کد خبر: 608289
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۸:۴۰
«جستارهايي درنسبت شهيد آيت الله سيد محمد باقرحكيم و مجلس اعلاي اسلامي عراق»در گفت‌وشنود با آیت‌الله سید محمدتقی مدرسی
شاهد توحيدي

درآمد: آنچه در ذیل میآید بخشی از گفتوگو با حضرت آیتالله سید محمدتقی مدرسی از مراجع و علمای عراق است.

ایشان از دوستان و همراهان شهید آيت الله حکیم بود و در تأسیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی با آن بزرگوار همفکری و همکاری زیادی داشت. در این گفتوگو بیشتر در خصوص هدف از تأسیس مجلس اعلا و نیز نقش شهید آيت الله حکیم پرسیده شده است.

در ابتدا حضرتعالی در باره هدف از تأسیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق توضیحاتی بفرمایید.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مسلمانان جهان به این باور رسیدند که می‌توانند در اواخر قرن بیستم حکومتی اسلامی تشکیل دهند و در بین کشورهای اسلامی طبیعی بود عراق بیش از سایر کشورها تحت تأثیر این انقلاب قرار گرفت، زیرا میان ملت عراق و ایران ویژگی و عناصر خاصی حاکم بود که فرهنگ و تاریخشان شباهت زیادی به هم داشتند و بازتاب هر حادثه‌ای که در یکی از این دو کشور رخ می‌داد، در کشور دیگر نمود زیادی داشت. حوزه‌های علمیه ایران غالباً در عراق بود؛ مراجع تقلید ایران در عراق اقامت داشتند؛ رهبر انقلاب اسلامی ایران مدت زیادی در نجف زندگی می‌کرد و هدایت انقلاب را از این شهر انجام می‌داد، مردم عراق احساس می‌کردند شیعیان ایران جزء لاینفک آنها هستند. دولت عراق پس از احمد حسن البکر به صدام منتقل شد و وقتی حزب بعث با حرکت‌های مردمی در عراق مواجه شد، خشونت را تنها راه‌حل خود برگزید و به جنبش‌های اسلامی فشارهای زیادی وارد و به حوزه‌های علمیه حمله کرد و علمای بسیاری را به شهادت رساند که می‌توان به آیت‌الله شهید سید محمدباقر صدر در عراق و سید حسن شیرازی در بیروت اشاره کرد.

در آن زمان مبارزین عراقی ایران را تنها ملجاء خود یافتند و اغلب به ایران پناهنده شدند و البته تا حدودی کشور سوریه هم از این مبارزین استقبال می‌کرد، ولی سایر کشورهای همسایه موضع‌گیری مناسبی در قبال این مبارزان نداشتند. در ایران حرکت‌های بسیاری از سوی مبارزان شروع شد از جمله سازمان امل اسلامی، حزب‌الدعوه اسلامی، سازمان مجاهدین عراقی و شخصیت‌های مستقلی که در مورد عراق فعالیت می‌کردند. پس از مدتی مبنا بر این شد که جلساتی بین عده‌ای از شخصیت‌های عراقی صورت بگیرد که آقایان سید کاظم حائری، آصفی، شهید حکیم، خود بنده و چند تن دیگر در این جلسات حضور یافتیم و به این تصمیم رسیدیم که مجلس اعلای انقلاب اسلامی تأسیس شود و نمایندگان کل گروه‌های عراقی در این مجلس حاضر شوند و جریان واحدی شکل بگیرد.

نقش شهید آیتالله حکیم در ایجاد و تداوم این مجلس چه بود؟

شهید آیت‌الله حکیم یکی از مؤثرترین و بارزترین شخصیت‌هایی بود که در ایران حضور داشت و در شکل‌گیری مجلس اعلا اصلی‌ترین نقش را ایشان به عهده داشت و تلاش‌های زیادی در این جهت انجام داد، به‌طوری که این مجلس با نام ایشان عجین شده بود.

