
يكي از طنزهاي تلخ روزگار ما اين است كه جرياناتي كه خود روزگاري تندترين مواضع را در عرصه سياست، فرهنگ، اجتماع و مسائل ديني و اعتقادي داشتند و بسياري از رسانههاي خود را با ساز مخالفت با اصول نظام كوك ميكردند، امروز ژست دفاع از اعتدال به خود گرفتهاند و سعي دارند خود را به دولت آقاي روحاني بچسبانند!
اين عده در همين راستا در تلاشند تا هر جريان منتقد خود را در سطح افكار عمومي، افراطي معرفي كنند و اينگونه جا اندازند كه هر كس مخالف ما فكر كند، قطعاً به ويروس افراط مبتلا شده و بايد روزانه سه نوبت از شربت اصلاحات بنوشد تا به دعاي دوزيستهاي سياسي شفا يابد!
معناي اعتدال يعني برچسب افراط به منتقدان؟!طي روزهاي اخير كلماتي كه براي تيترهاي درشت روزنامههاي اصلاحطلب انتخاب ميشود، به گونهاي كنار هم چيده ميشوند كه اصلاحطلبان را اهل اعتدال و هر آن كس كه خلاف آنها فكر كند و منتقد آنان باشد را افراطي بنامند. گويا تعريف اين عده از اعتدال به اين شكل معني شده كه هر كس با ماست معتدل است و هر كس كه بر ماست افراطي است! رسانههاي آنان كه اين روزها خود را لغتنامه اعتدال ميدانند، آنچنان اعتدال را معني ميكنند كه كاملاً در تضاد با تعريف رئيسجمهور است و جالب آنكه در همين حال خود را منسوب به رئيس جمهور و محبوب دولت ميخوانند. اين عده كار را به جايي رساندهاند كه حتي عدمرأياعتماد نمايندگان مجلس به سه عضو پيشنهادي كابينه را ناشي از افراطي بودن نمايندگان ملت دانستند و بعد از آن نيز هنگامي كه رئيسجمهور، محمدعلي نجفي را به رياست سازمان ميراث فرهنگي برگزيد، برخي از آن رسانههاي افراطي در تيترهاي درشت خود اين كار را ناشي از پاسخ رئيسجمهور به افراطيون مجلس عنوان كردند. اين سازهاي ناكوك رسانهاي كه قطعاً خلاف ميل و افكار رئيسجمهور است، تعجب هر مخاطبي را برميانگيزد كه آيا تعريف اعتدال اين است و آيا مقصود رئيسجمهور نيز كه خود را فراجناحي و نماينده كل ملت ميداند، از عنوان اعتدال، اين است كه اعتدال يعني ما و هر كس كه منتقد ماست، بايد به او برچسب افراط بزنيم؟
بهترين مخالف و منتقد در عقايد رسانههاي افراطيبا نگاهي به سابقه اين رسانهها به راحتي ميتوان دريافت كه خود در زمينه افراط جزو السابقونالسابقون هستند و تنها زماني كه چرخ زمانه روي ريل قطار آنها بچرخد، تغيير رنگ ميدهند و آنگاه هر كس كه ذرهاي تفاوت عقيده با آنها داشته باشد را چنان زير چرخ رسانههاي خود له ميكنند تا وجود آن شخص و عقايدش در ميان افكار عمومي كانلميكن شود.
سوابق افراطي اين عده را در دوران دوم خرداد و همچنين در ايام رياست جمهوري محمود احمدينژاد به راحتي ميتوان پيدا كرد. حال آنكه نوع افراط آنها در هر كدام از اين دوران متفاوت بود و به طور مثال در دوران دوم خرداد چنان ميتاختند كه روي موج اصلاحات نزديك بود به موج مرده بيگانگان پيوند بخورند كه متأسفانه تا حدودي هم خوردند، آنچنان كه رهبر انقلاب در ديدار با جوانان در مصلاى بزرگ تهران در تاريخ يكم ارديبهشت سال 79 بنابر اظهار خودشان، ناگزير به بيان اين مطالب پرداختند: «متأسفانه امروز مىبينم همان دشمنى كه بهوسيله تبليغات خود، همتش اين بود كه افكار عمومى يك كشور را به سمتى متوجه كند، بهجاى راديوها آمده در داخل كشور ما پايگاه زده است! بعضى از اين مطبوعاتى كه امروز هستند، پايگاههاى دشمنند؛ همان كارى را مىكنند كه راديو و تلويزيونهاى بىبىسى و امريكا و رژيمصهيونيستى مىخواهند بكنند!... امروز مطبوعاتى پيدا مىشوند كه همه همتشان، تشويش افكار عمومى و ايجاد اختلاف و بدبينى در مردم و خوانندگانشان نسبت به نظام است! 10 عنوان، 15 عنوان روزنامه، گويا از يك مركز هدايت مىشوند، با تيترهاى شبيه به هم در قضاياى مختلف... . من نمىدانم مدل اينها كجاست و كيست!؟ مطبوعات غربى هم اينطور نيستند! اين يك نوع شارلاتانيزم مطبوعاتى است كه امروز بعضى از مطبوعات در پيش گرفتهاند!»
