
سالهاست كه رسانههاي جريان اصلاحات به صورت هدفمند و مشترك از اصولي نانوشته پيروي ميكنند تا بتوانند پروژههاي سياسي پدرخواندههاي جريان خود را به مرحله اجرا نزديك كنند و آنچنان اين اصول ديكته شده - رهبران تئوريك اين جريان- در روح و جان رسانههايشان نهادينه شده كه ديگر نيازي نيست كه پس از هر رويداد سياسي- اجتماعي درفضاي كشور، تيترهاي اصلي صفحات خبري يا محور مصاحبههاي روزنامهها به فعالان رسانههايشان يادآوري شود.
نگاهي گذرا به صفحات رسانههاي مكتوب جريان تجديدنظرطلب در طول هفتههاي اخير، به خوبي بخشي از اصول ديكته شده اتاقهاي فكر جريان اصلاحات را به رسانههاي گروهيشان نشان ميدهد، به طوري كه پروسههايي نظير«مصادره موفقيت دكتر روحاني به نام اصلاحات»، «سهم خواهي از كابينه دولت يازدهم»، «تطهير رهبران شهرآشوب88 و به تبع آن تحت فشار قرار دادن روحاني براي آزادي زندانيان سياسي» ازجمله دستور كارهايي بوده كه پدرخواندههاي اين جريان براي رسانههاي خود درنظر گرفتهاند. به فاصله دو ماه از موفقيت دكتر روحاني در انتخابات و بلافاصله پس از گرفتن رأي اعتماد 15نفر از اعضاي كابينه دولت، اين بار تئوريسينهاي اين جناح سعي كردهاند فشار رسانهاي- رواني خود را روي مجلس نهم متمركز كنند و اهداف ميانمدت و درازمدت خود را از اين مسير ميسر كنند. بعد عنوان شده از كار عملياتي براي جريان اصلاحات نقش حياتي دارد و ميتواند سوداي چندساله به قدرت برگشتن آنها را به واقعيت نزديكتر كند.
فازهاي طرح تبليغاتي- رواني تئوريسينهاي اصلاحات
پايلوت يا پيشنويس سناريوي مورد اشاره هواخواهان داخلي ليبراليسم درچند فاز عملياتي تدوين شده و مقدمه پيادهسازي آن را در تيترهاي پرشمار و متراكم يك هفته اخير روزنامههاي زنجيرهاي ميتوان به وضوح ديد. « رأي اعتماد و عملكرد تندروهاي مجلس»، «دولت اعتدال درچالش با افراطيون »، «عقلاي مجلس بيشتر به فكر افراطيون باشند »، «پخش شبنامه تندروها، درصحن در شأن مجلس نبود » و « شبنامه تندروها كار دست نجفي داد » اينها تنها بخشي از تيترهايي است كه با محوريت «افراطي» ناميدن بخش قابل توجهي از نمايندگان مجلس روي صفحههاي خبري رسانههاي اين جريان نقش بسته است. مقدمه اين طرح كه همان، «اصرار» و «تكرار» گزاره «افراط» از رسانههاي اين جريان براي بخشي از منتخبان مردم در مجلس است، پرده از روي هدف گذاري سه ساله نظريهپردازان اين جرگه براي «بازگشت رسمي اصلاحات به حاكميت »بر ميدارد. به عبارت ديگر رسانههاي جريان اصلاحات استفاده خاص از اينگونه گزارهها را براي نيل به اهدافي ميدانند كه سالهاست براي آن تلاش ميكنند و امروز را بهترين فرصت براي برآورده شدن آن ميدانند.
پرده اول؛ فرافكني و انداختن توپ در زمين اصولگرايان
القاي اين نكته به جامعه كه اصولگريان افراطي هستند، ابتداييترين هدف رسانههاي اين جريان از ناميدن بخشي از اصولگرايان انقلابي مجلس به نام «تندور» اين است كه جريان اصلاحات را از زير بار رواني اتهام فتنهگر دربياورند، اتهامي كه مردم به واسطه رفتار ساختارشكنانه آنها به اين گروه نسبت دادهاند و آن چيزي جز فتنهگري و تندروي نيست. رهبران فكري اين جريان به خوبي ميدانند كه تكرار يك دروغ بزرگ – افراطي ناميدن بخشي از اصولگرايان انقلابي مجلس- در دراز مدت تأثير خود را در فضاي سياسي كشور ميگذارد، پس ميتوان اميدوار بود كه آرام آرام با تبليغات جهتدار، جريان اصولگرايي را در اذهان عمومي با كلمه «افراط» پيوند داد و اين باور را به جامعه تزريق كرد كه اصولگرايي يعني تندروي و خشونتطلبي. به عبارت ديگر، نسبت دادن اتهامي است كه سالها منسوبين به اصلاحات با آن شناخته شدهاند تنها از اين مسير ميسر ميشود كه جريان رقيب را افراطگرا بنامند تا هم قد خميده دوستان فتنهگرشان را از زيربار اين اتهام سنگين چند ساله خالي كنند و هم بتوانند از پاسخ به افكار عمومي در مورد چرايي هزينهزايي براي نظام و مردم طفره بروند.
