به اذعان اغلب فعالان سياسي و حتي فعالان سياسي جريان اصلاحات، تندرويها و مواضع افراطي اغلب نشرياتي كه بعد از پيروزي دوم خرداد 76 و با حمايت مادي و معنوي وزارت ارشاد وقت پا در عرصه فعاليتهاي مطبوعاتي گذاشتند، نقشي اساسي در تخريب باورها و اعتماد مردم به اصول و آرمانهاي انقلاب اسلامي داشت، مواضعي كه امام (ره) را مظهر پوپوليسم معرفي ميكرد كه بايد به موزه تاريخ سپرده شود و ولايت فقيه را مظهر تحجرگرايي و زيارت عاشورا را مظهر خشونتگرايي. اين تندرويها و مرزشكنيهاي جريان مذكور منشأ فتنهاي شد كه در تيرماه 78 هزينههاي سنگيني را بر نظام اسلامي تحميل كرد، فتنهاي كه باور قطبيسازي فضاي جامعه، دعوت به نافرماني مدني و تحريك عصبيتها سبب شد كه در اوج حوادث تيرماه، روزنامه نشاط با درج شعري از يكي از اين عوامل ميداني «از برانداختن اين نظم كهنه» سخن به ميان آورده بود.
طمعورزي اين نشريات و گردانندگان آنها تا بدانجا رسيد كه وقتي كه ديگر رئيس دولت اصلاحات تاب تحمل تندرويهاي آنها را نداشت و لب به اعتراض گشود، او را تهديد كردند كه از قطار اصلاحات پياده خواهند كرد. غرض از نوشتن اين سطور بازخواني آن «داستان غمانگيز» نيست، چراكه تكرار آن هجمهها خود مثنوي هفتاد من كاغذ ميشود، بلكه هشدار نسبت به شرايط كنوني است كه زمزمهها و مقدمه تكرار آن حوادث با به ميان آمدن همان عوامل رسانهاي با سوءاستفاده آنها از شرايط كنوني كشور، شنيده و احساس ميشود.
به رغم تحولات دو دهه گذشته و به ويژه حوادث و تحولات بعد از فتنه 88 كه ادبار اجتماعي مردم نسبت به اين جريان را در پي داشت و نتيجه انتخابات دوم شوراها به بعد تا انتخابات يازدهم مصداق آن است،اكنون و پس از اين انتخابات، اين تصور در برخي از فعالان اين جريان ايجاد شده كه با تكرار آن فضاسازيها قادر خواهند بود موقعيت افراطيون را در عرصه سياسي كشور بازسازي و تثبيت كرده و فضايي را ايجاد كنند تا با اتكا به آن بتوانند با تسلط به رغم وعده اخير وزير محترم ارشاد به آزادي بيشتر اين مطبوعات، در همين زمان محدود نوعي همگرايي آشكار ميان برخي از روزنامههاي زنجيرهاي با شبكههاي رسانهاي دشمن، نظير بيبيسي و راديو فردا ميتوان ديد كه با همپوشاني مطالب يكديگر فضا را براي كشاندن جامعه به يك نوع تقابل آماده ميكنند.
اين طيف حتي به خود دولت يازدهم هم رحم نميكند و ابايي از اينكه سياستها و راهبردهاي اين دولت به شكست كشيده شود ندارد، مثلاً در همين روزهاي اخير و در پي گزارش اقتصادي وزير اقتصاد دولت آقاي روحاني يكي از اين روزنامهها تيتر «وضعيت تكاندهنده اقتصاد ايران» را براي آن انتخاب ميكند كه به شدت در رسانههاي بيگانه بازتاب پيدا ميكند و اين در حالي است كه روز قبل از آن آقاي روحاني رئيسجمهور در سخنان خود در مرقد امام(ره) سعي در اطمينان بخشي به مردم و ايجاد يك امنيت اقتصادي داشت.
ادارهكنندگان اين نشريات زنجيرهاي كه در اصل گردانندگان همان نشريات هنجارشكن دوران دوم خرداد هستند، اگر چه هنوز مجال تكرار هجمه به ارزشهاي ديني و باورهاي اعتقادي مردم را نميبينند،اما به لحاظ سياسي، ايجاد بيثباتي و تقابل اجتماعي و حتي ناكارآمدسازي دولت يازدهم را در برنامههاي خود دارند. برخي از خطوط راهبردي آنها به شرح زير است.
1- شرطيسازي فضاي جامعه نسبت به نتايج مذاكرات
2- ايجاد تقابل ميان دولت و مجلس به بهانه رأي عدم اعتماد به برخي وزرا
3- جنگ رواني عليه شوراي شهر براي تحميل گزينههاي مورد نظر در شهرداري و شوراي شهر به رغم تركيب اعضاي شورا
4- ترويج اباحهگري و ارزشستيزي
5- دوقطبيسازي فضاي جامعه و...
به رغم ماهيت و پيشينه گردانندگان اين گونه از نشريات كه متأسفانه ردپاي آنها در كميته رسانهاي دولت هم ديده ميشود، جا دارد مسئولان محترم ارشاد يك بار به طور كامل ماجراي آن «داستان غمانگيز» را مرور كنند تا آنها هم به تبع تندرويهاي اين جريان ناچار نشوند از قطار «اعتدال» پياده شوند.