در اين زمان نيز برخي اقدامات تلخ مشابه سالهاي روزنامههاي زنجيرهاي را ميتوانيم مشاهده كنيم كه در برخي قضايا با هوچيگري تمام بر رقباي خود ميتازند و با انتخاب تيترهاي مشابه و يكدست كه گويا از يك مركز مديريت ميشوند، سعي دارند به اهداف سالهاي دوردست خود نائل آيند.
اين رسانهها در دوران رياست جمهوري محمود احمدينژاد نيز افراط را به طريق ديگر دنبال ميكردند. آنچنان كه قلم خود را به جوهر تهمت و توهين و افترا آغشته و هر آنچه سرمايه افراط بود را در صفحه روزنامهها و سايتهاي خبري منتشر ميكردند. چرا؟ چون شخصي به عنوان رئيسجمهور كشور انتخاب شده بود كه مطامع آنان را دنبال نميكرد و خلاف آنان فكر ميكرد. جالب آنكه شعار اين رسانهها در عهدي كه ديگر بايد از آن به عنوان عهد عتيق ياد كرد، «زنده باد مخالف من» بود كه البته هم در آن زمان و هم در اين زمان، اين حرف فقط در حد يك شعار بود.
قطعاً در اين زمان نيز اگر رئيسجمهور قانوني كشور كه امروز رسانههاي تندرو و افراطي سعي دارند خود را به وي نزديك كنند، كوچكترين تذكري به آنان بدهد و حرفي به زبان آورد كه خلاف ميل رسانههاي افراطي اصلاحطلبان باشد، هنوز آن حرف به پايان نرسيده، جناب آقاي روحاني بايد منتظر تيزي قلمهاي خنجرگونه نويسندگان افراطي روزنامههاي اصلاحطلب باشد؛ زيرا اساساً اين افراطيون ثابت كردهاند كه در عقايد آنها، بهترين مخالف و منتقد، آن مخالف و منتقدي است كه اگر دم از انتقاد زد، بازدم او در سينه بماند تا بميرد!
فتنه 88 اوج افراطيگري رسانههاي اصلاحطلبدر طول تاريخ افراطيگري رسانههاي اصلاحطلب كه امروز مدعي اعتدال در جامعه شدهاند، فتنه 88 نقطه پررنگي از افراط آنان را نمايان كرده است؛ فتنهاي كه تماماً افراط بود و عدهاي قصد داشتند با اردوكشي، اراده كف خياباني را به اراده ملي مردم در صندوقهاي رأي ترجيح دهند. نگاهي به تيتر برخي رسانههايي كه امروز سينهچاك دولت آقاي رئيسجمهور شدهاند، در سال 88 كه نتيجه انتخابات، محمود احمدينژاد را به عنوان رئيسجمهور تعيين كرده بود، نشان ميدهد كه اين عده براي رسيدن به مطامع خود، حد و مرزي براي افراط قائل نيستند و تا نابودي كامل منافع و امنيت ملي حاضرند بر وسعت آن بيفزايند.
امروز اگر آنان دم از اعتدال ميزنند تنها به اين دليل است كه اراده آنان بر كشور حاكم شده و شخصي رئيسجمهور مملكت شده كه اگرچه سنخيتي با جبهه افراطيون ندارد، اما ادعا دارند حاصل فعاليت و تبليغات رسانهاي آنان است. از اين رو مدام سعي دارند هرگونه تلاش طرف مقابل خود را به افراط تعبير كنند، اما يقيناً اگر روزي كوچكترين تذكري از رئيسجمهور بگيرند و از ايشان بشنوند كه اعتدال اين نيست كه در رفتار شماست، «اعتدال» را نيز به «افراط» تعبير خواهند كرد و آنقدر با چوب افراط بر اعتدال ميكوبند كه اين دولت نيز آماج حملات رسانهاي آنان شود و هر توهين و تهمت و افترايي نثار دولت گردد، بنابراين شايد فعلاً راهي در برابر آنان نباشد غير از تحمل و نصيحت مقابل رفتار افراطي آنان كه همچون كودكان اگر به هر آن چيز كه ميخواهند دست نيابند، به قدري جيغ و فرياد ميكشند كه طاقت هر فرد پرظرفيت و معتدلي را هم به سر ميآورند.