اسباببازي همراه انسان از دوران پارينه سنگي
در آثار و ابزار به دست آمده از دورانهاي بسيار قديم و حتي عصر پارينه سنگي هم ابزارهايي كشف شده كه به باور باستانشناسان كاربردي به جز اسباببازي را نميتوان برايشان تصور كرد. با تحول بشر به سمت پيشرفت و خلاقيت اما اسباببازيها هم پيشرفتهتر و تكامليافتهتر شدند، درست همانگونه كه انسانها به دنياي پيشرفت و تمدن پا گذاشتند. بازي و اسباببازي يكي از همراهان هميشگي بشر بوده و است و همين احساس نياز و كشش قوي بشر به بازي و اسباببازي موجب شده تا در دنيا كمپانيهاي بزرگ و قدرتمندي تشكيل شده و به توليد اسباببازي بپردازند؛ شركتهايي كه در كنار توليد اسباببازي اهداف و مقاصد متعددي را هم پيگيري ميكنند.
الگوهاي بيجاني كه به اسطورهها جان ميدهند
اگر به ارتباط ميان يك دختربچه و عروسكش دقت كنيد، درمييابيد كه عروسك براي كودك فقط يك اسباببازي نيست و وي به طور غيرمستقيم از پوشش و شخصيت عروسكش الگو ميپذيرد و در دنياي تخيلي خود با وي همانندسازي ميكند. كودك همچنين در دنياي بازي ضمن تجربه عملي، بسياري از مفاهيم را ياد ميگيرد و شخصيت فكري، عاطفي، جسمي و اجتماعياش شكل ميگيرد، همچنين كودك ميتواند از مسير بازي واقعيتهاي دنياي اطراف را بيازمايد و تجربياتش را دروني كند. علاوه بر اين يكي از روشهاي اثبات شده براي آموزش و انتقال مفاهيم بهرهگيري از بازي و اسباببازي است، حتي بسياري از قوانين و مقررات را هم ميتوان با چاشني بازي خوشايند و دلپذير كرد و به كودك آموخت چرا كه بازي قويترين واسطه يادگيري است. با بهرهگيري از اشتياق كودكان به بازي و از طريق ساخت اسباببازيهاست كه بسياري از اسطورهها در ذهن كودك جاي ميگيرند. اگر امروز اغلب دختران جوان ما ميكوشند ظاهري شبيه به باربي داشته باشند يا پسرهاي جوان به قيمت از دست دادن سلامتي و استفاده از داروهاي استروئيدي هم كه شده سعي دارند شبيه بت من يا مرد عنكبوتي شوند، اگر كشورمان يكي از ركوردداران مصرف لوازم آرايشي در دنياست و رنگ موي بور يا لنزهاي رنگي به رغم تمامي خطرات و چالشهايي كه براي بسياري از زنان و دختران جوان به بار آورده و به قيمت نابينا شدن تمام شده است، هنوز هم طرفدار دارد، ترديد نداشته باشيد كه اين سبك از زندگي سبكي است كه جوانان ما از دوران كودكي با خود حمل كردهاند.
بازي و اسباببازي؛ دومين نياز ضروري انسان
دكتر فربد فدايي روانپزشك و مدير گروه روانپزشكي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي درباره اثر بازي و اسباببازي در زندگي انسانها به «جوان» ميگويد: اگر نيازهاي بهنجار انسان را به شش پله تقسيم كنيم، پس از نيازهاي اوليهاي مانند هوا، آب، غذا و استراحت و خواب كه براي بقاي فرد ضروري است، نياز به كنجكاوي، بازي و دفع ملال در پله دوم نيازها قرار ميگيرد. وي با تأكيد بر آثار مثبت رواني و حتي جسماني بازي كردن براي كودكان ميافزايد: كودكان به وسيله بازي كردن جسم خود را تقويت ميكنند و ظرفيتهايي را كه خداوند در وجودشان به وديعه گذاشته به كمك بازي كردن به منصه ظهور ميرسانند.
بر تهاجم فرهنگي غرب به دنياي كودكان، ما چه دفاعي ميتوانيم داشته باشيم؟ باب اين تهاجم خاموش چگونه بسته خواهد شد؟ فربد فدايي راهكار مقابله با فرهنگ وارداتي از مسير اسباببازيها را در ساخت اسباببازيهايي با فرهنگ خودي ميداند. به گفته وي ما ميتوانيم با مشاركت شركتهاي خودروسازي داخلي از خودروهاي داخلي خودمان اسباببازي بسازيم يا با به خرج دادن خلاقيت بيشتر اسباببازيهاي بومي خود را تقويت كرده و ذائقه كودكانمان را مديريت كنيم، در غير اين صورت نميتوان انتظار داشت كودكاني كه با اسباببازيهاي غربي و وارداتي بزرگ شده و شخصيتشان در خلال بازي با آنها شكل گرفته، وقتي بزرگ شدند به سبك اصيل ايرانياسلامي زندگي كنند.
