تشكيل «جزاير» نارضايتي‌ها تشكيل شده‌اند.

امريكا به كنار، شايعه حمله موشك‌هاي سوري و روسي به تاسيسات نفتي عربستان قابل چشم‌پوشي نيست كه يك تنه يك چهارم ذخاير نفت خاورميانه را در دست دارد هرچند كه اين حقيقتي «تابلو» است اما ارزش هنري ندارد و در صورت چنين موضوعي اقتصاد جهان دچار شوك مي‌شود و در ادامه جنگ جهاني ديگري در منطقه رخ خواهد داد. در صورت چنين اتفاقاتي بيش از آن كه كشورهاي منطقه متضرر شوند خود امريكا قرباني خواهد شد. بايد پذيرفت امريكا سعي دارد راه منافع خود را «آسفالت» كند اما دريغ از اين حقيقت كه خليج فارس به اندازه كافي از حضور سياست‌هاي غربي رنج مي‌برد و انبار باروتي است كه با يك جرقه دنيا را به آتش مي‌كشاند. با وجود اهميت فوق‌العاده خاورميانه و حضور نيروهاي امريكايي در منطقه، حساسيت‌هاي مشهودي قابل مشاهده است كه در صورت كوچك‌ترين اشتباهي غير‌قابل جبران است و نظم جهاني را به خطر مي‌اندازد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار