
اقبالي كه به اصلاحطلبان نبود!
اصلاحطلبان بيش از هر كسي ديگر ميدانند كه آنان هيچ گاه پيروز انتخابات 92 نبودهاند و از قبل انتخابات هم ميدانستند كه كانديداي آنان اقبالي براي رأي آوري ندارد كه هيچ، حتي شكست آبرومندي را هم براي آنان به ارمغان نخواهد آورد. مردم بيش از هر امر ديگري با دغدغههاي اقتصاديشان پاي صندوقهاي رأي خرداد 92 آمدند و كيست كه نداند اين دغدغه گرچه به پاي تحريمها و برخي بيتدبيريهاي دولت دهم و اختلافات سياست زده مجلس و دولت نوشته شد و مردم را از اصولگرايان دور كرد، اما يقيناً دست توده رأيدهندگان را به دامان اصلاحات نيز نخواهد آويخت. اصلاحطلبان نه هيچگاه شعارهاي اقتصادي داشتهاند و نه هيچگاه ادعايي در اين باب. مردم هم ميدانند براي دغدغههاي اقتصادي شان نبايد روي اصلاحطلبان حساب كنند. خرداد 76 هم از سر نبود آزاديهاي متعارف و بسته بودن فضاي سياسي و رسانهاي در دولت قبلي و البته چاشني ژستهاي فرهيختگي كانديداي اصلاحطلبان و با شعار توسعه سياسي پيروز انتخابات شدند. مردم اگر قرار بود به اصلاحطلبان رأي دهند، كانديداي اصلاحطلبان، يعني محمدرضا عارف با نامه سيد محمد خاتمي انصراف داده نميشد و اصلاحطلبان پشت كانديداي خود را اينگونه خالي نميكردند. مجبور كردن عارف به استعفا از علم اصلاحطلبان به باخت سنگين در انتخابات برميگشت و آنان كانديداي اصلاحطلبان را پاي كانديدايي قرباني كردند كه از ابتدا رغبتي براي شركت در انتخابات ذيل پرچم اصلاحطلبي نداشت كه همه واقف بودند بدنامي اصلاحات سبد رأيها را خالي خواهد كرد. اين گونه شد كه اصلاحطلبان به جاي آنكه كانديداي خود را پيروز انتخابات كنند، پيروز انتخابات را كانديداي خود كردند و پشت او پناه گرفتند.
اين روزهاي گذشته از انتخابات 92 نيز گرچه مردم با دغدغههاي اقتصادي به دولت رأي دادند و دولت يازدهم نيز برنامهاش حول محورهاي اقتصادي است، اما رسانههاي اصلاحطلب پيگير دغدغههاي اقتصادي ملت نيستند و همان قدري هم كه قبل از انتخابات از اقتصاد ملت نوشتند، از سر سياهنمايي وضع موجود و ناجي معرفي كردن خويش بود و نه دلسوزي براي مردم.
اصلاحطلبان در امور اقتصادي ظرفيت چنداني هم ندارند، سهمي هم كه از كابينه يازدهم خواستند در وزارتخانههاي اجتماعي خلاصه شد تا غوغازيستي اصلاحطلبان در بستري از ژست اعتدال، شناخت متوهمي از اصلاحطلبان را به ذهن تودهها بريزد و شايد بتوانند در آينده پيروز انتخابات باشند.
دولت مقابل مصادره كنندگان مقاومت كند
اين روزها اصلاحطلبان همه تلاش خود را ميكنند كه بگويند اعتدال همان اصلاحاتي است كه از سال 76 تا 84 در اين سرزمين تجربه شد و اصلاً اعتدالي كه آقاي رئيسجمهور ميگويد يعني همين ما! اما اينكه آن سالهاي قتلهاي زنجيرهاي و آشوب خياباني و خواب اقتصاد كشور و غوغاي رسانههاي پايگاه دشمن شده چگونه در چارچوب اعتدال قرار ميگيرد و ميان دغدغههاي جناحي و سياست زده اصلاحطلبان تا برنامههاي اقتصاد محور كابينه روحاني چه نسبتي برقرار ميشود، جوابي ندارد!
روحاني بايد آنقدر در اين سياست كار كشته باشد- كه هست- كه اجازه ندهد پيروزي او و برنامههايش به نام جناحي كه نقش چنداني در اين موفقيت نداشته، رقم بخورد. به عبارتي ديگر هر قدر هم كه جناحي در پي مصادره دولت باشد، دولت نبايد مصادرهپذير باشد. چنانچه در دولت دهم ديديم كه اقليتي از راديكالهاي اطراف رئيسجمهور كوشيدند كه دولت را براي خود مصادره كنند و دولت هم در برابر آن مقاومت نكرد و سرخوردگي و اختلاف ميان حاميان احمدينژاد رقم خورد.
بايد ديد دولت روحاني و شخص رئيسجمهور چه خواهند كرد و آيا به اين راديكالهاي غوغازيست امكان مصادره دولت يازدهم را ميدهند يا آنكه رأي مستقل مردم را مستقل و فراجناحي نگه ميدارند. مباد روزي رسد كه «مستقل» و «فراجناحي» خود نام يك جناح شود!