تمام آثار اين ابزار ساخت بشر
اگر ميخواهيد بدانيد ماجراي ورود اسباببازيها به دنياي انسان چه بوده است. به گفته دكتر فدايي اين موضوع هم به خلاقيت و ابزارسازي انسان بازميگردد. او دراينباره اينگونه توضيح ميدهد: انسان موجودي ابزارساز است و در همه زندگي ابزارها و آفريدههاي دست او نقش دارند. در دوران كودكي نيز بسياري از بازيها به وسيله ابزارهاي بازي يا همان اسباببازي معروف خودمان انجام ميشود.
مدير گروه روانپزشكي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي خاطرنشان ميكند: اسباببازي چه يك توپ ساده باشد و چه يك عروسك هر كدام تأثير بسزايي در شكلگيري جسم و شخصيت كودكان دارند. فدايي با اشاره به ارتباط دختربچهها با عروسكهايشان تصريح ميكند: ارتباط دختربچه با عروسك تخيل وي را درباره روابط با ديگر موجودات برميانگيزد. به باور فدايي عروسكها با افراد مختلف براي كودك همانندسازي شده و خميره شخصيت اجتماعي وي را ترسيم ميكند. اين روانپزشك با اشاره به اسباببازيهاي پسرانه ميگويد: وسايلي از قبيل اتومبيل، قطار و هواپيماي اسباببازي نقشهاي مردانه را براي پسربچهها نهادينه ميكند. وي در اين ميان به انتخاب اسباببازي مناسب براي گروههاي سني و مختلف و با در نظر گرفتن جنسيت كودكان تأكيد دارد و ميافزايد: در اين زمينه بايد دقت زيادي صورت گيرد زيرا اسباببازي نامناسب با سن و جنس كودك نه فقط در رشد شخصيتي و پرورش ذهن كودك اثر مثبتي ندارد بلكه ميتواند چالشزا نيز باشد. فدايي در اين زمينه اسباببازيهاي سادهاي را كه ميتواند خلاقيت كودكان را برانگيزد بسيار كاراتر و بهتر از اسباببازيهاي گرانقيمتي ميداند كه متحرك هستند و خلاقيت كودك در بهرهگيري از آنها هيچ نقشي ندارد و نميتواند به قدرت آفرينندگي وي بيفزايد.
مهمترين ابزار انتقال فرهنگ
با تمام آنچه از كاركردهاي بازي و اسباببازي برشمرديم، شكي نميماند كه اسباببازي يكي از مهمترين ابزارهاي انتقال فرهنگ است، براي همين هم است كه گردش مالي اسباببازي در دنيا بيش از 70 هزار ميليارد دلار است و جالب است بدانيد حدود 70 ميليون دلار از اين گردش مالي هم مربوط به واردات اسباببازي به كشور ماست. از اين حجم، بخش مهمي نيز به صورت قاچاق وارد كشور ميشود. هر چند اسباببازيهايي كه از مبادي رسمي وارد ميشوند هم بدون توجه به آثار و سبك زندگي و نهادينه شدن فرهنگي كه همراه خود ميآورند، به دست كودكان و نوجوانان ميرسند و آنها را سفير فرهنگ و سبك زندگي غربي ميكنند. عروسك باربي، عروسك بيادب، مرد عنكبوتي، بتمن، شرك، بنتن و... نمونههايي از اسباببازيهاي وارداتي است كه با خود فرهنگ و سبك زندگي غربي را هم به ارمغان ميآورد، اين در حالي است كه كشورمان در دنياي توليد اسباببازي عملاً هيچ حرفي براي گفتن ندارد. دكتر فدايي اسباببازيهاي ساخت كشورهاي صنعتي را ابزار تهاجم فرهنگي ميداند و ميافزايد: بسياري از اين اسباببازيها در واقع نمونهاي از جنگافزارهاي امريكايي است. بنا به تأكيد وي اتومبيلهاي اسباببازي نشانهاي از تفوق صنعتي كشورهاي سازنده است يا عروسكهايي كه به شكل مردم كشورهاي غربي ساخته ميشوند و نادانسته كودك را به تقليد از اين فرهنگ وارداتي وادار ميسازند. در رؤياي كودكان، فرد زيبا كسي است كه موهاي بور و چشمان آبي داشته باشد زيرا عروسكهايي كه با آنها بزرگ شده و زندگي ميكنند، چشم آبي و موبور بودهاند. بنا به تأكيد وي وسايل جنگي، تفنگ و تپانچههايي كه براي پسربچهها ساخته ميشود نيز سبب ايجاد خوي پرخاشگري در آنها ميشود و در واقع غرب توانسته از طريق توليد اسباببازيها نگرش اجتماعي و سبك زندگي مردم ما را هم تغيير دهد.