كودتاي 28 مرداد سال 1332، نقطه عطف تاريخي براي ملت ايران محسوب ميشود. اين كودتا، سبب سقوط حكومت ملي ايران و استمرار رژيم مطلقه مدرن سلطنتي شد. در آستانه پنجاه و ششمين سالگرد اين كودتاي انگليسي – امريكايي كودتاي ديگري در ايران به بهانه انتخابات سال 88 به وقوع پيوست. تفاوت عمده اين كودتا با كودتاي 28 مرداد اين بود كه اولي به فرجام رسيد ولي دومي نافرجام ماند. در شصتمين سالگرد كودتاي 28 مرداد مروري بر ويژگيها، تفاوتها و مشابهتهاي اين دو كودتا خواهيم داشت.
1- حضور و دخالت بيگانگان به خصوص امريكا و انگليس در هر دو كودتا هويداست. بعد از گذشت 60 سال از انجام كودتاي 28 مرداد 1332، بالاخره آژانس اطلاعات مركزي امريكا (سيا) همزمان با سالروز اين واقعه تاريخي عليه ملت ايران، رسماً اسناد محرمانه اين كودتا را افشا و به نقش خود در برنامهريزي و اجراي اين كودتا كه به بركناري محمدمصدق، نخستوزير وقت منجر شد، اعتراف كرد و 35 سند مربوط به اين مداخله روي وبسايت آرشيو ملي امريكا قرار گرفت. طولي نخواهد كشيد كه اسناد كودتاي سال 88 نيز در وب سايتهاي امريكا قرار خواهد گرفت؛ اسنادي كه از جنايتها و خيانتهاي اذناب كودتاگر سخن خواهد گفت. اين فصل مشترك دو كودتا در ذهن وتاريخ ملت ايران به ثبت رسيده است.
2- فاصله گرفتن از تعاليم اسلام و رهبري ديني در اين دو كودتا قابل توجه و حائز اهميت است. يك روز قبل از كودتاي 28 مرداد 1332 آيتالله كاشاني به رغم تمامي بيمهريها و اذيتهايي كه از طرف دكتر مصدق و طرفداران او ديده بود، در نامهاي خطر وقوع كودتا را به دكتر مصدق گوشزد نموده و به او پيشنهاد همكاري و اتحاد در جلوگيري از توطئههاي دشمنان را ميدهد اما او نميپذيرد. در كودتاي 88 نيز عدمتوجه به هشدارهاي رهبري ديني در مورد فاصله گرفتن و مشخص نمودن مرزبنديهاي خود با دشمنان باعث فرو رفتن در دام فتنه و بيگانگان شد اما در اين كودتا دشمنان ملت ره به جايي نبردند.
3- دولت ملي و مصدق كسي بود كه توسط شاه بر سر كار آمده بود، هرچند خاستگاه مردمي نيز داشت فلذا توسط شاه با پشتيباني قدرتهاي خارجي نيز برداشته شد. مردم به طور مستقيم در له يا عليه او حضور نداشتند اما در سال 88، عليه حكومت ديني و تبلور مردمي اقدام شد، كودتاچيان كساني بودند كه با حمايت بيگانگان عليه رأي و حضور مردم و دموكراسي اقدام كرده بودند، در حقيقت كودتا عليه مردم و حضور مستقيم مردم بود.
4- كودتاي 28 مرداد 1332 در حالي صورت گرفت كه كشور در حال بيثباتي بود، در فاصله 12 ساله (سالهاي 1320 تا 1332)، 12 نخست وزير و 17 كابينه بر سر كار آمده و 23 بار نيز كابينهها ترميم شد و ميانگين عمر كابينهها هشت ماه بود و هيچ توسعهاي در ابعاد سياسي، اقتصادي و فرهنگي در كشور به چشم نميخورد. در حالي كه در برهه زماني كودتاي 88 كشور ايران در نهايت ثبات و آرامش سياسي بود، دولتها در مسير قانوني و مبتني بر مردمسالاري ديني تداوم دارند و رشد علمي و اقتصادي كشور نيز چشم جهانيان را خيره كرده است.
5- تفاوت ديگري كه قابل ذكر است رابطه دين و سياست در دو برهه زماني است. در 28 مرداد مصدق كه مورد كودتا بود، مروج و خواهان جدايي دين از سياست بود كه با قريحه دشمنان و شخص شاه هم سازگار بود. در حالي كه در سال 88 فتنهگران عليه ساختاري كودتا كردند كه مبتني بر رابطه دين و سياست بود.
فتنه سال 88 و كودتاي 28 مرداد1332، گذشته از آثار و نتايج آن يكي از رويدادهاي عبرتانگيز تاريخ معاصر ايران است كه همواره به صورت يك ننگ و شرمساري در تاريخ ايران باقي خواهد ماند؛ ننگ براي خائنيني كه با هويت ايراني، جاسوسي و مزدوري بيگانه را به عهده گرفتند و دروازه را به روي دشمنان گشودند و براي دولتمردان انگليس و امريكا كه در برابر يكي از اصليترين نهضتها و حكومتهاي ضداستعماري قرار گرفتند و با قرباني كردن آزادي و استقلال يك ملت براي خود يك رسوايي تاريخي فراهم ساختند.