پرده دوم؛ القاي دو دستگي ميان نمايندگان مجلس
تكرار كليدواژه «افراط» براي بخشي از نمايندگان اين پيام را به جامعه مخابره ميكند كه در درون مجلس دو دستگي مفرطي وجود دارد و نمايندگان معتدل همانهايي هستند كه از دولت يازدهم حمايت صد درصدي ميكنند و اين يكي ديگر از اهداف كوتاهمدت تجديدنظرطلبان به شمار ميآيد. بدون ترديد ايجاد شكاف تصنعي ميان نمايندگان مجلس از يك سو مردم را از تحقق مطالباتشان دلسرد ميكند و از سوي ديگر ميتواند نفوذ و اثرگذاري جريانهاي بيروني مجلس را در نتايج جلسات منتخبان ملت افزايش دهد. تحميل گزينههاي افراطي در قالب سه وزير باقيمانده به دولت تنها از طريق رأي آوري در مجلس قابل تحقق است و اين صفكشي ميتواند كمك بلاشكي باشد براي رأيآوري گزينههاي تندرو مورد نظر اين جرگه. تصور نظريهپردازان اين جماعت اين است كه هجمه و تخريب روحيه انقلابي افرادي كه در طول جلسات بررسي رأي اعتماد مجلس به كابينه دولت، با حضور فتنهگران در كابينه مخالفت كردهاند هم ميتواند انقلابيون مجلس را درحالتي تدافعي فرو ببرد تا بلكه مخالفتهايشان نسبت به سه وزير پيشنهادي كاهش يابد و هم زد و خورد و درگيري ميان نمايندگان اصولگراي مجلس را با رشد فزايندهاي مواجه كند. به زعم اين نظريهپردازان، براي كنترل روشنگري و بصيرتافزايي قشر انقلابي مجلس و مخالفت آنها با اقدامات بحث برانگيز دولت، سدي محكم لازم است و اين سد را بايد از نزديكترين فاصله ممكن كه قدرت اثرگذاري و كنترل بيشتري دارد بنا كرد و سدي كه دو ويژگي ذكر شده را دارد نمايندگان مجلسي هستند كه قابليت ترغيب و تحريضشان در مقابل اين گروه وجود دارد.
هدف سوم؛ تقابل دولت روحاني و مجلس
ايجاد اصطكاك بين قوا از اهداف قديمي جريان مخالف گفتمان انقلاب اسلامي بوده، به گونهاي كه هميشه سعي شده برخلاف مصالح و منافع نظام، قواي سهگانه رودرروي هم قرار بگيرند و از اين طريق فرصتي براي پيگيري اهداف خاص جريان متبوعشان دست دهد. اين هدف مياني در حالي به عنوان يكي از اهداف جريان اصلاحات شناخته ميشود كه رئيس دولت يازدهم بارها بر تعامل سازنده دولت جديد با مجلس نهم تأكيد اساسي داشته و نمايندگان مجلس هم در جريان رأي اعتماد به وزراي دولت روحاني، بهترين و عاليترين سطح از تعامل و همكاري با دولت را به نمايش گذاشتهاند.
برجسته كردن اختلافنظرهاي عادي بين مسئولان دولت و منتخبان ملت در روزهاي اخير در مباحثي مانند دادن رأي اعتماد به سه وزير باقيمانده كابينه يازدهم، گوياي اين نكته است كه اين جريان رسانهاي تلاش دارد موضوعات فرعي و دسته چندم را به چالشي بين اعضاي دو قوه مقننه و مجريه تبديل كند. محقق شدن اين هدف مياني را ميتوان پلي دانست براي نيل به هدف اصلي اين جريان كه در ادامه خواهد آمد.