وضعیت فعلی این مجلس پس از شهادت شهید حکیم و سرنگونی رژیم بعث و صدام چگونه است؟

مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق یکی از سازمان‌ها و گروه‌های فعالی است که در عراق فعالیت می‌کند. حضور شهید حکیم که چند دهه مبارزات جدی با حزب بعث داشت و نیز شهادت عده زیادی از خانواده ایشان و نیز مقام علمی ایشان به این مجلس اعتبار و وجاهت خاصی بخشیده بود. با شهادت وی این جنبه کمرنگ شد، ولی مجلس اعلا با توجه به تجربه و سابقه‌ای که با مدیریت شهید حکیم به دست آورده بود، سازمانی پویا و فعال است و در حال حاضر به نظر بنده با توجه به شهادت آیت‌الله حکیم دوران بازسازی و ترمیم را طی می‌کند. شهید حکیم در عراق به عنوان رهبر مطرح بود و جریانات و گروه‌های بسیاری به ایشان اعتماد داشتند و با ایشان همکاری می‌کردند. شهادت وی ضربه سنگینی بر پیکر این مجلس وارد ساخت. مجلس اعلا باید موضع‌گیری‌های جدی‌تری در مقابل حضور اشغالگران بگیرد و نقش اصلی خود را به‌خوبی ایفا کند.

شهید آیتالله حکیم در مدت کوتاهی که در عراق حضور داشت، چه نقشی ایفا کرد و موجب بروز چه تحولاتی شد؟

در حقیقت نقشی که شهید حکیم در عراق آغاز و ایفا کرد بسیار به‌جا و مناسب بود، ولی متأسفانه دشمنان زود به نقش ایشان در آینده عراق پی بردند و قبل از آن که اقداماتش به ثمر بنشیند و اهدافش محقق شود، او را به شهادت رساندند.

در عراق از دو راه می‌توان جامعه را فعال ساخت؛ یکی از طریق حوزه‌های علمیه و دیگری از طریق سازمان‌های سیاسی دینی که با حوزه مرتبط هستند. شهید حکیم در نظر داشت مجلس اعلا در بغداد به فعالیت‌های سیاسی بپردازد و خودشان در نجف اشرف فعالیت حوزوی، تبلیغی و فرهنگی انجام دهند و حوزه را فعال سازند؛ به همین منظور نیز در نجف رحل اقامت گزیدند و نماز جمعه را اقامه کردند. حوزه بانوان را راه انداختند، ولی ایجاد تحول اساسی در حوزه کهن همچون نجف زود ثمر نخواهد داد و متأسفانه تلاش‌های ایشان قبل از ثمردهی با شهادتشان متوقف شد. امیدواریم اهداف و آرمان‌های بلند شهید حکیم تداوم یابند و حوزه نجف با حضور مراجعی همچون حضرت آیت‌الله سیستانی که از جایگاه بسیار خوبی در عراق برخوردارند تحول شگرفی یابد و خساراتی را که در چند دهه حکومت صدام به حوزه نجف وارد شده است، جبران شود.

در باره اندیشه سیاسی شهید حکیم صحبت فرمایید و این که برنامههای ایشان برای آینده عراق چه بود؟

بنده از دوران جوانی با ایشان دوست بودم و به نظرم اندیشه‌های سیاسی شهید آیت‌الله حکیم همان اندیشه‌های سیاسی حوزه‌های علمیه است. دیدگاه ایشان محوریت اسلامی، تشیع، حوزه‌های علمیه، مرجعیت دینی و وحدت جامعه اسلامی بود.

در 100 سال گذشته، در ایران و عراق شاهد بودیم حرکت‌های جریانات و گروه‌هایی که از حوزه‌های علمیه نشئت نگرفته بودند و با مرجعیت پیوند ضعیفی داشتند یا به شکست انجامید و یا به انحراف کشیده شدند. حوزه‌های علمیه دو جنبه اصلی دارند، یکی داشتن قدرت جدی در جامعه شیعه و دیگری استقامت زیاد، با توجه به ارتباطی که با قرآن، احادیث و اجتهاد دارند، مسائل روز را با معیار و مبناهای دقیقی می‌سنجند و با آن مسیر را طی می‌کنند، دور شدن جریانات، گروه‌ها و سازمان‌ها از مرجعیت و حوزه‌های علمیه دو مشکل اساسی را برای آنها به وجود می‌آورد: شکست و انحراف. بنابراین محوریت مرجعیت دینی و حوزه‌های علمیه یکی از اندیشه‌های اساسی شهید آیت‌الله حکیم بود و این اندیشه یکی از اساسی‌ترین تفکرات جریان‌های اصیل شیعه نیز به شمار می‌رود.

