تهران طي روزهاي گذشته شاهد حضور چهرههاي تأثيرگذار بينالمللي بوده است. مهماناني كه براي گسترش روابط خود با جمهوري اسلامي به تهران سفر كردهاند. پس از برگزاري مراسم تحليف دكتر حسن روحاني در مجلس شوراي اسلامي كه در آن مقامات نزديك به 60 كشور جهان حضور داشتند، حالا مقامات كشورها و سازمانهاي بينالمللي در رفت و آمدهاي مكرر خود به ايران و در ملاقات با مقامات كشورمان به دنبال حل مهمترين مسائل بينالمللي هستند. گويي جهان به نقش مهم جمهوري اسلامي در تحولات منطقهاي و تلاشش براي ايجاد فضايي مطلوب در دنياي پيرامونش پي برده است. يكي از اين موضوعات، بحران سوريه است كه در حدود دوسال و نيمي كه از اين وقايع تلخ ميگذرد، جامعه جهاني هنوز نتوانسته به يك مدل موفق براي پايان دادن به آن دست پيدا كند. بحراني كه تاكنون هزاران كشته، صدها هزار معلول و ميليونها آواره برجا گذاشته است.
در اين ميان جمهوري اسلامي در حالي به حمايت مادي و معنوي از حكومت قانوني سوريه پرداخته و خواستار پايان يافتن كشتار در اين كشور شده كه در طرف مقابل حكومتهاي غربي همواره با تجهيز تروريستهاي سوري به انواع سلاحها و انتقال كمكهاي مالي به آنان و در نهايت انتقال نيروهاي سلفي و تكفيري از كشورهاي منطقه به داخل خاك سوريه نه تنها مرهمي براي اين زخم نشدهاند بلكه در آتش اين جنگ خانمانبرانداز دميدهاند. اما اين تمام ماجرا نيست، چراكه سازمانهاي بينالمللي مدعي حقوق بشر نيز در مقابل جنايات در سوريه سكوت كردهاند.
تهران مركز رايزني براي سوريه
اما با وخيمتر شدن اوضاع در داخل سوريه و بالا گرفتن درگيريها كه منجر به پيشروي ارتش سوريه در مواضع تروريستها شده است، كشورهاي غربي كه در موضع ضعف و شكست قرار گرفتهاند، براي پايان دادن به افتضاحات خود در سوريه دست به دامان ايران شدهاند. بر اين اساس گفته ميشود كه يكي از مهمترين موضوعات مورد بحث ميان پادشاه عمان و دكتر حسن روحاني رئيسجمهور كشورمان مسائل مربوط به سوريه بوده و پادشاه عمان كه سالها است به عنوان ميانجي ايران و غرب در دنيا معرفي شده است، پيامي از طرف غربيها در اين خصوص به دكتر روحاني ابلاغ كرده است. در همين حال همزمان با شدت گرفتن تهديدات امريكا عليه سوريه در خصوص احتمال حمله نظامي به اين كشور براي كمك به نيروهاي شورشي و پاسخهايي كه مقامات ايراني به اين تهديدات دادهاند، جفري فلتمن امريكايي كه معاون سياسي دبيركل سازمان ملل متحد است، به تهران سفر كرد تا بتواند از ديدگاه ايران در خصوص سوريه آگاه شود و احياناً به يك نقطه مشترك نيز دست پيدا كنند. گفتني است مهمترين محور مذاكرات ميان فلتمن و محمد جواد ظريف، وزير امورخارجه كشورمان پيرامون تحولات سوريه بوده است.
انگ استفاده از سلاح شيميايي در روز افشاي اسناد
اما در اين ميان بهانه اصلي امريكا براي لشكركشي به سوريه موضوع استفاده از سلاح شيميايي در اين كشور است. اتهامي كه چندين بار به حكومت سوريه زده شد اما هر بار با افشاي اسناد مختلفي اين اتهام نقض و به جايش تروريستهاي سوري در مظان اتهام استفاده از سلاحشيميايي قرار گرفتند. بيشك تروريستهاي سوري كه اين روزها در موضع ضعف و عقبنشيني قرار دارند، هيچ بدشان نميآيد كه به بهانه استفاده حكومت سوريه از سلاحهاي شيميايي پاي ارتش امريكا را به اين كشور باز كنند و زير چتر حمايتي آنان بتوانند شكستهاي گذشته خود را جبران كنند. علاوه بر اين امريكا نيز كه از اين جنگ فرسايشي در سوريه خسته شده و مترصد ورود به اين كشور براي يكسره كردن كار دولت سوريه و گرفتن ژست مبارزه با سلاحهاي كشتار جمعي است، نيز تاكنون طرحهاي مختلفي را براي حمله به سوريه آماده كرده كه هربار اين طرحها به خاطر حمايت مقتدرانه ايران و روسيه از دولت قانوني اين كشور، تمامي طرحها مسكوت مانده است. اما بهانه حمله امريكا به سوريه براي مقابله با سلاحهاي شيميايي در حالي است كه روزنامه فارين پاليسي اسنادي از حمايت امريكا از دولت صدام براي حمله شيميايي به ايران منتشر كرده است.
اين روزنامه در اين خصوص نوشته است كه در زمان تهاجم نظامي دولت صدام، ديكتاتور پيشين عراق به ايران، مقامات امريكايي ضمن اطلاع از توسل صدام به گازهاي مهلك شيميايي عليه سربازان ايراني و حتي مردم عراق مدارك قاطعي از اين اقدامات در اختيار داشتند اما از افشاي آن خودداري كردند و به علاوه درست در زماني كه ميدانستند صدام قصد توسل به حملات شيميايي را دارد، اطلاعات تاكتيكي و لجستيكي را عليه ايران در اختيار دولت او قرار دادند با اين اميد كه به پيروزياش در اين جنگ كمك كرده باشند.
ديدگاه انساني ايران به تحولات سوريه
اما جمهوري اسلامي در حالي به حمايت از دولت قانوني سوريه پرداخته كه اين كشور به عنوان خط اول جبهه مقاومت نه امروز و ديروز بلكه از ابتداي انقلاب مورد توجه و حمايت كشورمان بوده و ايران بارها سوريه را به عنوان خط قرمز خود معرفي كرده است. اين حمايتها از سوريه در حالي است كه ايران بارها بر حل مسالمتآميز بحران سوريه تأكيد كرده و در اين مسير از هيچ تلاشي فروگذار نكرده است، اما در طرف مقابل غرب به رغم تمام ادعاهاي صلحطلبانهاش نه تنها تلاشي براي توقف درگيريها در اين كشور انجام نداده بلكه با طرح گزينههاي نظامي در آتش اين جنگ دميده است.
اما در نهايت بايد گفت كه اگرچه بيش از دو سال و نيم از جنگ داخلي سوريه گذشته و با از بين رفتن زيرساختهاي اقتصادي اين كشور، حكومت سوريه كمي با مشكل روبهرو شده است، اما قطعاً حمله نظامي به اين كشور تبعات بسيار سنگيني را براي كشورهاي غربي به دنبال خواهد داشت و جبهه جديدي عليه خود در منطقه خاورميانه باز خواهند كرد. جبهه جديدي كه بيشك با حضور ايران و روسيه به باتلاقي براي غرب تبديل خواهد شد.