پرده آخر؛ خيز براي كسب كرسيهاي مجلس دهم
اهداف سهگانه ذكر شده بستري است براي هدف راهبردي و غايي اين جريان در طول سه سال آينده كه همان «برگشت رسمي به عرصه حاكميت بدون دادن كمترين هزينه» است. اكثر فعالان عرصه سياسي تأكيد دارند كه رفرميسم داخلي (اصلاحطلبان) پس از غائله آفريني در سال88 همواره با اقدامات مهندسي شده جمعي و پروپاگانداي رسانهاي در پي تلطيف فضاي سياسي كشور با هدف برگشت به درون حاكميت و صحنههاي انتخاباتي بوده و تلاش داشتهاند كه به هرشكل ممكن از رخوت سياسي كه تا ديروز به آن دست به گريبان بودهاند، رهايي يابند. براي همين است كه اين جريان پس از چندين شكست انتخاباتي در دورههاي گذشته، امروز پشت شعار «اعتدال» دولت روحاني پنهان شده و با طرح و پيادهسازي عمليات رواني بر روي مجلس نهم، تلاش دارند كرسيهاي مجلس دهم - وحتي دولت آينده- را به تصاحب خود در بياورند كه اين هم زنگ خطري براي دولت به شمار ميآيد و هم براي جريان سيال اصولگرايي. اما راه تحقق اين هدف را پدرخواندههاي اين جريان به اين شكل تعريف نمودهاند: 1- با برجسته كردن مخالفتهاي نمايندگان اصولگراي مجلس با برخي از وزراي پيشنهادي، اينگونه وانمود كنند كه «مهمترين دستانداز در مسير تحقق وعدههاي دكتر روحاني به مردم، رفتار و عملكرد اصولگرايان مجلس است» تا اگر دولت اعتدالگرا در طول سالهاي آتي نتوانست به آنچه وعده داده عمل كند، تقصير را بر گردن مجلس نهم و نمايندگان ملت بيندازند و از بار مسئوليت و پاسخگويي شانه خالي كنند.
2- تبليغات گسترده رسانهاي براي تخريب وجهه نمايندگان انقلابي مجلس در دراز مدت اين توقع را در بين عموم جامعه بهوجود ميآورد كه بايد مجلسي در سه سال آينده روي كار بيايد كه با اهداف و گفتمان دولت يازدهم همپوشاني و همافزايي داشته باشد تا وقت كمتري از دولت صرف تعارض با نمايندگان ملت شود.
3- تكرار كليدواژه «افراط» في نفسه اين شائبه را براي جامعه بهوجود ميآورد كه نمايندگان كنوني مجلس توانايي، كارآمدي و شايستگي لازم را براي پيگيري مطالبات مردم ندارند و بهتر است جريان رقيب طيف حاكم بر مجلس به جاي اين افراد انتخاب شوند. پس تخريب و هجمه به نمايندگان فعلي منفعت بزرگتري به نام رويگرداني مردم از اصولگرايان و توجه به جريان اصلاحات را به همراه خواهد داشت و اين يعني همان برگشت رسمي به قدرت.
4- البته شركت در آوردگاه انتخابات96 با يك نامزد مستقل از سوي اصلاحطلبان را هم ميتوان به اين پازل اضافه كرد، چراكه يكي از چهرههاي اصلي اين جريان درهفته گذشته ابراز ميكند: «پيشبيني من اين است كه دولت روحاني دولت چهار ساله است.»
مردم به همطيفان افراطيون مجلس ششم اقبالي ندارند
درحالي نظريهپردازان جريان اصلاحات با عمليات رواني- رسانهاي امروز عليه مجلس، هدف نهايي «تصاحب كرسيهاي مجلس دهم» را اراده ميكنند كه حافظه تاريخي مردم تندرويهاي افراطيون مجلس ششم نظير، « تصويب لوايح دوقلو »، « اصرار بر مقاومت در برابر شوراي نگهبان »، «درخواست نوشيدن جام زهر از رهبر انقلاب» و نهايتاً «تحصن و استعفاي دسته جمعي نمايندگان اصلاحطلب اين مجلس» را هرگز از ياد نميبرند و بدون ترديد اجازه نخواهند داد اينگونه افراد باز هم در جريان قانونگذاري كشور قرار گيرند. به راستي چطور ممكن است مردم به كساني اقبال كنند كه درطول دو دهه گذشته بارها سعي داشتهاند بدون توجه به منافع ملي و مصالح بينالمللي، كشور را در شرايط اضطرار و بحران قرار دهند؟ پدرخواندههاي جريان اصلاحات بهتر است به جاي اتخاذ استراتژيهاي خاص براي فريب افكار عمومي و سعي در برگشت به مناسبات سياسي كشور، از گذشته تاريكشان اعلام برائت كنند و فراموش نكنند كه مردم به دليل تندرويهاي گذشته است كه در چند دوره اخير به كانديداهاي اين جماعت اقبالي نشان ندادهاند.