چشمانداز آینده عراق را چگونه ترسیم میکنید؟

آینده عراق را بسیار روشن می‌بینم، به این دلیل که در عراق مردم بسیار زجر کشیده‌ و ميليون هانفر در دو سه دهه اخیر در عراق به شهادت رسیده‌اند و از لطف و کرم خداوند بعید است که این خون‌های پایمال شوند و در عراق دیکتاتوری جدیدی شکل بگیرد. آینده عراق باید به دست مردم عراق رقم بخورد و مردم این کشور آینده‌ای جز اسلام، مرجعیت و محوریت حوزه‌های علمیه برنمی‌گزینند، چون شاهد بوده‌اند‌ تنها روحانیت و مراجع‌ هستند که همواره در کنارشان ایستادگی کرده‌ و تسلیم زور نشده‌ و هرگز به مردم خیانت نورزیده‌اند.

با توجه به این که حضرتعالی سالها با شهید حکیم مأنوس بودهاید، از ویژگیهای بارز ایشان برایمان بگویید.

شهید حکیم از همان جوانی در فعالیت‌های مردمی و مبارزاتی حضور فعال و چشمگیری داشت. ایشان نزدیک‌ترین فرزند امام حکیم به آیت‌الله شهید سید محمدباقر صدر بود و شهید صدر بارها در جملاتی از ایشان ستایش کرده‌ بودند. شهید حکیم در همان جوانی در پی ایجاد تحول و پویایی در حوزه نجف بودند و در همین راستا مدرسه علمیه‌ای را در نجف تأسیس کردند. به دنبال تحولاتی که در عراق به وجود آمد، ایشان چند بار به زندان افتاد و ممنوع‌الخروج شد و مخفیانه به سوریه و سپس ایران هجرت کرد، چون ایشان و برادر بزرگشان آیت‌الله سید مهدی حکیم تصمیم گرفتند از عراق متفرق شوند و کل وقت خود را به مبارزه علیه رژیم اختصاص دهند. در واقع یک عالم دین، آقازاده مرجع بزرگ عراق و شیعیان جهان و کسی که حوزه، ایشان را به عنوان عالم و مجتهد پذیرفته بود، با این شرایط تصمیم گرفت تمام عمر خود را به مسائل سیاسی اختصاص دهد و این امر بسیار مهم بزرگی بود. پس از شهادت چند تن از برادرانش تصمیم ایشان جدی‌تر شد. در این میان صبر و شجاعت ایشان در پی شهادت عده زیادی از خانواده‌شان ستودنی است.

ضمن این که ورود ایشان پس از سقوط صدام به عراق نیز قابل ستایش است، چون در آن شرایط اوضاع امنیتی بسیار خراب بود، ولی چون ایشان تکلیف را در این دیدند که به عراق بیایند، در آن شرایط آمدند و حتی روز اول رجب با توجه به این که ایشان را تهدید به مرگ کرده بودند، دست از اقامه نماز برنداشتند و گفتند: «من به تکلیف خویش عمل می‌کنم».

تدین، تعبد، نمازهای شب، عبادت، راز و نیاز و گریه ایشان دیگر جای بحث ندارد و بر همگان مبرهن است که ارتباطشان با خدا چقدر قوی بود.

شهید حکیم در مسیر حق قرار گرفته و تنها با خدا معامله کرده بود و خداوند نیز اجر شهادت را به ایشان به خاطر خلوص و نیت پاک اهدا کرد. آیت‌الله حکیم هرگز کارهای خیرش را آشکار نمی‌کرد، اهل ریا نبود، تجسم تقوی و خلوص بود و ویژگی‌های زیادی داشت که مجال بازگویی همه آنها در این مقال نیست.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار